پست‌ها

نمایش پست‌ها از August, 2007

آموزش آشپزی توسط احمدی‌نژاد

تصویر
آموزش آشپزی توسط احمدی‌نژاد:

بسم الله الرحمن الرحیم.
برادران و خواهران عزیز! امت حزب‌الله و همیشه در صحنه!
امروز که ملت و دولت اسلامی ما در اوج قله‌های فن‌آوری و پیشرفت قرار گرفته و هرروز خبرهای خوش یکی پس از دیگری از گوشه و کنار زیر زمین منازل دانشمندان بسیجی ما بگوش جهانیان میرسد ٬ اینجانب بحول قوه الهی احساس وظیفه شرعی میکنم تا تجربیات و آموخته‌های خویش در زمینه آشپزی را در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم شما عزیزان نمایم.
و اینک آموزش درست کردن املت!
برادران و خواهران عزیز! همیشه برای درست کردن املت باید توکل بخدا کنید و از ابرقدرتها نترسید. آنها نمیخواهند ما املت درست کنیم ولی ما باید با اتحاد و همدلی به آنها ثابت کنیم که ما میتوانیم.
عزیزان! برای درست کردن املت باید رو به قبله ایستاد. اجاق گاز و ماهی‌تابه را هم باید بسمت قبله باشند.
اکنون چند عدد گوجه فرنگی متعهد و انقلابی را گزینش کنید. مثلا به تعداد چهارده عدد به نیت چهارده معصوم.
البته یادتان باشد که ما با فرنگ و خارجی‌ها رابطه خوبی نداریم و لذا گوجه نباید فرنگی باشد. گوجه باید اسلامی باشد.
اکنون نوبت آن است که گوجه‌های مومن و متعهد را شستش…

ببخشید٬ ساعت چنده؟ (۲)

ببخشید٬ ساعت چنده؟ (۲)

- به به! آقای عبدی گل! چطورید شما؟ میشه بفرماید ساعت چنده؟
- همان‌موقع که طرح خروج از حاکمیت را دادم دقیقا اینروزها را پیش بینی میکردم . همان زمان هم گفتم تا زمانی که ما هدف و برنامه اصولی نداریم نباید مردم را فریب دهیم زیرا فریب مردم باعث مایوس شدن انها از اصلاحات میشود. وقتی که شما برنامه‌ای برای احقاق مطالبات مردم ندارید انتخابات چه معنا دارد؟ مضافا اینکه اصلا شما برای چی میخواهید بدانید ساعت چنده؟ این موضوع برای کسی مهم است که همه کارهایش را بخواهد روی برنامه و جدول زمانی انجام دهد. آیا ما اینچنینیم؟...

- ببخشید آقای عبدی. شکر توی کلام‌تون. ظاهرا اون طرف خیابون٬ آقای ابراهیم نبوی داره قدم میزنه. احتمالان او میدونه ساعت چنده. فعلا با اجازه.

سلام آقای نبوی! به به! بزنم به تخته چه خوش تیپ شدی! میشه بفرمایید ساعت چنده؟
- اصولا ما ایرانی‌ها ملت خنده‌داری هستیم. آنروز که باید مصالحه میکردیم انقلاب کردیم و آنزمان که باید مشارکت میکردیم تحریم کردیم. نتیجه‌اش همین میشود! اگر الان خاتمی بود در و دیوار پر بود از ساعت‌های جورواجور و شما لازم نبود بپرسی ساعت چنده. تنها یک راه…

ببخشید٬ ساعت چنده؟ (۱)

ببخشید٬ ساعت چنده؟ (۱)

فرض کنید همین امروز صبح٬ با عجله از خانه بیرون آمده‌اید و فراموش کردید ساعت و موبایل و یا هر وسیله‌ای که بتوان زمان را از طریق آن دید٬ با خود بردارید و آنها را در منزل جا گذاشته‌اید و حالا مجبورید از عابرین و رهگذران توی خیابان ساعت را بپرسید. جمعیت زیادی در حال عبور است. تصمیم میگیرید بالاخره از یکی از آنها بپرسید.
توی پیاده‌رو که نگاه میکنید ناگهان چشم‌تان به چهره بعضی افراد معروف می خورد. جلو میروید و سلام میکنید:

