پست‌ها

نمایش پست‌ها از December, 2005
ادامه بحث شيرين حمام:وقتی وارد قسمت داخلی حمام ميشدی چشمت به قيافه آشنای همسايه ها و اهالی محل ميافتاد که هريک مشغول کاری بودند. مش کرم، ميوه فروش سرکوچه، داشت کيسه ميکشيد و مرتبا کيسه اش را مجهز به لايه ای از سفيداب ميکرد. شاطر عبدل يعنی همان شاطر نانوايی سنگکی روی سکو نشسته بود و دلاک داشت براش کف صابون درست ميکرد. روی بدن شاطر عبدل خالکوبی شده بود. روی بازويش تصوير يک قلب که نيزه ای از داخل آن عبور کرده بود ديده ميشد. روی مچ دستش نوشته بود ” عشق من ليلا“ و بر روی دست ديگرش نوشته بود” اين هم بگذرد“.از همه ديدنی تر برای ما بچه ها ديدن قيافه پيشنماز مسجد محله مان بود. با اون قيافه تپل و مپل و شکم برآمده ، کله ای با موهای تراشيده و يک ريش بلند و توپی. همه به حاج آقا سلام ميکردند و برای کيسه کشيدن پشت حاج آقا به او تعارف ميکردند. حاج آقا بعد از کيسه کشی و ساييدن پاشنه پا با سنگ پای قزوين، بلند ميشد و در حالی که در دستش بسته کوچکی به رنگ سيمان آبيک بود به درون يکی از اون سلولهای مخصوص ميرفت و حداقل نيم ساعت اونجا بود. اون زمانها من نميدونستم توی اون سلول مخصوص چيکار ميکنند که اينقدر طول …
حمام عمومی:

روزهای جمعه که ميشد، صبح زود پدرم مرا از خواب بيدار ميکرد و ساک حمام را که از قبل توسط مادر آماده شده بود برميداشت و به حمام عمومی محله ميرفتيم. اون موقع ها برايم خيلی عجيب بود که چرا فقط روزهای جمعه به حمام ميرويم و نه روزهای ديگه؟ بابام ميگفت: فقط روزهای جمعه حمام مردانه است و بقيه روزها زنانه ميشه.

حمام عمومی محله ما در انتهای کوچه ای قديمی قرار داشت. ديوار خانه ها همگی کاهگلی و مرتفع بودند. شايد هم مرتفع نبودند ولی چون ما اون موقع بچه بوديم آنها را مرتفع ميديديم. نميدانم چرا اکثر حمام های قديمی چند تا پله از سطح کوچه پايين تر بودند. در قسمت ورودی همه حمام های عمومی يکی دو تا لنگ قرمز بصورت مورب نصب کرده بودند.

قسمت پشتی حمام های عمومی بصورت يک خرابه ای بود که هميشه از آنجا دود غليظی بهوا برمی خاست. مثل راکتورهای اتمی.

يک نفر هم بود که با لباسهای سياه و روغنی که هميشه اون بالای حمام بود. ظاهرا اوپراتور آتشگاه حمام بود ولی برای ما بچه ها وجود اون مرد سياه و روغنی يک معما بود. او با هيچکس حرف نميزد. هميشه اون بالا بود. يکی از بچه های محل ميگفت خوش بحال اون آقاهه. روزهای هفته …
نامه خداوند:بسمه تعالیجناب آقای احمدی نژادرئيس جمهور محبوبحسب درخواست آقای مصباح يزدی از این درگاه احديت بدينوسيله آقای سید کاظم وزیری هامانه را بعنوان وزير نفت معرفی مينماييم. اميد است از مشاراليه در وزارت نفت به نحو مطلوب استفاده گردد. گرجه نامبرده زبان کفار نميداند و درباره نفت چيزی حاليش نيست ولی عيبی ندارد ما خودمان هواتون رو داريم چون با شما قرارداد همکاری بسته ایم.
