آخرش این مسلمانها کاری میکنند که همه ما را از اینجا بریزند بیرون!

وقتی فاجعه یازدهم سپتامبر رخ داد و تلویزیون ها داشتند صحنه برخورد هواپیما به برج های نیویورک را نشان میدادند من به دوستانم گفتم: دود این قضیه میرود توی چشم ما. مایی که نه مسلمانیم نه نسبتی با اینها داریم. تنها تقصیر ما این است که در خاورمیانه بدنیا امده ایم.
بعد از آن جریان- سخت گیری ها برای همه شروع شد. خشک و تر در آن آتشی که تروریستهای مسلمان افروخته بودند سوختند. از ان تاریخ به بعد تدابیر امنیتی در فرودگاهها انقدر تشدید شده که خدا نکند ادم بخواهد یک مسافرت یکروزه برود امریکا. آنقدر مامورهای فرودگاه  پرو پاچه آدم را دستمالی میکنند و آنقدر سولاخ های آدم را انگشت فرو میکنند که ادم از خجالت خیس عرق میشود.
همه این بدبختی ها بخاطر حماقت چند تا ادم متوهم احمق به ما تحمیل شد.
حالا هم این حمله پاریس اضافه شد به کارنامه درخشان مسلمانها و دوباره عواقبش گریبان ما را هم خواهد گرفت.
مخصوصا ما که توی کانادا اخیرا صاحب یک نخست وزیر هالو شده ایم که دست کمی از احمدی نژاد ندارد. او گفته بیست و پنج هزار نفر از سوری ها را میخواهد ظرف پنج هفته بیاورد کانادا.
این احمق اصلا نمیداند سوریه در کجای دنیا واقع شده. فکر میکند با این کارش همه او را به انساندوستی تحسین خواهند کرد.
من میترسم چند ماه دیگر همین که این سوری ها دسته گلی به آب دادند آنوقت هیچکدام از ما نتوانیم اینجا زندگی کنیم. انوقت باید برویم بورکینافاسو یا یکی از جزایر برمودا. یعنی یک جایی که تا بحال پای هیچ مسلمانی به آنجا نخورده باشد.
امیدوارم این دانشمندان ناسا زودتر تکلیف زندگی در مریخ را برای ما روشن کنند تا از دست پیروان الله فرار کنیم به مریخ و از آنجا تف کنیم به روح پر فتوح امام راحل که همه این کرم ها را او ریخت و رفت.

این پتیشن را امضا کنید!

خداوند هزارتا حوری خوشگل نصیب تان کند اگر این پتیشن را امضا کنید.