- سلام آقای گنجی٬ حال شما چطوره؟
ببخشید٬ ساعت چنده؟
- این یک سوال اساسی است که باید از دو بعد به آن پاسخ داد. یک جنبه آن از دیدگاه نظری و فلسفی است و جنبه دیگر آن از دیدگاه رئالیسم و واقع‌نگری است. حاکمیت حزب سوسیالم در شوروی سابق و تسلط بلشویک‌ها....
- ببخشید! آقای گنجی٬ خیلی معذرت میخوام. من عجله دارم باید بروم. لطفا خیلی خلاصه و به زبان ساده بفرمایید ساعت چنده؟
- ملتی که حاضر نباشد برای رسیدن به خواسته‌اش هزینه کند چگونه میخواهد به دمکراسی و آزادی برسد؟ باید هزینه داد. همینجوری مفتی که نمی‌شود آقاجان. بجای انقلاب باید نافرمانی مدنی بکنید. ای لعنت به شر…

احمدی‌نژاد در سه پرده

احمدی‌نژاد در سه پرده:

پرده اول:
مکان: دفتر ریاست جمهوری
زمان: چند روز پیش

احمدی‌نژاد عصبانی است. از شدت عصبانیت نمیتواند روی صندلی بنشیند. دارد قدم میزند. او کسی را فرستاده تا هامانه وزیر نفت را بیاورند. هامانه وارد میشود:
- سلام آقای دکتر!
- چه سلامی؟ چه علیکی؟ مرد حسابی این چه وضع مدیریت است؟ شما از همین الان اخراجید؟ برو بیرون! هرری!
- آخه واسه چی؟ تو که گفته بودی «این هامانه رو خدا بمن معرفی کرد». پس چی شد؟
- برو بیرون آقا! ...بیرون!
----------------------------------------------------------------------------
پرده دوم
زمان: چند روز بعد
مکان: دفتر ریاست جمهوری

احمدی نژاد با زیر شلواری و زیر پوش نشسته . چند نفر از دوستانش هم هستند. چند صفحه از روزنامه‌های باطله را روی زمین پهن کرده‌ و روی آنها نشسته‌اند. جلوی هر کدام یک دیزی آبگوشت هست. همه مشغول خوردن هستند. احمدی‌نژاد در یک دست گوشکوب و در دست دیگر یک کاسه گرفته و دارد گوشت کوبیده میکوبد و با همان وضعیت ماجرای سفر به نیویورک و رویت هاله نور را با آب و تاب تعریف میکند.
در همین موقع رئیس دفتر با عجله وارد اتاق میشود و در حالیکه یک گوشی تلفن در د…

یک مصاحبه قدیمی:

یک مصاحبه قدیمی:

وقتی در مطبوعات خواندم آقای هامانه از وزارت نفت برکنار شده خیلی تعجب کردم.
چون خوب به یاد دارم که احمدی‌نژاد در موقع انتخاب وی بعنوان وزیر نفت به یکی از دوستانش گفته بود که:« این آقای هامانه را خدا بمن معرفی کرد!»
حالا با این کار٫ احمدی‌نژاد چطور میخواهد جواب خدا را بدهد ٬ من نمیدانم!

امروز رفتم تا اصل آن خبر را پیدا کنم. متاسفانه آرشیو سایت روزنامه شرق مربوط به تاریخ ۶ دیماه ۸۴ پاک شده (این اصلاح طلبان توی همه کارها اینجور شل تنبان و بی عرضه هستند) ولی خوشبختانه نسخه‌ای از آن در گوگل ذخیره شده که میتوانید در اینجا بخوانید.
این هم تصویر قسمتی از آن مصاحبه تاریخی

اولین باری که جلو کامپیوتر نشستم:

تصویر
خاطره:
اولین باری که جلو کامپیوتر نشستم:

