دانشجویان بسیجی به تلافی اقدام اخیر اسراُئیل عابرین پیاده را در میدان فلسطین کتک زدند

اول این خبر را بخوانید تا حالتان کمی جا بیاید.
بنا به گزارشات رسیده عده ای از برادران بسیجی که اصولا هم دانشجوی واقعی هستند و هم وکیل وصی مردم غزه هستند و دشمن قسم خورده صهیونیسم جهانی و مثل اینکه اسرائیل با مامان آنها سر و سری داشته و مرتکب اعمال مستهجنی شده که اینقدر کینه اسرائیل را در دل دارند  عصر روز گذشته با هماهنگی فرماندهی کل قوا  به خیابانها ریختند تا اعتراض و خشم خود را نسبت به اقدام اخیر اسرائیل ابراز دارند ولی از آنجا که متاسفانه و یا خوشبختانه اسرائیل در ایران فاقد سفارتخانه و کنسولگری است آنها شیر یا خط انداختند و همینطوری یک سفارتخانه ای را انتخاب کردند و جلوی آن جمع شدند و عربده کشیدند.
بیچاره کارمندان سفارت زیمبابوه از ترس قایم شده بودند توی دست به آب سفارت و از پنجره توالت  کله شان را بیرون آورده بودند و داد میزدند: «بخدا ما اسرائیلی نیستیم. عوضی گرفتید» که در این لحظه یکی از برادران رزمنده بسیجی با پرتاب نیمه آجری به سمت صهیونیست های افریقایی کله یکی از آنها را مورد هدف قرار داد و انتقام شهدای انتفاضه و بعلبک را از صهیونیسم جهانی گرفت و این درس عبرتی شد تا اسرائیل هرگز فکر تجاوز به نظام مقدس را از سر بیرون کند.
در پایان این مراسم یکی از برادران گفت: برادرا! چون قبلا سفارت رژیم اشغالگر اسرائیل در حوالی میدان فلسطین بوده پس برای انتقام از فلسطین اشغالی برویم آنجا!
در این هنگام برادران انقلابی به میدان فلسطین (اسرائیل سابق) حمله کردند و چون صهیونیستی را پیدا نکردند همینطوری از دم عابرین پیاده را مورد ضرب و شتم قرار دادند و در آخر عملیات سالم به پایگاههای خود بازگشتند و ساندیس های خود را خوردند.

اقتصاد مال«مقام رهبری» است (امام خمینی)

بعضی ها چنان از اندیشه و آرمان های امام خمینی حرف میزنند که اگر یکی کم سن و سال باشد و خودش بعضی از افاضات آن مرحوم را نشنیده باشد امر بر او مشتبه میشود و خیال میکند امام خمینی قدس سره چه اندیشمند بینظیری بوده درصورتیکه من خودم با همین گوشهای خودم یکی دوبار حرفهای ایشان را  شنیدم که وقتی میخواست درمورد چگونگی حکومت اسلامی سخن بگوید چیزی شبیه جملات زیر گفت:
...در حکومت اسلامی ما با اشرافیت و بریز و بپاش و سرمایه داری مخالفیم. این همه پول ملت را داده اند عمارت درست کرده اند که چه بشود؟ حضرت امیر علیه السلام عمارت نداشت. پای یک نخل می نشست و قضاوت میکرد. ما نیازی به عمارت های قضا و چه و چه نداریم. قضات باید کنار خیابان بنشینند و به کار مردم رسیدگی کنند لاکن وحدت کلمه را هم حفظ کنند....

بخاطر اینکه خیال نکنید من از خودم این حرفها را درآورده ام خواهش میکنم از دوستان اینترنت باز حرفه ای زحمت بکشند و فایل صوتی آنرا پیدا کنند تا لینکش را برای دوستان جوان در اینجا بگذاریم.( آخرین بار این نوار را از یک رادیو فارسی زبان که از تورنتو پخش میشد شنیدم.)

نکته بعدی اینکه من هیچوقت یادم نمی آید ایشان گفته باشد اقتصاد مال خر است. کسانی که ادعا میکنند مدرکش را رو کنند. آنچه که من یادم هست ایشان فرمودند اقتصاد مال مقام رهبری است. مدرکش هم همین وضعی است که سر اقتصاد مملکت ما آمده.

