پست‌ها

نمایش پست‌ها از June, 2008
تصویر
واکنش‌ها به قهرمانی اسپانیا در یورو ۲۰۰۸:

احمدی نژاد: پیروزی اسپانیا مدیون عنایات ویژه حضرت ولی عصر و حضرت رقیه است. این پیروزی یکی از دستاوردهای دولت نهم است و مدیریت جهانی توسط ما.

مقام معظم رهبری: اگر قرار باشد بین آلمان و اسپانیا یکی برنده شود آنکه کمتر دشمن است باید برنده شود.

خاتمی: اگر مربی تیم آلمان با اسپانیایی‌ها «گفتگو » میکرد و از آنها خواهش میکرد که به آنها گل نزنند شاید الان تیم آلمان بازنده نشده بود.

کروبی: آقاجان این چه وضعیه؟ ما نود دقیقه خوابیدیم. وقتی که بلند شدیم دیدیم اسپانیا برده!
روزنامه کیهان: اسناد جاسوسی بازیکن شماره ۹ تیم اسپانیا (فرناندو تورس ) که با محافل صهیونیسم بین الملل رابطه نامشروع دارد و در جریان مسابقه فینال آن گل وقیحانه را به آلمان زد را بزودی افشا خواهیم کرد ولی تا آن زمان ما نباید از حق خود در برابر انرژی هسته‌ای کوتاه بیاییم.
یک وبلاگ نویس مقیم لندن: اینها همش جنگ روانی است. آلمان بزودی برنده میشود و جمهوری اسلامی قهرمان میشود. حالا می‌بینیم!
پاسخ یکی از علما و مراجع تقلید به سوال یک گوشکوب:
سوال: برنده شدن تیم اسپانیا در مقابل آلمان از نظر شرعی چگو…
پازل توسعه در جمهوری اسلامی:

در ادامه نوشته قبلی و در پاسخ به این سوال که چرا وضع ما اینقدر قارش میش است سه نظریه یا سه دیدگاه قابل طرح است:

۱- بعضی معتقدند که اصولا بوجود آوردن کمبودهای معیشتی در زندگی مردم ایران طی سالهای اخیرعمدی است و خواست حکومت است. آنها میگویند اگر اوضاع مردم روبراه شود و مردم غم نان و آب و برق و گاز و بنزین و سیب زمینی و تاید و شکر و ... نداشته باشند فورا بفکر داشتن استانداردهای زندگی مدنی می‌افتند و حرفهایی میزنند که نباید بزنند و کارهایی میکنند که پایه‌های حکومت را خواهد لرزاند. پس بابد همیشه آنها را توی این وضعیت نگه داشت.
این دیدگاه بیشتر در بین افراد سالخورده ایرانی رواج دارد. مخصوصا در بین بازنشسته گان لشگری و کشوری که این روزها در پارکها دور هم جمع میشوند و اوضاع ایران و جهان را تحلیل میکنند.
خداوند این بازنشسته گان عزیز را برای مامان شان حفظ کند!

۲- عده دیگری که تعدادشان هم کم نیست میگویند: اراده حکومت و دست‌اندرکاران این است که کمبودهای اولیه زندگی مردم را رفع کنند و اوضاع مردم را از این وضعیت مشقت بار بیرون بکشند. آنها هم میخواهند وضع مردم خوب شود ولی مشک…
ای ملت خاموش! «خاموشی» حق تو نیست.

راستش الان که دارم که جملات را می‌نویسم بااکراه و وسواس می‌نویسم. چون میدانم حتما عده‌ای کوتاه فکر پیدا خواهند شد تا بگویند: تو خودت رفتی توی خارج کشور نشستی و از دور میگی لنگش کن!
بنابراین برای اینکه این بهانه را از دیگران بگیرم بنا دارم فقط به نقل تجربیات و باورهایم بسنده کنم و کاری به لنگ و ران و باسن حکومت نداشته باشم. مردم خودشان میدانند که لنگش کنند یا نکنند.
ابتدا بگذارید یک خاطره‌ای را برایتان نقل کنم:
پارسال رفته بودم جزیره قشم. یک روز عصر به همراه چند تن از دوستان روی نیمکتهای چوبی یک قهوه‌خانه کنار ساحل نشسته بودیم و جای شما خالی قلیان میکشیدیم و گپ میزدیم.
پیرمرد صاحب قهوه‌خانه که مرد خوش بیان و خوش اخلاقی بود را هم دعوت کردیم کنار ما بنشیند و از اوضاع خودش و وضعیت قشم و مقایسه‌اش با امارات حرف بزند.
بعد از کمی شوخی و بگو بخند٬ صحبت پیر مرد به اینجا رسید:

« همین امارات را می‌بینید. برادر دوقلوی قشم است! خاکش یکی است. هوایش یکی است. آبش هم یکی است. ولی یکی اینطوری پیشرفت کرده ودیگری اینطوری مثل بیابان برهوت ول شده. یکی شده مرکز تجاری خاورمیانه و …
ماجرای ربودن احمدی‌نژاد از زبان خودش:

واقعا عجب دوره زمونه‌ای شده. آدم جرات نمیکنه تنهایی توی خیابون‌های بغداد راه بره. چپ و راست به آدم متلک میگن. از وسط خیابون که میخواستم رد بشم صدتا ماشین جلوی پام ترمز کرده و میگفتند: بفرمایید در خدمت باشیم. خونه خالی هست....
من هم اعتنا نمیکردم و زیر لب میگفتم: برو گمشو! مرده شور اون قیافه میمونت را ببرد.

یک شب که تنها بودم سوار یکی از همین مسافرکش‌های شخصی شدم. قیافه یارو خیلی تابلو بود. حسابی ترسیده بودم. از توی آینه مرتب منو دید میزد و یک دستش به فرمان بود و یک دستش لای پاهاش.
یک دفعه دیدم مسیر رو عوض کرد و بسمت دیگری میرود. فورا گفتم: آی آقا منو کجا می‌بری؟
گفت: نگران نباش جیگر! جای بدی نمیرویم. یکی دو ساعت در خدمتتون هستیم. گپی بزنیم و کمی با هم آشنا شویم. اگر دوست داشتی آبمیوه و بستنی بخوریم و دوباره برمیگردیم و شما را میرسونم منزل.
با عجله گفتم: همین‌جا نگه‌دار. الان جیغ میزنم. یالا نگه دار. آهای مردم...این میخواد منو بلند کنه.
راننده گفت: چیه چیه . چه خبره! خیال میکنی جونیفر لوپز هستی؟ ایکبیری! راستش را بخواهی تو رو فقط میخواستم بدزدم تا یک ملت…
وقتی یک «نیک آهنگ» درباره وقایع دانشگاه زنجان تحلیل میکند:

میگن سلمانی‌ها هروقت سرشون خلوت میشه٬ سر یکدیگر را اصلاح میکنند.
امروز باوجودیکه سرم خیلی شلوغه٬ حیفم امد کمی سر به سر این نیک آهنگ و تحلیل‌هایش نگذارم.
او اینگونه می‌نویسد:

آیا این کار دانشجویان درست بود؟
آیا انها حقوق متهم را رعایت کرده بودند؟
از کجا معلوم که آن استاد و دانشجو واقعا داشتند کاری میکردند که داشجویان مثل لشگر مغول ریختند توی اتاق و بساط آنها را بهم زدند؟
آیا زیپ شلوار استاد باز بود؟
تازه اگر هم زیپش باز بوده٬ خب چه اشکالی دارد؟ شاید هوای اتاق گرم بوده و برق هم رفته بوده و کولر اتاق هم کار نمیکرده و استاد بیچاره خواسته کمی خنک بشه.
شاید استاد زیپش را پایین کشیده بوده که فقط به آن دانشجو نشان بدهد تا شاید کمی بترسد و مقررات دانشجویی را رعایت کند.