خوش بحال کودکان و نوجوانان این دوره زمونه.
ازهمون دوران شیرخوارگی و چهار دست و پا رفتن٬ با کامپیوتر آشنا میشوند و همه فوت و فن آنرا قبل از ورود به مدرسه یاد میگیرند. امروزه توی هر خونه٬ حتی از طبقه نسبتا پایین بالاخره یک کامپیوتر زفرتی پیدا میشود که بچه ها با آن بازی کنند.
اما دوران کودکی ما چی؟
اسباب بازی دوران ما یا یک توپ پلاستیکی بود یا یک دوچرخه قراضه و یا یک قایق موتوری نفتی کوچک که آنرا توی تشت می‌انداختیم و از صدای تلپ تلپش غرق در شادی و شوق میشدیم. گاهی هم اسباب بازی‌مان قطار کوچکی بود که روی ریلهای پیچ در پیچ راه میرفت و ما را در عالم خیال با خود بهمراه میبرد.
سالها گذشت و ما بارها اسم کامپیوتر را می شنیدیم ولی هیچگاه آنرا زیارت نکرده بودیم. گذشت و گذشت تا وارد دانشگاه شدیم. کل دانشگاه تهران فقط یک کامپیوتر داشت که آنرا گذاشته بودند داخل یک اتاقی و درش را قفل کرده بودند و دانشجویان و اساتید طبق یک برنامه هفتگی معین به آنجا سر میزدند. اسمش ساختمان انفورماتیک بود. البته وقتی میگم کامپیوتر٬ شما ذهنتان نرود به سمت کامپیوترهای فعلی خودمان. کام…

میخواهیم دسته‌جمعی بریم اوین

تصویر
سفر دسته‌جمعی به اوین

میگن خانم هاله اسفندیاری گفته اوین خیلی خوش میگذره.

دوستان! میگم بیایید دسته جمعی بریم اوین پیک نیک. چطوره؟ هرکسی چیزی داره با خودش بیاره. من یک چادر صحرایی بزرگ دارم که میتونیم اون رو وسط حیاط اوین علم کنیم. سیخ کباب و اجاق و اینجور چیزا هم دارم با خودم میارم.

زیتون جون! تو یه خورده زیتون پرورده و ترشی‌ و خیارشور بیار.

حسن آقا جون! زحمت آشپزی با شما باشه. بشرطی که موقع پخت و پز بحث سیاسی نکنی٬ می‌آینددستگیرمون میکنند. شیرین پلو هم درست نکنی چون من رو یاد ختنه شدن میاندازی.

هاله خانم! میدونم تو گرفتار شوهرت هستی و نمیتونی بیایی. خب عیبی نداره ولی لااقل سهم خودت را بده. اونجا بچه‌ها میخورن.

بلوچ جون! به عمه‌ات بگو چندتا پتو و زیر انداز بده بردار بیار. الکی به او بگو برای نماز جمعه زیرانداز می‌خواهیم.

جیگر طلا جون! تو چند کیلو گوشت چرخ کرده واسه کباب کوبیده بیار. یه وقت نری جیگر بخری‌ها! اونجا نمیشه. مرتضوی بدش میاد.

نیک آهنگ جون! تو نمیخواد چیزی بیاری. فقط یه بالش واسه خودت بیار اونجا زیر درخت دراز بکش. بچه‌ام کمبود خواب داره

گوشزد جون! قربون دستت با خودت چند بسته قرص اسها…

بیماری‌های وبلاگی

بیماری‌های وبلاگی:


من هم به تاسی از دوست عزیزمان در واشنگتن که کلینیک فیزیوتراپی راه انداخته تا بیماریهایی مثل قلنج ٬کمردرد و عوارضی همچون در رفتن قوزک‌پا و جا انداختن لگن خاصره وبلاگ نویسان را درمان کند٬ در نظر دارم بمرور بیماریهای عفونی و مسری موجود در وبلاگستان را معرفی و راههای پیشگیری از آنرا توضیح دهم:

ا- بیماری خود وبلاگ بزرگ‌بینی:

الف- کلیات :
بیماری خود وبلاگ بزرگ بینی یا (My weblog is Important) ٬ یک بیماری اسهالی و واگیردار است که در صورت عدم پیشگیری و درمان بموقع بسیار کشنده است. این بیماری بیشتر در مناطق مختلف گرمسیر و سردسیری وبلاگستان و در تمام ماههای سال دیده میشود.