خامنه ای کاریکاتور خنده دار خمینی است

اوایل انقلاب هرکس می خواست طرف مخالفش را توی دردسر بیاندازد با صدای بلند میگفت: حالا به امام فحش میدهی؟؟ الان حسابت را میرسم!
البته استفاده از این ترفند فقط در انحصار حزب اللهی ها نبود بلکه افراد دیگر هم به فراخور شرایط زمان و مکان مخصوص از این کلک استفاده میکردند که داستانش بماند برای بعد.
اما این نشان میداد که جایگاه امام خمینی در ذهن و باور طرفداران انقلاب چیزی شبیه جایگاه یک معصوم بود و فحش دادن به او جرم و گناهی بود که اجرای هرگونه مجازات و تنبیه و برخوردی را مجاز میکرد. مثل الان نبود که فحش دادن و مسخره کردن خامنه ای نقل و نبات سخن هر مجلس و محفلی باشد.
اولین فرق خمینی با خامنه ای این بود که خمینی واقعا در دل بسیاری از حزب اللهی ها و بسیجی ها و سپاهی ها جا داشت و او را در حد مرشد و مراد قبول داشتند. خامنه ای این تقدس را ندارد بلکه ادای آنرا درمی آورد یعنی بعبارت بهتر خامنه ای کاریکاتور مسخره و خنده دار خمینی است.
آیت الله خمینی آدم ویژه ای بود مافوق انسان های معمولی البته مثل بقیه دیکتاتورهای تاریخ که همیشه یک سر و گردن با بقیه مردم تفاوت داشتند. صدام حسین هم همینطور بود. یک شخصیت کاملا منحصر بفرد و ویژه ای داشت.  آدم های ضعیف و خوار هم که دور و اطراف یک آدم خارق العاده جمع میشوند این تفاوت و برجستگی را بیشتر میکنند. هیتلر هم آدم کاملا متفاوتی با مردم عادی بود. خمینی واقعا از همه مراجع تقلید هم عصر خود باسوادتر شجاع تر و باهوش تر بود.
خمینی هم اشتباهات بزرگی مرتکب شد و هم دستش به جنایات غیر قابل دفاعی آلوده شد. اشتباه خمینی این بود که بعد از پیروزی انقلاب وارد حکومت داری شد درصورتیکه می توانست مثل آیت الله سیستانی در عراق کنار بایستد و جایگاه مرجعیت و دین و دینداری را به لجن نکشاند.
از روزی که خمینی وارد مدیریت کشور شد مرتب تحت تاثیر اطرافیان چاپلوسی مثل رفسنجانی و خامنه ای و اردبیلی و غیره قرار گرفت و زیر آب همه نیروهای خودی و غیرخودی را زد. از نیروهای چپ گرفته تا لیبرالها و نهضت آزادی و حتی بنی صدر و مجاهدین و در این اواخر آیت الله منتظری.
خمینی در مبارزه با رژیم شاه یک آدم باهوش سرسخت و جسوری بود اما در در عوض موقع حکومتداری آدم بسیار دگمی بود. او خیال میکرد همانطور که در برابر حکومت شاه یکدندگی کرد و به نتیجه رسید و شاه را بیرون کرد پس با یکدندگی و سرسختی میتواند در سیاست خارجی و در مقابله با امریکا و همچنین نیروهای مخالف داخلی به نتیجه خواهد رسید. این بود که جنگ را آنقدر احمقانه ادامه داد تا به افتضاح رسید. همینطور در مورد مسئله گروگانگیری امریکایی ها و دهها مورد دیگر.
برخلاف خمینی که آدم نترس و جسوری بود خامنه ای شخصیتا آدم ترسو و زبونی است. او تا همین چند سال اخیر خودش را پشت جناح راست و عناصر تندرو سپاه قایم کرده بود و هویت واقعی خودش را به مردم نشان نمیداد. خامنه ای همیشه این ترس را داشت و دارد که مبادا افرادی مثل هاشمی و برخی علمای قم زیر پایش را خالی کنند و بخاطر همین با موذی گری خود را به فرماندهان سپاه گره زد تا کمبود خود را با زور سرنیزه آنها چبران کند.
خمینی معتقد بود که سپاه نباید وارد کارهای سیاسی و جبهه بندیهای سیاسی شود ولی خامنه ای چاره ای ندارد جز اینکه برود زیر سایه چماق نیروهای سپاه قرار بگیرد.
خمینی آدمی بود که هیچوقت زیر بار تقلب در انتخابات نمیرفت  و میگفت میزان رای مردم است ( بهتر است این جمله را اینطوری اصلاح کنم که خمینی اصولا نیازی نداشت که در انتخابات تقلب کند) ولی خامنه ای مثل آب خوردن در انتخابات  بیست میلیون رای مردم را جابجا میکند و تقلب میکند و از متقلبین سرسختانه حمایت میکند. پنج سال پیش خامنه ای توسط سپاه در انتخابات تقلب کرد و رفسنجانی را اوت کرد و آب از آب تکان نخورد. بخاطر همین بود که در سال گذشته دست به یک حماقت بزرگتری زد و گندش چنان درآمد که هنوز بعد از گذشت یکسال همچنان دارد با عواقب آن دست و پنجه نرم میکند.
جمله آخر اینکه هر چی می کشیم از آن خمینی علیه ما علیه است ولی انصافا خمینی با خامنه ای فرق دارد. خمینی یک دیکتاتور درست و حسابی بود ولی این خامنه ای یک دیکتاتور احمق و خرفت است. اصلا آدم عق اش میگیرد این خر را با آن گاووحشی چموش مقایسه کند.

