اعتراف کردن در حد تیم ملی


نظر به اینکه در عصر و زمانه توسعه تکنولوژی زندگی می‌کنیم و سرعت انتقال اطلاعات هر روز رکورد قبلی خود را می‌شکند و در همه زمینه‌ها سرعت حرف اول را میزند اما باید توجه داشت که این سرعت زیاد در همه چیز و در همه جا مناسب نیست از آن جمله سرعت اعتراف‌گیری است.
اگر اعتراف‌گیری از متهم خیلی یواش و کند باشد این خوب نیست چون مردم اصلا یادشان میرود متهم کی بوده و چیکار میکرده.
همچنین اگر اعتراف‌گیری خیلی سریع باشد باز هم خوب نیست چون مایه خنده دیگران میشود و آنهایی که عاقلند در صحت و سقم این اعتراف‌گیری شک میکنند.
یک نمونه‌اش هم همین اعتراف‌های آقای ریگی است که از همان لحظه بالا رفتن پله‌های هواپیما شروع کرد به اعتراف کردن!
هرچی سربازان گمنام گفتند: حالا برو بالا و بنشین روی صندلی‌ات. بعدا فرصت هست که اعتراف کنی.
الان هواپیما پرواز میکند و ما از پرواز جا می‌مانیم‌ها.
 ولی ریگی میگفت: تا نگذارید من اعتراف کنم از این پله‌ها بالا نمیروم.
اینقدر اصرار کرد تا آخرش سربازان گمنام گفتند: خب. ولی اینجا سر پله‌ها خوب نیست. توی در و همسایه‌ها آبرومان میرود. بلند شو بیا توی مستراح هواپیما دوربین هست. همه امکانات هست. آنجا اعتراف کن.

خلاصه اینکه دوستان عزیز!
اگر یک روزی گیر مامورین نظام مقدس افتادید قبل از اینکه بخواهند به شما دستبند بزنند به آنها با لبخند بگویید: بفرمایید این هم سی‌دی اعترافات من!
سی دی را به آنها بدهید. شما را ول میکنند.
البته یک سی دی خام را هم به آنها بدهید کافی است.

اعترافات پخش نشده ریگی:


بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم کل لولیک الفرج و بقیه خورده مورده‌هاش
ماجرای ما از آنجا شروع شد که یک روز داشتیم توی بیابانهای باوچستان با شترمان همینطوری میرفتیم یک دفعه دیدیم یک بشقاب پرنده آمد و نشست روی زمین.
اولش ما ترسیده بودیم و خیال کردیم اینها از کره مریخ آمده‌اند و میخواهند مواد مخدر قاچاق کنند به مریخ ولی وقتی که من و شترم را بزور بردند داخل سفینه دیدم امریکایی هستند که فارسی را مثل بلبل حرف میزدند.
آنها گفتند ما امریکایی‌ها که این همه قدرت و امکانات در سراسر دنیا داریم و سازمان اطلاعاتی‌مان به همه سولاخ سلمبه‌های افراد دسترسی دارد به این نتیجه رسیده‌ایم که تو تنها ایرانی‌ای هستی که میشود روی تو حساب کرد. هم آدم تحصیلکرده‌ای هستی و چندین زبان بلدی و هم دوره‌های نظامی را دیده‌ای و بلدی چطوری یک رژیم تا دندان مسلح را از پای دربیاوری. ما میخواهیم به تو پول و امکانات بدهیم تا تو علیه حکومت حاکم برایران  بجنگی.