ب)- علائم بالینی:
- احساس اهمیت برای وبلاگ٬ در جهان هستی
- عطش و تشنگی به بازدیدکننده بیشتر و بیشتر
- اسهال حجیم و جهنده در نوشتن مطالب
-درد و تب بخصوص در ناحیه نشیمنگاه و کشاله ران

ج)- راههای انتقال بیماری:
این بیماری میتواند از طریق لینکهای آلوده و تماس با مواد دفعی بیمار (نوشته‌جات آبکی) منتقل شود.
همچنین عواملی مثل رفیق‌بازی و باندبازی نیز میتوانند باکتری این بیماری را به دیگری انتقال دهند.
سر را توی لاک خود کردن و …

رابطه حقیقت هستی با گاز آمونیاک:

رابطه حقیقت هستی با گاز آمونیاک:

آقای صفارهرندی وزیر ارشاد: برای فهم حقایق هستی باید دقایقی را به مستراح پناه برد! (اگر باور ندارید این هم لینکش)

ایشان در کاشان فرموده بودند مستراح‌های قدیمی مثل امروزه محل استراحت نبود بلکه جایی بود که از شدت بوی گاز آمونیاک نمیشد حتی دقایقی را طاقت آورد. (البته منظور وزیر محترم گاز متان بوده که فرق زیادی با گاز آمونیاک ندارد)
با این حال بنا به فرموده وزیر ارشاد مرحوم ملا احمد نراقی برای فهمیدن حقایق هستی به آن مستراح‌ها پناه میبرده است.

آقاجان! ما از امروز لب تاب‌مان را زدیم زیر بغل‌مان و در مستراح مستقر شدیم و از همین‌ روی سنگ توالت داریم برایتان وبلاگ مینویسیم.

تازه داره حقایق هستی برایم روشن میشود. آه چه لذت بخش است هستی را از چاله مستراح دیدن. حالا می‌فهمم که دنیا و هستی را هم میتوان جور دیگری دید. تازه می‌فهمم توی مخ مسئولین ما چی میگذره. تازه میفهمم چرا مملکت اینطوری اداره میشه. اِهِم!!! نیاتو! دارم اینجا کار فکری میکنم. دارم سیر و سلوک میکنم. اِهِم! اِهِم!
***

آخیش! خدا خیرش بده این وزیر ارشاد رو! عجب مخی داره این مرد! عجب طرح بکری داد! چشم دل‌مو…

پیام تبریک احمدی‌نژاد به برو بچه‌های بالاتر

پیام تبریک احمدی‌نژاد به برو بچه‌های بالاترین:

بسم الله الرحمن الرحیم
الهم کل ولیک الحجت ابن الحسن.

میلاد مسعود و فرخنده اختر تابناک بالاترین را به محضر حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و پیشگاه مقدس مقام معظم رهبری تبریک عرض مینمایم و از خداوند متعال علو درجات و کثرت بازدیدکنندگانش را خواستارم.

برادران و خواهران بالاترین!
لازم است توجه شما را به چند نکته جلب کنم:


۱- شما «بالاترین» نیستید بلکه خدا بالاترین است. لازم است هرچه سریعتر استغفار کرده و نام خود را عوض کنید و یک نام اسلامی بگذارید. مثلا بگذارید اکبر

۲- من به برادران بسیجی خودم سفارش کرده‌ام در این جا حضور قدرتمند داشته باشند و نگذارند سکولارها و عناصر غربزده لینکهایی علیه دولت ارزشی ما بگذارند.

۳- دقیقا یکسال پیش بود که دو تا از دانشمندان جوان ما که متوسط سن‌شان بیشتر از ۱۶ سال است موفق شدند در زیر زمین خانه‌شان با وسایل اولیه و ابتدایی سایت بالاترین را اختراع کنند. حالا قرار است این دو نفر را با اسکورت ببرند و بیاورند.
اینها همه از برکات انقلاب است و انشالله ما در نظر داریم بالاترین را به همه دنیا صادر کنیم.

