پست‌ها

نمایش پست‌ها از November, 2008
وصیتنامه وبلاگی:

نظر به اینکه اداره هواشناسی کانادا اعلام کرده که تا دو روز آینده یک عالمه برف خواهد آمد و ممکن است ما در زیر آن خفه شویم و به ملکوت اعلی بپیوندیم٬ و ملت از دست ما راحت شود لازم شد که وصیت نامه سیاسی الهی خود را با چشمی گریان و قلبی شکسته و بیلی در دست بنویسیم و آنرا در اینجا قرار دهیم تا (زبانم لال زبانم لال٬ خدا اون روز را نیاورد) بعد از مرگم بین شما اختلاف و دو دسته‌گی نیفتد و بخاطر ارثیه با هم دعوا و کتک کاری نکنید.

بازگشت همه بسوی اوست
۱-اینجانب ملا حسنی وبلاگ نویس در کمال صحت عقلی و جسمی وصیت میکنم که اگر در زیر خروارها برف به رحمت ایزدی رفتم و خدای نکرده مرحوم شدم حتما در اسرع وقت با پارو برف‌ها را از روی من کنار بزنید و قبل از اینکه به گوشت یخ زده تبدیل شوم مرا به زادگاهم تهران منتقل نمایید.

۲- بر ورثه و بازماندگان و دوستان وبلاگی من واجب است که کار و زندگی خود را مدتی ول کرده و در مراسم تشییع جنازه میلیونی اینجانب شرکت نموده تا اجر و ثواب زیادی نصیب ما شود و یکراست برویم بغل حوری‌های بهشتی. لازم به ذکر است احتمالا همه شما در فرودگاه بازداشت میشوید که البته عیب…
کاش مقام معظم سوار هواپیما شده بود:


چند سال پیش هنگامی که از میدان راه‌آهن تهران عبور میکردم چشمم به نوشته‌ای افتاد که با خط درشت برروی پارچه‌ سفیدی نوشته بودند:
«مقام معظم رهبری: اگر قرار باشد بین هواپیما و راه آهن یکی را انتخاب کنیم٬ باید راه آهن را انتخاب کنیم.
روابط عمومی راه آهن ایران»

با دیدن این نوشته اول خنده‌ام گرفت که هوش و ذکاوت سرشار رهبر مسلمین جهان را ببین!
ولی فورا استغفار کردم و گفتم شاید این کار یکی از کارمندهای شیطون روابط عمومی راه آهن بوده که میخواسته دق و دلی‌اش را با این نظام خالی کند.

ولی بعدا فهمیدم نه خیر. این کار بر اساس یک اعتقاد به فرمایشات رهبری بوده و اصلا شوخی یا شیطنتی هم در کار نبوده. اصولا هرکلامی که از دهان مبارک مقام معظم بیرون می‌آید ما باید بدون دلیل بپذیریم ولو حرفش خنده‌دار باشد.

از آن تاریخ من هم بدون دلیل قبول کردم که قطار بهتر از هواپیما است ولی هرکاری کردم عقلم به جایی نرسید که دلیلش را بفهمم. از هرکس هم می‌پرسیدم میگفت: آقاجان شما هم ضد انقلاب شده‌اید؟ قصد مسخره کردن مقام رهبری و تضعیف انقلاب و براندازی نظام را دارید؟

خلاصه ما هم فوری کوتاه می‌آمدی…
و اما جواب سوال قبل:

هیچکدام از شما نتوانست جواب صجیج را بدهد. واقعا که!
حیف از این همه زحمت که برای شما کشیدم.
پنج شش سال است که مرتبا پای منبر من می‌آیید ولی جواب یک سوال ساده را بلد نیستید.
هی هی هی هی!
اصلا معلوم است که حواس‌تان کجاست؟
چرا اینقدر بازیگوشی میکنید و دل به درس نمی‌دهید؟

خب. بگذریم. آقاجان! جواب این سوال خیلی هم ساده است. جوابش فقط یک کلمه است. یعنی یک جمله کوتاه.
چرا شراب حرام است ولی سیگار حرام نیست:
بخاطر اینکه وقتی عقل نباشد جان در عذاب است. اگر توی کله علما یک مثقال عقل بود در آنصورت سیگار را حرام اعلام میکردند و شراب را حلال.
الان دیگر هر خری هم میداند که سیگار کشیدن چه کم چه زیادش٬ برای سلامتی خود و اطرافیان زیان‌بار است ولی نوشیدن شراب (اگر به افراط نیانجامد) نه تنها مضر نیست بلکه برای تندرستی و سلامت انسان مفید هم هست.
دیدید چقدر ساده و روشن بود؟
ببینید مشکل ما با برخی از آدمها اصلا بر سر مساپل پیچیده و بغرنج نیست بلکه اختلاف ما با آنها بر سر همین چیزهای بدیهی و پیش پاافتاده است.
کسی که این موضوع به این روشنی را نمیتواند تحلیل کند چگونه از او انتظار دارید حرف ما را در مور…
چرا سیگار حرام نیست ولی شراب حرام است؟

