پست‌ها

نمایش پست‌ها از February, 2006
تصویر
يادداشتهای روزانه (۹):(برگرفته از دفترچه خاطرات رئيس جمهور محبوب)امروز خيلی روز خوبی بود. صبح زود توی اتوبان کرج پنچر کرديم. تا راننده مشغول گرفتن پنچری شد گفتم: اين اطراف يه جايی نيست ما سرزده بريم بازديد کنيم؟ بايد از وقت استفاده کرد. گفتند: اين اطراف فقط استاديوم آزادی هست که آنهم جمعيتی توش نيست. گفتم عيبی نداره. بريد جلو اتوبوس های تهران قزوين را بگيريد و مردم رو ببريد اونجا. بگيد رئيس جمهور محبوب ميخواد بياد پول نفت رو تقسيم کنه.خلاصه پياده رفتيم اونجا. نگهبان استاديوم نگذاشت وارد بشيم. مجبور شديم از لابلای نرده های آهنی خودمون رو رد کنيم داخل. خلاصه سرزده رفتيم اونجا. ديديم بچه های تيم ملی دارند تمرين ميکنن. تا چشمشون به ما افتادشروع کردند شعار بمب اتم حق مسلم ماست را دادند. خيلی کيف کرديم. همه شون را جمع کردم و براشون در مورد اسرائيل صحبت کردم. گفتم همه دروازه بانهای تيم های دنيا صهيونيست هستند. اونها نميگذارند شما گل بزنيد. ولی شما بايد به خدا توکل کنيد . موقع زدن پنالتی چشم هاتون راببنديد و آيه الکرسی بخوانيد و ضربه بزنيد. بعد خودم چند تا ضربه پنالتی زدم ولی چون زمين استادي…
تشکر از جمهوری اسلامی:بنام خداخدمت حکومت جمهوری اسلامیسلام عليکماينجانب ملا حسنی وبلاگ نويس مقيم عتبات عاليات کانادا از طرف خود و جمعی از وبلاگ نويسان داخل و خارج مراتب تشکر و قدردانی خويش را نسبت به کشته نشدن خانم الهام افروتن اعلام ميداريم و وظيفه خود ميدانيم که از اين اقدام بينظير شما سپاسگزاری کنيم.بر همگان واضح و مبرهن است که هر حکومتی ميتواند هر وقت عشقش کشيد هرکدام از شهروندانش را دستگير کند و يا زندانی نمايد و اينقدر او را بزند تا کشته شود. اين حق هر حکومتی است و از قديم گفته اند چارديواری و اختياری. لذا به محض زندانی شدن اين الهام خانوم ما انتظار داشتيم که شما او را هم مثل زهرا خانوم بکشيد ولی با کمال تعجب شما از اين حق خودتان استفاده نکرديد و او را نکشتيد. واقعا اين کار شما جای قدردانی دارد و اصلا ما نميدونيم چطوری ميتونيم اين لطف شما را جبران کنيم. خدا خيرتان دهد.راستش را بخواهيد در اون ماجرای زهرا کاظمی هم تقصير خود زهرا خانوم بود. اينقدر استخوان جمجمه اش ضعيف و نازک بود که با اولين ضربه جسم سخت، مثل کاسه بشقاب چينی سرش جرينگی شکست. زن که نبايد اينقدر کله اش نا…
احکام شرعی آنفولانزای مرغی مسئله ۲۶۷۸۹۰۴۶۵ ) اگر مرغی مرتبا عطسه کند و آبريزش بينی داشته باشد و همچنين موقع آب خوردن و يا قورت دادن لقمه، گلويش سوزش کند بنا بر احتياط واجب آن مرغ سرما خورده و آنفولانزا گرفته است و لازم است صاحبش لباس گرم بپوشد و قرص سرماخوردگی بخورد .
مسئله ۶۴۷۸۹۰۲۳۴۵ ) اگر مرغ يا خروسی قبل از طلوع فجر آنفولانزا گرفت و جنب شد مستحب است صاحبش به نيابت از آنها به حمام برود و غسل ارتماسی بجا آورد .
مسئله ۷۶۵۴۸۹۳۴) اگر مرغی شک کند که آيا آنفولانزا گرفته يا ديسک کمر نبايد به شکش اعتنا کند و قُدقُدش را بکند .