در خاتمه از همه شما برو ب…

چرا جمهوری اسلامی اصلاح‌پذیر نی

چرا جمهوری اسلامی اصلاح‌پذیر نیست؟

این موضوع را میتوان از سه جنبه مورد بحث قرار داد:

الف)- از نظر ماهیت دینی حکومت
ب)- از نظر ساختار و تشکیلات
ج)- از نظر عملکرد و سوابق

اشکال در ماهیت:

در حکومت دینی آنچه که اصالت دارد مقررات و دستور‌های لایتغیر دینی است که از قبل تدوین شده و نمیتوان آنها را تغییر داد. این اشکال از زمانی ایجاد میشود که دیانت عین سیاست میشود و اداره کشور نه بر اساس میل و خواست مردم بنا میشود بلکه بر اساس معیارهای مذهبی حاکمان و زمامداران شکل میگیرد.
تا زمانی که دین از سیاست جدا نشود٬ این مشکل همچنان برجاست و امکان تغییر و اصلاح قوانین وجود ندارد. بعنوان مثال تا زمانی که جمهوری اسلامی هست مسئله حجاب هم هست. اینکه شما بخواهید مانند بقیه کشورها (حتی کشورهای مسلمان نشین) آزادی انتخاب پوشش داشته باشی در این حکومت معنا ندارد و هرکس هم دنبال تغییر این شرایط برود سرش را به طاق میکوبند.
مثالهای فراوان دیگری هم هستند مثل حقوق زنان٬ مثل اصالت رای مردم٬ مثل نامناسب بودن مجازاتهای اسلامی همچون سنگسار و تازیانه و غیره و غیره.

اشکال در ساختار

فرض کنيد يک سيستم گرمايش يا سرمايش داريد که بوسيله آ…

چه باید کرد؟

چه باید کرد؟

ابراهیم نبوی در سایت بالاترین یک بحث خوبی را شروع کرده که دیدگاهها و نظرات مختلفی در مورد مسايل کشور از سوی هموطنان در حال مطرح شدن هست.

در نظر دارم اگر بحث به همین منوال پیش رود مطالبی را در آنجا بنویسم و یک نسخه از آنها را هم در اینجا بیاورم. تاکنون دوتا کامنت نوشته‌ام که در زیر میخوانید:

« خیلی خوب است که بحث بر سر اینگونه موضوعات جایگزین جر و بحثهای بی‌فایده رایج در بین وبلاگ نویسان گردد.
متاسفانه بسیاری از دوستان نسبت به اینگونه مباحث علاقه‌ای نشان نمیدهند و پتانسیل‌شان برای دامن زدن به کشمکشهای بی‌حاصل وبلاگی بیشتر از مسائل حیاتی مملکتی است.
پیشنهاد میکنم ورود به این بحثها را منوط به پاسخ این سوال کنیم که آیا این نظام اصلاح پذیر است یا خیر؟
اگر بله. چرا؟
و اگر خیر. باز هم دلايل آن چیست؟
اگر بتوانیم ثابت کنیم که هنوز بارقه امیدی برای تحقق اصلاحات و بهبود اوضاع هست٬ آنوقت بحث کردن در مورد اینکه چگونه در انتخابات فعال باشیم و از چه کسی حمایت کنیم کار مشگلی نخواهد بود.
اما اگر به این نتیجه رسیدیم که این نظام بدلیل ماهیت ذاتی خود٬ هرگونه اندیشه خیرخواهانه را از خود دفع میکند و در…

استمداد دولت ژاپن:

تصویر
استمداد دولت ژاپن:

جناب آقای احمدی نژاد
رپیس جمهور محبوب

مایلم تبریکات صمیمانه دولت و ملت ژاپن را بخاطر موفقیت جدید جنابعالی در زمینه فن آوری مقابله با زلزله٬ ابراز نمایم.
بر اساس گزارش سفارتخانه ما در تهران ٬ جنابعالی اخیرا پرده از راز این مشکل چندین هزار ساله بشریت برداشته‌اید و فرموده‌اید زمین زیر پای مومن نمی‌لرزد.
استدعا دارم نظر به سابقه دوستی ملتهای ایران و ژاپن و باتوجه به اینکه ما از دست لرزشهای مداوم و بی‌امان زمین در کشور ژاپن کلافه شده‌ایم و سالانه ملیاردها دلار صرف محکم سازی ساختمانها و کاهش صدمات زلزله میکنیم٬ بزرگواری کنید و چند تا از آن مومن‌های درشت را برای ما سوا کنید و کنار بگذارید تا بیاییم آنها را به اینجا منتقل نماییم.

