جناب آقای امام حسین!
1- باز این چه شورش است که در قلب عالم است؟
یعنی باز این مسخره بازیها چیست که بخاطر تو راه افتاده؟
2- میگویند منظور امام حسین از قیام در کربلا امر به معروف و نهی از منکر بوده نه کسب قدرت.
اگر میخواستی امر به معروف کنی خب این کار را میتوانستی توی همان مکه و مدینه هم انجام بدهی. لازم نبود به صحرای کربلا بزنی.
حقیقتش این است که اهل کوفه به جنابعالی اطلاعات غلط دادند و شما به خیال کسب قدرت راه افتادید و ناکام ماندید.
حالا بگو این وسط تقصیر ما چیست که باید تقاص شکست شما را بدهیم؟
به ما بگو چرا ما باید هرساله بزنیم توی سر خودمان و برای تو گریه کنیم که مثلا چی؟ اینکه خودت اشتباه محاسباتی داشتی چه ربطی به بقیه دارد؟
3- اگر به فرض در نبرد نابرابر صحرای کربلا پیروز میشدی باز هم ما باید هرساله برای تو و یارانت گریه و زاری میکردیم؟
4- میگویند در جنگ احد یا بدر تعداد یاران حضرت محمد در مقابل کفار بسیار کم بوده ولی با این وجود خدا به لشگر اسلام کمک کرد و لشگر کفار شکست خورده پا به فرار گذاشتند.
چطور است که این دفعه خدا لشگر شما را کمک نکرد بزنید یاران شمر را لت و پاره کنید؟؟
اینطور که اخوندها میگویند حضرت عباس در روز عاشورا هزار نفر را با یک ضربت شمشیر کشت. چطور شد که این بار لشگر اسلام شگست خورد من نمیدانم.
5- در تاریخ نوشته اند که برادر شما یعنی امام حسن نرمش قهرمانانه نشان داد و با معاویه صلح کرد. همینطور فرزند شما یعنی امام زین العابدین نیز با یزید از درآشتی درآمد و تا پایان عمر با هم مشکلی نداشتند. امام رضا هم از این هم جلوتر رفت و یکراست شد معاون خلیفه.
بالاخره ما نفهمیدیم تکلیف ما شیعیان چیست؟ آیا باید در مقابل ابرقدرتها کوتاه بیاییم یا بزنیم به سیم آخر و خودمان و دیگران را به کشتن بدهیم؟
6- چرا ما شیعیان یک امام نداریم که سمبل مهربانی و رافت و نوع دوستی باشد. چرا همه امامان ما سمبل خشونت و خون و جنگ و کشتار و شمشیر و سرنیزه هستند؟