پست‌ها

نمایش پست‌ها از April, 2007

شارژ کردن موبايل از نظر شرعی:

تصویر
شارژ کردن موبايل از نظر شرعی:

«شارژ کردن» از اعمال و عبادات پسنديده و نيکوست که روايات زيادی در فضيلت آن وارد شده است. خداوند نيامرزد مومنی را که باتری موبايلش وسط مکالمه تمام شود و ارتباطش با عالم ارتباطات قطع گردد. در روایتی معتبر آمده است ثواب هربار شارژ کردن برابر است با هفتاد سال عبادت . مخصوصا شارژ کردن اول وقت. کسی که موبايلش را قبل از طلوع فجر شارژ کند خداوند در قيامت او را بدون ویزا يکراست وارد بهشت ميکند و به او هفتاد گوشی نوکيا يا موتورلا آکبند پاداش ميدهد.

اما شارژ کردن آداب و مناسکی دارد و همينجوری الکی نيست.
اولين شرط صحت شارژ کردن نيت است. اگر قبل از شارژ کردن نيت نکنيد٬ اصلا کارتان بدرد نميخورد و باتری موبايلتان شارژ نميشود و اگر هم بشود زود زرتی تمام ميشود. پس هميشه قبل از شارژ کردن بگوييد: شارژ ميکنم موبايلم را قربت الی الله. يادتان باشد نيت بايد صادقانه باشد. شارژ کردن موبايل اگر برای ريا و پز دادن باشد بدرد لای جرز ديوار هم نميخورد. بايد برای رضای خدا باشد.

دومين مسئله در امر شارژ کردن٬ مکان شارژ کردن است . مکان شارژگزار نبايد نجس باشد . مثلا توی مستراح شارژکردن صحيح ن…

بیچاره مانکن​ها:

بیچاره مانکن​ها:

توی لينک ويدئوی زير٬ يک صحنه عجيب هست. بد نيست شما هم ببينيد.
ماجرا از اين قرار است که نيروی انتظامی به فروشندگان لباسهای معمولی زنانه دستور داده که سينه​های مانکن​ها را ببرند! چون بزرگی آنها ممکن است کار دست آقايان بدهد. خودتان ببينيد.


Video


دو نوع زندگی:

تصویر
دو نوع زندگی:




بر همه واضح و مبرهن است که اساسا زندگی دو گونه است:
در زندگی نوع اول ٬ وقتی خواستی آبتنی کنی نمی توانی لخت بشی بلکه بايد با لباس وارد آب شوی تا لباسهايت حسابی آبتنی کنند و خستگی از تنشان دربيايد.
با همان زير شلواری که توی خانه می ​پوشی ميروی داخل آب. مايو و لباس شنا جايی در زندگی شما ندارد. اصولا خیلی چیزها جایگاهی ندارند.
در زندگی نوع اول٬ دست حمایت و تسلط مرد بر شانه​های زن سنگینی میکند ولی در زندگی نوع دوم دست در دست هم.
در زندگی نوع اول٬ ارزش زندگی برابر با ارزش تیوب لاستیک است. شنا کردن بلد نیستیم ولی پنچر​گیری را خوب بلدیم.

نکته جالب آن است که در تصوير اولی اصلا تيوب در کار نيست خود لاستيک است! اين يعنی بهترين تعريف از زندگی نوع اول.