مسئله ۹۸۶۴۸۷۸۳۷۳) اگر تخم گذار (يعنی همان مرغ آنفولانزايی تخم کن) شک کند که موقع تخم کردن رو به قبله بوده يا پشت به قبله بنا بر احتياط واجب تخمش باطل است و بايد اعاده گردد و اگر قادر به آن نيست بر عهده صاحبش است که تخم کند .
مسئله ۹۰۰۰۰۰۱ ) خوردن گوشت مرغی که در دوران آنفولانزايی است جايز نيست مگر به اذن حاکم شرع و دو نفر مجتهد عادل و عاقل. همچنين است طبخ زرشک پلو با مرغ و جوجه سوخاری و قس عليهذا .
مسئله ۷۸۹۶۵۴) قوقولی قوقو کردن خروسی که مرغش مبتلا به آنفولانزا شده حرام است و شني…
آنفولانزای مرغی:همه کشورهايی که تاکنون در معرض شيوع آنفولانزای مرغی قرار گرفته اند تمهيدات وسيعی را عليه اين ويروس خطرناک تدارک ديدند تا شايد دامنه خسارت اين بيماری را محدود و يا کنترل کنند. اما در ايران قضيه فرق ميکند. مسولين حکومت ايران از اين قرتی بازی ها و برنامه ريزی و آموزشهای عمومی و واکسيناسيون و غيره دل خوشی ندارند و اصلا توی اين مايه ها نيستند.حالا ميخواهيم سناريو برخورد با آنفولانزای مرغی را در ايران اسلامی بررسی کنيم:در ابتدای امر ، مسولين مملکت اصلا نميدونند که آنفولانزای مرغی ديگه چه صيغه ای است. فکر ميکنند لابد مرغ و جوجه ها سرما خورده اند و آنفولانزا گرفته اند و آبريزش بينی دارند. تا دو سه هزار نفر کشته نشوند متوجه قضيه نميشوند.تازه بعد از اينکه اين دو سه هزار نفر کشته شدند، تا مدتها سخنگوی دولت و وزارت خارجه آنرا بشدت تکذيب ميکنند. بعد که ديدند خيلی سه شد می آيند اول عزای عمومی اعلام ميکنند. مراجع عظام کشته شده ها را شهيد اعلام ميکنند. در تشييع جنازه آنها ، همه مسولين شرکت ميکنند. در اين مراسم سی چهل نفر زير دست و پا کشته ميشوند. دوباره عزای عمومی اعلام ميش…
يک خاطره:قهوه نوشيدن در اين کشور گل و بلبل کانادا خيلی متداوله. همه مردم تقريبا به آن معتادند. اگر شما صبح در خيابانهای تورنتو مردم را زير نظر بگيريد ميبينيد اکثرشون ليوان بدست به محل کار خود می روند. خلق الله کانادايی جلو قهوه خونه های زنجيره ای برای خريد يه ليوان قهوه صف ميکشند. اصلا اگه يه کانادايی در روز چند ليوان قهوه نخورد ممکن است دچار بيماری کمبود خونی شود! آخه خون اونها قهوه ايه!من روزهای اولی که به کانادا آمده بودم از ديدن اين همه قهوه خوردن حالم بد ميشد. با خودم ميگفتم اصلا اينها چجوری قهوه به اون غليظی رو ميخورند؟ تصور من از نوشيدن قهوه برميگشت يا به نوشيدن قهوه در مجالس ترحيم يا به شبهای امتحانات.ما که در ايران اصلا اهل قهوه خوردن نبوديم. قهوه را فقط در مجالس ترحيم ميخورديم که مزه تنباکو ميداد. تلخ تلخ مثل زهر مار. قهوه را توی يه فنجان های فسقلی می ريختند و توی مجالس ترحيم به مردم ميدادند. شبهای امتحانات هم بعضی ها بخاطر رفع خواب آلودگی قهوه ميخوردند. البته باز من اهل اين کار هم نبودم. هنوز هم هيچوقت از وقت خواب خودم را فدای کارهای ديگر نميکنم جز يک کار که خودتون هم ميدون…