نفوذ دشمن کیلویی چند؟

مدتی است که ما از ترس نفوذ دشمن به ارکان نظام مقدس خواب و خوراک نداریم. نگرانیم که مبادا دشمن به ما نفوذ کند و دستاوردهای انقلاب اسلامی را از بین ببرد. برای شما ممکن است این سوال پیش بیاید که اصولا نفوذ دشمن کیلویی چند؟ مگر ما چه چیز باحالی داریم که دشمن بخواهد در ما نفوذ کند و آنرا تصاحب کند؟ آیا دشمن هیچ کار و زندگی ندارد و از صبح تا شب توی این فکر است که چطوری به ما نفوذ کند؟ اصلا مگر ما کی هستیم که اینقدر مهم هستیم؟
ها...برای پاسخ به این سوال ها توجه شما را به این نکته جلب میکنم که:
دلیل اینکه دشمن میخواهد در ما نفوذ کند این است که اولا ما یک کشور بسیار پیشرفته و مترقی هستیم از هر لحاظ. تکنولوژی دارد مثل مور و ملخ از سر و کول میهن ما بالا میرود. بزرگترین شرکتهای فن آوری و غول های الکترونیک میخواهند دفاترشان را در سراسر دنیا جمع کنند و منتقل کنند به مسجد جمکران. ماکروسافت و اپل میخواهند یک کنسرسیومی تشکیل بدهند و سرمایه شان را وقف توسعه صحن مطهر شابدوالعظیم کنند.
موسسات مالی و بانکهای بین المللی به این نتیجه رسیده اند که تا حالا داشتند کشک می سابیدند. اگر پول بی زحمت میخواهید باید بروید توی حوزه علمیه و آخوند بشوید. بعد بچه تان میشود آقازاده و میلیار دلار میشود پول خرد توی جیب بچه تان. به همین راحتی.
بخاطر همین است که چند روز پیش در خبرها آمده بود که صاحبان سهام در بازارهای بورس لندن و نیویورک و هنگ کنگ دارند سهامشان را نصف قیمت میفروشند و سرمایه شان را برمیدارند و به جمهوری اسلامی می برند تا در پروژه هایی نظیر احداث امامزاده سرمایه گذاری کنند. 
شما همین ساخت آفتابه را در نظر بگیرید. کجای دنیا را سراغ دارید که تا حالا توانسته است به فرمول ساخت آفتابه پی ببرد؟ نه واقعا کدام کشور؟
الان نظام ما به دنیا ثابت کرده که اقتصاد درست یعنی اقتصاد اسلامی. مدیریت درست یعنی مدیریت اسلامی. خلاصه از هر نظر ما به دنیا ثابت کرده ایم که اسلام همه مشکلات یک جامعه را حل کرده و حاضر است مشکلات بقیه دنیا را هم حل کند.
الان نرخ بیکاری در ایران منفی شده یعنی ما نیاز داریم عده ای از  سوریه و عراق بیایند توی ایران کار کنند. فقر و اعتیاد از ایران ریشه کن شده. مشکل کم آبی رفع شده و قرار است ما به دنیا آب صادر کنیم. خلاصه همه چیز در زیر سایه ولایت فقیه به اوج موفقیت رسیده و دارد میشود مثل خارج!
از همه مهمتر هنرمندان خارجی به ایران می آیند تا فوت و فن روضه خوانی و سینه زنی را یاد بگیرند و بعد خودشان بروند توی کشورشان این بساط را راه اندازی کنند.
خلاصه اینکه ما از هر لحاظ که فکر کنید یک کشور نمونه و پیشرفته هستیم و بخاطر همین است که دشمنان میخواهند در ما نفوذ کنند و این چیزها را از ما یاد بگیرند و بروند توی کشورشان روی دست ما بلند بشوند.

اکتشافات جدید من

من توی این چند سال اخیر که کمتر وبلاگ نویسی کرده ام در حقیقت در زیر زمین خانه مان مشغول اکتشافتی بودم که امروز میخواهم چند تایی از انها را برای شما فاش کنم:
البته نوع تحقیقات من از نوع تحقیقات آن دانشمند اتمی شانزده ساله احمدی نژاد نبود که در زیر زمین خانه شان انرزی هسته ای اختراع میکرد. من در زیر زمین خانه مان غیر از کارهای بی ناموسی مانند بیلیارد و تخته نرد گاهگاهی لبی را تر کرده و روی کاناپه دراز میکشم و اکتشافات محیرالعقولی انجام میدادم. از جمله این کشفیات:

1- من به این نتیجه علمی رسیده ام که تا دین هست مردم دنیا روی صلح و آرامش را نخواهند دید. هیچ دینی وجود ندارد که در هنگام سوار شدن بر اریکه قدرت پوست مردم را نکنده باشد.
2- من به این نتیجه دقیق علمی رسیده ام که هیچ پیامبری از طرف خدا فرستاده نشده. هرچه بوده زمینی بوده است. (منظورم سیب زمینی نیست). بنابر این خودباختگی عقل و خرد در برابر ادعاهای الهی پیامبران اشتباه محض است. مثلا پیامبران میگفتند با دست غذا بخورید درصورتی که عقل میگوید خاک بر سرت مبادا چنگت را بکنی توی حلق ات!
3- من به این نتیجه فیزیک نیوتنی رسیده ام که هیچ جسمی در جهان مشمئزتر و حال بهم زن تر از کسانی نیست که از ایران فرار میکنند و وقتی پایشان به اینجا میرسد طرفدار سیاستهای جمهوری اسلامی میشوند. 
مثلا عده ای از اینها راه افتاده اند که الا و بالله دولت کانادا باید روابطش را با جمهوری اسلامی عادی کند. جمهوری اسلامی هرگز در خواب هم نمیدید که چنین طرفدارانی در کانادا داشته باشد. اینها از دولت کانادا ولفر میگیرند و برای جمهوری اسلامی مجانی گریبان پاره میکنند.
4- من به تازگی کشف کرده ام که ما ایرانی ها نسبت به تاریخ خودمان بسیار کم اطلاع هستیم. واقعا اگر مردم ما تاریخ دوران قاجارو نقش آخوندها را می دانستند هرگر گول شیادی به نام خمینی را نمیخوردند.
هنوز هم هیچ امیدی نیست که مردم ایران راه رهایی و سعادت خود را پیدا کنند زیرا حقایق تاریخی دویست سیصد ساله ما زیر خروارها خاکستر ناآگاهی مدفون شده است. ملتی که تاریخ خود را نداند هویت خود را گم میکند.
دلیل اینکه ایرانی ها از هم گریزانند این است که از داشتن هویت مشترکی با هم تهی هستند و در واقع فرار هویتها است که باعث دوری افراد میشود.
5- و بالاخره من کشف کرده ام که نوشیدن روزانه یک گیلاس شراب قرمز کلسترول شما را صد در صد پایین میآورد. گوش به حرف آخوندا ندهید. نوشیدن شراب بر هر فرد بالغی واجب شرعی است و ترک آن معصیت  و گناه کبیره است.