ضمنا اون هاله ای که چند ماه پيش قبل از سفر به خارجه قرض گرفتی چی شد؟ فورا آنرا تحويل انبار بيت مقام ولايت فقيه که نماينده انحصاری ما در زمين است بدهيد و رسيد دريافت داريد.والسلامعرش الهی - خداوند متعالرونوشت: آقای مصباح يزدی جهت اطلاع و پيگيری : آقای امام زمان جهت هماهنگی با نمايندگانش در مجلس برای رای اعتماد : آقای گلپايگانی انبار دار بيت رهبری جهت دريافت هاله
قدردانی از مسولين: بپاس خدمات ارزنده مسولين جمهوری اسلامی که در تاريخ معاصر ايران بينظير است و بخاطر دسته گلی که تا بحال بر سر مردم ايران زده اند قرار شده مراسم تجليل و تکريم جداگانه ای برای تک تک آنها برگزار شود. تنها مشکل برگزار کنندگان اينگونه مراسم پيدا نکردن القاب و عناوينی همچون ” مردی با عبای شکلاتی“ متناسب اين شخصيتهای تاريخی است که بنده حقير سراپا تقصير اين عناوين را برايشان فی البداهه نوشته و تقديم ميکنم:خاتمی - مردی با عبای شکلاتیاحمدی نژاد - مردی با لامپ مهتابیخامنه ای - مردی با حرفهای توخالیشاهرودی - مردی با شناسنامه عراقیجنتی - مردی با زير شلواری گِلیابطحی - مردی با عمامه گلابیکروبی - مردی با کفشهای دمپايیهاشمی - مردی با ريش بلوری ( در بعضی از نسخ خطی آمده است: مردی با زیر پوش رکابی)
فائزه هاشمی - دختری با کفشهای کتانیحسنی اروميه - مردی با تراکتور زراعی
استفتائات:س: آيا بوسيدن زن نامحرم از روی چادر يا از راه دور حلال است؟ج: اگر به قصد قربت باشد جايز است .س: فرق بوسه با ماچ چيست؟ج: ماچ از روی لپ است و کار مامانهاست و بوسه از روی لب است و کار اوليا است.س: اگر خانمی که حجاب سفت و سختی دارد و بطوری که گوشه چادرش را هم با دندان ميگيرد و در نتيجه لبانش معلوم نيست را بخواهيم بوس کنيم از نظر شرعی چه راه حلی پيشنهاد ميکنيد؟ج: مشار اليها را کمی قلقلک دهيد نيشش باز ميشود. انشاء الله ضمنا به توضيح المسائل ايرج ميرزا رجوع شودس: در عمل سياسی-الهی بوسيدن کداميک از طرفين لذت ميبرند؟ فاعل يا مفعول؟ج: تلذذ در عمل بوسه برای طرفين بالسويه استس: ثواب بوسه جماعت زيادتر است يا بوسه تکی؟ج: برعکس نماز جماعت، ثواب بوسه تکی با صفاتر است.س: مدت انجام بوسه چند دقيقه است؟ج: متغير است. بوسه بايد آنقدر طولانی شود که منجر به نتيجه شود. مال بعض ها طرفة العينی (چشم بهم زدن) است و مال بعضی ديگر به اندازه عمر نوح.س: بر اساس شنيده ها ی ما ، علما و طلاب محترم به درنده و خزنده و چرنده هم رحم نميکنند. ميشه بفرماييد نحوه بوسيدن جوجه تيغی چگونه است؟ ما هم ميخواهيم يه …
فضيلت بوسه :بدان و آگاه باش که بوسيدن نامحرم از گناهان کبيره است مگر اينکه در راه خدا باشد و به نيت باز کردن گره ای از مشکلات خلق خدا. در روايات متواتر آمده است که ثواب و فضيلت يک بوسه با نيت خالص هزار بار بالاتر است از شمشير زدن در ميادين جنگ و پياده به حج رفتن. بخاطر همين فضيلت است که علمای بزرگ بجای رفتن به ميادين جنگ در خانه ميماندند و به ماچ و بوسه میپرداختند و اجر و ثوابی بمراتب عالی تر نصيبشون ميشد. از ابو مشنگ فرانسوی (رحمة الله عليه ) نقل شده است که فرمود بر شما باد بوسه فرانسوی، و آن تطويل نمودن و لفت دادن در اين عبادت بزرگ است تا زمانی که منجر به غسل گردد. خدا نيامرزد مردی را که مثل جوجه که به دانه ميزندو نوکش را فورا برميدارد عمل پر فضيلت بوسه را سرسری بگيرد و آنرا لفت ندهد. عمل بوسيدن آداب و شرايطی دارد. اول نيت است. دویم توالی است و سيم تناسب.نيت که معلوم است. اگر لب شما سهوا به لب يه خانمی بخورد موجب غسل نميشود و بنا به احتياط واجب بايد اعاده گردد و کفاره هم دارد.
