سقوط قذافی ثابت کرد که ما نیاز به حمایت نظامی قدرتهای خارجی داریم

بالاخره قذافی سقوط کرد. قذافی دیکتاتور کله خرابی بود که دستور بمباران تظاهر کنندگان و هموطنان بی دفاعش را داد. قذافی راه مصالحه را بسته بود و میگفت هرگز قصد کناره گیری از قدرت را ندارد. آنقدر محکم و پرقدرت مخالفانش را قلع و قمع میکرد که کسی امیدی به تغییر و تحول مثبتی در لیبی نداشت. او حتی فرزندانش را در حکومت چنان تثبیت کرده بود تا بعد از مرگش هم همچنان قدرت در اختیار مردم قرار نگیرد.
اما به حول قوه جنگنده بمب افکن های ناتو مردم درمانده لیبی توانستند کمتر از شش ماه بساط فرعونی قذافی و خاندانش را از هم بپاشانند.
شکی ندارم که اگر حمایتهای نظامی کشورهای خارجی نبود مردم لیبی حتی نمی توانستند یک روستا را هم به تصرف خود درآورند.
مردم لیبی بالاخره خودشان را از شر دیکتاتوری قذافی خلاص کردند و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم که برویم پشت بامها الله اکبر بگوییم. باید مواظب باشیم یک وقت پشت بام میرویم سرما نخوریم ها!
7 Responses
  1. ناشناس Says:

    ملا جان مدتیست فیدهایت کار نمی کنند. لطفا درستشون کن تا بتونیم مطالبت رو دنبال کنیم
    مثلا این:
    http://feeds.feedburner.com/Molla


  2. راستش من خودم نمیتوانم درست کنم. باید دکتر فوق تخصص آی تی بیاورم بالای سر این وبلاگ


  3. ناشناس Says:

    http://iranianuk.com/article.php?id=66886

    اعترافات تكاندهنده يكي از افراد در آب بازي - طنز


  4. ناشناس Says:

    ملا با شما موافقم اگر کمک ناتو نبود قذافی حمام خون درست می کرد. ناتو نیروی هوایی قذافی را فلج کرد و جلوی بشروی نیروی زمینی را گرفت .به همین دلیل انقلابیون توانستند بیشروی کنند.


  5. DizzyRocker Says:

    حالا تازه لیبی شده ایران 57.


  6. ناشناس Says:

    برگ جغندر که ترس نداره
    چند وقت پیش برادران نیروی انتظامی ریختن تو محل جهت جمع آوری تجهیزات ماهواره .تو مجتمع ما کسی در رو باز نکرد الا واحد2 که کلهم اجمعین ال ام بی ها رو به باد داد و دیش ها نیز زحمتش افتاد رو دوش برادران نیروی انتظامی ، جفت پا می پریدند روی دیش ها تا کج بشه! من که حسابی عصبی شده بودم رفتم درب منزل واحد 2 که بگم چرا در مجتمع رو باز کردید آقا ما داشتیم می گفتیم خانم حس...که یهو دیدیم خودمان در معیت عمه و خواهر ومادر و سایر نوامیسمون داخل جزایر پانکراس ایشان در حال تاب خوردنیم و در آخر هم تفمون کرد بیرون!فرداش هم که اتفاقی تو حیاط دیدمش با خجسته دلی تمام اومد جلو و شروع کرد به حال و احوال انگار نه انگار ما رو دیروزش قورت داده بود.دیروز هم دوباره ریختن تو محل نمی دونم چرا اینقدر تند تند می یان محله ما ولی ایندفعه انصافا کسی در رو باز نکرد وخواهرم هم از حولش کل تجهیزات رو با پایه اش زد زیر بغلش و آورد خونه همسایه های دیگه هم از ترس روبرو شدن با برادران انتظامی در پاگرد راه پله کل دیش ها رو پرتاب کردند وسط پذیرایی ما!(خونه ما طبقه آخر ونزدیک پشت بام) صحنه جالبی بود یه عالمه دیش تو پذیرایی!چند ساعت بعدم نصاب اومد و همه اش رو نصب کرد. من واقعا نمی دونم مشکل چیه باز اگه ما ملتی بودیم که تحت تاپیر اطلاعات صدای آمریکا و اخبار سوریه و ...دانستن بایدهایی که نباید بدانیم کاری می کردیم باز یه چیزی ولی قبول کنید ما اکثریت برگ چغندریم و همون بفرمایید شام و سریالهای کلمبیایی و کره ای ما را بس. درست و حسابیامون یا خارج از کشور هستن یا اوین!دیگه این همه ترس از یه عالمه برگ چغندر که فقط تو تاکسی و اتوبوس تئوری سیاسی ارائه می دهند معنی نداره بگذارید ملت سریالشون رو ببینند بابا!


  7. همانطور كه نفت آتش مي گيرد و آتش گرفتن از مشخصات اصلي آن است، فرقه هم ديگران را نفي مي كند. اما در جمعيت ال ياسين خودِ نفي، نفي شده بود. رد كردن و محكوم كردن ديگر انديشه ها و جريانات مردود بود. تنوع انديشه ها و گوناگوني افكار بالا بود. اين اتفاق در اكثر الاهيون و ال ياسين هم رخ داده بود. آنها هم تك فكري و تك اعتقادي نبودند و ما با احياء فرهنگ تفكر و آموزش روش هاي تفكر و سؤال سازي و برگزاري كارگاههاي تفكري و مناظره و توصيۀ به آن، به اين فضاي تحقيق و تفكر و انديشه ورزي، ميدان بيشتري مي داديم.
    http://www.abarensan.blogsky.com


ارسال یک نظر