شُله زرد غنی شده:باور کنيد اين خارجی ها از دَم دروغگو و حقه بازند. از اون بچه کوچيک شون گرفته تا اون دانشمند و مخترع شون دروغ و چاخان ميگن. من نه تنها ميگم که هالوکاست دروغ بوده بلکه ميگم اصلا سفرهای مارکوپولو و اکتشافات کريستف کلمب و تثوری های انيشتين یه مشت حرف مفته و دروغ محض. اينها همه نقشه های صهيونيستهاست برای اينکه ذهن ما را مشغول اين چيزها کنند و اون وقت خودشان برند به روستاهای صبرا و شتيلا حمله کنند. خدا لعنت کنه همه اون دبيرهای فيزيک و شيمی غربزده ما رو که اين فرمولهای دروغين شيمی و فيزيک رو به ما ياد دادند و باعث گمراهی ما شدند.آقا اصلا کی گفته يک ملکول آب از دو اتم هيدروژن و يک اتم اکسيژن تشکيل شده؟ آخه کدوم عقل سالمی اين حرف رو باور ميکنه؟ اگه اينطوری بود شما بايد موقع خوردن يه ليوان آب خنک مزه هيدروژن و اکسيژن رو در دهان خودتون حس میکردید. من از شما می پرسم آيا تا بحال از خوردن آب چنين حسی رو داشته ايد؟ معلومه که نه.بقيه چيزها هم همينطوره. همه اين فرمولهای فيزيک و شيمی استعماريه. اينها رو فقط برای گول زدن من و شما درست کردند. اين دروغ ها رو باور نکنيد.ديروز يه اتفاقی اف…
بازديد سرزده از مجتمع هسته ای نطنز:بر اساس گزارش خبرگزاريها امروز رئيس جمهور محبوب بصورت سرزده از مجتمع هسته ای نطنز بازديد کرد (منبع خبر). من که نميدونم فلسفه سرزده بازديد کردن از يک مجتمع هسته ای ديگه چه صيغه اي است؟ معمولا بازديدهای سرزده مربوط به جايی است مانند شهرداری يا بانک یا بیمارستان و دادگستری و نظاير آن که ارباب رجوع زيادی دارند و تعلل و کم کاری در ارائه خدمات در آنجا به مردم باعث نارضايتی عمومی ميگردد. معمولا مسولين بدون خبر قبلی از چنين جاهايی بازديد ميکنند و به کارمندان خاطی تذکرات لازم را ميدهند. اما بازديد سرزده از مجتمع نطنز از اون حرفهاست! - خب. بگو ببينم چيکار داشتی ميکردی قبل از اينکه من بيام؟- قربان. داشتم غنی سازی ميکردم.- خب. چی رو غنی ميکردی؟- همون تحفه نطنز رو.- بارک الله. دعا برای سلامتی رهبر يادت نره.- چشم.------------------------------------------------نفر بعدی:- خب. تو داشتی چيکار ميکردی؟- داشتم سانتريفوژها رو روغنکاری ميکردم.- بارک الله. دعا برای سلامتی رهبر يادت نره- چشم. حتما.------------------------------------------------نفر بعدی:- خب تو بگو ببين…
تصویر
دفاع از اسلام به شيوه خرکی:درجايی که دولتمردان ما مغز خر خورده و در برخی غذاخوری های بين راهی گوشت خر را کباب کرده و به مردم قالب ميکنند، ديگر تعجبی ندارد که برای دفاع از اسلام از شيوه های خرکی استفاده گردد.برای سلامتی همه خرهای اسلام صلوات!