چند سوال کوچک از امام حسین

جناب آقای امام حسین!
1- باز این چه شورش است که در قلب عالم است؟
یعنی باز این مسخره بازیها چیست که بخاطر تو راه افتاده؟

2- میگویند منظور امام حسین از قیام در کربلا امر به معروف و نهی از منکر بوده نه کسب قدرت.
اگر میخواستی امر به معروف کنی خب این کار را میتوانستی توی همان مکه و مدینه هم انجام بدهی. لازم نبود به صحرای کربلا بزنی.
حقیقتش این است که اهل کوفه به جنابعالی اطلاعات غلط دادند و شما به خیال کسب قدرت راه افتادید و ناکام ماندید. 
حالا بگو این وسط تقصیر ما چیست که باید تقاص شکست شما را بدهیم؟
به ما بگو چرا ما باید هرساله بزنیم توی سر خودمان و برای تو گریه کنیم که مثلا چی؟ اینکه خودت اشتباه محاسباتی داشتی چه ربطی به بقیه دارد؟

3- اگر به فرض در نبرد نابرابر صحرای کربلا پیروز میشدی باز هم ما باید هرساله برای تو و یارانت گریه و زاری میکردیم؟

4- میگویند در جنگ احد یا بدر تعداد یاران حضرت محمد در مقابل کفار بسیار کم بوده ولی با این وجود خدا به لشگر اسلام کمک کرد و لشگر کفار شکست خورده پا به فرار گذاشتند.
چطور است که این دفعه خدا لشگر شما را کمک نکرد بزنید یاران شمر را لت و پاره کنید؟؟
اینطور که اخوندها میگویند حضرت عباس در روز عاشورا هزار نفر را با یک ضربت شمشیر کشت. چطور شد که این بار لشگر اسلام شگست خورد من نمیدانم.

5- در تاریخ نوشته اند که برادر شما یعنی امام حسن نرمش قهرمانانه نشان داد و با معاویه صلح کرد. همینطور فرزند شما یعنی امام زین العابدین نیز با یزید از درآشتی درآمد و تا پایان عمر با هم مشکلی نداشتند. امام رضا هم از این هم جلوتر رفت و یکراست شد معاون خلیفه.
بالاخره ما نفهمیدیم تکلیف ما شیعیان چیست؟ آیا باید در مقابل ابرقدرتها کوتاه بیاییم یا بزنیم به سیم آخر و خودمان و دیگران را به کشتن بدهیم؟

6- چرا ما شیعیان یک امام نداریم که سمبل مهربانی و رافت و نوع دوستی باشد. چرا همه امامان ما سمبل خشونت و خون و جنگ و کشتار و شمشیر و سرنیزه هستند؟


مجله وزین پلی بوی به مالکیت سازمان تبلیغات اسلامی درآمد

در خبرها آمده که از این پس مجله "پلی بوی" دیگر عکسهای دلربای خانم های خوشگل را چاپ نخواهد کرد بلکه در عوض قرار شده تمثال امامان جمعه و طلاب علوم دینی و غیره را چاپ کند که در حالی که روی چاله مستراح نشسته اند و مشغول طهارت و استبراء میباشند را چاپ کند. باور نمیکنید؟  این هم لینک خبر

