پست‌ها

نمایش پست‌ها از January, 2019

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست و هفتم

تصویر
در کتاب "روابط سیاسی ایران و انگلیس جلد شش فصل هشتاد " به تفصیل درباره یکی از افراد کاردان و باکیاست دوران مشروطیت یعنی جناب میرزا علی اکبر خان امین السلطان مطالب جالبی نوشته شده که علاقه مندان را به خواندن آن کتاب دعوت می کنم.
و اما بطور خلاصه در این کتاب با ارائه اسناد و مدارک و نامه های سفیر و کنسول انگلیسی ها گفته شده که در فاصله زمانی قتل ناصرالدین شاه تا انقلاب مشروطه، مقطعی بوده که نفوذ انگلیسیها در ایران کمتر از سابق شده بود که دلیل مهم آن بخاطرکینه ای بود که امین السلطان از انگلیسیها پیدا کرده بود و بنابر این انگلیسی ها دریافته بودند که یگانه مانع و سد راه آنها در ایران همین شخص امین السلطان است و لذا برای برداشتن او از هیج اقدامی فروگذاری نکردند.
انگلیس ها برای عزل این صدراعظم کاردان، از روحانیون و علمای ایران و عتبات بهره بردند.
و اما چگونه؟
همانطور که گفتیم آخوندها برسر موضوعات کوچکی مثل تعارف کردن شراب به یک آخوند در تبریز و یا لو رفتن عکس بلژیکی های مامور در ایران که با عبا و عمامه عکس گرفته بودند، شهرها را به آشوب کشیدند و خواستار عزل امین السلطا…

روایتی دیگر

می گویند، روزی مسیو پریم ،رییس مالیه ی تبریز همراه خانمش به هنگام بازگشت از قبرستان ِ ارامنه و گذر از محلّه ی “لیل آباد”،در مقابل ِ یکی از نانوایی ها جمعیّت ِ کثیری را که اکثراً فقیر بودند،ملاحظه می کند که پول در دست ،برای گرفتن ِ نان از سروکول ِ یک دیگر بالا می روند.انبوه جمعیّت ِ فقیر و فریاد ِ دردآور ِ آن ها برای به دست آوردن ِ نان باعث تأثّر ِ خانم پریممی شود.از مسیو پریم علت این ازدحام را جویا می شود.مسیو پریم پاسخ می دهد،بیش تر ِ مجتهدین ِ شهر ،از جمله صاحبان ِ دهات هستند و غلّه را به انباردارها داده اند که انبار کنند تا آن ها را ارزان نفروشند .در نتیجه،عمداً ایجاد قحطی مصنوعی کرده اند و نانوایی ها دچار این وضع رقّت بار شده اند. خانم پریم با تأثر و گریه از شوهر ِ خود،ملتمسانه می خواهد که فوراً پیش ولیعهد برود و از او اجازه ی اداره ی قسمت ِنان و گوشت ِ شهر تبریز را برای مدت ده سال بگیرد،واگر ولیعهد قبول کند،من متعهد می شوم صدهزار تومان نزد دولت گرو بگذارم و نان را منی چهار عباسی و گوشت را منی شانزده عباسی به مردم بفروشم و هیچ گاه جلو نانوایی ها و قصابی ها حتا یک نفر هم به نوبت نای…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست و ششم

تصویر
چند سال قبل از انقلاب مشروطه، دولت ایران برای اینکه وضع گمرکات کشور را سر و سامان دهد و بقول معروف آنرا به روز و مدرن کند، مدیریت گمرکات ایران را به سه نفر بلژیکی واگذار کرد.
(به نامهای مسیو نوز ، مسیو پریم و مسیو مرنارد‌)
اگرچه نفس این کار اشکالی نداشت اما بتدریج نارضایتی هایی را بوجود آورد. دلیل اول اینکه بلژیکی ها تعرفه های گمرکی را عادلانه وضع نمیکردند. دلیل دوم مخالفت آخوندها با آنها بود که همواره بهانه های زیادی برای دشمنی با کافران جنس داشتند.
زنده یاد احمد کسروی در کتاب تاریخ مشروطیت ایران صفحه ۳۰ می نویسد:
در تیرماه ۱۲۸۱خورشیدی، داستان شگفت آوری روی داد. یکی از ملایان مشهور تبریز به نام میرزا علی اکبر مجاهد از جلو میخانه ای عبور میکرد. ناگهان یکنفر مست از میخانه بیرون آمده و جام باده را جلو میرزا علی اکبر گرفته و به او تعارف میکند!
میرزا علی اکبر که مردی تند خو و زود خشمی بود سخت برآشفت و خشمناک به مسجد رفت و چگونگی ماجرا را باز گفت بطوریکه طلبه ها دست به شورش زدند و بعنوان آنکه به علما توهین شده به خانه مجتهد بزرگ شهر یعنی حاجی میرزا حسن مجتهد رفته و دسته جمعی به مس…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست و پنجم

