تفاوت فرهنگ برزیلی با فرهنگ اسلامی

کم کم این برزیلی‌ها دارند حرص ما را بالا می‌آورند. خیلی پررو شده‌اند. بنده خدا یکی از دیپلمات‌های شریف ما یک انگشتی کرده ماتحت یک دختربچه برزیلی بعد اینها دنیا را گرفته‌اند سر خودشان.آن هم درست در زمانی که «اقتدار» دارد از سر و روی نظام مقدس ما می‌بارد. حالا مگر چی شده؟ فقط بنده خدا از دیدن دختربچه‌های برزیلی در استخر خوشش آمده و اسلامش تحریک شده و انگشت سبابه‌اش فرو رفته ماتحت آن بچه. حالا آسمان که به زمین نیفتاده. مهم این است که دخول صورت نگرفته. تازه اگر هم دخولی صورت گرفته باشد باید کارشناسان نظر بدهند که آیا تا ختنه‌گاه فرو رفته یا تا دسته. اینها ابهاماتی است که نیاز به تشکیل کمیته‌های کارشناسی و مذاکرات فشرده با حضور 1+5 دارد و الا اینکه پدر و مادر آن دختره عصبانی بشوند و علیه نظام و دیپلماتهای شریف  آن حرفهایی بزنند قابل قبول نیست.
اصل و ریشه این اتفاقات برمیگردد به تفاوت فرهنگی ما با برزیل.
شما اگر اهل مطالعه باشید و برزیل را مطالعه کرده باشید درمی‌یابید که اصولا این برزیلی‌ها توی آبگوشتی که میخورند معمولا مقداری کافور میریزند. بخاطر همین است که مردهای برزیلی با دیدن آن همه دخترهای خوشگل برزیلی از خود بیخود نمی‌شوند و به طرف آنها حمله‌ور نمیشوند. نمونه‌اش همین کارناول‌های معروف برزیل است که هرساله هزاران دختر خوشگل و مامانی لخت می‌ریزند توی خیابانها و ممه‌ها و باسن و حومه را چنان قر میدهند که آدم دلش میخواهد بپرد و سط کارناوال و به همه آنها انگشت برساند و از هر کدام یک ماچ آبدار بکند. اما در این حال شما می‌بینید مردهای برزیلی مثل ماست می‌ایستند کنار خیابان و فقط لبخند میزنند. واقعا شرم بر شما که قدر نعمت را نمیدانید!
شما اگر آدم بودید نمی‌رفتید جنوب شهر امریکا و نزدیک میدان شوش قاره امریکا ساکن شوید. شما برزیلی‌ها از بس کافور ریخته‌اند توی غذاهایتان غیرت و مردانگی‌تان را از دست داده‌اید و گذاشته‌اید یک خانم بی‌حجاب بشود رئیس جمهورتان. آدم از خجالت باید آب بشود برود زیر زمین از این همه بی‌غیرتی.
از همه مهمتر- شما ببینید این برزیلی‌ها چقدر پخمه و توسری خور هستند که دهمین کشور با رشد اقتصادی را دارند و آنوقت یک کلمه علیه استکبار جهانی حرف نمیزنند و مثل برادران بسیجی ما از در و دیوار سفارتخانه‌ها بالا نمیروند. اگر اینها عرضه داشتند بجای این همه توسعه اقتصادی میرفتند دنبال دستیابی به انرجی هسته‌ای.
این برزیلی‌ها سی سال پیش مقروض‌ترین کشور دنیا بودند و حالا این همه رشد کرده‌اند ولی دلیلش را خودشان نمیدانند. دلیلش برمیگردد به انقلاب شکوهمند اسلامی ما در ایران. یعنی از زمانی که در ایران انقلاب شد وضعیت اقتصادی برزیل هم شروع کرد به خوب شدن. اگر این را قبول ندارید بروید و از معلم‌ جغرافی‌تان بپرسید.
خلاصه همه این چیزها را گفتم که این برزیلی‌ها را یک کم سر جای خودشان بنشانم. برزیلی‌ها باید حواس‌شان باشد که بصیرت داشته باشند و با فتنه‌گران و جریان انحراف صف‌شان را جدا کنند. کاری نکنند که ما مجبور شویم به بازیکنان تیم ملی فوتبال‌مان بگوییم نماز شب بخوانند. آنوقت تیم ملی برزیل را هشت- هیچ میزنند!