تاحالا شنیدید یک ایرانی اسم فرزندش را بگذارد "وهب" ؟

امروز توی خبرها خواندم نعش کثیف سردار همدانی در تهران تشییع شد و در این مراسم فرزند وی به نام "وهب" سخنرانی کرد.
واقعا من نمیدانم این جماعت چقدر بی هویت و ضد ایرانی هستند؟
آخه مردک بیشعور آدم اسم بچه اش را میگذارد وهب؟
خاک برسرت با این طرز فکرت.
زمانی که اعراب به ایران یورش بردند و با زور شمشیر اسلام را به ماتحت اجداد ما فرو کردند استفاده از اسامی پارسی ممنوع شد. وقتی در تاریخ به نام برخی از دانشمندان ایرانی این دوره برمیخوریم از نام عربی انها تعجب میکنیم. بسیاری از نوشته های اولیه این دانشمندان عربی بود. این وضعیت قرنها ادامه داشت تا کم کم حکومتهای محلی قدرت پیدا گردند و شاهنامه خوانی را در میان مردم ترویج دادند. کم کم نامهای ایرانی در بین مردم زنده شد.
در زمان شاهان صفوی آخوندها به کانون قدرت راه یافتند و در این دوره نامهای امامان شیعه رونق زیادی پیدا کرد.
این وضعیت تا پایان قاجار نیز ادامه داشت. در دوران مشروطیت افرادی که در اروپا تحصیل کرده بودند به ایران برگشتند و ساز مخالفت با روحانیون شیعه را کوک کردند. این منجر شد به تلاشهایی ولو پراکنده به بازگشت به هویت ایرانی.
در دوره پهلوی ملی گرایی و ایران دوستی جان تازه ای گرفت و اسامی اصیل ایرانی در بین مردم مد شد.
وقتی انقلاب شد و آخوندها ایران را تصرف کردند ایران دوستی تبدیل شد به مقابله با اسلام. قهرمانان ملی ما بجای آریوبرزن و داریوش و  کوروش یک مشت تروریست بیسواد خارجی شدند قهرمان.
شیخ فضل الله نوری که یک آدم مرتجع عقب مانده فاسدی بود در جمهوری اسلامی اعاده حیثیت شد و یک بزرگراهی در تهران به نام او شد. او کسی بود که محمد علی شاه را تشویق کرد تا برای سرکوبی مشروطه خواهان پای روسها را به ایران باز کند.
مثالهایی از این دست فراوانند.
افرادی نظیر پاسدار حسین همدانی خودشان را ایرانی نمیدانند و به همین دلیل هم اسم فرزندشان را همنام یک چلغوزی میگذارند که در هزار و چهارصد سال پیش پشگل شتر حضرت محمد را میخورده. این شده سمبل این جماعت.
میخواهم از اینجا نتیجه گیری کنم از آنجا که این جماعت پاسدارها و آخوندها هیچگونه تعلق ایرانی و ملی ندارند بنابر این منافع ملی برایشان از تخم اسب حضرت عباس هم بی ارزش تر است. این جماعت منافع ملی را برای بقای نظام مقدسشان قربانی گرده و میکنند. 

سردار همدانی ! شهادتت مبارک!



Image result for cake 

آخییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییششششششششششششش
عجب کیفی کردم.
این عوضی خیلی جنایت کرد. خون خیلی از مردم بی گناه را ریخت. چه خانواده ها از هم نپاشید و چه عمرها که در زندان ها تباه نشد. این کثافت باعث دربدری و   بی خانمانی افراد زیادی هم در ایران و هم در سوریه شد.
لعنت ابدی بر همه جنایتکاران اسلامی مخصوصا خمینی ملعون و پاسداران ملعون تر از خودش.

