فارسی و وبلاگ نويسی:

محاوره نويسی و بی تکلف نوشتن در متون قديم و جديد ما وجود داشته ولی با ظهور وبلاگ ها به اوج و شکوفايی خودش رسيد.

بسياری از وبلاگهای فارسی به شيوه محاوره ای نوشته ميشود. خود من اين قالب نوشتن را برای نوشتن طنز و مطالب غير جدی خيلی مناسب ميدانم ولی در خلال نوشتن به مشکلات مختلفی برخوردم که امروز يکی از آنها را برايتان مينويسم:

آقا جون! زبان فارسی در محاوره نويسی مشکل داره. خوب کار نميکند. بايد آپ گريد بشه.

بايد اون حاج ابوالقاسم که ميگفت: بسی رنج بردم در اين سال سی/ عجب زنده کردم بدين پارسی رو احضار کنيم تا مشکل زبان فارسی رو برای وبلاگ نويسان محاوره نويس حل کنه.

در زبان فارسی، معمولا ما فتحه و کسره و ضمه نميگذاريم و کلمات را همانطوری مينويسيم و ميخوانيم و فقط در اثر عادت و تکرار، تصوير تک تک کلمه های متداول در مغز ما حفظ شده و هربار که چشم ما آنرا ميبيند فورا آنرا از بايگانی مغز بيرون مياورد و به ما ميفهماند اين کلمه چيست و چگونه تلفظ ميشود و چگونه خوانده ميشود.

از آنجايی که شما خواننده متون فارسی ،عادت به کلمات مورد استفاده در مکاتبات رسمی کرده ايد با ديدن کلماتی که به نگارش محاوره ای نگارش شده معمولا هنگام خواندن آنها دچار مشکل ميشويد و مثل تريلی های نفتکش بايد چند بار جمله ها را جلو و عقب کنيد تا درست معنا و منظور کلمه برايتان جا بيفتد و بخاطر چنين مشکلی يک نويسنده محاوره ای نميداند چه خاکی توی سرش بريزد.

مثلا فرض کنيد من ميخواهم اين جمله ”دو نفر با هم دعوا ميکردند“ را به زبان محاوره بنويسم. اگر کلمه دعوا را بکار ببرم که ديگر محاوره نيست اگه بخواهم آنرا بصورت” دوا“ بنويسم(دقيقا همانطور که همه ما ميگوييم) ذهن خواننده به دارو و درمان ميرود.

يا مثلا اين جمله: اين مثل اين ميماند که....

اگر بخواهيم محاوره ای بنويسيم بايد بنويسيم: اين مثل اين ميمونه که ....

ميبينيد کلمه ميمونه شما رو ياد همون حيوون روی درخت نارگيل و شبه رئيس جمهور می اندازه که فرسنگها با منظور نويسنده فاصله دارد.

وخيلی کلمات ديگر و مثالهای ديگر.

تجربه من اين استکه در محاوره نويسی برای اينکه خواننده را گيج نکنيم بهتر است صددر صد محاوره ای ننويسيم بلکه ترکيبی از محاوره و کتابت را بکار ببريم.

تا ببينيم يه شير پاک خورده ای پيدا ميشه يه فکری برای اين مشکل کنه

0 Responses

ارسال یک نظر