شرط بعدی توالی است. در حديثی نقل شده که اگر خانمی وارد آسانسور شد و به شما سلام کرد و يا در خيابان از شما …
خانم دکتر:امروز ميخوام ماجرای يه خانم دکتر رو براتون تعريف کنم تا ببينيد ما چقدر خام و دهاتی هستيم.چند وقت پيش يکی از همکاران سابقم در ايران زنگ زد و گفت يکی از فاميلهای خانمش داره مياد کانادا واسه ادامه تحصيل. از من خواست به اين خانوم دکتر کمک کنم که موقع ورود به يه کشور غريب اموراتش رو رتق و فتق کنم و جا و مکانی براش رديف کنم و خلاصه کمکش کنم تا در اينجا مستقر بشه.من که اون خانوم رو اصلا نديده بودم و نميشناختم ولی بخاطر گل روی همکار سابق گفتم باشه هر کاری از دستم بربياد با کمال ميل در خدمتيم و از اينجور تعارفات معمول.يه روز يه خانومی به موبايل ما زنگ زد و گفت من خانم دکتر فلانی هستم و فردا ساعت ۷ شب به فرودگاه تورنتو ميرسم. از من خواست بيام فرودگاه. صدای اون خانوم اينقدر دلنشين بود که من پشت تلفن حالی بحالی شدم. گفتم ای بروی تحم چشام! اصلا بخاطر شما فردا از کله صبح ميام فرودگاه منتظر شما ميشم. خلاصه دل خودمون رو حسابی صابون زديم که به به! فردا ميخوايم با يه خانوم دکتر آشنا بشيم. اون شب همش توی رويا و خيالات بودم و خوابهای رنگی می دیدم و برای فردا لحظه شماری ميکردم.صبح زود رفتم يه د…
گزارش تکان دهنده از سفر به عربستان:”.... بعد يك جلسه‌ي شام بود، همه‌ي سران نشسته بودند، ما هم با سران يكي از كشورها در گوشه‌اي نشسته بوديم، متوجه نبوديم كه شاه عربستان وارد شد، ايشان آمده بود دانه به دانه حال و احوال، ساعت 10 شب بود، يك دفعه به ما گفتند كه ايشان وارد شده، بريم بر سر ميز شام، ما كه بلند شديم برويم سراغ ايشان حال و احوال كنيم، ديديم ايشان آمد سمت ما، يك خوش و بش اوليه كرديم و ايشان در همان جا اظهار علاقه كرد كه بنشيند با هم چند دقيقه‌اي صحبت كنيم، حالا همه‌ي سران نشسته‌اند آنجا، نشستيم آنجا، تمام تلويزيون‌ها نشان مي‌داندند كه تمام سران ايستاده‌اند، ايشان اصرار كه بيا بريم اون اتاق يك گپ برادرانه‌اي بزنيم. من اينها را فضل الهي مي‌ديدم، به خصوص صدا و سيماي عربستان روز اول كه رفتيم اصلا پوشش خيلي كوچكي از اخبار ايران مي‌داد و حتي صحنه‌هاي ورود را خيلي پوشش نمي‌داد، اما در آن موقع كه با پادشاه عربستان نشسته بوديم كل تبليغات براي ايران شروع شد و دیگه هیچ برنامه دیگری نشون نمیدادند جز عکس ما، اينها همه فضل الهی بود.و اما در مورد غذا. غذايی که جلو من گذاشته بود…
جعبه سياه پيدا شد:
لاريجانی: ممكن است عامل سقوط هواپيما چيزي غير از مسايل تكنيكي باشد، ايسنابالاخره جعبه سياه هواپيمای سی -۱۳۰ پيدا شد. اين جعبه رو يکی از برادران بسيجی پيدا کرده بود و اول تصور میکرد که چمدان يکی از شهداست. وقتی صاحبش پيدا نشد اونو به آشعال دونی سر کوچه پرت کرده بود که توسط يکی از رفتگران خدوم شهرداری که قبلا خلبان هواپيما بوده و بازخريد خدمت شده پيدا شد و تحويل مقامات قرار گرفت.بعد از دريافت جعبه سياه بلافاصله آنرا بازکردند و صداهای ضبط شده بر روی آنرا با دقت گوش کردند. در ابتدا بدليل مبهم بودن صداها چيزی نفهميدند. لذا عده ای از کارشناسان صدا و سيما که متخصص تشخيص صدا هستند آمدند و آنرا با دقت بسيار گوش کردند و نهايتا موفق به تشخيص صداهای موهوم شدند.بر اساس نظريه کارشناسان، منشا اون صداهای عجيب و غريب که مثل صدای بمباران يا صدای آتش بازی چهارشنبه سوری بوده از محل دستشويی هواپيما بوده که گاهی با صدای شُرشُر آب همراه بوده.کارشناسان مطمئن هستند که چند دقيقه قبل از سقوط هواپيما يکی از شهدا (يعنی همان مسافرين سابق)، ميره دستشويی. از مهيب بودن صداها مشخص است که اون شهيد عز…
مصاحبه ورزشی:خبرنگار ورزشی: حضرت آیة الله حسنی الکانادایی! همانطور که مستحضريد قرعه کشی فيفا در مورد تيمهای صعود کننده به جام جهانی پايان يافت و ايران با پرتغال، مکزيک و آنگولا در يک گروه قرار گرفتند. از آنجا که حضرتعالی از کارشناسان ورزشی هستيد و سالها در تيم منچستر يونايتد اردبيل توپ جمع کن بوديد ميخواستيم نظر حضرتعالی را در مورد اين گروه و دور نمای بازيهای ايران جويا شويم.آيه الله ملا حسنی: عرضم بحضور انور شما، طبق سنوات گذشته بازهم ايران در گروه مرگ قرار گرفت. يعنی مع الاسف هر سه تيم ديگر اين گروه از ما قوی ترند ولی بحول قوه الهی و دعای مقام معظم رهبری ما با شکست همه ابرقدرتها بعنوان سرگروه به مرحله بعد ميرويم.خبرنگار ورزشی: آخه چطور ممکنه حاج آقا؟ بسياری از کارشناسان معتقدند ايران از هر سه تيم شکست ميخوره و حذف ميشه انوقت حضرتعالی ميفرماييد ما سرگروه ميشيم؟آیة الله ملا حسنی: اينها حرفهای دشمنان اسلام است. خدا با ماست. اصلا خدا با ما يه قوم و خويشی و قرابت خاصی دارد که با ديگر بندگانش ندارد. مگر نشنيدی اون شاعر شيرين سخن گفته: دست خدا بر سر ماست/ سيد علی رهبر ماست؟خبرنگار ورزشی: …
تعیین تکلیف برای خداوند:سردار باقر زاده گفت: موضوع شهادت کشته شدگان سانحه هوايی از هر حيث کاملا قطعی است (منبع خبر)زمان: روز قيامتمکان: سر پل صراطخداوند - اوهوی عمو کجا؟ سرتو همينجوری انداختی پايين داری ميری بهشت. بليط ات کو؟کشته شدگان- ما جزو سهميه شهيدان هستيمخدا- شهيدان کدوم عمليات؟کشته شدگان- عمليات نبود مانور بود. يعنی ما قرار بود بريم مانور. ولی نشدخدا- مانور قبول نيست بايد حتما در خط مقدم جنگ واقعی آنهم در راه خدا باشه. مگه نميدونيد بهشت را به بها بدهند نه به بهانه؟کشته شدگان - چی چی رو قبول نيست. بخشنامه دولت رو مگه نخوندی؟ خود سردار باقر زاده گفته!خدا - باقرزاده کدوم خری ديگه؟ ما يه عَين الله باقرزاده ميشناسيم که توی فيلمای صمد بازی ميکرد. اونو ميگی؟کشته شدگان - نه بابا! يکی از همون سردارای سپاه و رفیق صمیمی برادر احمدی نژاد.خدا - يه بار ديگه اسم اون کسخل رو بياری همچی ميزنم که از روی اين پل صراط بيفتيد توی جهنم پیش آخوندا. حالا کار جمهوری اسلامی به جایی رسیده که داره برای ما تعیین تکلیف میکنه که کی میره بهشت و کی میره جهنم. مگه ما اینجا دسته بیلیم؟