راستش من اولش خجالت کشیدم بگویم که اصلا من نه سواد دارم و نه اصولا آدم نظامی و کار کشته‌ای هستم و نه بابام چریک بوده و نه ننه ام افسر نیروی زمینی ولی همینطوری به آنها گفتم: حالا ببینیم چی میشه! باید رویش فکر کنم.
آنها اصرار کردند که نه تو رو خدا فکر نکن. زود قبول کن.
حالا از آنها اصرار و از ما ناز و کرشمه.
بالاخره قبول کردیم که مامور امریکا بشویم.
امریکایی‌ها همه کارهای مرا دقیقا دیکته میکردند. مثلا میگفتند چی بخور چی نخور. کجا بنشین. کجا برو. کجا بخواب.
همینطوری داشت پیش میرفت که یکروز امریکایی‌ها گفتند بیا برو سوار هواپیما بشو میخواهیم بفرستیم‌ات ایران دستگیرت کنند.
گفتم: ولی آنها مرا اعدام میکنند.
گفتند: خب بکنند. اولش یکذره درد دارد ولی کم کم خوب میشود.
من هم ناچارا قبول کردم و سوار هواپیما شدم و الان خدمت شما هستم.

توصیه من به بینندگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی این است که همه این ماجراهایی را که شما در ماههای اخیر دیدید بخاطر این بود که عده‌ای میخواستند در انتخابات شبهه ایجاد کنند. من همینجا اعلام میکنم که انتخابات اخیر هیچ مشگلی نداشت و مقام معظم هیچ دستوری ندادند تا در انتخابات تقلبی شود. مردم همینطوری دلشان خواست و به احمدی نژاد رای دادند.
ضمنا این گروگانگیری و کشتن افرادی را که دوستان من در بلوچستان انجام دادند همه بخاطر حفظ نظام بود. مگر شما خودتان بخاطر حفظ نظام مردم را نمی‌کشید؟ خب. ما هم چون خیلی طرفدار نظام هستیم خواستیم همینطوری چند نفری را بکشیم ببینیم چه مزه‌ای میده.
حالا دیگه از ما که گذشت ولی من از مقام معظم رهبری میخواهم دستور بدهند یه خورده این مردم تهران را بیشتر بکشند تا خیابانها یک مقداری خلوت بشود. این چه وضع ترافیکی است که درست کردید؟ نانوایی‌ها را بگو که چقدر شلوغه. صف اتوبوس و مترو را بگو که همه از سر و کول هم بالا میروند.
اگر بگذارند مقام عظما کارش را بکند مملکت دو روزه گلستان میشود.

چرا ماه فوریه 28 روز است؟

ببین این همه کشور در دنیا ما آمدیم کجا؟
آخه کجای دنیا دیدید ماه شون 28 روز باشه؟
ما توی کشور خودمون هر چند سال یکبار آن هم فقط اسفند را دولت اعلام میکرد 29 روز باشد چون خودشان میخواستند زودتر بروند تعطیلات نوروز و در نتیجه سال تحویل را یک روز زودتراعلام میکردند.
ولی این کانادایی های زبان نفهم چی؟
برداشته اند ماه فوریه را کرده اند 28 روز؟
می بینید تورو بخدا؟
آدم می ماند به این موجودات چی بگه؟
یکدفعه میکردید 25 روز خیال خودتان را راحت میکردید دیگه؟
آخه این چه مسخره بازی است که اینها سر ماه خدا درآورده اند. ماه فوریه ماه خداست. اینطوری که نباید کرد به مال خدا.
حالا دلیل اصلی این کار را می دانید چیه؟
همه اش بخاطر این است که دولت کانادا با کم کردن روزهای ماه میخواهد زودتر سر برج بشود تا ما فقیر فقرا دو روز زودتر قسط وام خانه مان را به بانکها بدهیم.
خب. حالا شما بنشینید حساب کنید این همه آدم در سراسر کانادا دو روز زودتر پولشان را میریزند توی شکم بانکها و این دو روز هیچ جایی ثبت نمیشود. فقط بهره این پولها خدا تومن میشود.
البته بعضی ها هم نظر دیگری دارند. انها میگویند 28 روزه شدن ماه فوریه بی ارتباط با دستگیری ریگی در ایران نیست. این غربیها با این کارشان به حکومت اسلامی یک سیگنالی دادند که یعنی آره. خواستان باشد داریم ریگی و همراهانش را میفرستیم بالای هوای ایران. آنها را دستگیر کنید و وجه اش را بریزید توی خزانه غربیها.

