مقایسه دو مراسم٬ یکی در واشنگتن و یکی در تهران:


نمیدانم مراسم سوگند اوباما را دیدید یا خیر. من بیشتر آنرا بصورت مستقیم از طریق سی ان ان دیدم. واقعا چقدر با نظم و ترتیب بود. چقدر باکلاس و با پرنسیب بود. امنیت و حفاظت در حد اعلی. سیستم فیلمبرداری و پوشش تصویری در بهترین وضعیت. برنامه‌ریزی دقیق و اجرای برنامه‌ها مطابق جدول زمانبندی و از همه مهمتر سخنرانی اوبا که بیشتر از ۱۸ دقیقه طول نکشید. خلاصه من که خیلی تحت تاثیر برنامه ریزی و مدیریت برگزار کنندگان آن مراسم و همچنین رفتار و برخوردهای اوباما قرار گرفتم.

خدا نکند چنین مراسمی مثلا در ایران برگزار شود. شیر تو شیری بشود که بیا و ببین.
توی ایران برای چنین مراسمی رسم برآن است که شکوه یک مراسم معادل است با شلوغ پلوغی آن . یعنی هرجه خرتو خرتر باشد آن مراسم باشکوه‌تر است.
مردم را عادت داده‌اند که مثل (دور از جان شما) بزغاله و گوسفند بریزند وسط خیابان و دنبال ماشین آن مسئول مملکتی (مثل مقام رهبری یا رئیس جمهور عزیز) بدوند و از سر و کول هم بالا روند. یا مثلا بپرند روی سقف ماشینِ طرف و شلوغ بازی دربیاورند. همدیگر را هل بدهند و عده‌ای هم زیر دست و پا له شوند. هر صد متر به صدمتر هم گاو و گوسفندی را جلوی ماشین طرف به زمین میزنند و آنرا قربانی میکنند. سر و صدا و هیاهو از هر طرف بلند میشود. جناب رئیس جمهور یا مقام عظما توی ماشین قایم میشود و یا حداکثر خیلی که بخواهد خودی نشان بدهد کله‌اش را مثل مرغابی از سقف ماشین بیرون می‌آورد و به ابراز احساسات حاضرین پاسخ میدهد. البته همیشه سه چهار نفر از محافظان ریشو چنان او را دربرمیگیرند که بسختی بتوان کله مقام محترم را از کون و کپل محافظان تشخیص داد.
بعد نوبت تشریف فرمایی حضرت والا به جایگاه سخنرانی میرسد. قبل از آن یکی می‌آید نیم ساعت قرآن میخواند. البته من میگویم نیم ساعت! بعضی وقتها طرف از صدای خودش که توی بلندگو می‌پیچد خوشش می‌آید و همینطوری تخته گاز میخواند. هی مردم این پا و اون پا میکنند. کسی هم که عربی متوجه نمیشود. مردم همینطوری توی دلشان خدا خدا میکنند که آن قاری قرآن زودتر خسته شود و خواندنش را تمام کند.
بعد نوبت شعر خوانی در مدح و ثنای آن شخصیت مملکتی میرسد. ما ملتی هستیم که بدون مدح و ستایش کارمان پیش نمیرود و هیچ مراسمی نیست که خالی از اینگونه چاپلوسی‌ها نباشد. اون بابا هم هرچی شعر توی دفتر شعرش هست را تصمیم میگیرد برایمان بخواند.

ها٬ یادم رفت. امان از خرابی سیستم صوتی. آیا تا بحال شده اینها یک مراسمی برگزار کنند و بلندگوها درست کار کنند؟ فیلمبرداری و تصویربرداری تلویزیونی را که دیگه نگو. هیچ برنامه آی مطابق زمانبندی پیش نمیرود. هرچه پیش آید خوش آید.

بعد نوبت سخنرانی آن مقام مملکتی میرسد. طرف شروع میکند از خلقت آدم و حوا حرف میزند و آنرا وصل میکند به وقایع صدر اسلام و سرگذشت امامان و همینطور بگیر و بیا تا انقلاب شکوهمند اسلامی و فرمایشات امام راحل و بعد جنایات آمریکا و اسرائیل و محکوم کردن سران کشورهای منطقه و توطئه دشمنان و از اینجور شر وورهایی که هزاران بار آنها را شنیده‌ایم و از حفظ شده‌ایم.
خلاصه آنقدر زر میزند که همه را خسته و کوفته میکند. گاهی وسط حرف‌هایش هم بعضی از آن بادمجان دور قاب چین‌ها تکبیر میگویند و شعار میدهند. در طول سخنرانی ملت هم همچنان مشغول هل دادن همدیگر هستند.

خب. برگردیم به مراسم آقای اوباما. هرکس جای این بابا بود لااقل یکساعت و نیم حرف میزد و مخ مردم را تلیت میکرد درصورتیکه این مرد بیست دقیقه حرف زد ولی درست و حسابی. خیلی متین و سنجیده.معلوم بود که متن آنچه که میخواهد بگوید را بارها مرور کرده و اینطور نبود که همینطوری از روی شکم هرچی به زبانش بیاید بگوید.
دوربین‌های تلویزیونی را در کل مسیر (از کنگره تا کاخ سفید) در زوایای مختلف کار گذاشته بودند و پوشش تصویری کاملی را ارائه دادند.
خلاصه احسن و مرحبا به اون امریکای جنایتکار. کارشان واقعا حرف نداشت.

همزمان با این مراسم٬ البته با چند ساعت اختلاف٬ در تهران مراسم جشن پیروزی حماس برگزار شده بود. یک عده بسیجی را جمع کرده بودند جلوی سفارت سابق امریکا تا علیه استکبار جهانی شعار بدهند. بروید عکسهایشان را ببینید.ای خاک عالم بر سر مسولین این مملکت!

آقاجان! آدم این چیزها را می‌بیند دلش برای مردم مملکت خودش میسوزد.
0 Responses

ارسال یک نظر