سوء نیت شهردار:


دو سه روز پيش نامه اي از طرف شهرداري منطقه اي كه در آنجا سكونت دارم به دستم رسيد. قبل از اينكه پاكت نامه را باز كنم با خودم گفتم: باز این لامصبا قبض مالیاتی فرستاده اند. خفه شدیم از بس به این دولت کانادا پول دادیم.

اما همین که نامه را خواندم تعجب کردم. نامه از طرف شخص شهردار منطقه بود. نوشته بود که خیلی خوشحالم که شما در منطقه تحت مدیریت من دارید زندگی میکنید و این مایه مباهات و افتخار بنده است که در خدمت شما باشم. همه سعی و تلاش من و همکارانم جلب رضایت شماست. ما خود را مدیون رضایت شما شهروند عزیز و گرامی می دانیم. اصلا شما اگر نبودید ما معلوم نبود که چه خاکی توی سر خودمون می ریختیم. من لیستی از شماره تلفن خود و همکارانم در قسمت های مختلف شهرداری را همراه این نامه می فرستم تا شما راحت تر با ما ارتباط برقرار کنید و خواسته هایتان را با ما در میان بگذارید. آخرین جمله اش این بود:

Please do not hesitate to contact me if you ever require assistance
(یعنی خواهش میکنم هر وقت معاون یا دستیار خواستی بگو خودم نوکرت هم هستم .اصلا خجالت نکشی ها از اینکه با من تماس برقرار کنی )!
بعد یک عدد کارت خودش را هم ضمیمه کرده بود که عکس و شماره تلفن و آدرس ایمیل خودش در آن درج شده بود.

خب. بعد از خواندن این نامه مدتی فکر کردم که این یعنی چی؟ منظورشان از این کار چه میتواند باشد؟ شهردار مگر بیکار است که بنشیند به تک تک شهروندان نامه بنویسد و شماره تلفن خودش را به آنها بدهد و با افراد گپ بزند؟ این چجور مدیریتی است؟ شهردار باید سنگین باشد و احترام خودش را نگه دارد. تازه مگر من کی ام؟ یک شهروند عادی. نه فامیل او هستم و نه ارتباطی با او دارم.

نه آقاجان! این خیلی غیر طبیعی است.حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است! لابد قصد و غرضی توی این کار هست و شاید نقشه ای شیطانی برایمان کشیده باشند. شاید این جناب شهردار عکس ما را توی وبلاگمان دیده و از ما خوشش آمده و حالا میخواهد بعله دیگه!... کورخوانده اید. ما از اونهایش نیستیم که خیال کرده اید.

0 Responses

ارسال یک نظر