هوا بس ناجوانمردانه گرم شده

یا هوا بس ناجوانمردانه گرم شده و یا ما بس ناجوانمردانه سوسول شده ایم. آخه یادم می آید چند سال پیش ما براحتی دمای بالای چهل درجه تهران را با آن همه دود و آلودگی و شلوغی را  تحمل میکردیم و اصلا خیالمان نبود ولی الان دو سه روزه که دما رفته بالای سی درجه ولی ما داریم هلاک میشویم. تا زمانی که توی خانه و ماشین هستیم که مشکلی نیست ولی امان از وقتی که دو قدم بخواهیم پیاده برویم. تمام بدنمان خیس عرق میشود و سیل خروشان عرق از برخی نقاط و اعضا و جوارح مان مثل آبشار نیاگارا فرو میریزد.
یادش بخیر ان زمانها که توی ایران بودیم توی یک ساختمان چهار طبقه زندگی میکردیم. سیستم سرمایش و گرمایش آن مرکزی بود. گاهی بعضی از واحدهای این ساختمان سرخود میرفتند و درجه موتورخانه را زیاد و کم میکردند. مثلا آنکه خیلی گرمایی بود درجه را کم و آنکه سرمایی بود درجه را زیاد میکرد و خلاصه هر کی هر کی بود و همیشه اعتراض همسایه ها بلند بود.
مثلا گاهی از توی راه پله ها یکی از همسایه ها داد میزد که: «باز کی رفته درجه موتورخانه را زیاد کرده؟ مردیم بخدا از گرما! هلاک شدیم! عجب مردم آزاری هستند بعضی ها!»
حالا شده قضیه ما.
نمیدانم باز کی رفته ترموستات هوای تورنتو را دستکاری کرده که دما اینقدر رفته بالا. مردیم از گرما. هلاک شدیم.

