سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش پنجم

image
در بخش قبل گفتیم که در زمان حمله وهابی ها به کربلا و کشتار شیعیان آنجا، روحانیون و مراجع بجای دفاع از حرم امام حسین و تشویق مردم به جنگ با وهابیون، به ایران گریختند.
یکی از این مرفهین بی درد آخوندی بود به نام سید محمد طباطبایی که بعدها معروف شد به آیت الله مجاهد!
دلیل این لقب به او برمیگردد به تشویق و تحریک مردم ایران برای جنگیدن علیه کفار روس که خودش هم لباس رزم پوشید ولی در تبریز مستقر شد و هیچگاه به خط مقدم نرفت ولی مردم ساده اندیش ایران به او لقب مجاهد دادند.
و اما برگردیم به ماجرای اختلاس این آخوند عراقی:
همانطور که گفتیم این بزرگوار وقتی به ایران آمد بدلیل اینکه داماد سید بحرالعلوم بود و پدرش هم از علمای نامدار کربلا، همچنین سید طباطبایی هم بود و هم خوش چهره، کار و کاسبی اش در ایران بسرعت رونق گرفت و هرجا قدم می گذاشت خیل عظیم مردم مشتاق بر قدمگاهش بوسه میزدند و گرد و خاکش را بعنوان تبرک با خود می بردند.
خلاصه کم کم این شخص آنقدر در ایران پرآوازه شد که حتی روحانیون شهرهای دور و نزدیک هم مشکلات و سوالاتشان را به این آخوند غیر ایرانی می نوشتند و از او طلب کمک میکردند.
بعد از شکست قشون ایران در جنگ اولی که با لشگر روس، برخی از مناطق به تصرف دولت روس درآمد. بسیاری از خانواده ها از آنسوی مرز به اینطرف کوچ کردند. بسیاری زمینهای کشاورزی شان را از دست دادند. ملک و املاک شان را از دست دادند. از همه مهمتر آخوندهای دهات و شهرها از دیدن اینکه مساجد به تصرف کفار نجس افتاده بسیار غمگین شده بودند.
در مدت زمانی که جماعت روس در ولایات گنجه و شیروان تسلط یافتند خبرهایی از طریق آخوندهای محلی و زمینداران و اربابن آن حوالی می رسید که روسها متعرض ناموس مسلمانان میشدند و این مطلب توسط آخوندهای آنجا به گوش مجتهد زمان آقا محمد مجاهد در اصفهان رسید و آن جناب تکلیف شرعی مسلمانان را جهاد با کفار روس اعلام کرد!
واقعیت اين است كه روحانيون و سران قبايل ترك قفقاز با پخش شايعات نادرست، مراجع تقليد بى خبر از سياست و جنگ را، تشويق و تهيج به جنگ كردند .
از طرفی فقها ی شیعه خود را صاحب بيضه اسلام و وارث و رئيس دين رسول و شريعت اسلام را حقيقت مطلق و ابدى مى پنداشتند و هنوز هم مى پندارند، پس طبيعى بود كه از شنيدن و خواندن اين اخبار خوشحال و مسرور نمى گرديدند، زيرا رياست و سرورى خود را برباد رفته مى ديدند و گمان ميكردند كه بواقع روسها در پى از بين بردن قرآن و مساجد و ساير شعائر دين اسلام هستند و از شنيدن اين اخبار که به اسلام بى احترامى شده تن آنان مى لرزيد و بويژه از عاقبت وحشتناك اين خبر كه مقلدين آنان به مدارس جديده مى روند، و اطفال دروس غير اسلامى مى آموزند، خواب راحت نداشتند . زير ا بروشنى ميدانستند كه مدرسه و كسب علم و دانش، در آينده نزديكى اساس تقليد و رياست فقها را متزلزل خواهد ساخت . بعلاوه انتشار اينگونه اخبار در ميان عامه مردم ايران خطرناك و باعث از بين رفتن دكان رياست فقه خواهد شد .