تازه ما هنوز حرفهای استاد را نشنیده‌ایم.
آیا استاد واقعا کیف کرده؟
آیا هنوز اول کار بوده و داشته مخ میزده یا خیر٬ اسلام پیاده شده بوده و دانشجویان دیر به سر صحنه رسیده بودند؟
آیا دانشجویان راه دیگری نداشتند؟
اصلا رابطه آن دانشجویان پسر در حمایت از آن دختر دانشجو کمی مشکوک میزند.
آیا کا…
ملت حشری:

عجب غوغایی به‌ پا کرده‌اند دانشجویان دانشگاه زنجان!
مطمئن هستم اگر همینطور قرص و محکم به اعتراضاتشان ادامه بدهند٬ نه تنها معاون دانشجویی خاطی معزول خواهد شد بلکه شاهد تثبیت دیگر خواسته‌های صنفی و دانشجویی خود نیز خواهند بود.
بنابر این اینگونه اعتراضات جمعی در هر شکلی و در هر سطحی قابل دفاع و حمایت است.
اما سخن من٬ نگاه از بعدی دیگر است. و آن پی بردن به حساسیت مردم ما به مسائل جنسی و به تعبیری ناموسی است.
در کشور ما خبر آزار و تعدی به یک دختر خانم دانشجو٬ آنچنان انرژی التهاب‌آفرینی دارد که شاید هیچ خبر اسف‌بار اقتصادی٬ اجتماعی٬ سیاسی٬ محیط زیستی٬ حقوقی و جزایی و حتی سیل و زلزله و غیره باعث تحریک دانشجویان نشود.

در ابعاد بزرگتر هم همینطور است.
مکررا در خبرها خوانده‌ایم که مردم به حمایت از دختران و خانم‌های بدحجاب که توسط نیروی انتظامی در حال دستگیر شدن بوده‌اند وارد عمل شده‌ و باعث عقب نشینی عوامل نیروی انتظامی شده‌اند.
اما اگر همین ملت را توی روز روشن غارت کنند و سرمایه هایشان را ببرند و امید و شادی را از آنان بگیرند و زندگی شان را به یک مرگ تدریجی تبدیل کنند٬ در زمستان گاز و سوخت ر…
در سال ابتکار و نوآوری برق کشور قطع شد:

امت همیشه در صحنه ایران

یکی از راههای سلطه استکبار جهانی٬ ترویج فرهنگ استفاده از برق و وسایل الکتریکی است. مقام معظم رهبری همواره بر این نکته تاکید فرمودند که لزومی ندارد همان راهی را برویم که غرب و دانشمندان غربی رفته‌اند. ما باید خودمان با ابتکار و نوآوری مشکل بی برقی را حل کنیم.

آیا میدانید که همین برق توسط ادیسون (که از عوامل استکبار و عضو فراماسونری صهیونیسم بین اللمل بود) درست شد تا بوسیله آن کشورهای سلطه جو بهتر بتوانند به کشورهای اسلامی تهاجم فرهنگی بکنند؟
ما نباید از توطئه دشمنان غافل باشیم. دشمنان ما برق را درست کرده‌اند تا بدنبال آن محصولات برقی‌شان را وارد خانه‌های مردم بکنند.
شما از کجا مطمئن هستید که این امریکای جنایتکار در داخل وسایل برقی که تک تک شما در منزل دارید (مثل جارو برقی٬ چرخ گوشت و پلوپز و غیره) وسیله‌های استراق سمع و دوربین های مخفی جاسازی نکرده‌اند؟
غربیها میخواهند از ناموس ما که در آشپزخانه آشپزی میکند فیلم تهیه کنند و بنشینند آنها را نگاه کنند و لذت ببرند.
بنابر این دولت خدمتگزار شما به این نتیجه رسیده که بنا به مصلحت حفظ…
هرکس ماشینش را چگونه میفروشد؟

طرز فروختن ماشین توسط هر فرد٬ رابطه مستقیمی با شخصیت و منش او دارد. مثلا یک بنگاهی خرید و فروش اتومبیل برای فروختن یک ماشین قراضه به یک مشتری بینوا چنین میگوید:
« آقایی که شما باشید٬ این ماشین حرف نداره. بیست بیسته. موتور گیربکس‌اش آخ نگفته. سابقه تصادف نداره و زیرش تابحال آفتاب ندیده (منظورشان این است که تا بحال چپ نکرده). سند دست اوله. مال یک خانم دکتر بوده که فقط باهاش میرفته مطب و برمی‌گشته خونه. من خودم میخواستم این رو بخرم واسه خانمم ولی از بدشانسی٬ خانمم دو قلو زاییده و نمی‌تونه رانندگی کنه. حالا میل خودته. اگر نخری از کف‌ات رفته....»

