معنی ثانيه چيست؟


سخنگوی وزارت خارجه کشورمان در پاسخ به تهديدات نظامی اسرائيل گفته: پاسخ ايران به اسرائيل به ثانيه هم نميکشد!
خب. شايد اسرائيلی​ها از اين حرف حسابی بترسند و همه نقشه های جنگی​شان را پاره کنند و خلاصه از ترس پاسخ ايران شلوارشان را خيس کنند ولی خودمانيم ٬ما که يک عمر توی اين مملکت بزرگ شديم خوب ميدانيم معنی ثانيه چيه.
در همه دنیا ثانیه واحدی از سنجش زمان است که یک شصتم دقیقه محسوب میشود ولی در ایران این واحدها معنای دیگری دارد.
مثلا ما در محاورات روزمره میگوییم: یک دقیقه وایسا اینجا الان برمیگردم. یکدفعه میبینی نیم ساعت ایستاده​ای همانجا ولی طرف برنگشته
و یا مثلا اگر قرار است جلسه​ای راس ساعت يازده صبح تشکيل شود محال است تا قبل از ساعت يازده و نيم شروع شود. عده​ای ادعا ميکنند توی ترافيک گير کرده​اند عده​ای ميگويند پنچر شده بودند. عده​ای بهانه می​اورند که ساعتشان عقب مانده بوده عده ديگری هم ميگويند آدرس محل جلسه را اشتباه متوجه شده بودند. يک عده​ای هم که غايب هستند بعدها ادعا ميکنند ما فکر ميکرديم جلسه ساعت يازده شب تشکيل ميشود.
ما که با خودمان تعارف نداريم ولی تصور بکنيد خدای نکرده اسرائيل مراکز هسته​ای ما را بمباران کند و ما بخواهيم جواب دندان شکنی به او بدهيم ببينيد چه اوضاعی خواهد شد.

ابتدا مسئولين ما خبر بمباران مراکز ياد شده را از رسانه​های خارجی ميشنوند. فورا شماره تلفن مقامات محلی را ميگيرند تا ببينند اين شايعات درسته يا نه ولی معمولا مسئولين محلی يا در سفر زيارتی هستند و يا در جلسه تشريف دارند و دسترسی به آنها حتی برای خدا هم ميسر نيست.
بعد از تاييد خبر توسط مقامات محلی فورا هيئت حقيقت ياب از تهران راهی منطقه ميشود تا گزارش دقيقی از محل را به مقامات رده بالای کشوری اطلاع دهد. دو سه روز بعد درحاليکه همه دنيا عکسهای خبری بمباران مراکز هسته​ای را منتشر ميکنند مقامات ايرانی شديدا انرا تکذيب ميکنند و دو سه تا روزنامه​های داخلی را بخاطر انتشار اين خبر جعلی و تشويش اذهان عمومی توقيف ميکنند.
ولی يک دو هفته بعد تلويحا يک چيزهايی بصورت مبهم عليه اقدامات جنايتکارانه صهيونيسم از صدا و سيما پخش ميشود. مردمی که به اينترنت و رسانه​های خارجی دسترسی ندارند متوجه ميشوند يک خبرهايی شده ولی نميدانند دقيقا چه اتفاقی افتاده. دو سه روز بعد ائمه جمعه از مردم ميخواهند در راهپيمايی ميليونی شرکت کنند و اقدامات اخير اسرائيل را محکوم کنند. مردم به راهپيمايی ميروند و عليه اسرائيل شعار ميدهند و آدمک بوش را آتش ميزنند ولی دقيقا نميدانند چه اتفاقی افتاده.
يکی دو هفته بعد فرماندهان نظامی موفق ميشوند از فرمانده کل قوا حضرت آيت الله خامنه​ای( صلوات) وقت ملاقات بگيرند تا اوضاع را به سمع مبارک برسانند. در اين جلسه قبل از اينکه فرماندهان موفق به طرح موضوع شوند بعضی از آنها با ديدن آقا از خود بی​خود ميشوند و شروع ميکنند به هق هق گریه. آقا هم دست نوازش به سر آنها ميکشد و چفيه مبارک را به آنها ميدهد. آنها آنقدر مجذوب شخصيت روحانی آقا ميشوند که يادشان ميرود برای چه کاری خدمت ايشان مشرف شده​اند. خلاصه جلسه با شعار روح منی خامنه​ای بت شکنی خامنه​ای تمام میشود

... همين جوری دو سه ماهی ميگذرد. يکروز مقامات کشوری ديگه تصمصم ميگيرند پاسخ اسرائيل را بدهند. تا موشکها را نشانه ميگيرند بسمت تل​آويو يکدفعه يک نفر عطسه ميکند. فورا کار متوقف ميشود. ميگن ممکن است اين موشک اشتباهی بخورد سر فلسطينی​ها. يک مدت صبر کنيد.
....دو سه ماه بعد دوباره می​آيند موشکها را شليک کنند يکدفعه ميشنوند که يکی از علما به رحمت ايزدی پيوسته و مرحوم شده. همه کارها ميخوابد و در مملکت عزای عمومی اعلام ميشود.
چند ماه بعد ميخواهند اينکار را انجام بدهند ولی مقارن شروع ماه رمضان است و حال این کارها نیست. چند ماه بعد ايام محرم و صفر است بايد عزاداری کنند. چند ماه بعد ايام دهه فجر است و جشن پيروزی انقلاب که سر مسئولين حسابی شلوغ است.
خلاصه اين قضيه اينقدر طول ميکشد تا اصل قضيه فراموش شود و خيال همه راحت.
0 Responses

ارسال یک نظر