سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست و ششم






image
چند سال قبل از انقلاب مشروطه، دولت ایران برای اینکه وضع گمرکات کشور را سر و سامان دهد و بقول معروف آنرا به روز و مدرن کند، مدیریت گمرکات ایران را به سه نفر بلژیکی واگذار کرد.
(به نامهای مسیو نوز ، مسیو پریم و مسیو مرنارد‌)
اگرچه نفس این کار اشکالی نداشت اما بتدریج نارضایتی هایی را بوجود آورد. دلیل اول اینکه بلژیکی ها تعرفه های گمرکی را عادلانه وضع نمیکردند. دلیل دوم مخالفت آخوندها با آنها بود که همواره بهانه های زیادی برای دشمنی با کافران جنس داشتند.
زنده یاد احمد کسروی در کتاب تاریخ مشروطیت ایران صفحه ۳۰ می نویسد:

در تیرماه ۱۲۸۱خورشیدی، داستان شگفت آوری روی داد. یکی از ملایان مشهور تبریز به نام میرزا علی اکبر مجاهد از جلو میخانه ای عبور میکرد. ناگهان یکنفر مست از میخانه بیرون آمده و جام باده را جلو میرزا علی اکبر گرفته و به او تعارف میکند!
میرزا علی اکبر که مردی تند خو و زود خشمی بود سخت برآشفت و خشمناک به مسجد رفت و چگونگی ماجرا را باز گفت بطوریکه طلبه ها دست به شورش زدند و بعنوان آنکه به علما توهین شده به خانه مجتهد بزرگ شهر یعنی حاجی میرزا حسن مجتهد رفته و دسته جمعی به مسجد جامع شهر رفتند و تحصن کردند.
ضمنا بازاریان و کسبه هم که از تعرفه های گمرکی بلزیکی ها ناراحت بودند فرصت را غنیمت جسته آنها هم به جمع آخوندها و ملاها پیوستند.
چند روز بازار تبریز تعطیل شد و درخواست تحصن کننده ها این بود: باید مسیو پریم برود و میخانه ها و میهمانخانه ها و مدرسه ها هم تعطیل شوند!
(دشمنی آخوندها با مدرسه های رشدیه را قبلا در مطلبی جداگانه مرور کردیم. در مورد مخالفات آخوندها با میهمانخانه هم همین بس که صاحبان آنها عمدتا ارمنی ها بودند که در آنجا شراب هم فروخته میشد)
مسیو پریم مسئول گمرکخانه آذربایجان بود.
خلاصه اینکه شهر تبریز سراسر شورش و غوغا شد بطوریکه حاکم تبریز همه مطالبات تحصن کنندگان را پذیرفت و نوشت:
"... همین الساعه مسیو پریم را برکنار کرده، دستور دادم تمام میخانه ها و میهمانخانه ها و مدرسه ها را ببندند. پس شما هم متفرق شوید"
اما آخوندها بجای متفرق شدن، دستور حمله به میخانه ها و میهمانخانه ها و به آتش کشیدن مدرسه ها را دادند.آشوب و غوغای بزرگی در شهر تبریز برپا شد. این آشوب و غارت ده بیست روز ادامه یافت.
یکی از دبستان هایی که در این ماجرا تاراج شد و به آتش کشیده شد مدرسه کمال بود که صاحبش از ترس آخوندها به قفقاز و سپس مصرفرار کرد.
وقتی حوادث قبل از انقلاب مشروطه را مرور می کنیم می بینیم در هیچ مقطع تاریخی به اندازه آن دوران آخوندها شرارت نکردند. آنها از بی قانونی مملکت سو استفاده کرده، هر وقت که اراده میکردند بازار را به تعطیلی می کشاندند و شهر را به خاک و خون می کشیدند.
شبیه این ماجرا در تهران هم رخ داد. زمانی که عکسی از این دو بلژیکی کافر نجس یعنی مسیو نوز و مسیو پریم {تصویر فوق) بدست علما افتاد که این دو با لباس آخوندی نشسته بودند. همین بهانه ای شد برای ایجاد یک آتش افروزی دیگر.
0 Responses

ارسال یک نظر