سید علی خامنه‌ای ملقب به «خر» برکنار شد:


بنا به اطلاعات رسیده به دفتر این وبلاگ اخیرا شخصی به نام سید علی خامنه‌ای مشهور به «خر» بدلیل جرم و جنایات متعدد برکنار شده بود و مدتی تحت تعقیب قرار گرفته بود شب گذشته دستگیر و راهی زندان گردید.
لازم به ذکر است که نامبرده از اشرار سابقه‌دار است که با راه اندازی گروه‌های خودسر و لباس شخصی‌ها چند سالی برای مردم کوچه و خیابان مزاحمت ایجاد مینمود و با عربده کشی و باج‌خواهی آسایش و امنیت را از اهالی محل سلب می‌نمود.
از جمله خلافکاریهای نامبرده دستور تقلب در انتخابات و تیراندازی به مردم بی‌دفاع و حمله ددمنشانه به کوی دانشگاه و تجاوز به بازداشتی‌ها و اعدام بی‌گناهان را میتوان نام برد.

البته نامبرده از سواد درست و حسابی محروم است ولی ماشالله تا دل‌تان بخواهد زبان درازی دارد این هوا!!
لذا از عموم هموطنان عزیز درخواست میگردد کسانی که از نامبرده شکایتی دارند و توسط این شخص و یا باند مخوف او مورد تعرض قرار گرفته‌اند درخواست میشود با همراه داشتن دو قطعه عکس شش در چهار و یکبرگ فتوکپی شناسنامه و قبض واریز هزار تومان در وجه خزانه به زندان اوین مراجعه تا در اسرع وقت به حساب آنها رسیدگی شود. ضمنا آوردن لوازم شخصی نظیر حوله و دمپایی و خمیردندان و مسواک فراموش نشود.

مشاعره

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
آخه کی شود آزاد خاک پاک وطنم

دهنم صاف شد در این کشور سرد
خاک عالم بر سر مدیران وطنم

مانده‌ام سخت عجب چه رویی دارند اینها
نمی‌کشند بیرون بعد از این همه گند زدن به میهنم


میم بده!

گزارش حفاری باستان شناسان از میدان آزادی

فرض کنید هزار سال دیگر گروهی از باستان شناسان بیایند اطراف میدان آزادی را حفاری کنند تا به بقایایی از تاریخ گذشته دست یابند و گوشه های تاریک تاریخ سلسه آخوندیان را برای پژوهشگران روشن نمایند. ممکن است گزارش یکی از اعضای تیم حفاری  چنین باشد:

«... امروز بیست و نهمین روز است که همچنان داریم حفاری می کنیم ولی جز دو سه تا پاکت ساندیس و چند تا دمپایی و چند تا پوستر پاره پاره چیزی نیافتیم. هنوز آثار باارزشی پیدا نکرده ایم تا از روی آن بفهمیم در هزار سال پیش سلسله آخوندیان چگونه حکومت میکردند و طی چه فرایندی در تاریخ محو شدند.
سرگروه ما که استاد دانشگاه و از باستان شناسان معروف چهان است معتقد است این پاکتهای ساندیس مربوط به حکومت آخوندیان است. آنها عقیده داشتند هرکس ساندیس بخورد قدرت جنسی اش ده برابر میشود. این بود که آخوندیان هم خودشان ساندیس میخوردند و هم به اسبها و قاطرهایشان میدادند تا بخورند و رام شوند و بگذارند آنها کارشان را بکنند.
یکی از اعضای تیم که جانورشناس است از استاد پرسید: نظر شما در مورد این تکه عکس چیست؟ این چه جور جانوری است؟
استاد نگاه دقیقی به عکس انداخت و گفت: من که چیزی نمی بینم. این ظاهرا عکس ریش و پشم است. ظاهرا هزار سال پیش انسانها اینجوری بودند.
در همین موقع یکی از اعضای تیم گفت: این تیکه پوستر مقام عظماست.
همه با تعجب از استاد پرسیدند: مقام عظما دیگه چی بوده؟ از نسل دایناسورها بوده؟
استاد گفت: نه بابا. یک اسکولی بوده بیسواد و از خود راضی و متکبر. یک شبه بر تخت سلطنت نشست و از مردم خواست که به او بگویند مقام عظما. بعد کم کم خودش هم باورش شد که مقام عظماست و همین باعث شد که گیر بدهد به مردم بدبخت و بیچاره ایران زمین. هرکس که مخالفش بود را زندانی میکرد و یا از بین میبرد.
یک دانشجوی سال بالایی از استاد پرسید: پس اینکه در تاریخ نوشته اند «خر» آخرین پادشاه سلسله آخوندیان بوده درست است؟ مگر میشود یک خر رهبر یک حکومت باشد؟
استاد گفت: نه عزیزم. درست است که او خر بود ولی این را کاربران بالاترین برایش بخاطر اختصار انتخاب کرده بودند و الا صد رحمت به خر.
یکی از دانشجویان فاضلاب شناسی هم از استاد پرسید: عجب دوره و زمانه ای بوده هزار سال پیش!
میگن رئیس جمهورشان یک «ان» بوده!
اه اه آدم حالش بهم میخورد!
استاد گفت: آره بدترین دوره تاریخی ایران زمین مربوط به همان دوره آخوندیان است. بخاطر همین است که هنوز هم هر وقت دست به آب میرویم آنها را یاد میکنیم و به روح پرفتوح بنیانگزار و رهبران آن سلسله اسائه ادب میکنیم!...»

برنامه های آموزشی بسیج در مسجد امیرالمومنین

بدینوسیله به اطلاع برادران ارزشی پاسدار و اعضای بسیج مسجد امیرالمونین میرساند پیرو فرمایشات مقام معظم رهبری پیرامون آمادگی نیروهای ارزشی در پاسداری از نظام مقدس اسلامی  و همچنین جهت ارتقا سطح دانش مذهبی و اعتقادی شما عزیزان برنامه های آموزشی دینی زیر توسط هیئت امنای این مسجد تدارک دیده شده که بشرح زیر اعلام میگردد:

شب های شنبه : نماز جماعت- زیارت عاشورا- آموزش لواط نفر به نفر- مراسم غسل جنابت
شبهای یکشنبه : نماز جماعت- مداحی و سینه زنی - آموزش استمنا و تمرین کارهای دستی- مراسم تیمم بدل از غسل
شبهای دوشنبه : نماز جماعت - درس اخلاق پیرامون بحث شیرین لواط - دعای توسل- درس احکام و تبیین نقش« وازلین » در پیروی از ولایت
شبهای سه شنبه :نماز جماعت - آموزش درمان سوزاک و سفلیس - مراسم سینه زنی و شام- مراسم غسل ارتماسی
شبهای چهارشنبه: نماز جماعت- تمرین ساک زنی اسلامی- مداحی توسط حاج منصور کشکی- مراسم غسل ترتیبی
شبهای پنج شنبه:  نماز جماعت - آموزش نظامی شامل چفتک پرانی تمرین عربده کشی آموزش کاربرد پنجه بکس و چاقو و استعمال باطوم و شیشه نوشابه- دعای توسل- آموزش نحوه استفاده از دستمال یزدی برای مالاندن مواضع آقا.
شبهای جمعه: لواط بصورت جماعت- دعای روح بخش کمیل- سینه زنی و شام و در آخر مراسم  توزیع بسته های اهدایی کاندوم در بین اعضا.