دوستان عزیز!
تا من از دست به آب برگردم شما به این سوال فکر کنید و جوابش را بدهید.
چگونه شاعر شویم؟

همه شما میتوانید با سه سوت یک شاعر موفق و معروفی شوید بشرطی که به حرفهای من خوب گوش کنید و آنها را مو به مو اجرا نمایید.
اولین شرط موفقیت در این راه کنار گذاشتن کم رویی است. آدم کم رو هبچ وقت به جایی نمیرسد. خجالت نکشید. تا میتوانید شعر بگویید و اعتماد به نفس داشته باشید . مطمئن باشید که حتماافرادی پیدا خواهند شد که با خواندن قطعه ادبی شما خواهند گفت: به‌به! عجب شعری!
شرط دوم برای شاعر شدن این است که اصلا سعی نکنید شعرتان مفهوم یا مقصودی داشته باشد. چشم‌هایتان را ببندید و دست کنید توی یک کیسه‌ای از لغات و کلمه‌ها. هرچی دم دست‌تان رسید کنار هم بگذارید تا شعر‌تان وزین شود و دیگران نتوانند مفهوم شعر را بفهمند.
یادتان باشد در جمع ادیبان و شاعران٬ همواره قطعه‌ای که فهم‌اش مشگل‌تر است٬ وزین‌تر به حساب می‌آید. بنابر این بهتر است از اول قید مفهوم داشتن را از شعرهایتان بزنید.
حالا من برای راحتی کار شما٬ از این به بعد چند قطعه از شعرهایی که قبلا سروده‌ام و بعضی از آنها را در انجمن‌های مختلف ادبی خوانده ام و مورد تشویق حضار قرار گرفته را برایتان در این وبلاگ می‌آورم:

در فروغ نیلگون …
وای حسین کشته شد:

صحنه: راهروهای زندان ٬ نیمه شب
همه جا ساکت و آرام است. صدایی شنیده نمیشود جز صدای جیرجیر پوتین نگهبان شیفت شب که در راهرو زندان در حال قدم زدن است. همه در خوابند. از دور صدای هق هقی شنیده میشود. نگهبان به سمت صدا حرکت میکند. قدم‌هایش را تندتر میکند. هرچه به سمت صدا نزدیکتر میشود٬ صدا واضح‌تر است. نگهبان درست حدس زده. صدا از سلول انفرادی شماره ۲۴۵ است که یک تازه وارد دارد.

«...آخه این چه وضعیه. عجب غلطی کردم برگشتم. دو هفته است وبلاگم را آپدیت نکردم. آخ خدا!...عدالتت را شکر!. دو هفته‌است منو همینطوری بیخود و بیجهت انداخته‌اند اینجا. نه بازجویی میکنن. نه کسی احوالی ازم می‌پرسه. پس چی شد اون همه قول و قرارها؟. آقاجان که میگفت رفتم پیش شاهرودی گفته هوات رو دارم. پس کو؟
آهای نگهبان! نگهبان! منو از اینجا بیارین بیرون! میخوام برم شهر ری. کار دارم بحضرت عباس...منو بیارین بیرون»
نگهبان: چیه چه خبرته اینقدر سر و صدا میکنی؟ هیس. هیس. الان بچه‌ها بیدار میشن

زندانی: نامردا! آخه چرا منو بازجویی نمیکنین؟ چرا از من مصاحبه تلویزیونی ضبط نمیکنین؟ پس کجان او برادران گمنام؟ مگه شما اطلاعات ن…
ادامه بحث شیرین خرید خانه در کانادا:

فرق یک جامعه پیشرفته با یک جامعه آفت زده در استفاده یا عدم استفاده از عقل و فکر است.
مثلا همین مسئله کوچک را نگاه کنید. نحوه انجام یک معامله ملکی در ایران را با کانادا مقایسه کنید. در ایران هیچ چیز سر جای خودش نیست. نه مشاور املاکش٬ سواد مشاوره دادن دارد و نه نظام اداری مناسبی برای این نقل و انتقال وجود دارد. همه چیز برمبنای حدس و گمان٬ حرافی و قسم حضرت عباس خوردن و چانه زنی‌های بی‌پایان٬ تقلب و آرسن لوپن بازی و دادن حق حساب به این و آن میچرخد.
در ایران ٬ همواره خریدار و فروشنده بشدت دلهره آنرا دارند که سرشان کلاه نرود٬ پولشان را نخورند٬ سند مالکیت مشکلی نداشته باشد و مواردی نظیر آن.

