چرا با براندازی مخالفم:

عرضم حضور شما برای اين حقير يک اتفاق عجيبی افتاده.
ديشب قبل از خواب حالم خوب خوب بود بجان شما.
ولی صبح که از خواب بيدار شدم يکدفعه ديدم چقدر از جمهوری اسلامی خوشم مياد!
آخه من از آن دسته افراد هستم که شب ميخوابند و صبح که بيدار ميشوند ميبينند چهارچوب فکری​شان کلا تغيير کرده و نظرات امروزشان با روز گذشته از زمين تا آسمان فرق دارد.
خب چه ميشه کرد ديگه. آدميزاده ديگه. با يک غوره سردی​اش ميشه و با يک خرما گرمی.
و اما برويم سراغ مطلب وبلاگ نويسی امروزمان:
آقا جان من با براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی مخالفم . اين کار درستی نيست. اين کار اخلاقی نيست. خدا را خوش نمياد اون طفل معصوم را بياندازيم. آیا خوبه کسی شما را هل بدهد و از روی پله​ها بياندازد ؟
از آن گذشته جمهوری اسلامی خيلی هم خوبه.
الف) ساختار نظام
درسته که يک نظام استبدادی​ است ولی چه عيبی داره. اصلا کی گفته که استبداد بد است؟ خیلی هم خوب است.
درسته که انتخابات و رجوع به آرا مردم با وجود فيلتر شورای نگهبان بی​معناست و مردم مجبورند افراد مورد قبول حاکميت را انتخاب کنند ولی مگه چه عيبی داره؟ حالا انتخابات نباشه مگر چی ميشه؟ اصلا کی گفته که حکومت بايد بر اساس نظر مردم اداره شود؟ پس «آقا » اون بالا نشسته واسه چی؟ دسته خر که نیست. ایشان خیلی آدم منطقی است و حتما صلاح ما را میخواهد و الا مرض ندارد که برود و اون بالا بنشیند. در جمهوری اسلامی این رهبر است که صلاح میداند جنگ شود و کشور وارد جنگ میشود و یا بعد از هشت سال صلاح میداند صلح شود و قطعنامه آتش بس را قبول میکند. مردم چکاره​اند؟ مردم باید بروند کشک​شان را بسابند. این مقامات هستند که صلاح کشور را تشخیص میدهند. لازم هم نیست به مردم پاسخگو باشند. چون اگر بخواهند به مردم توضیح بدهند وقتشان تلف میشود. پس همین بهتر است که خودشان ببرند و خودشان هم بدوزند. مردم هم زندگی خودشان را بکنند .

ب) عدالت اجتماعی
درست است که در مقايسه با قبل از انقلاب فاصله طبقاتی بيشتر شده و تعداد کسانی که زير خط فقر زندگی ميکنند افزايش يافته ولی خب اين تقصير حکومت که نيست. تقصير مردم است که پدرشان پولدار نيست. اصلا کی گفته دولت بايد به وضع مردم رسيدگی کند؟ پس کميته امداد برای چيست؟ اصلا مردم اگر راست ميگن بروند کليه خودشان را بفروشند. چه عيبی داره؟
قرار نيست که دولت پول نفت را خرج رفاه مردم کند. دولت کارهای مهمتری دارد مثل مسئله فلسطين و جنوب لبنان و شيعيان عراق که بايد به آنها بپردازد. اصلا ما چکار داريم به اينکه چرا با افزايش قيمت نفت اوضاع معيشتی مردم بهتر نميشود. لابد خریدارهای خارجی پول نفت را به دلار ميدهند و دلارها هم اسکناس تقلبی بوده. دولت بيچاره چه تقصيری دارد؟

ج) آزادی​های فردی و اجتماعی
درست است که ايران بسته​ترين کشور در دنياست که حتی اينترنت با سرعت بالا را هم از شهروندان خود محروم ميکند ولی خب مگه چه عيبی دارد؟ حکومت صلاح مردم را ميخواهد. دوست ندارد مردم هرمطلبی را بخوانند و هر فيلمی را نگاه کنند و هر صدايی را بشنوند. همه اينها علاوه بر اینکه وقت مردم را تلف ميکنند باعث میشوند تا هزينه قبض آب و برق و تلفن​شان زياد شود. بنابر اين جمهوری اسلامی صلاح مردم را ميخواهد.و با مردم که دشمنی ندارد. اصلا کی گفته ما باید آزادی داشته باشیم؟

د) کشتن مخالفان
اصلا اين چه حرفی است که شما هی ميگوييد جمهوری اسلامی مخالفان خودش را ميکشد و قتل عام سال ۶۷ و قتلهای زنجيره​ای و ترور نويسندگان و دستگيری دگر انديشان و شکنجه زندانيان و ....را انجام داده. آقاجان اصلا بمن بگوييد کجای اين کار ايراد دارد؟ آیا شما نميبينيد نانوايی​ها چقدر شلوغ شده؟ برای گرفتن يک نان دو ساعت تمام بايد توی نانوايی سنگکی معطل باشيم. اين چه وضعيه؟ دولت با کشتن مخالفان در حد و توان خودش سعی کرده يه خورده جمعيت را کم کند. اين کار بدی است؟
0 Responses

ارسال یک نظر