ضمنا روزهای جمعه نیز مراسم دعای ندبه- شرکت در مراسم دشمن شکن نماز جمعه و تظاهرات در مقابل یکی از سفارت های خارجی و کتک زدن عابرین پیاده و گیر دادن به زن و بچه های مردم برقرار است که جزئیات آن متعاقبا از سوی دفتر مقام عظما اعلام خواهد گردید.
شرکت فعال برادران عزیز در این مراسم الزامی است.

فضیلت شرب ساندیس در اسلام

یکی از عبادات پر فضیلت و پر برکت همانا نوشیدن ساندیس است. در روایت آمده شخصی خدمت حضرت رسید و عرض کرد پدر و مادرم فدای اون ساندیس های خوشگلت شوند نوزادی دارم شش ماهه. نه اهل نماز است و نه اهل روزه. طهارت هم نمیکند. دقیقه به دقیقه تنبانش را خیس میکند و اسباب زحمت مادرش و من را فراهم میکند. هر چه کار میکنم و پولی در می آورم را مجبورم برای اون فسقلی آتیش پاره نوار بهداشتی بخرم. اون لامصب هم که قدر پول را نمیداند. چپ و راست شیر میخورد و اندازه یک نخود آن نوار بهداشتی  نازنین و گرانقیمت را کثیف میکند و ما مجبوریم بلافاصله آنرا عوض کنیم و بیاندازیم توی سطل آشغال. تکلیف چیست؟
حضرت فرمود همانا نوشیدن ساندیس  علاج هر درد است و هزار فضیلت بر آن وارد است و هر کس یک قلپ ساندیس بخورد بهشت بر او تضمین گردیده ودر قیامت هزار حوری ساندیس بدست بر او وارد میشوند و او را مورد مهرورزی اسلامی قرار میدهند.
راوی نقل میکند آن شخص ساندیس را خورد و پاکتش را داد دست بچه اش بازی کرد. مشکلش حل شد.

ساندیس در صدر اسلام هم بوده. نقل میکنند در جنگ احد پیامبر عظیم الشان اسلام به عده ای از یارانش توصیه موکد فرمودند که از این تنگه احد تکان نخورید و همین جا بمانید تا ما در قسمت دیگر با کافران بجنگیم. اما بعد از مدتی آنها تنگه احد را ول کردند و رفتند اون جلو ملوها و وقتی دشمن از پشت آمد همه را قلع و قمع کرد از یکی از آنها پرسیدند شما چرا تنگه احد را ول کردید. جواب داد خیال کردیم اون جلو ملوها دارند ساندیس پخش میکنند. ما هم رفتیم بگیریم ولی از بدشانسی تمام شده بود و به ما نرسید.

میگویند شیخ قمبلعلی چهچهستانی که از علما و مفاخر یکی از روستاهای اطراف قم بود شبی حضرت را در خواب دید مشغول ترکاندن پاکت ساندیس. صبح که از خواب بیدار شد دید آثار ترشحات ساندیس حضرت روی زیرشلواریش باقی مانده. سراسیمه به بیرون دوید و ماجرا را برای اهل روستا نقل کرد. میگویند مردم روستا فورا زیر شلواری حاج آقا را درآوردند و آنرا بعنوان تبرک در مکانی قرار دادند که هنوز هم محل زیارت بازدیدکنندگان بیشماری است.
خداوند به همه شما ساندیس عنایت فرماید و ما را از دست این ضعیفه روسی خلاص فرماید. لامصب دیگه ول کن معامله نیست.

وقت آن رسیده که شورای رهبری جنبش تشکیل شود

این قضیه تشت و سردرگمی مردم در روز 22 بهمن این خوبی را داشت که فکرو چاره ای برای ادامه راه جنبش صورت بگیرد و از این شلم شوربا بودن خارج گردد.
قضیه 22 بهمن امسال من را یاد بازی تیم ملی فوتبال ایران با بحرین در ده پانزده سال پیش می اندازد. آخه خیلی زور دارد تیمی که چندین سر و گردن از حریف چلموی کند ذهن خود بالاتر است به آنها ببازد.
همین شکست با بحرین باعث شد یک تحول جدی در فوتبال ایران بوجود آید و تا مدتها تیم ملی وضعیت نسبتا بهتری پیدا کند.