در کانادا٬ از صدسال پیش٬ این لامصب‌ها آمده‌اند و بجای توسل به توانایی‌های فردی٬ یک سیستم مدون و کاملا واضح و روان را برای انجام معاملات ملکی طراحی کرده‌اند و بمرور آنرا ترمیم و تکمیل کرده‌اند بطوریکه دیگر شما به هنگام خرید یا فروش خانه‌تان دلهره و نگرانی ندارید. همه چیز در جای خودش قرار دارد و هرکس وظیفه خودش را انجام میدهد.

من خودم وقتی برای اولین بار دراینجا خانه خریدم٬ ا…
چگونه در کانادا خانه می‌خریم:

یکی از تفریحات سالم در کانادا خریدن خانه و یا آپارتمان است. نحوه پیدا کردن٬ معامله کردن٬ نقل و انتقال و به ثبت رساندن مالکیت کلا با آنچه که در ایران بوده و هست از زمین تا آسمان فرق میکند.
یادش بخیر توی ایران که بودیم سر هر کوچه و محله‌ای چند تا مغازه بود به نام مشاورین املاک و مستغلات. توی این مغازه‌ها چیزی نبود جز چند تا میز و ده دوازده‌تا صندلی. یکی دوتا گلدان بزرگ٬ یک تابلو از تمثال مبارک صاحب بنگاه که معمولا مربوط به دوران جوانی‌اش بود که در گود زورخانه ایستاده و به دوربین عکاسی نگاه میکند.
زیر این تابلو نوشته‌ای به چشم میخورد مثل «از طرفین معامله ۱٪ کمیسیون عندالمعامله دریافت میشود».
بنگاهی‌ها معمولا یا بازنشسته‌های لشگری بودند یا کارمندان سابق ادارات و شهرداری‌ها. مشخصه مشترک همه آنها٬ قدرت چانه‌زنی و برای هر حرف٬سخنی داشتن بود.
کل بانک اطلاعاتی یا بقول خودمان دیتا بیس این بنگاهی‌ها شامل دوتا دفتر صدبرگ قطع بزرگ بود. یکی برای اجاره و دیگری برای خرید و فروش. از همان دفترهای بزرگی که ما توی آنها دیکته می نوشتیم.
معمولا توی هربنگاهی بساط سماور و چای نیز بر…
یک سوال از درس جغرافی:

در خبرها آمده که رپیس جمهور کشور «سیشل» بزودی به ایران سفر میکند.

حالا شما بفرمایید این کشور سیشل در کجا قرار دارد؟
به کسانی که پاسخ صحیح را برای ما بفرستند به قید قرعه جایزه نفیسی تعلق خواهد گرفت.
راهنمایی۱: این کشور در قاره‌های آسیا٬ اروپا٬ افریقا٬ امریکا و اقیانوسیه قرار ندارد.

راهنمایی ۲: منظور از جایزه نفیس یک عدد آدامس خروس نشان است که قبلا بعنوان تبرک توسط یکی از علما جوییده شده.
بدآموزی‌های نظام مقدس:

نظام مقدس جمهوری اسلامی در طول سی سال گذشته لطمات جبران ناپذیری بر مبانی فرهنگی و اخلاقی جامعه ایرانی وارد کرده است . من بیم آن را دارم که با رفتن این آقایان٬ آثار این خرابیها چگونه و در چه مدت از بین خواهد رفت؟
مثلا ببینید این نظام چگونه مدرک دکترا و تحصیلات عالی را مخدوش کرده و به مسخره گرفته است . آدم گیج میشود تا بفهمد چه کسی واقعا درس خوانده و تخصص و مهارت علمی‌اش را از طریق جهد و کوشش و مطالعه و تحقیقات بدست آورده یا خیر همینطوری الله بختکی و بنا به مصلحت نظام و پارتی بازی و حقه بازی یک مدرک تحصیلی جور کرده و خودش را بعنوان مهندس و دکتر به مردم بدبخت قالب میکند. من خودم دهها نفر از مدیران و معاونین و شخصیت های مشهور این حکومت را از نزدیک می شناسم و میدانم چگونه مدرک گرفته اند. نظامی که در آن دروغگویی و زرنگ بازی یک ارزش باشد بهتر از این نمشود.
خب. حالا فرض کنید این نظام انشالله بزودی سقوط کند. واقعا چقدر طول میکشد تا این موضوع به جای اصلی خود برگردد و ذهنیت جامعه نسبت به دارندگان مدارک دانشگاهی اصلاح شود؟
من هروقت یاد دوران دانشجویی خودم می‌افتم که با چه مشقت…
اوباما اوباما٬ ما داریم می‌آییم:

رئیس جمهور منتخب شیطان بزرگ
برادر گرامی جناب آقای اوباما
ایدک الله تعالی

ضمن تبریک پیروزی غرورآفرین و دشمن شکن حضور امت همیشه در صحنه امریکا در پای صندوق‌های رای که بلاشک مشت محکمی بود بر دهان استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل٬ لازم است برای بهتر شدن اوضاع جهانی و مشکلات مردم امریکا توصیه‌های زیر را در برنامه‌ریزی‌های آتی خود بگنجانید:
۱- آوردن پول نفت بر سر سفره مردم
۲- راه‌اندازی سفرهای ایالتی و جمع آوری چند گونی نامه‌های مردمی
۳- تهیه و نصب یک عدد هاله نورانی
۴- انتقال کاخ سفید از واشنگتن به نیویورک (بخاطر نزدیکی به سازمان ملل تا بتوانی روزی نیم ساعت بروی آنجا و پشت تریبون تمرین سخنرانی کنی)
۵- تغییر رنگ کاخ سفید به مشکی
۶- با حجاب کردن آن مجسمه خانمی که یک مشعل آزادی در دستش گرفته و نیمی از لباسش پایین افتاده و ممه‌هایش معلوم است.
۷- دستگیری خواننده‌های لوس‌آنجلسی و مجبور کردن آنها به خواندن شعرهای مذهبی و نوحه و دعای کمیل و از اینجور چیزها
۸- بمباران اتمی تلویزیون‌های ایرانی مستقر در لوس‌آنجلس که آبروی اپوزیسیون را بردند.
۹- برگزاری پرشکوه و دشمن شکن نماز جمع…
مدرنیته در انتخاب قالب وبلاگ:

به‌به! به‌به!
می‌بینید چی درست کردم؟
محشره بخدا.
به این میگن قالب درست و حسابی. هم فید دارد و هم کلاس. خارجی خارجی است.
به‌به!
قالبی درست کرده‌ام که بی‌بی سی و رادیو فردا هم هیچوقت به گرد پای ما نمی‌رسند.
ابتکار که میگن همین است دیگر.
البته این قالب را دوست دخترم معرفی کرده . ما هم آنرا کپی کردیم و در اینجا قرار دادیم تا سر فرصت٬ اون قوری و فنجان را برداریم. یک وقت مردم هوس منقل و وافور و اینجور حرفها را میکنند.

راستی ٬ اگر قالب قبلی بهتر بود بگویید تا همان را بگذارم؟
================================

تکمیلی

آقاجان! این ملت مدرنیته سرش نمیشه
بدلیل اعتراضات گسترده مردمی برمیگردیم به همان قالب سابق عهد بوق.
این هم کپی کامنت های شما عزیزان که نزدیک بود از بین برود ولی با امدادهای غیبی نسخه ای از آنها را در ایمیل پیدا کردم

کمانگیر: به به مبارکه
ناشناس
: agha khaheshan ghalebe ghabli ro bezar,,,ham behtare, ham inke ma mollah ro ba oon ghaleb mishnasim,aslan be in adat nadarim, to yeki digeh maro aziat nakon khaheshan


یک ناشناس دیگه:
ghabli behtar bood...inja hooroof kheily kooch…
تصویر
این هلندی‌های بی‌ناموس:

من دیگه از این هلندی‌ها خیلی بدم میاد.
مرده شور قیافه هرچی هلندی رو ببره. همه‌شون از دم پدر سوخته و عوضی هستند.
اصلا ما از اول آب‌مان با این هلندی‌ها توی یک جوب نمی‌‌رفت و نمی‌رود و نخواهد رفت. اینها با ما خصومت تاریخی دارند. یادتونه زمان شاه عباس صفوی به ما حمله کردند ٬ بندرعباس و جزیره قشم را تصرف کردند؟
البته میگن آنها پرتغالی بودند ولی واقعیت نداره. همش زیر سر هلندی‌ها بود. هلندی‌ها به پرتغالی‌ها پول داده بودند و گفته بودند شما بروید جلو٬ حمله کنید٬ ما هوای‌تان را داریم.
پرتغالی‌های اشگول هم گول آنها را خوردند و به ایران حمله کردند.
پس می بینید کینه هلندی‌ها با ما از کجا نشات میگیرد. ما اگر یک دشمن در عالم داشته باشیم٬ کسی نیست جز هلند. خدا لعنت کند هرچی هلندی و هلندی‌زاده را.

اصلا دیدید لبنیات و مخصوصا پنیرشان چقدر بدمزه است؟ اَه اَه اَه...آدم حالش بهم میخورد. مزه دمپایی ابری (دمپایی لاانگشتی) میدهد.

حالا همه بی‌مزگی‌شان یک طرف٬ این دسته گل اخیرشان یکطرف. بی‌ناموس‌ها یک‌کاره آمده‌اند و مدیر انتصابی خودشان را بدون اجازه ما برداشته‌اند؟ آخه این درسته؟
من از شما م…