بیچاره فردوسی

شاه تازه از ایران فرار کرده بود. مردم مجسمه ها را یک یکی پایین می انداختند. آخه شنیده بودند در زمان مصدق هم همین کار را کرده بودند. پایین آوردن مجسمه در ایران نماد پیروزی یک انقلاب بود
یک روز صبح زود از میدان فردوسی میگذشتم که چشمم به گروهی از هوچی گرها افتاد که پای مجسمه فردوسی جمع شده بودند و میخواستند مجسمه آن مرحوم را هم پایین بیاورند. یک کمپرسی قراضه و مقداری سیم بکسل هم برای این کار تدارک دیده بودند
با دیدن آن منظره از تعجب خنده ام گرفته بود. آخه فردوسی که بیچاره کاری نکرده. البته عده ای هم اعتراض میکردند و با اینکار مخالف بودند

عده ای میگفتند: بابا این بنده خدا شاعر بوده جزو خاندان پهلوی که نبوده. ولش کنید بیچاره رو. زبان فارسی مرهون زحمات این بنده خداست. مجسمه فردوسی الگوی احترام به ادب و ادبیات فارسی است
طرف مخالف میگفت: ما این حرفا حالیمون نیست. ما انقلاب کردیم که شاه نباشد در حالیکه اسم کتاب این آقا شاهنامه است پس طاغوتی است. انداختن مجسمه حق مسلم ماست. مرگ بر ساواکی. مرگ بر شاه . مرگ بر امریکا و شوروی

در اثنای این درگیری یکنفر فریاد زد آقای طالقانی اطلاعیه داده که هیچ جا را تخریب نکنید. بگذارید دولت خودش اگر صلاح دانست اینها را تخریب میکند.
با این حرف کمپرسی از میدان دور شد و مردم متفرق شدند.
بدین ترتیب مجسمه فردوسی از خشم انقلابی سالم دررفت
ولی تفکر آن دسته هوچی گر همچنان ادامه یافت . اگر چه آنروز آن عده از میدان فردوسی رفتند ولی چندی بعد در جلوی سفارت آمریکا جمع شدند. این تفکر باعث شد تا عده ای از سفارت امریکا بالا بروند. بفکر صدور انقلاب به کشورهای همسایه بیفتند . نتیجه این تلاشها و اقدامات هوچی گرانه نتیجه ای جز بروز جنگی ویرانگر و طولانی نمی توانست باشد
در زمان جنگ هم همین هوچی گرها شعار جنگ جنگ تا رفع کل فتنه را میدادند و با هر اقدام صلح و سازش مخالفت میکردند تا عاقبت جام زهر را به ارمغان آوردند
....این تفکر همچنان در حال هوچی گری است و کشور را به گودال هلاکت میکشاند
اگر امروز کسی بگوید مجسمه فردوسی را باید پایین بکشیم همه به او میخندند و این اقدامات را هوچی گرانه می نامند
روزی هم خواهد رسید که مردم به ریش این دلقک بازیهای سیاسی و شعار حق مسلم قهقهه بزنند
مشکل ما افراد نیست مشکل وجود این تفکر هوچی گرانه و سطحی نگر است



0 Responses

ارسال یک نظر