پند و اندرز تاریخی به مسولین امریکایی و اروپایی

ای خارجی های خوش باور!
شما هرگز آخوند جماعت را به اندازه ما مردم ایران نخواهید شناخت.
ما این جماعت عوضی را خیلی بهتر از شما می شناسیم.
اینها به هیچ عهد و قرارداد زمینی  متعهد نبوده نیستند و نخواهند بود.
در طول تاریخ پیدایش موجودی به نام آخوند یعنی از زمان صفویه تاکنون هیج کس نتوانست از عهده این موجودات موذی بربیاید مگر یکنفر.
آنهم رضا شاه بود.
تنها او بود که توانست اینها را از سطح شهر جاروب کند و به مستراح بریزد.
رضا شاه خوب اینها را می شناخت. او میدانست که آخوند جماعت فقط زبان زور را می شناسد. اگر میخواهید جمهوری آخوندی را مهار کنید راهش این نیست که به او امتیاز بدهید. اینها بدون هیچ شک و تردیدی عهد شکنی خواهند کرد. اینقدر خوش باور نباشید که اینها دیگر دنبال ساخت بمب اتمی نمیروند. اینها پدر سوخته تر از چیزی هستند که شما فکرش را میکنید.

نمونه اش خمینی (تف به روحش باد) است که وعده داد در حکومت اسلامی همه آزادند حتی کمونیستها اما همینکه به قدرت رسید به هیجکس رحم نکرد حتی به مجتهدی مانند آیت الله شریعتمداری.

من بعنوان یک ایرانی به شما خارجی ها توصیه میکنم روزی صد بار از جمله زیر با خط خوش بنویسید و مشق تان را بدهید مامانتان برایتان خط بزند:
" از آخوند حقه بازتر- بی پدر و مادرتر- بی شرف تر و مادرقحبه تر پیدا نمیشود."

تشکر از خدا یا تشکر از کفار؟

People chant slogans during a protest at the Keleti train station in Budapest, Serbia, Friday, Sept. 4, 2015. Hundreds of migrants frustrated at being stuck at two train stations in Hungary set off on foot for Austria on Friday, one group forming a line nearly a half-mile long as they streamed out of Budapest, the other breaking out of a train near a migrant reception center and then running toward the West after overwhelming police.

امروز توی اخبار نشان میداد گروهی از پناهجویان مسلمان سوری که با پای پیاده خود را به مرز اتریش رسانده بودند با آغوش باز مردم از خدا بی خبر اتریش مواجه شده بودند. 
این برادران مسلمان بجای اینکه از این کفار نجس تشکر بکنند که آنها را در جامعه خود پذیرا شده و آنها را نجات داده اند سرشان را به سوی آسمان بلند میکردند و با همان لهجه غلیظ عربی از خدا تشکر میکردند!
آخه احمق! مگر "خدا"  توی همان شهر و دیار خودت نبود؟
این چه خدایی است که قادر نبود تو را در همان سرزمین خودت یاری بدهد و حتما باید تو را بکشاند بیایی توی خاک اروپا آنوقت کمکت کند؟

حل مشکل زباله های بیروت در گرو توافق هسته ای ایران

سید حسن نصرالله در جمع خصوصی عده ای از دخترهای خوشگل حزب الله لبنان گفته: ایشالله بحق پنج تن این توافق هسته ای توی کنگره تصویب شود و پولهای بلوکه شده ما آزاد بشود تا بتوانیم مشکل زباله های شهر بیروت را حل کنیم.
از سوی دیگر بنا به گزارش واحد مرکزی بسیج مستضعفان عده ای از برادران بسیجی در تهران با بستن چفیه و در دست داشتن جاروب و خاک انداز برای اعزام به لبنان و جمع آوری آت و آشغالهای آنجا اعلام آمادگی کرده اند.
از همه جالب تر اینکه عده ای از طرفداران پرو با قرص به اصطلاح صلح در خارج کشور که علاقه عجیبی به بقای نظام مقدس دارند در جلو کاخ سفید امریکا  تجمع کردند و از نمایندگان کنگره خواسته اند زودتر توافقنامه را تصویب کنند تا بوی گند زباله ها خدای نکرده باعث بروز جنگ نشود.
حالا فهمیدید رابطه توافق هسته ای به شقیقه حسن نصرالله چیست؟

دعای ختم انعام برای تصویب شدن توافقنامه هسته ای در کنگره امریکا

دوستان! همین الان همه کارها را کنار بگذارید و بروید یک قابلمه آش نذری درست کنید و آنرا به نیت تصویب شدن توافقنامه هسته ای در کنگره امریکا نوش جان کنید. البته در خوردن زیاده روی نکنبد که بعدا همه تقصیرات را به گردن ما بیافتد.