اما شما ايرونی ها سه…
يک پيشنهاد ادبی:اروپایی ها قطعه ای از خاکشان را در اختیار صهیونیست ها قرار دهند تا هر دولتی می خواهند تشکیل دهند (از فرمايشات گهربار احمدی نژاد)دوستان! ميدونيد که من آدم بی ادبی نيستم. همه سعی و تلاشم اين است که از کلمات سخيف و بی تربيتی در مورد افراد استفاده نکنم ولی بعد از اين چرت و پرت های اخير آقای رئيس جمهور ميخواهم با اجازه همه شما، از اين به بعد ، اين مردک را به لفظ ” کسخل“ صدا کنم و لذا هربار که به اين کلمه برخورديد بدانيد منظور همون کسلخله ديگه! اصلا اگر شما به دیکشنری فارسی به فارسی مرحوم دهخدا مراجعه کنيد می بينيد معنی کلمه کسخل ، احمدی نژاد است. خودم ديدم!آقا جون! فکر نکنيد اين کلمه حرف بی تربيتی است. اين کلمه اصلا ربطی به خل بودن اونجای طرف ندارد. شاهدش هم اين است که اين کلمه مذکر و مونث نمی شناسد. مثل کلمه کسوف يا کسينوس زاويه ، يک کلمه علمی است که استفاده از آن هيچ عيبی هم ندارد.آخه کدوم آدم عاقلی ميگه اروپايی ها يک قطعه از خاک خودشون رو به اسرائيل بدن تا اينا برن اونجا!؟ جون من يه بچه کودکستانی هم عقلش ميرسه که اين حرف چقدر مزخرفه اونوقت اين کسخل از طرف يک ملت ميره اين…
فارسی و وبلاگ نويسی:محاوره نويسی و بی تکلف نوشتن در متون قديم و جديد ما وجود داشته ولی با ظهور وبلاگ ها به اوج و شکوفايی خودش رسيد. بسياری از وبلاگهای فارسی به شيوه محاوره ای نوشته ميشود. خود من اين قالب نوشتن را برای نوشتن طنز و مطالب غير جدی خيلی مناسب ميدانم ولی در خلال نوشتن به مشکلات مختلفی برخوردم که امروز يکی از آنها را برايتان مينويسم:آقا جون! زبان فارسی در محاوره نويسی مشکل داره. خوب کار نميکند. بايد آپ گريد بشه.بايد اون حاج ابوالقاسم که ميگفت: بسی رنج بردم در اين سال سی/ عجب زنده کردم بدين پارسی رو احضار کنيم تا مشکل زبان فارسی رو برای وبلاگ نويسان محاوره نويس حل کنه.در زبان فارسی، معمولا ما فتحه و کسره و ضمه نميگذاريم و کلمات را همانطوری مينويسيم و ميخوانيم و فقط در اثر عادت و تکرار، تصوير تک تک کلمه های متداول در مغز ما حفظ شده و هربار که چشم ما آنرا ميبيند فورا آنرا از بايگانی مغز بيرون مياورد و به ما ميفهماند اين کلمه چيست و چگونه تلفظ ميشود و چگونه خوانده ميشود.از آنجايی که شما خواننده متون فارسی ،عادت به کلمات مورد استفاده در مکاتبات رسمی کرده ايد با ديدن ک…
تاسف:بنظر من علت اصلی فراوانی سوانح هوايی در ايران، کمبود قطعات و تجهيزات نيست بلکه کمبود عقل است.همين!