گرچه در 22 بهمن این حکومت کودتا بود که شکست خورد ولی ما هم شکست خوردیم . ما هم نتوانستیم قدرت اصلی خودمان را بروز دهیم و دهان یاوه گویی مقام عظما را سرویس کنیم. اما هر چه بود تمام شد. الان هم وقت تجربه اندوزی  و هموار کردن ادامه راه است. اتفاقا خیلی خوب شد این نقصان و نقطه ضعف جنبش مردمی ایران خودش را در 22 بهمن نشان داد ( یعنی نبود یک شورای رهبری).
دیر یا زود این کمبود خودش را در جایی بروز میداد و چه خوب شد که در همین آغاز راه خودش را نشان داد تا شاید صاحب نظران و خوش اندیشان این جنبش چاره ای بیاندیشند.

آنچه که مسلم است باید دو کار بصورت همزمان انجام شود:
اول اینکه بعضی از ما که توان و بینش سیاسی درست و حسابی نداریم بیخودی نیروی مردم را هدر ندهیم. چه عیبی دارد کسانی مثل من و نبوی و مهاجرانی غیره یک مدتی با سیاست خداحافظی کنیم و برویم دنبال ادبیات و داستان نویسی و اینجور چیزها و هر وقت جنبش پیروز شد دوباره برگردیم و هر چه دلمان خواست اسب تروا اختراع کنیم.
واقعا این حرف را جدی میگم. اگر من نمیتوانم به جنبش و این حرکت تاریخی مردم کمکی بکنم آیا بهتر نیست یک مدتی دور و بر مسایل سیاسی نیایم و اینطرفا آفتابی نشوم؟

دوم این که دیر یا زود این جنبش باید مشکل بی برنامگی و عدم تمرکز سیاستگزاری خود را حل کند. این حرف که همه مردم خودشان رهبر این جنبش اند که برای فاطی تنبان نمیشود. چنبش های مردمی در همه جا با هدایت متمرکز و حساب شده به نتیجه رسیده اند.
یک شورای سی چهل نفره را درست کنید از همه افراد موجه و صاحبنظر با گرایش های مختلف و این شورا بشود کانون رهبری جنبش. واقعا اگر ما قادر نباشیم از بین خودمان سی نفر را بعنوان نماینده جنبش یا سخنگو و یا شورای رهبری و یا هر اسم دیگری انتخاب کنیم بدرد غاز چراندن هم نمیخوریم.
باید توقعاتمان را پاییین بیاوریم و چهره های نسبتا موجه را بعنوان نماینده گروهی از مردم قبول کنیم.

بالاخره ما دیر یا زود به چنین چیزی احتیاج خواهیم داشت.وچود چنین شورایی در خارج کشور میتواند توجه دنیا را بخود جلب کند و قدرت دیپلماسی جنبش را بالا خواهد برد و از این بی در و پیکری درخواهد آورد.

من نمیدانم راه عملی تشکیل چنین شورایی از کجا باید آغاز شود ولی این را میدانم که ابتدا باید اهمیت تشکیل چنین شورایی را بحث کنیم و جا بیاندازیم. 