اگر توافقنامه هسته ای در کنگره تصویب نشود باز برمیگردیم به نقطه اول.
باز این آقای ظریف با شرکا راهی وین میشوند و آقای کری هم از اینطرف. مذاکره پشت مذاکره...
- باز کار و کاسبی مغازه های اطراف هتل و خواهران عزیز فاحشه رونق میگیرد
- دوباره این ملت بلاتکلیفتر میشوند که آیا دلار گران تر میشود یا نه؟
- شب و روزاین مزدوران جمهوری اسلامی تحت عنوان کارشناس و تحلیلگر در تلویزیونهای بی بی سی و صدای امریکا ظاهر میشوند و علیه امریکا و غرب عربده میکشند و برای آخوندها سینه درانی میکنند.
- باز دولت حسن روحانی همه کمبودها را به گردن ادامه تحریم ها میاندازد.
- از همه بدتر: تکلیف نرمش قهرمانانه مقام مزخرف رهبری چه میشود؟

دو سال است که مملکت را تعطیل نگه داشته اید و همه چیز را وصل کرده اید به موافقنتامه ای که قبول یا رد شدنش در جای دیگری است!
اشتباه مسئولین جمهوری اسلامی این است که نمی فهمند تصمیم گیری های کلان در امریکا بر خلاف حکومتهای دیکتاتوری متکی به شخص اول مملکت نیست.
درست است که اوباما دارای اختیارات زیاد اجرایی است ولی اختیاراتش قابل مقایسه با سید علی خامنه ای نیست.
خامنه ای حاکم مطلق یک مملکت هشتاد میلیونی است که هیچ کس جرات ندارد علیه او جیک بزند. حرف او فصل الختام است و کلام او کلام خدا. هرکس فکر مخالفت او را حتی در خواب ببیند سر و کارش با زندان و شیشه نوشابه و رافت اسلامی است.
اما اوباما که اینطوری نیست. خیلی که زور بزند یک سال میتواند تحریم های جدید علیه حکومت ایران را وتو کند ولی آیا این وضعیت دراینده هم تداوم دارد؟ معلوم است که نه.
این توافقنامه از همین الان شکست خورده و آینده ای برای اجرای آن متصور نیست. این یک واقعیت است. ما چه خوشمان بیاید و چه نیاید. چه موافق باشیم و چه نباشیم باید این را قبول کنیم که مجلس قانون گذاری در امریکا مثل مجلس شورای اسلامی فرمایشی و سیکیم خیاری نیست.
در مجلس اسلامی همه نمایندگان -گوسفندان تحت امر رهبری هستند که بدون اجازه دفتر آقا عطسه هم نمیزنند درصورتی که  واقعا کنگره و سنای امریکا دارای قدرت مطلق قانون گذاری هستند و رئیس جمهور نمیتواند به انها امرو نهی بکند بلکه باید آنها را قانع کند.

متن واقعی توافقنامه هسته ای

توافقنامه مذاکرات هسته ای پس از ساعتها مذاکرات فشرده به شرح ذیل مورد توافق طرفین قرار گرفت:

 1- قرار شد پول هتل محل مذاکرات را هیئت مذاکره کننده ایرانی در قالب یک برنامه زمانبندی شده سه ماهه بپردازد. شستن ظرفها و کار در آشپزخانه مورد قبول نخواهد بود.
2- دادن تیپ یا انعام به مستخدمین زحمت کش و شریف هتل  که در این مدت زحمت زیادی کشیده اند شامل بند شماره قبل میشود . لازم به ذکر است که تا انعام بچه ها داده نشود تحریم های اعمال شده برداشته نمیشود.