ارتش سایبری یعنی چه؟

برای بعضی از شما که نمیدانید ارتش سایبری یعنی چه تصمیم گرفتیم  با یکی از فرماندهان این ارتش مصاحبه ای ترتیب دهیم تا ذهن شما یه خورده باز شود:
خبرنگار وبلاگ ما - خب. اشکول خان! میشه بفرمایید اصولا ارتش سایبری یعنی چه و انگیزه نظام مقدس از ایجاد این ارتش چیست؟
سردار اشکول خان- بسم الله الرحمن الرحیم. با درود به مقام عظمای ولایت  که خدا را آفرید و به خداوند دستور داد تا جهان هستی را بیافریند و با سلام و صلوات بر اشرف مخلوقات حضرت محمود احمدی نژاد صاحب معجزه رای های چهل میلیونی و هاله های نورانی  خدمت شما عرض شود که از زمان پیدایش پدیده شیطانی اینترنت نظام مقدس ما احساس کرد که باید جلوی این تهاجم فرهنگی دشمن را بصورت تشکیلاتی بگیرد و اگر جلوی اینترنت را نگیریم اخبار و اطلاعات براحتی در بین مردم منتقل میشود و مردم چشم و گوششان باز میشوند و نهایتا منجر به تضعیف پایه های نظام مقدس شده و خدای ناکرده زبانم لال ممکن است نظام سقوط کند و ما بدبخت شویم و از کار بیکار شویم. بنابر این آمدیم یک ارتش درست کردیم به نام ارتش سایبری.
ارتش سایبری متشکل از سه نیروی هوایی دریایی و زمینی است. نیروی هوایی ارتش سایبری کارش وبگردی و شناسایی سایت های دشمن است. ما یک عده را استخدام کرده ایم که از صب تا شب کارشان وب گردی است. همه سایت های اینترنتی و وبلاگها را سر میزنند و برای ما گزارش می آورند.
نیروی دریایی ارتش سایبری کارش حساس تر است و معمولا زیر آبی کار میکنند. بدین صورت که اینها در عرصه اینترنت مطالبی را منتشر میکنند که اذهان کاربران ایرانی را از مسایل حیاتی و اصلی منحرف کنند. در واقع کار برادران و خواهران نیروی دریایی ما مین گذاری در آبراههای بین المللی اینترنتی است تا این قایق مایق های بدبخت و بیچاره که با استفاده از فیلتر شکن های مختلف بصورت قاچاقی وارد حریم اینترنت میشوند به آن مین ها بخورند و با قایق شان بروند هوا.
نیروی زمینی ارتش سایبری ما همان برادران سپاه و بسیج و دیگر خل و چل های نظام مقدس هستند که ماموریت دارند بروند خیابانها و کاربران کامپیوتر و اینترنت را کتک بزنند. 
این شد ارتش سایبری.
خبرنگار وبلاگ ما- خیلی ممنون. میشه بفرمایید وضعیت درجه و رتبه در ارتش سایبری چگونه است؟
سردار اشگول خان- همه ما زیر مقام عظما هستیم و ایشان فصل الخطاب هستند. بعد یکسری وبلاگ نویس داریم که اینها بستگی یه میزان سابقه شان از گروهبان سومی شروع میشوند تا به ارتشبد ختم میشوند. مثلا وبلاگ نویسی که تازه کار است را وبلاگ نویس آش خور میگوییم و آنکه برای این و آن کامنت میگذارد که به وبلاگ من هم سر بزن و اینجور کارها معمولا سرکار استوار می نامیم. بعد یکسری از وبلاگ نویس ها هم هستند که چند تا قپه روی شانشان هست که اینها دیگه از اون گردن کلفت ها هستند. با محافظ و راننده شخصی می آیند توی اینترنت چار کلام مینویسند و میروند.
 خبرنگار وبلاگ ما- حالا با این همه دنگ و فنگ دستاورد مهمی هم داشته اید؟
سردار اشگول خان- بعله. تا بحال چند سایت را هک کرده ایم. چند بار عملیات ایذایی در بالاترین انجام دادیم و قله های بالاترین را برای چند ساعت تصرف کردیم و سالم به پایگاههای خودمان برگشتیم. چند نوبت توی کامنت دونی دیگران فحش نوشتیم و در رفتیم. چند بار هم سیم اینترنت کاربران را قطع کردیم و زنگ در خانه شان را زدیم و الفرار.

مقام عظما : رونالدو باید بصیرت داشته باشد و پاس‌کاری کند.


بنا به گزارش واحد مرکزی خبر روز گذشته رپیس جمهور برزیل به همراه تیم ملی این کشور جهت تجدید بیعت با مقام شامخ ولایت و حل و فصل مشکلات هسته‌ای کشور برزیل خدمت مقام مزخرف رهبری رسیدند که گوشه‌هایی از رهنمود ایشان را میخوانید:

نکته اولی را که میخواستم خدمت شما برادران برزیلی عرض کنم این است که هیچوقت به فکر دستیابی به بمب اتم و فن آوری هسته‌ای نباشید. خواص شما باید بصیرت داشته باشند و اینقدر زر الکی نزنند و هی توی بوق و کرنا نکنند که انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست. این کارها آخر و عاقبت خوشی ندارد. لذا آحاد برزیلیان باید هوشیار باشند و تحت نفوذ دشمن قرار نگیرند.
اصولا فن آوری هسته‌ای چیز مزخرفی است که غربیها تخم لق آنرا در دهان بعضی از غرب زده‌ها انداخته‌اند. ما که از اول گفته‌ایم که اورانیوم نجس است و از مدفوع سگ هم نجس تر است و نماز خواندن با آن باطل است. لذا ما آن مقدار اورانیومی که دشمن با خواهش و التماس به ما تحمیل کرده بود را بخودشان پس میدهیم تا ادب شوند و این دفعه از آن غلط‌ها نکنند.
نکته بعدی که میخواهم به شما تذکر دهم این است که آحاد برادران تیم ملی برزیل باید هوشیاری انقلابی خود را حفظ کنید. دشمن میخواهد به شما گل بزند. شما باید مراقب باشید. پاس کاری را فراموش نکنید. من اگر یکبار دیگر ببینم این آقای رونالدو که افکارش به افکار من نزدیکتر است تکروی میکند و از پشت هیجده قدم بسمت دروازه دشمن شوت کند و فرصت‌ها را از دست بدهد من برخورد میکنم و تبعات این کار متوجه سران فتنه است.

نکته بعدی این است که من شنیدم برزیل یکی از مقروض‌ترین کشورهای دنیاست. من در اینجا عرض میکنم که ما همه بدهی‌های شما را تقبل میکنیم. ما که نمرده‌ایم شما اینقدر زیر بار قرض باشید و سختی بکشید. بحمدلله  ما نفت زیاد داریم و جور همه کشورها را میکشیم. فقط از شما یک درخواست کوچولو داریم و آن این است که برای ما دعا کنید. بدجوری گیر کرده‌ایم. هم از داخل و هم از خارج.

