درس عبرت:

صدام که اعدام شد٬ بازار تدریس خصوصی به دیگر دیکتاتورها توسط نویسندگان داغ شد. همه میگویند : دیکتاتورها بفهمند که عاقبت آنها همین است ولی آقاجان! ديکتاتورها که گوششان به اين حرفها بدهکار نيست. اگر قرار بود دیکتاتورها با اینجور چیزها به سر عقل بیایند و آدم بشوند که اصلا دیکتاتور نمیشدند. بنابر اين بهتر است ما خودمان درس عبرت بگيريم نه ديکتاتورها.
حالا ببينيم از اعدام صدام چه درسهايی ميگيريم :

اول اينکه ميفهميم اگر طناب را دور گردن آدم ببندند و يک چهارپايه​ای را از زير پای او بکشند٬ جدی جدی خفه میشود و فوت میکند.
دوم اينکه هارت و پورت کردن و قدبازی درآوردن و کله شقی کردن و کینه توزی٬ بالاخره يک روز سرآدم را به دار ميکشد. صدام اگر یه ذره متعادل بود وضعیتش غیر از این بود.
سيم اينکه هیچوقت ملل دیگر را دشنام ندهیم والا بدبخت میشویم. صدام گفته بود خدا چند چيز را بيخودی خلق کرده: يکی پشه و ديگری ايرانی. این آه پشه بود که صدام را بدبخت کرد والا ایرانی آه ندارد که با آن سودا کند.
چهارم مجازات اعدام برای بعضی خوب است و برای بعضی بد
پنجم پینوشه دیکتاتور بود و صدام هم دیکتاتور. اون یکی در بستر بیماری تمام کرد و این یکی با طناب دار. از اینجا نتیجه میگیریم که دیکتاتورها میمیرند چه با طناب چه بی​طناب

0 Responses

ارسال یک نظر