حجاب در تورنتو

حجاب در تورنتو:
آيت الله مکارم شيرازی گفته: «وضعيت حجاب در ايران بدتر از حجاب در امريکاست». بعضی از افراد ضدانقلاب و منحرف میگویند: این آقا یا اصلا نمیدونه امریکا چیه و یا نمیدونه حجاب چیه.ولی من با حرفهای آقای مکارم موافقم. راست ميگه بيچاره. شما نميدونيد توی همین تورنتويی که ما هستيم چه خبره.اينجا همه خانمها از دم با حجابند. نه مانتو کوتاه می​پوشند نه موهايشان از زير روسری ميزنه بيرون. نه جوراب نازک می​پوشند نه آرایش غلیظ میکنند. خلاصه وضعیت حجاب توی اینجا خیلی خوبه. مخصوصا اينروزها که هوا گرمتر شده٬ درجه ايمان و تقوای خانمهای خارجی هم بالاتر رفته. همه لباسهای دنیوی و مظاهر مادی را کنده​اند و بی پیرایه به دریای معنویت پیوسته​اند.اصولا آدم٬ با ديدن اين خانمها بياد خدا می​افتد. اين خانمها يکپارچه درس خداشناسی​اند. من که با ديدن اين خانمهای خارجی٬ که نه روسری دارند و نه مانتو و نه شلوار و نه جوراب٬ خيلی باايمان ميشوم. هميشه ميگويم: به​به! خدا چی خلق کرده؟! سیاه و سفید و زرد و قرمز در نزد خدا یکسانند. هریک جلوه​ای از زیبایی​های خلقتند. مثلا همین چینی​ها را که می​بینید؟ همه فکر می​کنند اینه…

سد سيوند و اعتراض ما

تصویر
سد سيوند و اعتراض ما:

آقاجان! چه خبره اينقدر شلوغ ميکنيد؟ چرا با آبگيری سد سيوند مخالفيد؟ بر اساس کدام نظر کارشناسی و مهندسی ميگوييد با آبگيری سد سيوند آثار باستانی به زير آب می​رود؟ آيا تا بحال مدرکی و سندی ولو نامعتبر در اين باره خوانده​ايد؟ يا فقط حدس و گمان است؟
درست است که مديريت و تصميم​گيری​ها در مملکت ما تخمی است و به نظرات کارشناسی خيلی بها داده نمی​شود ولی کدام کارشناس و گروه مهندسی را سراغ داريد که نسبت به اجرای اين پروژه نظر منفی داشته باشد؟
آقاجان! ساختن سد مثل احداث يک استخر يا حوض توی حياط منزل نيست که همين​جوری هوس کنند و يک جا را پيدا کنند و با بيل و کلنگ بيفتند به جانش. مهمترين مرحله هر پروژه٬ طرح مطالعاتی آن است که معمولا توسط شرکتهای مهندسی مشاور انجام ميشود. شما تشريف ببريد توی شرکتهای مهندسی و ببينيد چه کسانی در آنجا کار ميکنند. اکثر آدم​های باسواد و تحصيلکرده و ميهن پرست​اند. حتی بدنه شرکتهای مهندسی متعلق به سپاه و جهاد٬ عمدتا از مهندسين کارکشته و متخصص و در عين حال ايران دوست است که کارشان را بخوبی و بدرستی انجام ميدهند.
من نميگويم که مهندسين مشاور اشتباه نمی​کنن…
احکام شرعی در باب خرابی بلاگ رولينگ:

سوال- درجايی که بلاگ رولينگ نيست٬ مثلا در بيابانهای بی آب و علف حجاز٬ تکليف بلاگ گزار چيست؟
جواب- تيمم بدل از غسل نمايد و پياز هم نخورد.

سوال- بلاگری که بلاگ رولينگش کار نميکند٬ آيا نمازش صحيح است؟
جواب- در جايی که بلاگ رولينگ موجود نيست نزديکی با وبلاگ حرام است و نمازش باطل است و همه نوشته​هايش پشم.

سوال- مدت نگه داشتن « عده » برای بلاگرها چقدر است؟
جواب- تا رجوع بلاگ رولينگ صبر کند و با وبلاگش نزديکی نکند و دخولی صورت نگيرد.

سوال- اگر در مدت نگه داشتن عده٬ از يک بلاگر «حدثی» صادر شد تکليف چيست؟
جواب- تجديد وضو کند. ضمنا استعمال چوب پنبه نيز توصيه شده است.

