سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیستم





image
مقابله روحانیون با بابی ها ، درگیری و جنگ دو گروه متعصب مذهبی بود و اینگونه نبود که یکطرف حق باشد و دیگری باطل. بابی ها مسلمانانی ساده لوحی بودند که آنقدر احادیت و روایات و باورهای تشیع را جدی گرفته بودند که میخواستند دقیقا همه وعده های آخرالزمانی را محقق سازند.
اما طرف مقابل شان روحانیون و مجتهدین جنایتکاری قرار داشتند که هم در حکومت نفوذ داشتند و هم بر جان و مال مردم مسلط بودند و لذا بابی ها را برای کاسبی خود خطرناک میدیدند و بخاطر همین از هیچ جنایتی علیه بابی ها کوتاهی نکردند.
بطور خلاصه فقط به گوشه ای از جنایات اینها اشاره می کنیم:

۱- روحانیون ابتدا سید باب را دیوانه و مجنون اعلام کردند و گفتند لابد گرمای سوزان بوشهر باعث دیوانه شدن او شده است (سید باب در تابستان در بالای پشت بام خانه ای در بوشهردر زیر آفتاب سوزان ساعتها به نماز و عبادت مشغول بوده است) اما وقتی روحانیون دیدند مردم از سید باب استقبال می کنند و به او ایمان می آورند او را مرتد فطری اعلام کردند و ریختن خونش را مباح دانستند.
زنده یاد کسروی می نویسد مجتهدین معروف تبریز به نامهای: نظام العلمای تبریزی(صاحب تصویر بالا) ، ملا محمد ممقانی و میرزا علی اصغر شیخ الاسلام حکم ارتداد او را امضا کردند. در فقه شیعه نمی توان حکم اعدام برای یک دیوانه صادر کرد اما هنگامی که آخوندها چیزی را مصلحت بدانند هر جنایتی را مرتکب می شوند.
میگویند قبل از اینکه سید باب را اعدام کنند ماموران دولتی او را با زنجیر بستند و پیاده به جلو درب خانه مجتهدین تبریز می بردند تا از آنها فتوای کشتن او را بگیرند. مجتهدین تبریز حاضر به دیدن او نشدند و از همان پشت در حکمش را نوشتند و بدست ماموران دادند.
بیچاره سید باب اظهار ندامت مینمود و از اظهارات خود بیزاری می جست ولی گوش علما بدهکار این حرفها نبود. زیرا توبه مرتد فطری مورد قبول نیست.
۲- ماجرای طاهره قره العین و کشف حجاب او و برگشتن از مذهب ملایان داستان جالبی است. فقط اینرا بدانید که دو مجتهد معروف آنزمان به نامهای ملا علی کنی وملا محمد اندرمانی فتوا بر قتل طاهره قره العین را دادند و بر اساس این حکم فراشان حکومتی او را شبانه به باغی بردند و خفه اش کردند و سپس جسدش را در چاه انداختند.
۳- در قاصله ادعای سید باب در شیراز تا زمان اعدامش در تبریز چند شورش توسط بابی ها در سه نقطه کشور رخ داد که باز روحانیون و ملایان با ترغیب مردم و قوای حکومتی همه آنها را به خاک و خون کشیدند. صدها نفر از طرفین کشته شدند و آتش بیار همه این معرکه ها آخوندها از هردو طرف بودند.
۴- بعد از اقدام ناشیانه چند تن از بابی ها در ترور ناصرالدین شاه موج بابی کشی در ایران راه افتاد و این چیزی بود که ملاها و روحانیون بهترین بهره برداری را از آن کردند. تاریخ ما پر است از کشتن انسانها به فجیع ترین وجه، از شمع آجین کردن محکومان تا کوبیدن میخ طویله بر اندام بدن و زجر کش کردن آنها. گاهی در میدان شهر پاهای شخص را از دو سو به دو اسب می بستند و به ناگاه هر دو اسب را در دو جهت مخالف به حرکت درمی آوردند تا موجب شقه شدن او شود.
در آینده باز هم در این باره سخن خواهیم گفت.
0 Responses

ارسال یک نظر