طرح کانال آبرسانی از خزر تا خلیچ فارس را چه کسی در خواب دید؟

خوبی جمهوری اسلامی این است که برای اجرای یک طرح بزرگ عمرانی نیاز به برنامه ریزی دراز مدت و گنجاندن در برنامه پنج ساله و ده ساله و بیست ساله و از این قرتی بازی‌ها ندارد. همینطوری شب میخوابند و صبح بیدار میشوند میگویند برویم دریاچه مازندران را وصل کنیم به خلیج فارس!
حالا خارجی‌ها در تعجب‌اند که جمهوری اسلامی هزینه سرسام آور این طرح را از کجا میخواهد تامین کند؟ آنهم توی این وضعیتی که توی تامین ارزاق عمومی مردم مانده‌اند.
خب. اگر خارجی‌ها صد سال هم فکر و تحقیقات کنند دلیل این کارهای جمهوری اسلامی را نمی فهمند. بخاطر اینکه آنها از مسئله مهمی به نام خواب دیدن امام زمان توسط یک طلبه شاشو و یا یک خادم مسجد بیسواد اطلاع کافی ندارند.
حقیقت این است که یک گوشکوبی در یک روستایی امام زمان را خواب دیده که ایشان فرمودند پیغام مرا به محمود برسانید و از قول من به ایشان بگویید فورا دجله و فرات را در صحرای کربلای ایران منتقل کن. بزودی همه شما شهید خواهید شد!

جزیره ابوموسی را بدهید ایرانیان وطن‌پرست اداره کنند

بر همگان واضح و مبرهن است که با این ضعف سیاسی و انزوای بین المللی رژیم حاکم بر ایران در آینده نزدیک تمامیت ارضی ایران با خطر جدی روبرو خواهد شد. مثلا اگر خدای ناکرده یک روز از خواب بیدار بشویم و ببینیم نیروهای امیرنشین امارات جزیره ابوموسی را اشغال کرده‌اند آیا جمهوری اسلامی اینقدر اعتماد بنفس دارد که از تمامیت ارضی دفاع کند و یا اینکه از ترس درگیری با نیروهای خارجی و درخطر افتادن پایه‌های نظام مقدس از درگیری نظامی پرهیز میکند؟
هیچ شکی نیست که اگر قرار شود اینها بین حفظ حکومت و حفظ تمامیت ارضی یکی را انتخاب کنند بطور حتم اولی را انتخاب خواهند کرد. از نظر آخوندها اولویت با حفظ نظام است بعد اگر توانستند حفظ تمامیت ارضی و بقیه چیزها.

من اگر جای این خامنه‌ای کله پوک بودم لااقل از ایرانیان مقیم خارج کشور میخواستم بیایند جزیره ابوموسی را با اختیارات کامل خودشان اداره کنند. باور کنید با جلب سرمایه‌های ایرانیان می‌توان جزیره ابوموسی را تبدیل کرد به قطب توریستی خلیج فارس. تمام سرمایه‌داران خارجی را هم می‌توان تشویق کرد بیایند آنجا هتل و پلاژ و کازینو و مراکز تفریحی ایجاد کنند. اصلا اوضاع طوری میشود که عربها هم برای خرج کردن پول‌هایشان دیگر به لاس وگاس نمیروند و یکراست می‌آیند جزیره ایرانی الاصل ابوموسی. 