روز جهانی ايدز:من هم به نوبه خود ميلاد مسعود ايدز رو به همه شما خواهران و برادران تبريک عرض ميکنم و از خداوند متعال شفای بيماران را مسئلت مينمايم.و اما در مورد گراميداشت ايدز، نکاتی هست که بايد به آن توجه شود. نکته اول زنده نگه داشتن اين ايام الله است. بايد برادران و خواهران حزب اللهی و طلاب حوزه ها در اين مبارزه پيشقدم باشند. شما برادران و خواهران طلبه همچنان که در مقاطع مختلف هربار اسلام را در خطر ديديد کفن پوشيده به صحنه آمديد اين بار هم بايد وارد کارزار شويد منتها ديگر لازم نيست کفن بپوشيد بلکه همه تون کاندوم بپوشيد و به خيابانها بياييد و شعار بدهيد ”لبيک يا خامنه ای“.نکته ديگر اين است که بدانيد ايدز يک بيماری نيست بلکه دسيسه دشمن است. بعضی از روشنفکران غرب زده خيال ميکنند با استفاده از کاندوم ديگر ايدز نميگيرند در صورتيکه نميدانند دشمن ممکن است با يه سوزن ته گرد بعضی از کاندوم ها را سوراخ کرده و با بسته بندی های فريبنده شما جوانان متدين را مبتلا به ايدز نمايد. لذا من در همين جا به شما توصيه ميکنم قبل از انجام هر عمليات منافی عفت، کاندوم تون رو مثل بادکنک باد کنيد تا م…
کشف قانون جاذبه زمين:يه روز احمدی نژاد رفت زير يه درخت سيب نشست و منتظر شد تا يه سيب از اون بالا بيفته و باعث بشه احمدی نژاد هم قانون جاذبه زمين رو دوباره کشف کنه.روز اول از کله سحر تا غروب آفتاب هرچه نشست خبری نشد و سيبی نيفتاد.روز دوم هم از بوق سحر تا نيمه شب نشست بازهم خبری نشد. بلند شد يه لگدی به درخت زد تا شايد يه سيبی ،چيزی، بيفته ولی بازهم فايده ای نداشت. در اثر لگد پرانی انگشت کوچيکه پايش دچار مهرورزی شد. خلاصه اون شب خسته و کوفته به خونه برگشت.روز سوم هم از طلوع آفتاب تا ظهرخبری نشد.در اين موقع حوصله اش ديگه سر رفت يه چوبی برداشت و پرت کرد توی شاخ و برگهای اون درخت. ناگهان در کمال تعجب و ناباوری يه سيبی افتاد درست روی کله اش. وقتی هوش اومد با خودش گفت: خب، چرا اين سيب به سمت پايين حرکت کرد و به کله من خورد؟؟؟ حتما يه حکمتی در اين کار هست. شايد خداوند عنايت ويژه ای به من دارد. لابد امدادهای غيبی پشت اين جريان خوابيده.فوری کفش و کاپشنش رو پوشيد و رفت خدمت آقای جوادی آملی. اينطوری ماجرا رو تعريف کرد:”.... روز اول هرچه نشستيم خبری نشد. ما گفتيم اين کار بايد انجام بشه. …