در نظر داریم به محض دریافت این محموله با ارزش آنها را در نقاط مختلف نصب نماییم تا دیگر زمین تکان نخورد و قرص و محکم سرجایش بایستد.
لطفا دستور فرمایید در موقع ارسال محموله٬ بروشور و کاتالوگ نصب و استفاده از آنها را فراموش نفرمایند.
از بذل عنایت و توجه شما کمال تشکر را دارم.
کیوزومی - نخست وزیر ژاپن
یک سوال٬ با زبان خوش!

چند روز است موضوعی ذهنم را بدجوری مشغول کرده٬ گفتم بد نیست آنرا در اینجا مطرح کنم.
ببینید بطور کلی فعالین سیاسی چه در داخل و چه در خارج به دو دسته تقسیم میشوند:
۱- گروهی هستند که معتقدند این نظام درست بشو نیست و باید عوض شود. این گروه معتقد است عملکرد بیست و هفت - هشت ساله جمهوری اسلامی موید آن است که این حکومت هیچ ایده مخالفی را تحمل نمیکند و همواره در صدد سرکوب و حذف دگر اندیشان است. از سرکوب گروههای انقلابی در اوایل پیروزی انقلاب بگیر تا نوبت به سرکوب نیروهای خودی و طرفدار حفظ نظام مثل ملی مذهبی ها و این اواخر هم سرکوب نویسندگان و روزنامه نگاران مسلمان مثل گنجی و عبدی و یا افرادی مثل آیت الله منتظری و غیره و غیره.
خلاصه حرف این گروه این است که این نظام بهیچوجه اصلاح پذیر نیست و لذا بقیه فعالیتها در این جهت است که این نظام تغییر یابد. (چگونه؟ فعلا کاری به آن نداریم)

۲- اما گروهی هم هستند که معتقدند این نظام اصلاخ شدنی است و لذا همه فعالیتهای آنها در جهت حفظ نظام است و امید آن را دارند که بالاخره روزی اصلاحات در این مملکت تحقق خواهد یافت. (چگونه؟ فعلا کاری به آن ند…

تشکیل ستاد نظارت بر نشر و حفظ آثار ملا حسنی

تشکیل ستاد نظارت بر نشر و حفظ آثار ملا حسنی:

چند ماه پیش احمدی‌نژاد گفته بود ستادی درست کنند تا بر نشر و حفظ افکار و اندیشه‌های معظم له نظارت داشته باشند که مبادا خدای نکرده در آنها تحریفی صورت بگیرد و یا گور و گم شوند و مجبور شوند هرگوشه آنرا از توی یک سطل آشغال پیدا کنند و سرهم نمایند.

ما هم دیدیم فکر بدی نیست. چرا اینکار را برای خودمان نکنیم؟
این بود که یک ستادی تشکیل دادیم که فعلا یک عضو دارد و آنهم خودم هستم.
برادران و خواهران عزیز ما دراین ستاد پس از چند روز کار شبانه روزی بحول قوه الهی و دعای خیر شما وبلاگ نویسان همیشه در صحنه موفق شده اند منتخبی از طنزهای ما را جمع آوری نمایند که شما میتوانید به آدرس زیر مراجعه کنید و آنها را مرور فرمایید.
این مجموعه شامل چهل نوشته اعم از طنزهای اجتماعی٬ سیاسی٬ خاطرات و طنزهای وبلاگی است.

ضمن تشکر از اعضای زحمت کش و محترم این ستاد از شما دعوت میکنم به اینجا مراجعه فرمایید.