تازه. هر از چند گاهی کنسرت خوانندگان معروف را هم آنجا برگزار می‌کنیم و این باعث میشود هموطنان داخل ایران دیگر اینقدر به دوبی سفر نکنند و بجای خرج کردن پولهایشان در آنجا بیایند توی جزیره خودمان و عشق و حال کنند.
میترسم وقتی ما همه این چیزها را درست کردیم و همه چیز راه افتاد سر و کله آخوندها پیدا شود و بگویند: کی به شما اجازه داده اینجا کارهای خلاف شرع راه بیاندازید؟ یالله بگیرید ببرید این کافرهای از خدا بی خبر را.

بالاخره معلوم نشد ما با اقتدار عقب نشینی کردیم یا غربی‌ها ؟

اینطوری که بوغ‌های تبلیغاتی رژیم جمهوری اسلامی وانمود میکنند ظاهرا در مذاکرات اخیر اسلامبول غرب از مواضع خود عقب نشینی مفتضحانه‌ای کرده و قبول کرده که جمهوری اسلامی بمب اتم بسازد و دو سه تایی از آنها را برای دستگرمی بدهد به حزب الله لبنان تا آنها را روی مردم اسرائیل امتحان کنند و بقیه‌اش را هم بفروشد به کشورهای امریکای لاتین و شاخ افریقا.

اصلا این غربی‌ها که اینقدر فشار می‌آوردند که یا به زبان خوش به پای میز مذاکره بیایید و یا مواضع شما را بمباران میکنیم فقط بخاطر این بوده که بیایند به پای میز مذاکره و غربی‌ها تسلیم بشوند و اجازه بدهند جمهوری اسلامی بمب اتمی بسازد ولی قول بدهد از نوع کوچک‌اش بسازد و نه از اون درازهاش!

خب. اما واقعیت چیست؟
جمهوری اسلامی با اقتدار جام زهر را تا قطره آخر سر کشید و قدم به قدم به دامی افتاد که غربی‌ها برایش تدارک دیده بودند. این یک پازلی بود که هر چه جلوتر میرویم دست و پای جمهوری اسلامی بسته‌تر میشود و نظارت سازمان‌های بین المللی شدیدتر.
و عملا امکان دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتمی از این حکومت گرفته خواهد شد. حالا اسم این را میخواهند اقتدار بگذارند و یا هر چیز دیگر مهم نیست. مهم این است که جمهوری اسلامی افتاده است توی مسیر یکطرفه‌ای که امکان بازگشت ندارد.
البته سوابق این حکومت نشان میدهد که جر زنی یک عادت همیشگی این حکومت بوده ولی غربی‌ها الان هوشیارتر از قبل هستند و امکان جرزنی را نیز از این رژیم دارند میگیرند.

نور به قبرت ببارد جورج بوش

خوب شد كه جورج بوش كلك دو حكومت قرون وسطايي طالبان و صدام حسين را با شهامت و شجاعت كند اكر ان خدابيامرز اين كار را نكرده بود حالا حالا ملا عمر و صدام حسين با باراك اوباما بر سر اينكه محل مذاكره كجا باشد هي شل كن سفت كن درمياوردند دقيقا همين مسخره بازي هايي كه الان جمهوري اسلامي دارد با كشورهاي غربي انجام ميدهد. يك روز ميكويند محل مذاكره بايد استامبول باشد بعد همين كه كشورهاي غربي با ان موافقت ميكنند ميكويند ما ميخواهيم محل مذاكرات دمشق باشد نه استامبول. البته دليلشان هم اين است كه ميكويند ما كه زبان تركي كه بلد نيستيم دفعه قبل بخاطر ندانستن زبان تركي توي استامبول سركردان شديم و از هر كس ادرس محل مذاكرات را مي برسيديم نمي فهميدند و اين بود كه ما محل مذاكرات را نتوانستيم بيدا كنيم