سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش سی و پنجم


 image


برای اینکه بفهمیم جنبش جمهوری خواهی در زمان رضا شاه را چه کسانی شروع کردند باید نگاهی به ترکیب مجلس پنجم شورای ملی بیاندازیم.
لازم به ذکر است که ایده جمهوری خواهی در ایران به دوران خیلی قبل برمیگردد ولی هیچوقت بصورت جنبشی فراگیر که همه مطبوعات و محافل و مجالس درباره آن صحبت کنند نبود تا همین دوره سالهای منتهی به سالهای ۱۳۰۲ و تشکیل مجلس پنجم.

در مجلس پنجم سه فراکسیون وجود داشت: فراکسیون تجدد به رهبری شخص تحصیلکرده ای به نام سید محمد تدین و فراکسیون سوسیالیست به رهبری اشخاصی به نام سلیمان میرزا و محمد صادق طباطبایی.
فراکسیون تجدد در حدود چهل نفر بودند. فراکسیون سوسیالیستها هم حدود پانزده نفر.
هردو این دو فراکسیون از طرفداران و موافقان رضا شاه بودند. افراد این دو فراکسیون اکثر افراد شناخته شده در انقلاب مشروطه بودند و برخی مثل علی دشتی و همین سید محمد تدین خود صاحب روزنامه هم بودند و تاثیر زیادی در هدایت جریانهای سیاسی داشتند.
مثلا طرح پایان دادن به حکومت قاجار زائیده فکر سید محمد تدین بود و هم او بود که سردار سپه را نسبت به حکومت جمهوری متقاعد کرد بطوریکه رضا شاه نیز به خیل طرفداران جمهوری پیوست.
بغیر از این دو فراکسیون، افراد دیگری هم گرد سید حسن مدرس بودند از جمله محمد مصدق و میرزا هاشم آشتیانی وکیل تهران و حائری زاده وکیل یزد و یکی دو نفر دیگر هم فراکسیون کوچکی تشکیل داده بودند که با رضا خان رابطه خوبی نداشتند و علیه او از هر حربه ای استفاده میکردند ولو تحریک بازاریها و مذهبی های بیرون مجلس و بستن بازار و غیره.
سید حسن مدرس با سید محمد تدین کینه و دعوای کهنه داشت اما در روزهای اول تشکیل مجلس پنجم با رای اکثریت و مخالفت مدرس، کرسی نایب رئیس مجلس به سید محمد تدین رسید.
با این مقدمه برویم دنبال بقیه ماجرا:
با باز شدن مجلس پنجم، از کلیه شهرها تلگرافهای متعددی با امضاهای زیاد و از تمام طبقات مبنی بر تقاضای تغییر حکومت و تبدیل به جمهوری به مجلس میرسید و نسخه ای هم به روزنامه ها میرسید.
روزنامه ها هم مقالاتی در محسنات جمهوری می نوشتند و تنور جمهوری خواهی را گرم میکردند.
در همان روزهای اول شروع مجلس پنجم بر سر تصویب اعتبارنامه های نمایندگان بین مدرس و تدین هر روز کشمکش بود بطوریکه کار به خشونت کلامی و دشنام رسید. متن مجادله این دو در کتابها موجود است و حاکی از بددهنی و بی منطقی و لجاجت سید حسن مدرس است.
نهایتا بگو مگو و اهانت های مدرس کار را به آنجا رسانید که سید محمد تدین و بقیه اعضای فراکسیون به نشانه اعتراض به فحاشی های مدرس مجلس را ترک کردند و مدرس گفت: شما بروید من همینجا می نشینم.
البته در همانجا ننشت و دنبال بقیه نمایندگان آمد و در راهرو مجلس یکی از نمایندگان فراکسیون به نام دکتر حسین بهرامی معروف به احیا السلطنه به مدرس نزدیک شد و یک سیلی آبدار خواباند بیخ گوش مدرس!
همین کشیده باعث شد برخی از نمایندگان طرفدار جمهوری، تغییر موضع بدهند و از فراکسیون تجدد دوری کرده و به گروه مدرس بپیوندند.
اين حركت همچون كبريتي كه به انبار باروت برسد در بیرون مجلس و در بین طلبه ها و بازاریان ، انفجاري عظيم پديد آورد . بازارها بسته شد و طبقات گوناگون ساكنين تهران به همراه علما و روحانيان در مساجد و ساير اجتماعات به تظاهرات اعتراض آميزي روي آوردند، سرانجام در شكل يك راهپيمايي بزرگ به سوي مجلس شوراي ملي راه افتادند.
در روز دوم فروردين ۱۳۰۳ه . ش . گروهی از اقشار مذهبی از محلات گوناگون به سوي مجلس حركت كردند و با فريادهاي «مرده باد جمهوري، زنده باد مدرس . ما دين نبي مي خواهيم، جمهوري نمي خواهيم » وارد حياط مجلس شدند .

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست هشتم

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش سی و هشتم

روایتی دیگر