جوک سوسک:

اجازه هست توی وبلاگ خودمون یه جوک بنویسیم یا نه؟
بعله؟

میگن یه ایرانی تازه اومده بود خارج. طبق معمول انگلیسی اش خوب نبود ولی باز هم طبق معمول باهوش بود و لغاتی را که نمی دونست حین مکالمه از زبان خود خارجی ها می قاپید و استفاده میکرد.

این آقا میره یه زیر زمین از یه ساختمان قدیمی رو اجاره میکنه. همون روز اول ورودش به اونجا در حالیکه هنوز عرقش خشک نشده میبینه ای داد بیداد! چقدر سوسک توی اون زیر زمین خونه هست. بلند میشه میره پیش صاحبخونه. هرچی فکر میکنه میبینه معادل کلمه سوسک به انگلیسی را بلد نیست. سوسک هم که مثل بزغاله نیست که آدم اداش رو دربیاره و طرف متوجه بشه. با خودش میگه اگه صاحبخونه را بکشونم توی خونه و سوسکها رو نشون بدم از کلماتی که او استفاده میکنه میتوانم معادل کلمه سوسک را حدس بزنم.

همینکه صاحبخونه وارد مثلا آشپزخونه واقع در زیر زمین میشه و چشمش به یه عالمه سوسک می افته که دارن توی آشپزخونه رژه میروند تعجب میکنه و مثل اکثر خارجی ها میگه
Wow... Jesus
این ایرانیه هم فوری کلمه مورد نظرش را میگیره و مثلا میخواد بگه: این که چیزی نیست. بیا بقیه جاهای خونه رو ببین که چقدر سوسک وول میخوره. میگه
It is nothing. There are a lot of Jesuses inthe washroom
0 Responses

ارسال یک نظر