تصویر
خیانت آخوندها در دوران نهضت مشروطیت فقط در حوزه فکر و اندیشه باقی نماند بلکه منجر به قتل و کشته شدن بسیاری از ایرانیان وطن پرست گردید.
اما چرا بیشتر اخوندها با نهضت آزادیخواهی مردم مخالف بودند؟
ریشه مخالفت آخوندها با مشروطه این بود که آنها با وضع قانون توسط بشر مشکل داشتند زیرا خیال میکردند همه نیازمندیهای بشر در قرآن و حدیث و روایات هست و لذا مجلس قانونگذاری معنا ندارد و شرک است.
همین حرف را آخوندهای جمهوری اسلامی هم میزنند. اساسا ایجاد شورای نگهبان بر این باور استوار شد که قوانین اسلام برای زندگی کافی است و تشکیل مجلس و قانون گذاری توسط افراد یک امر تشریفاتی است. یعنی ما اگر تاریخ مشروطیت را به درستی خوانده بودیم هرگز در انقلاب 57 به آخوندها اعتماد نمی کردیم. شیخ ابوالحسن نجفی مرندی یکی از مجتهدین دوره مشروطه بود. او در مخالفت با ایده مشروطه خواهی کتابی نوشت به نام " صواعق سبعه" که در آن کتاب با استفاده از تبدیل حروف ابجد به اعداد، سال 1324 هجری (سال اعلام مشروطیت) را مترادف " شدت فتنه" درآورده بود. همچنین به حساب ابجد کلمه " مشروطه" برابر بود…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست و چهارم

تصویر
یکی دیگر از خیانت های روحانیون، مخالفت و دسیسه چینی های فراوان در انقلاب مشروطیت بود. در چند قسمت به خیانت های آخوندها در انقلاب مشروطه خواهیم پرداخت اما در ابتدا باید یک نکته را روشن کرد.
اینگونه نیست که بعضی آخوندها مرتجع بودند و برخی روشنفکر.
شواهد تاریخی گواه آن است که حتی آن دسته از آخوندهایی که با آزادیخواهان مشروطه همراهی کردند از روی آزادمنشی و مترقی بودن آنها نبود بلکه آنها دنبال منافع آخوندی خود بودند.
در کتاب تاریخ اجتماعی ایران صفحه ۵۲۸ آمده است: در انقلاب مشروطیت، اکثریت عظیمی از روحانیون مخالف آن بودند و تنها بخشی کوچکی و بویژه روحانیون نجف با آن همراهی کردند. زنده یاد احمد کسروی هم می نویسد: بغیر از تعدادی آخوندهای معمولی و رده پایین، اکثرمجتهدین و مراجع طراز اول با ایجاد قانون اساسی مخالف بودند. یکی از دلائلی که باعث شد برخی از آخوندها از موقعیت ایجاد شده در انقلاب مشروطیت در کنار آزادیخواهان قرار بگیرند در واقع بر سر به فلک بستن یکی از همقطاران خود در کرمان توسط حاکم دولتی بود.
حالا ماجرای به فلک بستن آن مجتهد کرمانی چه بود؟
آیت الله حاج میرزا محمدرضا کرما…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست و سوم

