یازده سپتامبر ده سال پیش خود را چگونه گذراندید؟

ده سال پیش من در ایران بودم که این اتفاق افتاد. توی لابی هتل استقلال نشسته بودیم و با دوستان گپ میزدیم. از دور صفحه تلویزیون منظره برخورد هواپیما با یک ساختمان بلند را نشان میداد. قضیه خیلی مشکوک بود. باورم نمی شد که این کار اسلامیست ها و مخصوصا گروه بن لادن که عمدتا بیسواد بودند و کارشان  از شلاق زدن زنان در روستاهای افغانستان و به چوب فلک بستن جوانان بجرم تراشیدن ریش بالاتر نمیرفت باشد. اولین تحلیل این بود که این کار سازمان سیا و پنتاگون است. یکی از حاضران میگفت: ای بابا شما چقدر ساده اید معلومه که کار خود امریکایی هاست. اینها گاهی برای درست کردن فیلمهای هالیوودی نیاز به تخریب ساختمانهای بلند دارند. خب این کار را خودشان کردند که فیلم بگیرند و ضمنا یک سوژه ای هم علیه مسلمانها درست کنند.

یکی دیگر از حاضران گفت: نوش جانشان! همیشه شعبان یکبار هم رمضان!
منظورش این بود که همیشه بمب و خرابی و کشت و کشتار در کشورهای عقب مانده است حالا یکبار هم نصیب خود امریکایی ها شده. پس نوش جانشان!
اما چند نفر بقیه میگفتند: جان انسانهای بی گناه چرا باید گرفته شود. مردمی که توی آن ساختمانها کار میکردند آدمهایی مثل من و شما هستند. همه آنها بچه کوچک دارند. همسر و پدر و مادر دارند. با کشته شدن آنها چه مشکلات عظیمی برای بازماندگانشان درست میشود. بهرحال آدم بی گناه بی گناه است و فرقی ندارد که امریکایی باشد یا ایرانی و یا بنگلادشی.
راستش من هنوز هم بعد از دهسال مطمئن نیستم که این کار بدون دخالت بخش هایی از حاکمیت امریکا صورت گرفته باشد. برای من باور این نکته که چند تا جوان عرب همینطوری بیایند و چند هواپیما را بدزدند و بکوبند به ساختمان تجارت جهانی نیویورک و یا پنتاگون خیلی ثقیل است. بهرحال کار هرکس بوده محکوم است و دودش به چشم همه دنیا رفت. چه اسلامیست های افراطی و چه جهان کاپیتالیستی.
یادم می آید که درست در روز جمعه بعد از این فاجعه هاشمی رفسنجانی خطبه های نماز جمعه را خواند و این کار شمع روشن کردن جوانان ایرانی در میدان محسنی  بمنظور همدردی با مردم امریکا را یک کار سوسول مابانه خواند. نظر او این بود که نباید با مردم امریکا همدردی کرد.
درصورتیکه واقعا جوانان ایرانی با این کار خودشان برای همه ایرانیان آبرو خریدند. دمشان گرم.
0 Responses

ارسال یک نظر