تصویر
والنتاين و عشق نافرجام: هروقت والنتاين که ميشه دلم ميگيره و تموم غصه های عالم ميشينن روی قلبم. چقدر براش کادو خريدم ولی دريغ از يک جو معرفت. گرل فرند سابقم رو ميگم. اولين بار توی يه پارتی مختلط ديدمش. يه لباس بلندی پوشيده بود. موهاشو جمع کرده بود زير يه پارچه سفيد. خيلی خوشگل شده بود. داشت اون جلو برنامه اجرا ميکرد. داشت خطبه های نماز جمعه تهرون رو ميخوند. صداش خيلی نازک بود خيلی شبيه صدای جير جيرک ولی همه کشته مرده قيافه اش بودند.ما با هم يه خورده اختلاف سنی داشتيم. مثلا چيزی در حدود پنجاه -شصت سال ولی اين دليل نميشه که عشق ما از اول غلط بوده. توی يه عشق اصيل تفاهم اخلاقی مهمتره که ما از اون هم بی بهره بوديم. من يه آدم شوخ، او يه آدم جيغ جيغوی اخمو.اصلا اهل آداب و معاشرت نبود. صدبار ميگفتم: جنتی جون، عزيز دلم، خوشگل خوشگلا، بيا ما هم مثل بقيه مردم دست هم رو بگيريم بريم بيرون يه آبگوشتی بخوريم يه سينما و پارکی بريم يه عرق سگی بزنيم يه خورده عشق و حال کنيم. اما امان از بيوفايی! دريغ از يه ذره محبت. اصلا همه گرل فرندها همينجوری اند. بخصوص اگه يه خورده خوشگل هم باشند. همينکه ميبينند يه …
شيرينی فروشی اسلامی:- آقا ببخشيد يک کيلو از اون شيرينی دانمارکی بديد.- نداريم- پس اون چيه؟ توی ويترين رو ميگم. همونجا.- اونا شيرينی محمديه- بابا جون من که ميدونم اونا دانمارکيه چرا اذيت ميکنی ؟- نه خير دانمارکی نداريم. اگه دانمارکی ميخوای برو ناصر خسرو اونجا همه جور جنس ممنوع و غير مجاز پيدا ميشه- خب پس يک کيلو از همون که گفتی بده- نداريم!- عجب بساطيه! از همون کوفت زهر ماری که گفتی يه کيلو بده بريم دنبال کارمون- نه خير نميشه. اينا واسه خوردن نيست! اينا رو اگه کسی بخوره يا گاز بزنه توهين به پيامبر ميشه. اينا رو بجای مهر نماز توی نماز جمعه استفاده ميکنن. فهميدی؟- آره.... خب.... پس حالا که اینجوره يک کيلو شيرينی خامنه ای بده
- منظورت نون خامه ايه؟- آره. نميخوام اونها رو بخورم میخوام بجای کرم صورت ازش استفاده کنم
ايرونی بازی:نميدونم معنی ”ايرونی بازی“ رو ميدونيد یا نه؟”ايرونی بازی“ در فرهنگ عاميانه به مجموعه اعمال و رفتاری ميگويند که از سوی بعضی از ايرانيان به نیت زرنگ بازی سرزده ميشود.”ايرونی بازی“ يک بازی نيست بلکه يک شيوه زندگی است، يک رفتار اجتماعی است ،يک فرهنگ است. ”ايرونی بازی درآوردن “ يعنی اينکه مثلا توی صف اتوبوس و نانوايی و بانک و پمپ بنزين و غيره از بقيه که مدتها توی صف منتظرند به لطايف الحيل از آنها جلو بزنی و کار خودت رو زودتر انجام بدهی و فلنگ رو ببندی و بزنی به چاک.”ايرونی بازی“ يعنی اينکه اگه به خارج کشور اومدی و مثلا در يک هتل اقامت کردی، موقع ترک هتل، اشياء کم ارزشی مثل حوله و شامپو و صابون ویا گلدون هتل را توی چمدانت بگذاری و با خودت ببری.”ايرونی بازی“ يعنی اگه توی فروشگاه زنجيره ای رفتی يواشکی برچسب قيمت کالای ارزونتر را با برچسب قيمت کالای گرونتر جابجا کنی و به خيال خودت با زرنگی جنس گرونتر رو ارزانتر خریدی.به اين مجموعه کارهای مشمئزکننده ميگن ”ايرونی بازی“. يعنی به حقوق ديگران اهميت ندادن و خود را زرنگ تصور کردن.متاسفانه بعضی از ما ايرانيان تحصيلکرده وقتی به خارج کشو…