مواضع سکسی نظام مقدس:

باور کنید شرکت «پلی بوی » باید بیاید توی حوزه علمیه یک دفتر نمایندگی بزند و از این همه استعدادهای نهفته استفاده کند.
اگر مغز علما و بالتبع مسولین نظام مقدس را کالبد شکافی کنی حتما چند تا آلت تناسلی و دستمال کاغذی و کاندوم و لنگ و پاچه و شاید هم تیکه‌هایی از شورت و کرست خانم‌ها را پیدا خواهید کرد از بس اینها حشری‌اند لامصبا.

طبق خبری که هم‌اکنون از اتاق فرمان بدستم رسید قرار شده مانور سکس با ولایت در بیابان‌های اطراف قم و دیگر جاهای خلوت برگزار شود که شما را از لحظه لحظه این مانور مطلع خواهیم کرد.
ولی امروز گوشه‌ای از رهنمودهای آقا را که در دیدار با ستاد برگزار کنندگان مانور سکس با ولایت ایراد گردیده جلب میکنم:

طیب الله انفاسکم . صحنه را دیدم. از برادران و خواهران ذوب شده  تشکر میکنم. نکته اولی که میخواهم عرض کنم این است که نقش دشمن را در سکس فراموش نکنید. شما در همان حالی که دارید کارتان را انجام میدهید و آخ و اوخ میکنید نباید از از فکر دشمن غافل باشید.آحاد ملت باید سکسی باشند و با روش های نوین و اسلامی قرابت جنسی آشنا باشند که همینطور هم باید باشد. تفکر سکسی و سکس نگری از اهداف عمده نظام بوده و هست.اما ما در این راه نباید از غرب پیروی کنیم.خواص باید بدانند که ان کلیپ هایی که فرزندان انقلاب سرلوحه عملی خود قرارداده اند چیزی جز تهاجم فرهنگی غرب نیست.مگر ما خودمان مقاربت جنسی بلد نیستیم که باید فیلم های انان را نگاه کنیم و یاد بگیریم. من خودم چند بار این کلیپ‌ها را که برایم اس ام اس کرده بودند دیدم. در هیچکدام از آنها حجاب اسلامی رعایت نشده بود.

نکته بعدی که شما باید توجه داشته باشید این است که اگر قرار باشد بین کاندوم و قرص ویاگرا یا قرص ضد بارداری یکی را انتخاب کنید باید احمدی‌نژاد را انتخاب کنید که مورد تایید اینجانب است و سیخ جلوی دشمنان اسلام می‌ایستد.

ضمنا من حرفهای دیگری هم در مورد وازکتومی آقایان و آیودی خواهران دارم که در فرصت بعدی عرض میکنم. انشالله موید و منصور باشید. همت مضاعف فراموش نشود!

( طنز ارسالی از سوی دوست عزیزی است به نام عباسی با مقداری ویرایش)

درسی که کردستان به ما آموخت

ای کاش بجای به خیابان کشاندن مردم در 22 خرداد همه مردم در خانه ها بنشینند و هیچکس از منزل خارج نشود. مثل همین کاری که امروز مردم نجیب کردستان کردند. باور کنید هم انعکاس جهانی اش بیشتر است و هم مردم کمتر صدمه می بینند و هم اینکه رژیم هیچ راه مقابله ای علیه مردم ندارد. وقتی مردم تصمیم بگیرند مثلا روز 22 خرداد از خانه هایشان خارج نشوند و کلا چهره شهر و بازار و خیابان سوت و کور شود هیچ قدرتی نمی تواند مردم را مجبور کند که یالله بروید مغازه هایتان را باز کنید تا آبروی ما نرود.

اعتصاب عمومی خیلی حربه خوبی است که میتواند حکومت را حسابی عصبی کند. الان سپاه و بسیج و نیروهای انتظامی یاد گرفته اند که چگونه جلوی تظاهرات خیابانی را بگیرند. آنها تمام نیروی خود را در همان لحظه اول تشکیل هسته های تظاهرات خیابانی بکار میگیرند و بقول خودشان حرکت های خیابانی را در همان لحظه اول در نطفه خفه میکنند.
باید روش مبارزه را عوض کرد.
آدم یاد بازیهای تیم ملی فوتبال خودمان می افتد. اینقدر از یک روش مشخص و تکراری استفاده میکردند که دست شان برای همه رو شده بود حتی مربی تیم ملی روستای علی آباد کتول هم میدانست چه کسانی را در چه پستی می کارند و چه کسانی را در نیمه دوم تعویض میکنند. این بود که از بحرین هم چهار تا گل میخوردند و بعد می آمدند تقصیرش را می انداختند گردن علی دایی که بنز سوار میشود!
آقاجان! ابتکار! خلاقیت! نوآوری! تغییر روش! تغییر تاکتیک!


