سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش سی و چهارم


image



یکی از خیانت های کثیف روحانیون، مخالفت با طرح جمهوری در دوره رضا شاه بود. این ماجرا را در سه چهار قسمت مرور می کنیم تا خوانندگان به عمق خباثت آخوندها پی ببرند.

زمانی که احمد شاه قاجار رهسپار اروپا شده بود، زمانی بود که سردار سپه به نخست وزیری انتخاب شد. در بیرون مرزهای ایران، اتفاقی که در همسایگی ایران رخ داد، انتخاب مصطفی کمال آتا تورک و تشکیل حکومت جمهوریت در آنجا بود. همین سبب زنده شدن جنبش جمهوری خواهی در ایران شد.
بهمن ماه سال ۱۳۰۲ بود که با پیگیری های سردار سپه مجلس پنجم شکل گرفت و در ۲۲ بهمن سال ۱۳۰۲ مجلس نمایندگان برای تعیین نوع حکومت تشکیل جلسه دادند.
در همین مجلس معلوم شد که عده ای طرفدار جمهوریت هستند و عده ای مخالف آن.
چندین روز بر سر این موضوع بحث کردند و ماجرا به بیرون مجلس و روزنامه ها و بازار و از همه بدتر به گوش روحانیون رسید.
از طرفی یکی از نمایندگان به نام مشارالملک که به تازگی از اروپا به ایران برگشته بود سردمدار جنبش جمهوری خواهی شد. او تعدادی از سرشناسان را در منزل سردار سپه جمع کرد و پس از تبادل نظر این بیانیه را صادر کردند:
« ما امضا کنندگان که معایب و مفاسد اوضاع را عملا درک نموده و یقین داریم ادامه وضعیت حاضره، اضمحلال سعادت و سیادت ایران را استقبال کردن است با احساسات عالیه هموطنان خود مشارکت تامه داشته و عموم علاقه مندان و خیرخواهان را دعوت می کنیم که در حل قضایای حاضره یعنی تطبیق قانون اساسی با احتیاجات روزمره و استقرار حکومت جمهوری بر طبق آمال عمومی موافقت نمایند تا هرچه زودتر مجلس شورای ملی در تعیین رئیس انتخابی مملکت اقدام و ارکان حکومت جدید را بر رویی اساس محکم قانونی مستقر سازند.»
سعدالدوله، فرمانفرما، سپهسالار اعظم، صمصام السلطنه، مخبرالسلطنه، محتشم السلطنه، مستشارالدوله، ممتازالدوله، حشمت الدوله، محاسب الممالک، احتشام السلطنه، سردار کبیر، معین الدوله، وحیدالملک، نصرالملک، نیرالملک، ادیب السلطنه، نصیرالدوله، ممتازالملک، مشاورالملک، وثوق السلطنه، یمین الملک، حکیم الملک، مشارالسلطنه، نیرالسلطان، فهیم الملک، امیر افخم، امین الدوله، مشارالملک، صدیق حضرت، منصورالملک، منصورالسلطنه عدل، دکتر مهدی خان ملک زاده، رضا خان نائینی، میرزا احمد خان نامور، اقتدارالدوله، میرزا مجید خان آهی
اگرچه مخبرالسلطنه هدایت این بیانیه را امضا کرد ولی بعدها در کتاب خاطراتش نوشت:
« شاید به سلطنت بشود رای داد اما جمهوری با طبع این مملکت نمی سازد...در جمهوری هرچند سال در مملکت غوغا خواهد بود...جمهوری، عنوانی است که به غلط هواخواه دارد.»
مخبرالسلطنه مرد دنیا دیده و روشنی بود و به نظام جمهوری بیشتر تمایل داشت اما پس از بلبشو و آشوبی که اخوندها و پیروان ابله شان راه انداختند، از اصلاح امور ایران ناامید شد و جمهوری را با وجود نفوذ روحانیون، غیرعملی میدانست.
بقیه ماجرا را در قسمتهای بعدی دنبال می کنیم....
(خلاصه شده از خاطرات و خطرات/ مخبرالسلطنه هدایت، ص 364 )

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست هشتم

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش سی و هشتم

روایتی دیگر