come back home

ماموریت به وطن:

کار دنیا رو می بینید؟
خانه و کاشانه خودمان را ول کردیم آمدیم خارج تا مثلا توی یک محیط آزاد و پیشرفته زندگی کنیم و کمتر حرص بخوریم.
هنوز تازه در اینجا سر و سامان گرفته بودم که اخیرا از سوی شرکتی که در آن کار میکنم برای نظارت فنی در یک پروژه بزرگ در جنوب ایران انتخاب شده‌ام.
حالا ما با چه زبانی به این خارجی‌های زبان نفهم بگوییم اوضاع ما کیشمیشی است و بروند یکنفر دیگر را انتخاب کنند؟
اصلا آنها میفهمند اوضاع کیشمیشی یعنی چی؟
بنظر شما اگر یک نامه‌ای برای رئیس شرکت بنویسم و بگویم :
اینجانب اعلام میدارد که دیگه نمیرم ولایت بخاطر اینکه اوضاع آنجا کیشمیشی است و ممکن است ترتیب مان را بدهند . اصلا من چه هیزم تری به شما فروخته ام که میخواهید این بلا برسرما بیاید؟ ها؟
از همه بالاتر اینکه اگر به انجا برگردم چه خاکی به سر این وبلاگ بریزم؟ آنجا که اینترنتش ذغالی است.
لطفا از ما بیرون بکشید و یکنفر دیگر را برای این ماموریت انتخاب کنید.

Dear Mr. Boss,
This side, Mollah, has announcement that I am not ready to go back Velayat, because our situation is very very raisiny.
I don't know what kind of wet wood I sold you that you want to get rid of me.
If I go there, what kind of soil should I pour on my weblog head? ha? Their internet works with coal.
Therefore, please pull out from us and find another person to go that Kharab-shodeh.

With total thanks,
your small,
Mollah


0 Responses

ارسال یک نظر