تصویر
۱۴ مرداد روز همبستگی با دانشجویان دربند:
وقتی افراد سرشناس که وجهه ملی یا بین المللی دارند به زندان می‌افتند٬ توجه همه رسانه‌های خبری به آنها جلب میشود و همین باعث میگردد که در زندان از خطر شکنجه و آزار و اذیت فیزیکی نسبتا مصون بمانند و حتی در مواردی شاهد بوده‌ایم که آنها را در بیرون از زندان و در آپارتمانی با همه تجهیزات رفاهی نگهداری میکنند تا مبادا آسیبی به آنها برسد و باعث ایجاد فشارهای بین المللی گردد.
اما وقتی افراد معمولی مثل دانشجویان و معلمان به زندان می‌افتند٬ جدا باید نسبت به حفظ جان آنها احساس خطر کرد. متاسفانه هیچگونه اهرم بازدارنده قانونی٬ اخلاقی٬ مذهبی و انسانی برای بازجویان و شکنجه‌گران کینه‌توز وجود ندارد که از بدرفتاری با این افراد مظلوم جلوگیری شود.
شما ضجه‌های مادران این دانشجویان را بشنوید٬ دستشان از همه جا کوتاه است. نمیدانند برای رهایی فرزندانشان به کجا پناه ببرند و از چه کسی کمک بخواهند. همه درها به روی آنها بسته است.
وبلاگ نویسان بارها ثابت کردند که در کنار این مظلومان ایستاده‌اند و برای رهایی همنوعانشان از چنگال بی عدالتی فریاد زده‌اند.

ما با همین بضاعت ناچیز سعی …

زندگی با تو چقدر قشنگه!

تصویر
زندگی با تو چقدر قشنگه

(اول گوش کنید بعد با این ریتم بخوانید)




زندگی با تو چقدر قشنگه، محمودک!
آسمونِ شهر چه تیره رنگِه
ای غم عشقت به بمب اتم
برده است نان را ز سفره مردم
توی این شبهای بی ستاره
«هاله» قشنگ تو ستارهً من، ستارهً من

زندگی با تو چقدر قشنگه، محمودک!
آسمونِ شهر چه تیره رنگِه
ندارم بنزین برم سَرِ کار
گفتی: به درک٬ به چوبه دار٬ به چوبه دار!

زندگی با تو چقدر قشنگه، محمودک!
آسمونِ شهر چه تیره رنگِه
ای غمِ عشقِت به بمب اتم
کشته مرده‌ات اون فاطی بگم! اون فاطی بگم!

زندگی با تو چقدر قشنگه، محمودک!
آسمونِ شهر چه تیره رنگِه
اوضاع کشور خیلی درامه،
آخرین روزهای این نظامه

اکازیون واقعی:

اکازیون واقعی:

ششدانگ سرقفلی این وبلاگ با کلیه اجناس واگذار میگردد.

این وبلاگ در بهترین نقطه اینترنت واقع شده ٬
با کاربری تجاری- اداری- مسکونی٬
نوساز و مهندسی ساز٬
سند دست اول ٬
بَرِِ ِ عالی٬ مشرف به پارک و منطقه سرسبز٬
نما با سنگ گرانیت٬
کف سنگ مرمر٬
سقف بلند با گچ‌بری استثنایی٬
حیاط دلباز و مطابق سلیقه ایرانی٬
وبلاگی شناخته شده با مشتریهای ثابت٬
دارای آرشیو مجهز٬ لینکدونی با حال و صدها دستنوشته طنز٬
مناسب برای هرگونه مشاغل نظیر کله پاچه و سیراب شیردان فروشی٬ مصالح ساختمان فروشی٬ لوله بازکنی٬ تعویض روغنی و پنچرگیری٬ دفتر ازدواج و طلاق٬ آرایشگاه زنانه و سالن لاغری٬ حوزه علمیه و کلیه کارهای تجاری دیگر آماده واگذاری است.

ضمنا سقف آنرا پارسال ایزوگام کرده‌ایم که خیالتان از چیکه کردن راحت راحت باشد.