سوال- آيا وبلاگ گردی در صحنه اینترنت٬ بدون داشتن بلاگ رولينگ جايز است؟
جواب- جایز است بشرطی که از حد ترخص ( هشت فرسخی) خارج نشود
و اما خطبه​های اين هفته:.



جمله سازی:

به احمدی نژاد گفتند: با «ممه» يک جمله بساز.
گفت: ما همه سرباز تواييم خاممه​ای
گوش به فرمان توايم خاممه​ای

گفتند: آقاجان اين قبول نيست . تو دو جمله گفتی. بايد يک جمله بگی.
گفت: انرژی ممه​ای حق مسلم ماست.
گفتند: بازهم قبول نيست. انرژی ممه​ای چيه​ ديگه؟
گفت: انرزی ممه​ای مثل انرزی هسته​ای است٬ منتها يکی مال برادرهاست و اون يکی مال خواهرها.

درس عشق:

درس عشق:

از احمدی نژاد میپرسند معنی کلمه LOVE چيست؟
ميگه:
LOVE مخفف چند کلمه است:
L يعنی لجاجت
O يعنی اورانیوم غنی شده
V يعنی وخامت اوضاع
E يعنی انرژی هسته​ای حق مسلم ماست
اولين ماشينی که خريدم

خدا رفتگان شما را بيامرزد. پدر ما يک شورلت سواری شش سيلندر داشت مثل کشتی تايتانيک. گنده و کشيده. خيلی به آن ميرسيد و قربان صدقه آن ميرفت. روزهای جمعه همه اعضای خانواده برای شستن ماشين بسيج می​شدیم. توی حیاط با آب و تاید می​افتادیم به جان اون ماشین . آنقدر شيشه و قالپاق آنرا دستمال می​کشیدیم تا روی آن برق بیفتد. وقتی کار شستشو تمام ميشد پدرم سيگاری روشن ميکرد و ماشين را از همه طرف خوب ورانداز ميکرد. معمولا در چنین مواقعی تبسمی حاکی از رضايت برلبانش نقش می​بست.
آن موقع ما نوجوان بوديم و عاشق ماشين سواری. هربار که از پدر درخواست ميکرديم درازای شستشوی جانفرسای ماشین لااقل اجازه دهد تا با آن يک دوری بزنيم و صفایی کنیم٬ فورا عصبانی ميشد و ميگفت:
«چند بار بگم رانندگی با اين ماشين کار هرکس نيست. ميزنيد يک بدبختی را ميکشيد و اونوقت يک عمر باید برویم پشت ميله​های زندان. پسر جان ! برو همان دوچرخه​ات را سوار بشو!»
پدر خبر نداشت که آخه با دوچرخه که نميشد جلوی دخترها ويراژ داد و توجه آنها را جلب کرد.
کم کم رويای ماشين سواری و جولان دادن توی کوچه و خيابان تبديل به يک آرزو ی بزرگ شده…
اقسام زندگی:


زندگی بر دو نوع است: زندگی حيوانی٬ زندگی انسانی و زندگی سگی

زندگی انسانی آن است که آدم کشاورزی کند. چغندر بکارد. ريشش را نتراشد. مستراح که میرود طهارت بگیرد. (آب آفتابه نه سرد باشد و نه داغ ) صبح زود از خواب بیدار شود و با لگد زن و بچه​هایش را از خواب بیدار کند تا نمازشان قضا نشود. سماور را روشن نماید و چای را دم کند ٬ نمازش را بخواند و دوباره بگیرد بخوابد. بعد از که بیدار شد صبحانه را بخورد. اگر کله پاچه هم بود که چه بهتر.
مواظب باشد مستحبات را از دست ندهد. مفاتيح را بردارد و همه ادعيه را از اول تا آخر بخواند تا ظهر شود.
اذان ظهر را که دادند برود مسجد. نماز ظهر بصورت جماعت بخواند و برود منزل. نهار را توی رگ بزند و بلافاصله چای و يک نخ سيگار. بعد نوبت چرت زدن است. از خواب بعد از ظهر نبايد غافل شد. بعد از خواب٬ بايد سری به مسجد زد و به رتق و فتق امور پرداخت

