چرا اعمال تروریستی در زاهدان را محکوم نمیکنم؟

دو سه روزه که جمعیت زیادی ریخته اند جلوی درب این وبلاگ و دارند علیه ما شعار میدهند و تخم مرغ گندیده و گوجه فرنگی لهیده به سمت پنجره های اینجا پرتاب میکنند و خواستار اعلام موضع رسمی ما در قبال عملیات انتحاری در زاهدان شده اند.
خب. بر همه واضح و مبرهن است که خون و خونریزی کار درستی نیست و ما رابطه خوبی با عملیات انتحاری و استشهادی و قتل مردم عادی نداریم و خوشبختانه تا بحال نه تنها دستمان به خون کسی آلوده نشده بلکه تحمل  نگاه کردن به  بریدن سر یک مرغ یا خروس را هم نداریم.
البته ناگفته نماند که در عمر شریف مان فقط یکبار مجبور به ریختن خون یک ضعیفه ای شدیم که آن امری است علی حده و اگر آن کار را نمیکردیم آبرویمان توی فامیل میرفت و میگفتند: هی! داماد نتونست کاری بکند!
خب. از آن یک مورد استثنا که بگذریم ما همیشه بچه مثبت بوده ایم و اهل خون و خونریزی نبوده ایم. البته از حمله نظامی به این نظام مقدس شدیدا حمایت میکنیم که تفصیل آن بماند برای بعد.
و اما چرا عملیات انتحاری را محکوم نمیکنم و صف خود را از گروههای تروریستی جدا نمیکنم؟
دلیل این کار چند چیز است:
 اول اینکه من نمیخواهم حرفی بزنم و یا کاری کنم که از آن بوی همراهی با نظام مقدس را بدهد. من اینقدر از این نظام مقدس کینه دارم که حتی نمیخواهم با آنها به بهشت بروم چه رسد به اینکه در این دنیا بخواهم با این جنایتکاران دغل باز در یک جبهه قرار بگیرم.
من تروریسم را محکوم میکنم ولی برای اعلام محکومیت آن هرگز با تروریستها هم آوا و همصدا نخواهم شد. این نظام خودش تروریست است. اینها خودشان عملیات تروریستی و استشهادی را بنیانگذاری  و حمایت کردند. حالا انتظار دارید ما که خودمان قربانی این نظام هستیم بیاییم کار انتقام جویانه یک بچه سیزده ساله بلوچ را محکوم کنیم؟  این نظام خودش دسته دسته مردم مظلوم بلوچ را اعدام کرده و میکند. طبیعی است که فرزند یکی از همین اعدام شدگان برای انتقام و خونخواهی پدرش هم که شده نارنجک و بمب به کمر خود می بندد و عملیات انتخاری میکند. اگرچه این کار او را تایید نمیکنم و اگر کسی قبل از عملیات انتحاری با من مشورت کند او را از این کار منصرف میکنم ولی این دلیل نمیشود که جنایات این نظام جبار و ستمگر را با این عملیات ناشایست شستشو دهم.
یک ضرب المثل چینی میگه:
اگر بذر کینه بکاری هرگز دوستی درو نخواهی کرد. دانه دانه کینه بکارید و خرمن خرمن نفرت درو کنید.
اینها نتیجه سیاستهای سی ساله این نظام است. کسی که خربزه یا هندوانه بی عدالتی را میخورد باید پای لرزش انفجار خشم مردم هم بنشیند. نظامی که از کشته شدن یک سرباز امریکایی یا اروپایی در دهات کوره های افغانستان یا عراق در صدا و سیمایش چشن میگیرد حالا هم باید شاهد منفجر شدن بمب و نارنجک در گوشه گوشه قلمرو حاکمیت خود باشد.
شاید ادامه دارد.....
9 Responses
  1. شهروند بدبخت ایرانی Says:

    خب، شهروندان عادی ایرانی هم غلط می کنند آن دور و ورها می پلکند. اصلا تقصیر خودشان است که به کانادا مهاجرت نکرده اند. صد البته باید تکه پاره شوند.

    حالا خوبه که حتی در کانادا هم چله تابستان است، نمی شود گفت در زمهریر آن دیار بعضی ارگان های حساس یخ زده اند.


  2. شهروند بدبخت ایرانی Says:

    راستی یادم رفت، اگر اشتباه نکنم، در آن دیار هم چیزی شبیه Anti Difamation Act و Law Against Inciting to Hate and Violation هست. از نظر حقوقی همین چند خط شما می تواند باعث کلی دردسر برایتان شود.


  3. شهروند بدبخت ایرانی Says:

    ببخشید منظور Violance... بود.


  4. Iraj Says:

    زیاد نباید خود را در گیر حرف ها و نظرات دیگران کرد. کاری که فکر می کنی درست است، انجام بده.
    ایرج،


  5. ناشناس Says:

    TAKBEEEEEEEEEEEEEEERRRR

    MARG BAR KHAMENEIE PEDAR SAG LIAR!


  6. puria Says:

    دوست گرامی‌،
    درود به شرفت که حق میگویی.ای کاش ذره‌ای از این شرافت در وجود خیلی‌‌های دیگر هم بود.


  7. ناشناس Says:

    بنا بر این شما تسلیم نظریه جمهوری اسلامی شده اید. سکوت در برابر خشونت و ترویج خشونت با طرفداری از حمله به ایران. اصلا چطور است نامتان را ازملا حسنی به ملا بسیجی تغییر بدید؟


  8. ناشناس Says:

    http://news.gooya.com/didaniha/archives/2010/07/107804.php


    KHANDDEEHH!!

    MARG BAR KHAMENEI


  9. ناشناس Says:

    چرا عده ای فکر میکنند که ملاجان باید حرف هایی که ما دوست داریم بزند؟ما می توانیم با او مخالف باشیم ولی نمی توانیم وتباید اورا سانسور کنیم


ارسال یک نظر