امام زمان در سال 2012 ظهور می کند

دیشب فیلم 2012 را دیدم. پسر! عجب فیلمی بود.
 مطمئن شدم که امام زمان سال 2012 ظهور خواهد کرد.
حالا فرض کنید جمهوری اسلامی تا آن موقع هنوز سقوط نکرده و خبر ظهور امام زمان در همه رسانه های بین المللی و سایت های اینترنتی منعکس شده الا در صدا و سیما که طبق معمول فقط برنامه های راز بقا را پخش میکند.
حالا فرض کنید سال 2012 شده و همه جا شلوغ پلوغ شده و خبر ظهور آقا نقل هر محفل و هر مجلسی شده. امام زمان کارش را از عربستان سعودی شروع کرده و دارد با شمشیرش سرها را میزند و میاید جلو. هنوز به ایران نرسیده و پیش بینی میشود همین روزها پایش به ایران برسد.
توی این حال و هوا واکنش های احتمالی مقامات چمهوری اسلامی بدین قرار است:
مقام مزخرف رهبری: صحنه را دیدم. دشمن را دیدم. آحاد دشمن باید دشمن باشند که حقیقتا دشمن هستند و دشمن باید بصیرت داشته باشد و اگر قرار باشد بین امام زمان و ولی فقیه یکی را انتخاب کنید باید قطار را انتخاب کنید. البته در همین جا من به بعضی از سران فتنه که خودشان را در لباس امام زمان جا زده اند هشدار میدهم از قایق نظام پیاده شوند چون آنها خیکی هستند و وزن شان زیاد است و ممکن است ما را غرق کنند.
احمدی نژاد: من هم این شایعات را شنیده ام. به سه دلیل امام زمان ظهور نمیکند:
اول اینکه من مهندسم
دوم اینکه آمار عملکرد من اینه. عملکرد امام زمان این. ملتها خودشان قضاوت خواهند کرد که چه دولتی بیشتر کار کرده. اصولا ملتها با ما هستند و نیازی نیست که امام زمان ظهور کندو
سوم هم یادم رفت

اخبار شبکه سراسری: رژیم صهیونیستی با حمله به یکی از روستاهای بیت اللحم و نوار غزه امام زمان را شهید کرد و متعاقب آن در سواحل امریکا یک سکوی نفتی که از چند سال پیش نشت کرده همچنان دارد سواحل امریکا را در خطر نابودی قرار میدهد و امریکایی ها قادر نیستند آنرا مهار کنند و بنابر این دارند بدبخت میشوند.

قوه قضائیه اعلام کرد: پرونده مهدی منتظر به دادگاه انقلاب ارسال شده که بزودی اعترافات وی از رسانه ها پخش خواهد شد.
سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد که ایران حاضر است مذاکرات با امام زمان را در ژنو آغاز کند.
عصر روز گذشته عده ای از بسیجیان ذوب شده در ولایت با تجمع در مسجد جمکران آدمکهای امام زمان را آتش زدند. آنها همچنین خواهان دستگیری و محاکمه سران فتنه و تعطیلی سفارت انگلیس و استرداد آرش حجازی شدند و به بی حجاب ها هم هشدار دادند که صبر انقلابی آنها لبریز شده و دیگر نمیتوانند بیش از این تحمل کنند. آنها همچنین از مسولین درخواست کردند امام زمان را به غزه بفرستند تا ایشان خودشان حساب دشمن صهیونیستی را برسند.
آیت الله مصباح یزدی اعلام کرد بر اساس روایات و احادیث معتبر امام زمان اعلم نیست و اطاعت از ایشان جایز نمی باشد.
(این طنز را یکی از دوستان خواننده به نام عباسی نوشته و ارسال کرده است که با مقداری دستکاری و انگولک بازنویسی شده است)

اندر فواید اعدام های اخیر

این روزها عده ای از عناصر ضد انقلاب در وبلاگ هایشان شروع کرده اند علیه اعدام ها مقاله نوشتن و از اینجور حرفا.
ما که این کارهای ضد انقلاب را محکوم میکنیم و بار دیگر با رهبرمان تجدید بیعت میکنیم چون دیگر مطمئن شدیم که هیچکس اندازه ایشان بلد نیست این انقلاب را به گند بکشد و انشالله بدست با کفایت ایشان این نظام مقدس به زباله دان تاریخ انداخته خواهد شد. بنابر این من در اینجا ضمن برائت از شما وبلاگ نویسان ضدانقلاب از اقدامات غیر انسانی قوه قضائیه جمهوری اسلامی شدیدا حمایت و پشتیبانی میکنم.