غروب آفتاب بايد به مزرعه سرکشی کرد و نماز عصر را در همانجا خواند و عصرانه​ای نوش جان کرد. دل و جگری به سيخ کشيد و بساط منقل و متعلقاتش را فراهم کرد. بعد از خوردن عصرانه آهسته آهسته بايد بطرف مسجد رفت برای نماز مغرب.
بع…
خبر خوش :

با کمال مسرت و خوشحالی خبر خوش ديگری از سوی دولت محترم منتشر شد. قرار شده مسئولين عزيز مسائل جنسی خلق​الله را نيز ساماندهی بکنند. رئيس ملی سازمان جوانان فرموده میخواهیم جوانان را باید برای بعضی کارهای خیر توانمند کنیم.
دولت برای اجرای اين طرح زحمات زيادی کشيده . اين طرح ثمره ماهها کار شبانه روزی کارشنان دولت محترم و دانشمندان هسته​ای ما است که متوسط سن​شان شانزده ساله و یا کمتر است
دانشمندان هسته​ای ما موفق شدند در زير زمين خانه​شان فرمول ماده​ای را کشف کنند تا با خوراندن يک ذره از آن به جوانان٬ آنها را برای انجام امور بی​ناموسی توانمند کنند.
نتايج اوليه اين تحقيقات بسيار اميدوار کننده بوده است. دانشمندان عزيز ما در مرحله اول مقداری از اين ماده را قاطی يونجه کردند و به يک الاغ عزيز دادند و از او فيلمبرداری کردند که شما نيز ميتوانيد نتيجه اين تحقيقات را ملاحظه فرماييد:


ملت اخراجی:

امروز به برکت نعمت اينترنت موفق شدم فيلم اخراجی​ها را ببينم. فیلم جالبی بود. بازی اکبر عبدی معرکه بود. اگر نقش عبدی را از فیلم حذف میکردی ٬ چیز قابل تحملی باقی نمیماند.

واقعا کار دنيا چقدر عجيب است. اين آقای ده​نمکی روزی روزگاری خود از افراطی​ترين عناصر سرکوب بود و سر و کله​اش در به هم زدن هر اجتماع انتقادی و اعتراضی پیدا میشد و اينک چرخ طبيعت از او کارگردانی ساخته که در فیلمش همه شيوه​های برخورد با غير مکتبی​ها را زير سوال می​برد.
سوژه اين فيلم خيلی شبيه فيلم مارمولک است. ميخواهند بگويند که آدمهای بی​دين و ايمان گاهی بی پيرايه​تر و صاف و صادق​تر از آدمهای رياکار و متظاهر هستند که بنام دين به دنبال منافع شخصی خود هستند.
اکران اين گونه فيلم​ها نوشداروی بعد از مرگ سهراب است. دیگر خیلی دیر شده تا با ساختن اينگونه فيلم​ها و اشتباه خواندن شيوه​های افراطی٬ فاصله ايجاده شده بين دين​مداران حکومتی و مردم عادی کوچه و خيابان از بين برود. شما فیلم اخراجی را خیلی دیر ساختید. زمانی که سخنرانی​ها و تجمع آرام دانشجویان را بهم میزدید٬ آنروزها که با زنجیر و پنجه بکس به زنان بدحجاب در …
تصویر
دستاورد ماجرای ملوانان انگليسی چه بود؟

حالا که پرونده دستگيری ملوانان انگليسی به خير و خوشی بسته شد بد نيست کمی در مورد تبعات مثبت و منفی آن بپردازيم.
بنظر من دستاورد اين قضيه را ميتوان از چند بعد مورد بررسی قرار داد.

