خدا و خرما:

آورده‌اند که در زمانهای قدیم٬ عده‌ای از قبایل عرب مجسمه‌ بزرگی از خرما می‌ساختند و آنرا پرستش میکردند. سالها در مقابل آن مجسمه خدایی به خاک می‌افتادند و راز و نیاز میکردند اما همین که قحطی و خشکسالی میشد٬ بطرف خدا حمله میکردند و او را میخوردند.
این روند «هم خدا و هم خرما را خواستن» همچنان در ما وجود داشته و دارد. میدانید علتش چیست؟

اصولا مذهب (فرقی نمیکند چه مذهبی باشد) با خودش «توجیه‌گری» را به همراه می‌آورد. افراد مذهبی عمدتا توجیه‌گر هستند و هرکار خلافی را که بخواهند انجام دهند٬ ابتدا یک کلاه شرعی برای خودشان درست میکنند بعد مرتکب آن میشوند. مثلا اگر پولی را به امانت در نزد آنها گذاشته باشند٬ برای خوردن آن پول ابتدا خودشان را توجیه میکنند که: «ای بابا! این یارو این پول را از چه راهی بدست آورده و میخواهد با آن چکار کند؟ لابد میخواهد با آن عرق‌خوری کند و معصیت خدا را انجام دهد! پس بهتر است این پول را یک بنده خدا نوش جان کند.چه کسی بهتر ازمن !»
به همین راحتی!
خدا پدر و مادر هرچی آدم کافر و عرق خور و سرپا شاشو را بیامرزد. اینها تکلیفشان هم با خودشان معلوم است و هم با مردم و هم با خدا. بنظرم که خود خدا هم از اینها بیشتر خوشش می‌آید چون بی شیله پیله هستند و کمتر دودوزه بازی میکنند. بنظرم در قیامت٬ کافرها و عرق خورها یکراست به بهشت میروند ولی برعکس٬ حسابرسی به اعمال مذهبی‌ها آنقدر پیچیده و بغرنج است که کامپیوتر خدا را هم فریز میکند و از کار می‌اندازد.

این روزها آدم چیزهایی را با همین دوتا چشمانش می‌بیند که اگر از زبان یکنفر دیگر می‌شنید باور نمیکرد.
طرف اسم خودش را گذاشته فیمنیست و از آزادی و حقوق برابر زنها دم میزند ولی طرفدار جمهوری اسلامی است و میخواهد حقوق زن را به علما حالی کند. آخه مگر این میشه؟
یک روز توی وبلاگش از رفتن به مراسم احیا می‌نویسد و یکروز هم برای مبارزه با خرافات آش نذری میدهد و سفره ختم انعام می‌اندازد.
یا اون یکی دیگه رو بگو. طرف اسم خودش را گذاشته همجنسگرا ولی یکروز درباره ترویج و ارتقا استفاده از آلات تناسلی مصنوعی و نقش آنها در تکامل بشر می نویسد و یکروز هم درباره ضرورت حجاب و توصیه به زنان که:
«ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است/ ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است».
عزیزم! تو برو کارت را بکن چه کار داری با این کارها؟

یارو ٬ همه زندگی‌اش مدیون امکانات موجود در اروپا و امریکاست ولی شب و روز از اینکه در جوامع غرب آزادی نیست ناله میکند و غر میزند.
اون یکی٬ ادعا میکند که این حکومت باعث بدبختی ایران و ایرانی شده ولی درعین حال با براندازی این نظام مخالف است و بیشتر از یک سفیر و کاردار٬ برای حفظ این نظام لابی میکند.
آخه نمیشه که هم خدا را بخوای و هم خرما .
... شاید هم میشه!

0 Responses

ارسال یک نظر