اولا این اعدام ها باعث میشود مردم طعم عدالت و رافت و عطوفت نظام های دینی را با گوشت و پوست خود درک کنند و اینقدر نگویند اسلام دین رحمت است. همه ما بعد از سی سال معنی مدینه فاضله اسلامی را فهمیدیم. بالا و پایین دین و مذهب را هم درک کردیم. فهمیدیم که حفظ نظام از همه چیز بالاتر است ولو کشتن هزاران هزار نفر بجرم محارب و ضدانقلاب و مرتد و کافر.

ثانیا این اعدام ها باعث میشود وقتی انشالله امریکا به ایران حمله کرد و زد دهان این آخوندا را سرویس کرد باز یک عده راه نیفتند و ادای میهن پرستی و از اینجور حرفا را سر دهند و ننه من غریبم بازی دربیاورند. مردم باید بفهمند که این نظام حرف حساب سرش نمیشود و فقط باید با بمب های ده تنی و بیست تنی از بین برود.

ثالثا این اعدام ها باعث میشود وحدت و همدلی مردم ایران محکم تر شود. برای نسل امروز ما دیگر فرقی بین کرد و بلوچ و فارس و عرب نیست. همه ما اسیران این نظام خفت و جنایتکار هستیم.

رابعا دنیا می فهمد که مشکل ایران فقط مسئله پرونده هسته ای و دستیابی به بمب اتم نیست بلکه دنیا با یک حکومت عقب مانده فسیل و عوضی سر و کار دارد که رحم به صغیر و کبیر هم نمیکند.

و در یک کلام این اعدام ها  نظام مقدس ما  را زودتر به خط پایانی میرساند و پایه های حکومت سکولار را در ایران تقویت میکند. مردم ما تا قرنها وقتی کلمه حکومت دینی را می شنوند یاد اعدام های جوانان بیگناه می افتند و حالشان تا قرنها از هرچه دین و مذهب و آخوند و مرجع تقلید و دیگر دوز و کلک هایی از این دست بهم خواهد خورد.

روز مادر بر همه مامان های دنیا مبارک باد

والله شما ملت قدر این نظام و این حکومت را نمیدانید. بالاخره یک روزی چوب این کارتان را خواهید خورد. الکی ریختید توی خیابان ها که مثلا چی؟ خب. تقلب کرده اند که کرده اند. مگر در هیج جای دنیا تقلب نمیشه. اصلا مگر خودتان توی دوره دبستان تقلب نکردید؟
حالا مقام رهبری دلشان خواسته یک تقلبی بکنند شما چرا اینقدر شلوغش میکنید؟ میخواهید این نظام و این حکومت خدای ناکرده ساقط شود و برگردیم به زمان طاغوت؟
وقتی میگم شما قدر این نظام را نمیدانید بیخود نمیگم. قبل از انقلاب یعنی زمانی که ما میرفتیم دبستان یک شعری گذاشته بودند توی کتاب فارسی مان که پر از بدآموزی بود. شعر اینجوری بود:

گویند مرا چو زاد مادر ، 
پستان به دهن گرفتن آموخت
شبها بر گاهواره من ،
بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد ، 
تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم ،
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من ، 
بر غنچه گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست ، 
تا هستم و هست دارمش دوست

خب ببینید چقدر این شعر بدآموزی دارد و با اخلاق اسلامی و شئونات مذهبی منافات دارد:
اولا که آن دوره ما بچه ها را موظف میکردند که شعرهای کتاب فارسی را حفظ کنیم.
واقعا مصیبت بود حفظ کردن شعرها برای ما. آخه مرد حسابی! یک بچه دبستانی اصولا یادش نیست دیشب چی خورده بعد بیاد شعرهای سروده شده توسط یک شاعری که چندین سال پیش فوت کرده را حفظ کند؟؟
این یک نمونه از ظلم هایی بود که  بر ما وارد میشد در نظام ستم شاهی پهلوی.
حالا  به بیت اول این شعر دقت کنید که میگوید" گویند مرا چو زاد مادر". 
این خودش ماده پرستی و ماتریالیسم است. یعنی بجای اینکه بگوید مرا خدا آفریده میگوید مادر زاییده. اینجوری بود که بعضی بچه ها وقتی بزرگ شدند رفتند و کمونیست شدند و گفتند خدا نیست. استغفرالله.
باید شاعر میگفت مرا خدا زایید یا حتی اگر هم این را نمیگفت لااقل باید میگفت مقام رهبری زایید چون بالاخره ایشان نماینده خدا هستند و کارهای ایشان از طرف خداست.
حالا مصرع دوم را نگاه کنید" پستان به دهن گرفتن آموخت"!!
به به! واقعا که!
بچه ای که از دوران بچگی کارش پستان خوری باشد معلوم است وقتی که بزرگ شد چیکاره میشود! این همه فسق و فجوری که در عالم هست مال چیست؟ مال همین بدآموزی هایی است که بعضی از مادران به فرزندان شیرخوار خود می آموزند و آنها را از راه راست منحرف میکنند. این است که وقتی بزرگ شدند همیشه چشم شان دنبال ممه ناموس مردم است.