۱- اولا معلوم شد ورود نظامیان انگلیسی به حریم آبی ایران دروغ محض بوده. جمهوری اسلامی برای روشن شدن وضعیت افراد دستگیر شده در اربیل و بغداد ٬ تحت پوشش مانور دریایی ٬ دو قایق انگلیسی را محاصره و افراد آنرا بازداشت کردند.

۲- معلوم شد که منظور سخنان آقای خامنه​ای در مشهد (که گفته بود اگر دولتهای غربی به زورگویی​های خود ادامه دهند ما نیز دست به کارهای غیر قانونی خواهیم زد) همین برنامه گروگانگیری بوده است.

۳- بار ديگر مشخص شد که اعترافات تلويزيونی در جمهوری اسلامی بی اعتبار است و برای تقويت روحيه طرفداران نظام خوبست و الا همه ميدانند که اين روشها ديگر کهنه شده.

۴- اين ماجرا مشخص کرد که همه تصميمات مهم فقط در يکجا گرفته ميشود و آنهم بيت رهبری است. اصلا خوبی حاکميت يکدست همين است که همه چيز را ميتوان بحساب نظام نوشت. خوشبختانه ديگر خاتمی نيست که يکی به نعل بزند و يکی به ميخ و ط…
قطعنامه پايانی راهپيمايی دانشجويان مقابل سفارت انگليس:
ملت قهرمان و شهيد پرور ايران
بار ديگر دست جنايتکار امريکا از آستين انگليس به درآمد و جنايتی ديگر آفريد. مزدوران تا دندان مسلح انگليس در حالی که لباس برادران بسيج پوشيده بودند وارد آبهای خليج هميشه نيلگون فارس شدند و به آن تجاوز کردند که خوشبختانه با درايت و راهبری داهيانه رهبر معظم انقلاب و امدادهای غيبی٬ همه مزدوران جبهه کفر دستگير و بازداشت شدند.
اينک که ما دانشجويان به فرمان مقام معظم رهبری در اينجا جمع شده​ايم ٬ از دولت مکتبی و ارزشی جناب دکتر احمدی نژاد ميخواهيم دستور دهد موارد زير در اسرع وقت انجام شود:

۱- دولت انگليس بايد از تک تک برادران و خواهران هميشه در صحنه ايران شخصا عذرخواهی کند. سفارت انگلیس با بلدوزر تخریب شود و سفیر انگلیس و راننده​اش اعدام باید گردند.
۲- دولتهای انگليس و امريکا و فرانسه و آلمان و چين و روسيه و ايتاليا بايد فعاليتهای هسته​ای شان را متوقف کنند و از ما عذرخواهی کنند.
۳- دولت اسرائيل بايد اولا نابود شود ثانیا از همه سرزمين​های اشغالی عقب نشينی کند و به مرزهای دوران هخامنشی برگردد و در ضمن از ما هم عذرخواهی…
راديو پيک زوريخ:

دوستان لطف کرده​اند و مطلب قبلی را در راديو پيک زوريخ پخش کرده​اند که از آنها تشکر ميکنم.
راستش را بخواهید مدتی است توی فکر این هستم که طنزها را از حالت نوشتاری به صورت شنیداری دربیاورم. مطمئنا خیلی از نکات بامزه موقع نوشتن از بین می​روند ولی در موقع اجرای صوتی همه ظرافتها و حالات بهتر منعکس میشود. ولی امان از کمبود وقت. اینجور کارها زمان و انرژی زیادی می​برد. ( البته منظورم انرژی هسته​ای نيست)
بهرحال این دوستان رادیویی کار ما را آسان کرده​اند. دستشان درد نکند.

شما هم اگر دوست داريد ميتوانيد آنرا در لينک زير گوش دهيد
مصاحبه با ملوان انگليسی