يادداشتهای روزانه ۶(برگرفته از دفترچه خاطرات رئيس جمهور محبوب)توضيح: اگر اخبار دوسه روز اخير را دنبال کرده باشيد متوجه شديد که در اعتراض به آن کاريکاتور کذايی ابتدا سفارت اتريش اشتباها مورد حمله قرار گرفت و بعد که فهميدند کاريکاتور را يک روزنامه دانمارکی کشيده و نه اتريشی دو سه نوبت به سفارت دانمارک حمله کردند.************************************************************امروز حاجی بخشی به موبايلم زنگ زد و پس از کلی چاق سلامتی گفت قراره امروز بريم مسجد دانشگاه تهران جلسه سخنرانی دکتر سروش را بهم بزنيم. از من پرسيد شما هم همراه برادران انصار تشريف مياوريد؟ گفتم: نه سرم شلوغه. امروز ميخواهم به استقبال وزير خارجه کوبا به فرودگاه بروم. گفت: حاج محمود! حالا تنها تنها ميری جايی رو بهم بزنی؟ ناقلا ما رو هم خبر ميکردی. ميخوای به برادرها بگم بيان فرودگاه رو بهم بزنيم؟ گفتم: نه بابا! اين مراسم خودمونه. همه مراسم را که بهم نميزنند. بجای اينکارها بريد جلوی سفارت اون کشور اروپايی که کاريکاتور پيامبر رو کشيده. بريد اونجا و به وظيفه شرعی تون عمل کنيد.پرسيد: اون کدوم کشور اروپايی بوده که چنين…
شورای امنيت آخر دنیا نیست ولی ...:بر اساس شناخت عميقی که از روند مديريت آب دوغ خياری کشور در مقابله با بحران های سياسی داريم براحتی ميتوان پيش بينی کرد که قطعا تا چند ماه يا کمتر از يکسال آينده کار پرونده هسته ای به تحريم های گسترده عليه ايران منجر خواهد شد. لذا ما از هم اکنون خودمون را بايد آماده چنين چيزهايی کنيم:- مکيدن سماق جهت رفع گرسنگی در سه وعده صبح و ظهر و شب- روشن کردن آتش با سنگ چخماق در مواقع لزوم- شکار حيوانات در جنگلها و کوهها بوسيله تيرو کمان و کندن قِلفتی پوست آنها جهت درست کردن لباس- بالا رفتن از درخت و درست کردن پناهگاه در بالای درخت بخاطر ترس از حمله خرسها- ماهی گيری بوسيله نيزه و خوردن قورباغه های مردابها بصورت خام- پناه بردن به غارها و کشيدن نقاشی برروی ديوارهای آنجا. ضمنا وبلاگ نويسان محترم مطالبشون را روی همان ديوار غار بنويسند ولی توی اون تاريکی به همديگر لينک نديد. کار درستی نيست.- شخم زدن زمينهای زراعی با يک تيکه چوب. آرد کردن گندم بوسيله آسيابهای خرکی.(يعنی يه خر دور يه جا حرکت ميکنه و دوتا سنگ گرد را بچرخش درمياورد)- رفتن مسافرت با اسب و قاطر آنهم بصورت ک…
مصاحبه اختصاصی با احمدی نژاد:ملا: آقای رئيس جمهور محبوب! بسلامتی ظرف کمتر از پنج شش ماه از دوران مديريت شما همه دنيا عليه ايران همصدا شدند و پرونده ای را که ميتوانست خيلی زودتر به مصالحه کشيده شود به شورای امنيت فرستادند. نظر شما چيه؟احمدی نژاد: اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. الحمدلله رب العالمين.ملا: خيلی ممنون. قانع شدم. بريم سوال بعدی. من فکر ميکنم همان رفتاری که شما با ملت ايران ميکنيد يعنی مثل قرون وسطی چند نفر برای کل ايران تصميم ميگيرند همان شيوه را چند تا کشور قلدر دنيا در مورد حکومت ايران اتخاذ کرده و زورگويی ميکنند. اينطور نيست؟احمدی نژاد: الرحمن الرحيم. مالک يوم الدين. اياک نعبد و اياک نستعين.ملا: درسته! اما سوال بعدی. ديديد شما بيخودی با ريسمان پوسيده ای مثل روسيه و هند و چين به چاه رفتيد. پس حمايت آنها چی شد؟ جواب مردم رو چی ميديد؟احمدی نژاد: اهدنا الصراط المستقيم.
