کشف قانون جاذبه زمين:

يه روز احمدی نژاد رفت زير يه درخت سيب نشست و منتظر شد تا يه سيب از اون بالا بيفته و باعث بشه احمدی نژاد هم قانون جاذبه زمين رو دوباره کشف کنه.

روز اول از کله سحر تا غروب آفتاب هرچه نشست خبری نشد و سيبی نيفتاد.

روز دوم هم از بوق سحر تا نيمه شب نشست بازهم خبری نشد. بلند شد يه لگدی به درخت زد تا شايد يه سيبی ،چيزی، بيفته ولی بازهم فايده ای نداشت. در اثر لگد پرانی انگشت کوچيکه پايش دچار مهرورزی شد. خلاصه اون شب خسته و کوفته به خونه برگشت.

روز سوم هم از طلوع آفتاب تا ظهرخبری نشد.در اين موقع حوصله اش ديگه سر رفت يه چوبی برداشت و پرت کرد توی شاخ و برگهای اون درخت. ناگهان در کمال تعجب و ناباوری يه سيبی افتاد درست روی کله اش. وقتی هوش اومد با خودش گفت: خب، چرا اين سيب به سمت پايين حرکت کرد و به کله من خورد؟؟؟ حتما يه حکمتی در اين کار هست. شايد خداوند عنايت ويژه ای به من دارد. لابد امدادهای غيبی پشت اين جريان خوابيده.

فوری کفش و کاپشنش رو پوشيد و رفت خدمت آقای جوادی آملی. اينطوری ماجرا رو تعريف کرد:

”.... روز اول هرچه نشستيم خبری نشد. ما گفتيم اين کار بايد انجام بشه. روز دوم بازهم خبری نشد باز ما گفتيم اين کار بايد انجام بشه. خدمت آقا رفتيم ايشون هم گفتند اين کار بايد انجام بشه و بايد سيبی بيفته. خلاصه روز سوم رفتيم. همينکه ما نشستيم از امدادهای غيبی يه سيبی از آسمان اومد بسمت ما. اين که ميگم از آسمون اومد اغراق نميکنم ها. خيلی عجيب بود. يه سيب يعنی ميوه بهشتی، توی روز روشن از آسمون بيفته اونهم درست روی سر ما(در اين موقع آقای جوادی آملی هی ميگه: الله اکبر! جل الخالق! ماشاء الله!). خلاصه خيلی عجيب بود. يکی از رفقا به من گفت همينکه اون سيب خورد توی کله تو ،تو گفتی آخ ملاجم! البته من خودم هم اون رو احساس کردم ولی به روی خودم نياوردم. ديدم همه سيبا روی درخت چسبيدند و پايين نمی افتند . مثل اين بود که يه نيروی خارق العاده ای مثل چسب دوقلو اونا رو نيگه داشته. از اينجا فهميدم که اين همان نيروی جاذبه زمين است که با رهنمودهای مقام معظم رهبری و مساعدت شورای نگهبان توسط من کشف شد.“

0 Responses

ارسال یک نظر