حالا فرض کنید انشالله این حکومت جمهوری اسلامی سقوط کرده و همه علما بیکار شده و افتاده‌اند توی کار خرید و فروش ماشین.
مثلا یک روز جمعه که برای تماشا به پارکینگ بیهقی می‌رویم٬ شخصیتهای سابق مملکتی را می‌بینیم که هریک در گوشه‌ای کنار ماشین‌شان ایستاده‌اند و دارند مخ مشتری‌ها را می‌زنند:

رئیس جمهور محبوب:
این ماشین مال یک دانشمند هسته‌ای بوده که متوسط سنش شانزده سال بوده و فقط با این ماشین از زیر زمین خونه‌شون میرفته جمکران …
تصویر
خبر خوش احمدی‌نژاد برای مردم ایتالیا:



احمدی نژاد همینکه از هواپیما پیاده شد و چشمش به کج بودن برج معروف پیزا افتاد در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد در راستای حل مشکلات جهانی٬ ما آمادگی داریم در اولین فرصت این برج را برای مردم ایتالیا راست کنیم.
دو کلام حرف خصوصی با آقایون:

این نوشته مخصوص آقایان است. لطفا خانم‌ها تشریف ببرند. این حرفهای خصوصی است. خوب نیست شما آنهار ا بخوانید. بفرمایید. بسلامت.
آهای حاج خانم! شما را میگم. شمایی که سرتون را پایین انداختی و یواشکی داری از لای نرده‌های این وبلاگ دید میزنی. بفرمایید تشریف ببرید. خوبیت نداره.
عجب دورانی شده‌ها. دو کلمه حرف خصوصی هم نمی‌توانیم با خودمون بزنیم.

خب. آقایون محترم!
حالا که بسلامتی همه خانم‌ها را دک کردیم و همه درها و پنجره‌ها را هم بستیم٬ میخواهم گله‌ای از شما بکنم. البته از بعضی از شما و نه از همه.
آخه آقاجان! این چه کاری است که بعضی از شما با خانم‌ها میکنید؟ پاک آبرو و حیثیت ما آقایون را بردید. با هر خانم ایرانی که میخواهم دوست شوم٬ از دست «مرد ایرانی» گله میکند. میگن مرد ایرانی بی جنبه است. البته بلا نسبت شما. میگن تا با یک آقای ایرانی دوست میشوی٬ همان جلسه اول زود میگه: بکش پایین!
آخه این درسته؟ شما با این کارها آبروی همه مردهای ایرانی رو می‌برید. اصلا بازار را خراب میکنید. دیگه جنس خوب گیر نمیاد.
آقاجان! توی برخوردهاتون با خانمها سیاست داشته باشید. از این مردهای خارجی ی…
تصویر
اسلام از دست رفت:
قابل توجه برادران بسیجی٬ لباس شخصی‌ها و بقیه اراذل و اوباش عزیز:
محرمانه

پیام از دفتر آقا به همه برادران حزب اللهی و خواهران ترشیده
وعده ما فردا جلوی سفارت ایرلند
عملیات: شکستن شیشه‌های سفارت ایرلند و کتک کاری عابران و همسایه‌های سفارت که حتما بدحجاب هم هستند و در پایان مراسم به آتش کشیدن پرچم دانمارک یا آنگولا (فرقی نمیکند. همه‌شان کافر هستند)
دلیل: تهاجم فرهنگی یک خواننده ایرلندی در ایام فاطمیه
برادران عزیز! اگر امروز با این تهاجم فرهنگی برخورد انقلابی نکنیم فردا جمیله را می‌آورند توی نماز جمعه برقصد.