مرده شور نیوتن را ببرد با اون قانونش

آقاجان قبول.
یک هیچ به نفع مقام عظما.
آنها موفق شدند حضور مردم را مصادره کنند و چنین وانمود کنند که بالاخره این خشونت ها و بازداشتها و اعدامها موثر بوده و جنبش اعتراضی مردم در نطفه خفه شده.
اگرچه من و شما میدانیم این حقیقت ندارد. هیچوقت خشونت و سرکوب و زندان باعث نخواهد شد مطالبات مردم عوض شود بلکه برعکس بصورت رادیکال تر درخواهد آمد.
ولی این را باید قبول کنیم که این حکومت در شانتاژ خبری دست شیطان را از پشت بسته و از همین امروز روی حضور مردم مانور خواهند داد.
وقت آن است که تاکتیک های مبارزه عوض شود. اینقدر توقع نداشته باشیم مردم به خیابان ها بریزند و رو در روی نیروهای وحشی نظام شعار بدهند. باید کارشکنی را جایگزین تظاهرات خیابانی کرد. هرکس در هر جا که هست شروع کند به کارشکنی و مبارزه منفی با این نظام.
بنظر من بیرون کشیدن سرمایه های نقدی از بانکها چندین برابر مهلکتر است تا انجام یک تظاهرات اعتراضی در خیابانها.
بالاخره هم دنیا فهمید قضیه را و هم مردم و هم خود نظام. 
دیگر اینقدر لازم نیست مردم به خیابانها بریزند و اینگونه هزینه بدهند. 
البته من که از اول طرفدار حمله نظامی کشورهای دنیا به این حکومت بوده و هستم و منتظرم یک روزی دنیا سر عقل بیاید و شر این حکومت را از منطقه خاورمیانه برکنند.

شرط بندی در مورد 22بهمن

قانون هفتم نیوتن میگه:
«هر وقت کار مملکت به لج و لج بازی کشید مردم ما پیروز میدان خواهند بود و حال حکومت را خواهند گرفت»
بنابر این حاضرم سر یک جفت جوراب شرط ببندم که فردا یک حال اساسی از مقام عظما جون گرفته خواهد شد.

اختلال در شبکه فاضلاب شهری در آستانه ۲۲ بهمن:

بدنبال اختلال در شبکه اینترنت و قطع موبایل و افزایش پارازیت بر روی کانالهای ماهواره‌ای حکومت اسلامی در نظر دارد از ساعاتی دیگر آب و برق را نیز قطع کند. خبرهای غیر رسمی حاکی از اختلال در شبکه فاضلاب شهری و روستایی دارد که توسط برادران بسیج و سپاه تحت کنترل درآمده است. فرمانده سپاه تهران اعلام کرده است که تمامی راههای ورودی و خروجی فاضلاب شهری تهران را دراختیار کامل دارد و بشدت رفتار و حرکات دشمن را زیر نظر دارد. بر اساس این اطلاعیه هرکس در روز ۲۲ بهمن در داخل دستشویی خانه‌شان صدای مهیبی را از خود بیرون دهد که موجب تضعیف نظام و اهانت به رهبری شود بلافاصله برادران سپاه تصاویر ماتحت او را منتشر کرده و از امت همیشه در صحنه میخواهند که آنها را شناسایی کنند.
واقعا حکومت مردمی که میگن یعنی این.
کارشان به چه افتضاحی کشیده شده که مراسم خودشان را هم از ترس مردم نمیتوانند با خیال راحت برگزار کنند.
مثل این است که یکنفر جشن تولد خودش همه را دعوت کند به مثلا یک سالن پذیرایی ولی از ترس میهمانها برود برق سالن را قطع کند و به کلانتری هم بگوید یک عده میخواهند بیایند مزاحم مراسم ما بشوند. جلوی آنها را بگیر. نگذارید میهمانها بیایند اینجا.
یک عده چماقدار را هم بگذارند جلوی سالن تا هر میهمانی خواست وارد شود بزنند قلم پایش را بشکنند!
واقعا عجب طنزی است این جمهوری اسلامی!
نحوه سقوط کردنش هم خنده‌دار است.

اسلام فقط اسلام روسی و بس

با نهایت مسرت و شادی به اطلاع دوستان و آشنایان میرساند که اون قضیه «اسلام روسی» که ذکر خیرش قبلا شده بود٬ بحمدالله مشکل‌اش حل شد و بدین ترتیب یکی از معظلات جهان اسلام حل شد.
همین اندازه را داشته باشید و توضیحات بیشتر لازم ندارد. فقط بدانید که یعنی بعله!
اسلام پیاده شد!