3- طرف ایرانی قول داد تعداد سانتریفیوژها را یا کاهش دهد و یا اگر  حاضر نیست این کار را بکند لااقل سرعت چرخیدن آنها را یه خورده کمتر کند و یا اگر این کار را هم نمیتواند بکند بگذارد سانتریفیوژها کار کنند ولی داخل آنها کیک زرد و اینجور چیزها نریزد بلکه یا بگذارد خالی بچرخند و یا اگر دلشان خواست تویش شیر و ماست محلی بریزند تا از آنها کره بگیرند.
4- مقرر گردید بازرسان آژانس هر ماهه از ماست و کره های تولیدی سانتریفیوژها بازدید بعمل آورده و مقداری از آنها را بچشند و اگر مزه آنها را تایید کردند بخشی از تحریم ها را بردارن مشروط به اینکه مبلغ تحریم های لغو شده از میزان کره و ماست های تولید شده بیشتر نباشد.

5- کشورهای 1+5 توافق کردند که ایران به غنی سازی اورانیوم و حتی ساخت بمب اتمی ادامه دهد مشروط به اینکه این کار فقط در زیر زمین خانه صورت بگیرد آنهم توسط یک دختر سیزده ساله.
6- به منظور توسعه صنعت توریسم در ایران و همچنین آشنا شدن شهروندان کشورهای غربی به فرهنگ ایرانی و مخصوصا غذاهای ایرانی (بویژه چلوکباب- قورمه سبزی و آبگوشت و کوفته تبریزی) آزانس بین المللی انرژی اتمی گروه گروه شهروندان غربی را برای نظارت بر حسن رفتار جمهور اسلامی به هر نقطه مورد تردید فعالیتهای هسته ای به ایران گسیل دارد.

7- جمهوری اسلامی قبول کرد که دیگر به فکر ساختن بمب اتمی نباشد و مسابقه تسلیحات هسته ای در منطقه را شروع نکند ولی اگر خواست حقوق بشر را رعایت نکند و همچنان مقام اول در تعداد اعدام را داشته باشد عیبی ندارد. بالاخره چهاردیواری و اختیاری. این مشکل مردم ایران است و نه کشورهای غربی.

8- مقرر گردید از این پس مذاکرات همچنان ادامه یابد ولی نه خیلی فشرده. کشورهای 1+5 از آقای هیئت ایرانی دعوت کردند این دفعه مقام عظما را با خنم بچهها بردارند بیاورند اینجا. هم مذاکره میکنیم و هم بساط منقل و دود و غیره هم فراهم میکنیم. دور هم باشیم بد نمیگذره.

9-  قرار شده مذاکرات تا ظهور آقا امام زمان ادامه یابد و وقتی ایشان تشریف آوردند توی هتل برایشان یک اتاق رزرو خواهد شد و مذاکرات با حضور ایشان ادامه خواهد یافت.

10- از آنجایی که ملت ایران هیچ وسیله تفریح و شادی ندارند مقرر شد هر سه ماه یکبار ما توافقنامه جدیدی امضا کنیم تا ملت به خیابانها بریزند و یک قر کمری بدهند و حال کنند.

امامزاده ابگرمکن


ﺟﻮﺷﯿﺪﻥ ﺁﺏ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﻫﻤﺪﺍﻥ ﺣﺎﺷﯿﻪﻫﺎﯼ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺩﺍﺷﺖ. 
ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﺍﺯﺩﺣﺎﻡ ﺩﺭ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺩﺭﺧﺖ، ﺍﺯ ﺁﺏ ﺁﻥ ﺑﻄﺮﯼﻫﺎ ﭘﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻔﺎﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻥ ﺑﺮﺩﻧﺪ. ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺑﺎ ﺷﺴﺘﻦ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺭﻭ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭﺿﻮ ﺗﺒﺮﮎ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ یک مقام مسئول در شرکت آب و فاضلاب همدان رد شدن لوله انتقال آب شهری از کنار این درخت را تائید کرد و گفت کارشناسان این شرکت برای یافتن ترکیدگی لوله به منطقه اعزام 
شده اند  
ﺍﻣﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﻪ «ﺷﻔﺎ ﮔﺮﻓﺘﻦ» ﻣﺸﻐﻮﻟﻨﺪ. ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ میﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﺏ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺗﺮﮐﯿﺪﮔﯽ ﻟﻮﻟﻪ ﺍﺳﺖ، ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ: ﺁﻗﺎ، ﻟطفا ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺳﺎﺕ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﻧﮑﻦ !!!!!

مغزشویی مذهبی