تصویر
در همه سالهای چند قرن اخیر هرگاه اندیشمندی در این آب و خاک سر بلند کرد و خواست مردم را آگاه کند، بی درنگ مورد تکفیر آخوندها و روحانیون قرار گرفته است.
در این بخش نگاهی مختصر به ماجرای تکفیر یکی از آزادیخواهان ایرانی می پردازیم که توسط دو آخوند مرتجع به نام شیخ فضل الله نوری و شیخ محمود واعظ تکفیر شد و کتابهای او ضاله اعلام گردید. میرزا عبدالرحیم طالبوف ابوطالب اوغلو نجارزاده تبریزی (۱۲۹۰- ۱۲۱۳ ش)
عبدالرحيم طالبوف از نويسندگان و متفکرين برجسته عصر مشروطه بود. او که در کوی سرخاب تبريز به دنيا آمد، در شانزده سالگی به تفليس رفت و به کسب و کار مشغول شد و همزمان به فراگيری زبان روسی پرداخت.
وی بعدها به حاج ملاعبدالرحيم طالبوف مشهور شد، از تفليس به داغستان رفت و تا آخر عمر در 'تمرخان شوره' که مرکز حکومت داغستان بود، سکونت گزيد.
او یکی از بنیانگزاران نهضت بیداری ایرانیان قبل از مشروطه است که بسیاری از روشنفکران و مبارزان دوره مشروطیت از افکار وو اندیشه های او بهره مند شدند. طالبوف با آثار خود بر توده ي مردم تأثیر ژرفی بر جاي گذاشت.
نمی توان نویسنده اي را یافت که درباره ي بیدا…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست و دوم

تصویر
محمدعلی جمالزاده، فرزند سيدجمال‌الدين واعظ‌ اصفهانی، كه در آن زمان نوجوان بود، در كتاب «سر و ته يك كرباس» (جلد اول) داستان يكی از حمله و هجومهای اوباش طرفدار شيخ فضل‌الله را به مدير يكي از مدارس جديدی كه در اصفهان تأسيس شده بود و خود او هم در آن درس ميخواند، و دو تن ديگر را كه به جرم واهی بابی ‌بودن دستگير كرده بودند، شرح ميدهد:
"قضيه ‌يي كه تا عمر دارم فراموش نخواهم نمود اين است كه من با پسر دوم ملك‌المتكلمين هر يك هفته دو هفته يك بار به چاپارخانه (=پستخانه) رفته براي پدرانمان كاغذ مي‌فرستاديم… روزی پاكتها به دست، به طرف چاپارخانه مي‌رفتيم كه ناگهان از وسط ميدان شاه غوغای غريبی بلند شد. بدانسو دويديم و هر طور بود خود را به ميان جمعيت انداختيم. محشر كبرايی بود. هر دقيقه ازدحام مردم زيادتر مي‌شد. از طرف قيصريه و بازار مسكرها و مسجد شاه و مسجد شيخ لطف‌الله، از هر سو، سيل جمعيت روان بود. ميدان شاه به آن بزرگی داشت می تركيد و به‌صورت دريای متلاطمی درآمده بود كه فوج‌ فوج و دسته‌ دسته مخلوق از زن و مرد در حكم امواج آن باشند و در آن ميانه عمامۀ آخوندها به منزلۀ كفی بود كه ب…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست و یکم

تصویر
حاج میرزا محمد علی محلاتی( صاحب عکس بالا) در دوره ناصرالدین شاه قاجار می زیست. او یادداشتهای سفر هیجده ساله اش به کشورهای مختلف جهان و بیشتر شهرهای ایران را به رشته تحریر درآورد که بعد از مرگش در قالب کتاب ارزشمندی بعنوان "خاطرات حاج سیاح محلاتی" منتشر شده است.
او پس از سالها دوری از وطن و سپس دیدارش از زادگاهش، محلات، وارد شهر نراق شد. (نراق شهری است بین قم و کاشان). مشاهدات حاج سیاح از شهر نراق اینگونه است:
"...یک ساعت از آفتاب رفته وارد نراق شدیم و در کاروانسرایی منزل کردیم، لکن تمام حجرات کاروانسرا را خالی دیدیم. تعجب کردم. بعد بیرون آمدم و دیدم نراق آن نیست که در جوانی دیده بودم.بطور کلی خراب و ویران شده. از هر 10 خانه یکی باقی مانده. مردم اندکی هم که ساکنند عمدتا فقیر و پریشان هستند. اوضاع تمام عوض شده. قبلا نراق بسیار جای آباد و پر منفعت و با صفایی بود که آنرا هند کوچک نام داده بودند.
از یکنفر پرسیدم کو آن نراق که من قبل از سفر دیده بودم؟
گفت: ...از زمانی که داستان باب و بابی ها به سر زبانها افتاده ما بدبخت شدیم. در نراق امامزاده ای هست. مدتی پیش یک فر…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیستم

تصویر
مقابله روحانیون با بابی ها ، درگیری و جنگ دو گروه متعصب مذهبی بود و اینگونه نبود که یکطرف حق باشد و دیگری باطل. بابی ها مسلمانانی ساده لوحی بودند که آنقدر احادیت و روایات و باورهای تشیع را جدی گرفته بودند که میخواستند دقیقا همه وعده های آخرالزمانی را محقق سازند.
اما طرف مقابل شان روحانیون و مجتهدین جنایتکاری قرار داشتند که هم در حکومت نفوذ داشتند و هم بر جان و مال مردم مسلط بودند و لذا بابی ها را برای کاسبی خود خطرناک میدیدند و بخاطر همین از هیچ جنایتی علیه بابی ها کوتاهی نکردند.
بطور خلاصه فقط به گوشه ای از جنایات اینها اشاره می کنیم:
۱- روحانیون ابتدا سید باب را دیوانه و مجنون اعلام کردند و گفتند لابد گرمای سوزان بوشهر باعث دیوانه شدن او شده است (سید باب در تابستان در بالای پشت بام خانه ای در بوشهردر زیر آفتاب سوزان ساعتها به نماز و عبادت مشغول بوده است) اما وقتی روحانیون دیدند مردم از سید باب استقبال می کنند و به او ایمان می آورند او را مرتد فطری اعلام کردند و ریختن خونش را مباح دانستند.
زنده یاد کسروی می نویسد مجتهدین معروف تبریز به نامهای: نظام العلمای تبریزی(صاحب تصویر …

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش نوزدهم

تصویر
سید علی محمد شیرازی معروف به باب در شیراز ادعا کرد که همانا من باب یا نماینده امام زمان هستم. البته بعد از مدتی ادعا کرد که خود امام زمان است و در نهایت گفت من از طرف خداوند مبعوث به رسالتی جدید هستم که بعد از فراز و نشیب های فراوان بالاخره چند نفر از مجتهدین تبریز حکم ارتداد علیه او صادر کردند و او را در تبریز اعدام کردند.
درمورد ماجرای سید باب دیدگاههای کاملا متفاوتی وجود دارد:
- آخوندهای جمهوری اسلامی آنرا "فتنه" میخوانند و می گویند که باب از طرف انگلیس یا روس مامور بوده تا دین حنیف اسلام را از بین ببرد.
- هموطنان بهایی ما معتقدند سید باب در واقع همان امام زمان بود و مبشر دین بهایی بوده است.
- گروهی از تاریخ پزوهان در سالهای اخیر باب و نهضت بابیان را یک نهضت بیداری دینی قلمداد کرده اند که ریشه های اجتماعی آنرا قیام مردم به تنگ آمده از جور و ظلم روحانیون و حکومت قاجار میدانند.
هیچکدام از این سه دیدگاه با واقعیت همخوانی ندارد.
اما دیدگاه منطقی تر، دیدگاه زنده یاد احمد کسروی است. او معتقد بود هیچ سند و شواهد معتبری دال بر اینکه بیگانگان در ظهور باب دخالت داشته اند و…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش هجدهم

تصویر
اگر با شنیدن اینکه احمدی نژاد در جلسه کابینه اش یک صندلی خالی برای امام زمان می گذاشت می خندیدیم و یا شاید آنرا باور نمیکردیم متاسفانه باید بعرض شما برسانم که تاریخ ایران از دوره صفوی تا همین اواخر مملو است از اتفاقات و ماجراهایی که منشا آن دروغی به نام امام زمان بود.
از خیانت های روحانیت شیعه همین تلقین مداوم وجود امام غایب برای پیروان شان است. در کتب تاریخی بارها به سرگذشت زندگی مجتهدین و روحانیون شیعه بر می خوریم که از کرامات آنها ملاقات با امام مهدی بوده و این داستانهای دروغ و کلک آنقدر فراوان نقل شده که بسیاری از ساده دلان و مردم ناآگاه آنها را باور میکردند.
مثلا نقل شده فلان آخوند آنقدر اهل زهد و تقوا و عبادات بوده که وقتی به جایی رفته بود الاغش را گم کرده بود. بسیار ناراحت و افسرده شده بود اما ناگهان جوانی زیبا روی ظاهر شد و الاغ او را برایش آورد و غیب شد. از جمله این حقه بازها، دو آخوند بودند که حتی آب هم که میخواستند بخورند از امام زمان موهوم مایه میگذاشتند بطوریکه کم کم خودشان هم باورشان میشد.
این دو نفر یکی شیخ احمد احسایی بود که ماجرایش را قبلا گفته ایم و دیگری…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش هفدهم