ملا: همينطوره که شما ميفرماييد. حالا فکر ميکنيد با اتکا به چه امکانات و ساختار اقتصادی و اجتماعی ميخواهيد با تحريم های جهانی مقابله کنيد؟ میدانید چقدر اقتصاد این کشور بخاطر این نا…
تصویر
زنيرو بود مرد را راستی:زندگی در کانادا بدليل تنفس هوای پاکیزه و همچنین نگاه نکردن به برنامه های صداو سيما و حرص و جوش نخوردن بخاطر شر و ورهای مسولین جمهوری اسلامی باعث میشه کم کم آدم تپل و مپل بشه لذا ورجه ورجه کردن در کانادا از نون شب هم واجب تره.اين ساختمانی که ما در اون زندگی ميکنيم يه ساختمان بيست و چند طبقه است که سالن ورزش و استخر و سونای آن در طبقه آخر قراردارند که معمولا معيادگاه عاشقان الله است. خانوم ها و آقايون معمولا در اينجور جاها باهم آشنا ميشن.روز اولی که من رفتم داخل سالن ورزش، ديدم چند تا از اون دستگاههايی که مثل دوچرخه هستند و طرف بايد هی رکاب بزنه تا لاغر بشه اونجا هست. ديدم من از اين قرتی بازی ها که خوشم نمياد. ورزش بايد ورزش باشه نه سوسول بازی. اين بود که رفتم دو تا ميل زورخانه ای که از ايران با خود آورده بودم را آوردم و نوار”شير خدا“ را هم توی ضبط صوت گذاشتم و شروع کردم به ميل زدن. همه از تعجب دهانشون رو بازکرده بودند و دور من جمع شدند. چند تا شون سعی کردند ميل بزنند ولی نتونستند. منظورم از میل همون وزنه های گوشکوبی شکل است و نه میل بافتنی . خلاصه با تبدیل سالن …
يادداشتهای روزانه ۵(برگرفته از دفترچه خاطرات رئيس جمهور محبوب)امروز علی آقا (لاريجانی) رو توی حسينيه ديدم. داشت واسه دسته زنجير زنها سنج ميزد. تا منو ديد کارش رو نيمه کاره رها کرد و منو يه گوشه ای برد و گفت: اخبار رو شنيدی؟ گفتم: نه مگه چی شده؟گفت: داريم بدبخت ميشيم. دارن ميفرستن مون شورای امنيت.گفتم: خب. اين که بد نيست. يعنی يه سفر ديگه می ريم نيويورک؟ آخ جون!گفت: ای بابا! ما رو ببین داریم برای کی یاسین میخونیم. ما رو نمی فرستند بلکه پرونده رو ميفرستند.گفتم: چه کسی پرونده ما را ميفرسته؟گفت: آژانس. البته آژانس کنترل فعالیتهای هسته ای وابسته به سازمان ملل و نه اون آژانس تاکسی تلفنی سرکوچه تونگفتم: حتما اشتباه ميکنی. اگه اين خبر صحت داشت حتما آقای آصفی تکذيبش ميکرد.
حرفهای امروز علی آقا خيلی روی من اثر گذاشت. تصميم گرفتم بعد از ايام محرم و صفر اخبار سياسی رو از صدا و سيما دنبال کنم ببينم کی به کيه. واقعا کی داره ما رو کجا ميفرسته؟ واسه چی؟ اصلا پرونده ما دست اونا چیکار میکنه؟
تقديم به رانندگان شرکت واحد:يادداشتهای روزانه ۴(برگرفته از دفترچه خاطرات رئيس جمهور محبوب)امروز از دفتر ”آقا“ تماس گرفتند و گفتند برای شرکت در جلسه اضطراری سران سه قوه فورا به محضر آقا بروم. دفتردار آقا گفت: مقام معظم فرمودند اگه آب هم توی دستت هست بزار زمين و فوری بيا که وضع خيلی قاراش ميشه. گفتم: الان آب توی دستهايم نيست ولی شلوارم توی دستم است که ميخواستم بپوشم. اجازه هست اينکار رو بکنم يا اون را هم بزارم زمين بيام اونجا؟ گفت: بزار زمين و خودت رو سريعا برسون اينجا.وقتی رسيدم اونجا ديدم همه سران نظام اومدند. من هم طبق معمول با يکساعت تاخير رسيدم. جلسه در مورد خبر اعتصاب رانندگان شرکت واحد بود. ابتدا مقام رهبری فرمودند: من ميدانم که اين اعتصابات کار دشمن است و اين رانندگان هم از عناصر دشمن هستند. بايد همه شان را بگيريم و بکشيم. فقط ترس من از بحرانی تر شدن اوضاع سياسی است. راه حل شما ها چيه؟آقای شاهرودی گفت: من با خشونت عليه رانندگان مخالفم. ما بايد با عطوفت و رافت اسلامی با آنها برخورد کنيم. نبايد اونها را بکشيم بلکه ابتدا کتک شون بزنیم و بعد همه را از دم اخراج کنيم و بجای آنها من يه…