بقیه بیت ها هم همینطور پراست از بدآموزی که من نمیخواهم سر شما را درد بیاورم. پر است از اخلاق غربی و صهیونیسم و استکبار جهانی. از همه بدتر بیت آخرش است که بجای اینکه خدا را دوست داشته باشد مامانش را دوست دارد که این شرک است و دانش آموز مشرک است و خون مشرک هم که مباح .

حالا شما آن وضع را مقایسه کنید با وضع موجود.
الحمدلله به برکت انقلاب اسلامی الان همه کتابهای درسی دبستان عوض شده و شعرهای مستهجن از آنها جمع آوری و پاکسازی گردیده.
مثلا بجای همین شعر مادر که بچه ها را لوس و بچه ننه بار می آورد و حرفهای بی تربیتی یاد آنها می داد الان توی کتاب فارسی کلاس دوم دبستان داستان زندگی یک آواره فلسطینی را گذاشته اند که میخواهد وقتی بزرگ شد انتقام پدر و مادر شهیدش را از صهیونیستها و ضد انقلاب و سکولارها بگیرد.
یا مثلا بجای اون پسره هلندی - پطروس- که انگشتش را توی یک سولاخ کرده بود و بدآموزی داشت و به بچه ها یاد میداد هی دنبال انگشت کردن توی سولاخ ها باشند الان بحمدلله چیزهای خوب و اسلامی و در خط رهبری را آموزش میدهند.

بهرحال روز مادر بر همه مامان های عالم مخصوصا مامان های در خط نظام و رهبری مبارک باد.


یک عکس و یک دنیا حرف


دکتری که صافکار بود

بحضرت عباس آدم باید فقط بنشیند و به اخباری که از سرزمین ولایت میرسد بخندد.
اخیرا در مملکت امام زمان یک دکتری را دستگیر کرده اند که معلوم شده صافکار بوده ولی از خر تو خری حاکم بر اوضاع استفاده کرده و به طبابت مردم می پرداخته است. (این هم لینک خبر)
البته مملکتی که در آن تقلب کردن یک امر جاافتاده ای شده و رهبرش یک شبه از  حجت الاسلامی به درجه آیت الله العظمایی رسید و رئیس جمهورش مدرک مهندسی و دکترایش را با پارتی بازی و حقه بازی گرفت دیگر تعجبی ندارد که یک صافکار بیسواد به خودش اجازه بدهد به کار طبابت بپردازد و به دیگران دارو تجویز کند.
***
حالا تصور کنید این یارو توی یک گاراژ  مطبی دایر کرده  و چند تا صندلی و یک میز فلزی گذاشته و یک روپوش سفید هم پوشیده و یک گوشی هم انداخته گردنش.
- آقای دکتر! این خانم من حالش خیلی خرابه. از دیشب همینطوری داره میره دستشویی. حالت تهوع و سردرد هم داره. فکر کنم مسموم شده.
- اصلا نگران نباشید. الان خودم بتونه میزنم و سولاخ اش را میگیرم. یک دست هم رنگ میزنم رویش . مثل اولش میشه. فابریک فابریک! دیگه مجبور نیست بره دستشویی.
- دستت درد نکند دکتر جان. خدا عمرت بده.
- آهای اصغر! اون قوطی بتونه رو بیار با یک کاردک. یه خورده هم ضد زنگ بیار. چکش تخم مرغی رو هم بیار گلگیر سمت شوفرش رو هم صاف کنم.... این دو تا قلمبه ها دیگه چیه همشیره؟... اینا رو هم واست صاف صافک کنم؟
- نه دکتر جان! شوهرم از این دو تا قلمبه ها خیلی خوشش میاد. بزار همینطوری بمونه.
- نترس آبجی! فاکتور میدم از بیمه پول حسابی میگیرین! خیالت تخت تخت باشه.