تصویر
در این قسمت ملاحظه خواهید کرد که اوضاع محاصره و حمله کربلا در سال ۱۸۴۲میلادی چقدر شبیه اوضاع فعلی ما در شرایط تحریم اقتصادی و ستیز بیهوده با امریکا بود و چگونه حماقت یک آخوند مرتجع متوهم باعث کشته شدن صدها و یا هزاران نفر شد.
در قسمت قبل گفتیم در سالهای ۱۸۰۰ تا ۱۸۴۲ شیعیان مقیم کربلا بتدریج ثروتمند و پرجمعیت شده بودند و در نتیجه شروع به اذیت و آزار سنی مذهبان شهر کردند. آنها دور شهر را دیوار بلندی کشیدند و برای خود نیروی انتظامی تشکیل دادند.
در نمازها دیگر نام سلطان عثمانی در خطبه های جمعه برده نمی شد و بلکه برعکس ابوبکر و عمر و عثمان را لعن میکردند و دستورات و فرامین حکومت مرکزی، مورد بی اعتنایی قرار می گرفت بطوریکه فرماندار دولتی کربلا را از شهر بیرون کردند.
تداوم این ناآرامی ها، حکومت عثمانی را بر آن داشت تا علی رضا پاشا را با سه هزار سرباز، به سوی کربلا بفرستد. آنان شهر را محاصره کردند؛ اما این محاصره به حمله منتهی نشد و علی رضا پاشا، بدون موفقیت به بغداد بازگشت.
(شخصیت اش شبیه باراک اوباما بود و اهل تسامح و تساهل!) حکومت عثمانی فهمید که علی رضا پاشا از عهدۀ حل مشکل …

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش شانزدهم

تصویر
یک قاعده کلی درمورد مسلمانها و بویژه شیعیان وجود دارد که میگوید هنگامی که این جماعت در موضع ضعف و ناتوانی و در اقلیت هستند خودشان را به موش مردگی و مظلوم نمایی میزنند و زمانی که احساس قدرت و توانمندی می کنند بسیار چموش و طغیانگر میشوند.
از جمله حوادث تاریخی ناگوار برای شیعیان، حمله نجیب پاشا والی بغداد به کربلا است. اگر از شیعیان بپرسید دلیل حمله عثمانی ها به کربلا چه بود؟ فورا میگویند ظلم و ستم عثمانی ها بوده اما واقعیت چیز دیگری است.
در کشورهای منطقه خاورمیانه هرجا جنگ و بدبختی وجود داشته بدانید پای حماقت چند آخوند در میان بوده است که ما در اینجا سعی می کنیم واقعیت این حادثه را بازخوانی کنیم. آیت الله العظمی سید علی طباطبائی متولد کاظمین عراق است و از نام آوران فقه شیعه و از نوادگان علامه مجلسی است. او کتاب معتبری در فقه تالیف کرده به نام ریاض و بدین سبب او را صاحب ریاض می شناسند.
او مدتی به اصفهان آمد و مورد توجه شاه قاجار قرار گرفت و سپس به کربلا رفت و در آنجا تشیکلات عظیمی براه انداخت. همانطور که میدانید عراق فعلی در آن دوره جزئی از کشور عثمانی بود که عمدتا سنی مذهب بو…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش پانزدهم

