طرح های تشویقی :

توی محله ما یه بچه بی تربیت و پررویی بود که همه اهل محل از کوچیک تا بزرگ از دست شرارتهای اون وروجک شاکی بودند. یه بچه کاملا بی ادب و بی نزاکت. سرظهر که مردم استراحت میکردند زنگ درب خونه ها رو میزد و فرار میکرد. هرچی آت و آشغال توی سطل آشغال جلو درب خونه ها بود میریخت وسط کوچه. جیش میکرد روی ماشین مردم که توی کوچه پارک کرده بودند. دوچرخه بچه های کوچکترها را میگرفت و پنچر میکرد. به بزرگترها فحش میداد و فرار میکرد و خلاصه نظم جهانی کوچه ومحله رو بهم زده بود.

پدر و مادر این بچه شرور مثل خود ملت بزرگ ایران آدمهای شریف و بافرهنگ و نجیبی بودند و از دست اذیت و آزار این بچه شرور و بی ادب خجالت زده و درمانده شده بودند.

بزرگان محل بخوبی میدونستند که برای مهار این بچه تخس و نانجیب نمی توان چشم امیدی به پدر و مادر بیچاره داشت چون خود آنها بیش از هرکس دیگری در معرض آزارهای این بچه پررو قرار داشتند. خلاصه تصمیم گرفتند کاری بکنند و بقول معروف این بچه را خودشون ادب کنند.

اول تصمیم گرفتند یه روز توی کوچه او رو بگیرند و تا جایی که میخوره بزنند. اینقدر بزنند تا به غلط کردن بیفتد. با این طرح بعضی ها مخالفت کردند در عوض گفتند با کتک زدن که چیزی عوض نمیشه ممکنه اصلا لجبازتر هم بشه . بیایید بجای تنبیه کردن از روشهای تشویقی استفاده کرده و او را با زبان خوش ادب کنیم.
رفتند به او گفتند: بچه جان! اگه پررویی را کنار بزاری و سرت را مثل بچه آدم به زیر بیاندازی و بفکر کار خودت باشی و مردم آزاری نکنی قول میدهیم برات یه دوچرخه بخریم.
این بچه پررو قبول نکرد. یعنی دلش میخواست قبول کند ولی چون خیلی پررو بود قبول نکرد و گفت :نچ!! به شما مربوط نیست!

بزرگان محل از لج بازیهای این وروجک دیگه خسته شدند و بالاخره تصمیم گرفتند در یک بعد از ظهر تابستونی که کوچه و مجله خلوت بود اونو بگیرند ببرند یه جایی خیلی خلوت تر و چند نفری با او کاری بکنند تا دیگه از خجالت نتونه توی کوچه آفتابی بشه.
ظاهرا این روش موثرترین شیوه تربیت حکومتهای بی ادب و بی نزاکته.
0 Responses

ارسال یک نظر