به قسمت مهیج فیلم نزدیک میشویم:

خدا کند سید علی آقا هرچه زودتر دستور بازداشت کروبی و موسوی را صادر کند. لامصب اینقدر این دست و آن دست میکند که حوصله آدم سر میرود. یالله بجنب! ملت کار دارند!

داشتیم ناامید می‌شدیم. می‌ترسیدیم آبها از آسیاب بیفتد و اوضاع به حالت عادی برگردد و دوباره روز از نو و روزی از نو. ولی خوشبختانه سید علی توی جبهه خود ما ضد انقلابیون است. او تصمیم گرفته ریشه این نظام را بکند. ما هم نشسته‌ایم اینجا و برایش هورا می‌کشیم!
الان نظام افتاده به یک سرازیزی تند. هرچه میگذرد شتابش بیشتر میشود و دیگر خدا هم نمیتواند جلوی سقوط آنرا بگیرد. سید علی آقا ترمز‌های قطار این نظام را از بیخ کنده و انداخته توی چاله دست به آب. حالا داره کیف میکنه وقتی می‌بیند این قطار دارد توی سرازیری اینگونه با شتاب در حال حرکت است!

هرچه آ سید علی آقا اوضاع را شلوغ‌تر کند به نفع ملت است. اگر موسوی و کروبی را بگیرند تازه نوبت اعتراض آیت الله منتظری و صانعی و دیگران میرسد. اگر آنها را هم دستگیر کنند٬ عده بیشتری اعتراض خواهند کرد و اگر آنها را هم دستگیر کنند باز مجموعه دیگری سربلند خواهند کرد و این باعث میشود مقام عظما همیشه در بحران باشد و آب خوش از گلویش پایین نرود و روز بروز نظام بیشتر و بیشتر در باتلاق هلاکت و فروپاشی فرو رود.
تازه٬ دستگیری موسوی و کروبی هم اول ماجراست زیرا بالاخره باید آنها را محاکمه کنند و به مجازات برسانند. همینطوری که نمیشود همه چیز را در سکوت برگزار کرد. بالاخره هر روز مجبورند عده‌ای را ببرند و بیاورند. اعتراف بگیرند. تکذیب کنند. تایید کنند و ...
یعنی یک بحران ادامه دار و بدون پایان.

فقط خدا کند سیدعلی آقا در دقیقه نود نظرش عوض نشود و همینطوری به کارش ادامه بدهد و همچنان همه ثمرات و دوشیده سی ساله این نظام را بزند بریزد تا ما از دستش راحت شویم.


0 Responses

ارسال یک نظر