خلاصه انکه این جناب آخوند غیر ایرانی که در هنگام حمله وهابی ها به کربلا حکم جهاد نداده و از ترسش پا به فرار گذاشته بود وقتی به ایران میرسد و صاحب مال و مقام و نوکرانی میشود برای ایرانیان تعیین تکلیف میکند که بروید و با روسها جهاد کنید!
در کتاب روضه الصفا از نفوذ شدید علما و مجتهدین بر شاه قاجار چنین میخوانیم:
" الان در ایران وضعیت چنان است که اگر حضرت خاقان (فتحعلیشاه) بر رای علما انکار کند اهالی ایران سلطان دیگری برگزینند و به مخالفت با شاهنشاه اسلام برخیزند. لاجرم حضرت خاقان صاحبقران تسلیم فشار علما میشود."
سید محمد مجاهد برای متقاعد کردن شاه برای جنگ با روس به طهران سفر کرد. او به خدمت شاه رسید و وضعیت را تشریح کرد و گفت همه علمای بلاد خونشان بجوش آمده و باید وارد جنگ شد.
براساس نوشته های مورخ دوران قاجار یعنی حاج میرزا حسن حسینی فسایی، شاه قاجار تمایلی به جنگ نداشت و میخواست قضایا از طریق فرستادن سفیر به دربار تزار حل و فصل شود اما فشار علما بیش از حد تصور بود. مذاکره با کفار یعنی خروج از سیره سیدالشهدا!!
در کتاب ناسخ التواریخ به نکته تکان دهنده ای اشاره شده و آن اینکه فرستاده تزار در ملاقات با فتحعلیشاه متوجه میشود که علما و مجتهدین حکم جهاد داده اند و بزودی آتش جنگ برافروخته خواهد شد. سفیر روس از شاه درخواست میکند که اجازه دهد با روحانیون وارد صحبت شود تا شاید آنها را از این اقدام منصرف کند ولی شاه میگوید بی فایده است چون روحانیون شیعه سازش با کفار را گناهی بزرگ می دانند.!
سید محمد مجاهد سپس به همه علمای بلاد نامه نوشت و آنها را به تهران دعوت کرد. آنها آنچنان فضایی را بوجود آوردند که کسی جرات مخالفت با رای و نظر آنها را نداشت. یکی دو نفر از درباریان نیز تکفیر شدند و سرشان را به باد دادند.
سرانجام فتحعلیشاه تسلیم فشار روحانیون شد و همین سید محمد مجاهد را مامور کرد تا در کنار قشون دولتی، سپاهی از مومنین و مردم عادی تشکیل دهد. مدرک موثق تاریخی هست که فتحعلیشاه مبلغ سیصد هزار تومان به مرجع عالیقدر شیعیان جهان حضرت آیت الله سید محمد مجاهد عراقی داد تا صرف قشون علیه روس ها کند.
(منبع: روضه الصفا ناصری جلد نهم صفحه ۶۴۱)
برای اینکه تصور واقعی از کلان بودن این مبلغ داشته باشید به همین نکته اشاره میکنم که حقوق یک سرباز در سال یک تومان بود!
این پول را ایشان صرف خرید قصر باشکوهی در تبریز کرد. بخشی از آنرا صرف قشون روستائیان بلاد نمود و بقیه را بالا کشید بطوریکه سربازان در حال جنگ بدون آذوقه ماندند و برای بار دوم سپاه ایران متحمل شکست سختی شد.
سيد محمد مجاهد پس از شكست لشكريان اسلام از كفار روس، با تهديد مقلدين و چماقداران مير فتاح مجتهد تبريزی فرار را بر قرار ترجيح داد.
او در بین راه مریض و سقط شد.
قبر این عالم بزرگوار در کربلاست که هنوز هم محل زیارت بسیاری از ایرانیان ناآگاه می باشد.
0 Responses

ارسال یک نظر