تصویر
یکی از خبیث ترین و جنایتکارترین و دزدترین آخوندها در دو قرن اخیر همین جناب ملا محمد تقی بزغانی معروف به شهید ثالث است.
ملا محمد تقی بن محمد برغانی در روستای برغان طالقان از توابع شهرستان ساوجبلاغ متولد شد. پس از خواندن دروس حوزوی در ایران و عراق به دربار فتحعلی شاه فراخوانده شد و در آنجا برای اولین بار نظریه ولایت فقیه را مطرح نمود.
... در ایام تحصیل همیشه شبھا می گریست و به گردن خود زنجیری می انداخت و میخی بود که بر زمین می کوبیدو تا صبح مشغول عبادت می شد.
زمانی که در اصفهان دروس حوزوی میخواند بسیار فقیر و تهدیدست بود بطوریکه پوست خربزه دیگران را میخورد.( شرح ماجرا در این جا) اما زمانی که مجتهد شد و به قزوین آمد پرنفوذترین شخص مذهبی در قزوین و حتی ایران شد. او همه کاره شهر بود. حکم تعزیر متهمان را صادر و حدود شرعی را اجرا میکرد. اموال بسیاری از کسبه و تجار را توقیف کرده و آنها را تکفیر و تازیانه میزد.
حکیمی (طبیب) در قزوین قبل از سفر به حج انگشتری گرانقیمت از الماس ناب را به رسم امانت به دست مجتهد شهر یعنی همین برغانی سپرد. وقتی که از سفر برگشت و تقاضای انگشتر را کرد، برغانی ب…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش چهاردهم

تصویر
شیخ احمد احسایی یکی از معروف ترین مجتهدین عصر قاجار بود که پایه گذار فرقه شیخیه گردید و زمینه را برای ظهور سید علی محمد باب فراهم کرد.
در اینجا لازم است توضیح دهم که اینجانب همواره از حقوق شهروندی هموطنان بهایی حمایت کرده و خواهم کرد ولی اینجا بحث ما روایت های تاریخی است و قصد دشمنی با پیروان مذاهب را نداریم.
در واقع میخواهیم نشان بدهیم که آخوندها در طول تاریخ چقدر خبیث بوده اند و چقدر با دروغ و کلک و ریا مردم ساده لوح ایرانی را استحمار کرده اند. شیخ احمد احسایی کسی بود که ادعا میکرد نظریات فقهی اش را از طریق خواب و راهنمایی امامان کسب کرده! شيخ احمد احسايى در ۱۱۲۲ شمسی (1743 میلادی) در منطقه احساء بحرين متولد شد . مى نويسند در پنج سالگى از خواندن قرآن فارغ شد و تا سال ۱۱۷۶ كه بيست ساله بود براى تحصيل به كربلا و نجف رفت.
در سال ۱۷۹۰ در ایران، شیخ احمد احسایی مکتب جدیدی را در زیر مجموعه شیعه بنیان نهاد که به شیخیه معروف است
وى در سال ۱۱۸۷ شمسی در حالى كه ۶۵ سال از عمرش مى گذشت عازم زيارت مشهد شد . اقامت شيخ احمد در مشهد سبب اشتهار او شد . فتحعليشاه چون شهرت شيخ احمد ر ا شنيد…

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش سیزدهم

تصویر
عکس بالا مربوط است به آخوندی از فرقه اسماعیلیه به نام حسن‌علی شاه محلاتی معروف به آقاخان محلاتی. (آقاخان اول)
فرقه اسماعیلیه از دوره صفوی در بخش هایی از فارس و کرمان مریدانی داشت و در زمان فتحعلیشاه بخاطر آرام کردن اوضاع آن منطقه حکومت فارس و کرمان را به این آخوند با عمامه سبزپوش که رهبر و امام آن فرقه بود داده شد. بعد از مرگ فتحعلیشاه، هنگامی که یک آخوند متحجر به نام میرزا حاجی آقاسی به صدارت رسید، آقاخان محلاتی را از حکومت کرمان برکنار کردند و همین باعث شد تا علیه حکومت مرکزی با انگلیس ها همکاری کند.
او ظاهرا مشغول تهیه اسباب سفر حج شد ولی در خفا وسایل و تجهیزات فراوان برای مقابله با دولت و اعلام استقلال را تهیه می کرد از جمله ۵۰۰ راس اسب عربی از گوشه و کنار ایران خرید و با اطرافیان و برادران خود در رجب ۱۲۵۵ قمری به طرف کرمان به راه افتاد. انگلیسی ها نیز برای او در بندر عباس تجهیزات و قورخانه ای تدارک دیده بودند.
در بیشتر کتابهای تاریخ، از کمکهای مالی و تسلیحاتی انگلیس ها به این آخوند اسماعیلی نام برده اند و این همکاری بسیار عیان بوده و او ابائی از گرفتن پول از انگلیس ها …