مصاحبه:

خبرنگار: لطفا نظرتون رو در مورد بحران هسته ای و تهديدهای اخير بفرماييد.

مقام مسئول: بنام خدا. با سلام و صلوات بر منجی عالم بشريت حضرت ولی عصر عجل الله فرجه و شادی ارواح مطهر شهيدان کربلا و انقلاب اسلامی و جنگ تحميلی، کدوم بحران؟ ما همیشه توی بحران هستیم. کدوم؟

خبرنگار: بابا همون بحران هسته ای ديگه. همون که شما ميخواين بمب اتمی بسازيد اونا نميزارن.

مقام مسئول: آها!. و با درود بر بنيانگزار کبير انقلاب حضرت امام خمينی قدس سره و آرزوی سلامتی و طول عمر برای مقام معظم رهبری ... ببخشيد سوال شما درمورد چی بود؟ پاک فراموشم شد.

خبرنگار: لطفا اگه ميشه شعار دادن و روضه خونی رو بزاريد واسه بعد. شما واسه گفتن هر جمله يه ساعت شعار ميدين و این باعث ميشه هم خودتون سوال رو فراموش کنيد و هم من يادم ميره چی پرسيده بودم. لطفا فقط بفرماييد شما فن آوری هسته ای به چه دردتون ميخوره؟ ميخواهيد بمب اتم درست کنيد؟

مقام مسئول: و با آرزوی سلامتی برای.....البته فن آوری هسته ای حق مسلم ماست و ما تا آخرين قطره خون در برابر ابرقدرتها و امريکا و صهيونيسم خواهيم ايستاد و تا برافراشته شدن پرچم لااله الا الله برفراز تپه های اطراف تهران از پا نخواهيم نشست. مرگ بر امريکا. مرگ بر اسرائيل. مرگ بر سازمان ملل. مرگ....

خبرنگار: حالا خودتون رو ناراحت نکنيد و جلو احساسات خودتون رو بگيريد. فقط بگيد ميخواهيد بمب درست کنيد يا نه؟

مقام مسئول: ما اگر هم بمب اتم درست کنيم بمب اتمی صلح آميز درست ميکنيم. ما مخالف سلاح های اتمی هستيم. ما اگر بخواهيم کسی را بزنيم و به کسی حمله کنيم با همين مشت و لگد حسابش رو ميرسيم. بمب اتم مال اونهايی است که زورشون کمه ميرن از بمب استفاده ميکنن. ما به همه دنيا ضمانت ميدهيم که به هيچ کشوری بغير از اون سيصد چهارصد تا کشوری که با ما دشمنی دارند بمب نزنيم. ما ضمانت ميدهيم خیالتون تخت تخت باشه.

خبرنگار: مثلا چه ضمانتی؟

مقام مسئول: ما حاضريم يه چک صدهرار تومنی در وجه آقای شورای امنیت بنويسيم و بصورت ضمانت در اختيار آقای البرادعی بگذاريم. اگر ما تخلف کرديم اون چک را ببرند بانک وصول کنند.

خبرنگار: اجازه بديد من برم بيرون چند تا قرص اعصاب بخورم و برگردم.

.............................................

خبرنگار: خب. بفرماييد پس شما اگر نميخواهيد از بمب اتم عليه ديگر کشورها استفاده کنيد پس برای چی اين همه خودتون رو به آب و آتش ميزنيد تا اون رو بدست بياريد. ميخواهيد اون رو توی موزه بزاريد يا ترشی اش رو بگيريد؟

مقام مسئول: ما ميخواهيم از اون چيز هسته ای برای رفع مشکلات داخلی مون استفاده کنيم. مثلا ببينيد ترافيک تهران رو، آلودگی هوای تهران رو، وضع فساد و فحشا رو، اعتياد و جرم و جنايت و هزاران چيز ديگه رو. ما ميخواهيم با کمک فن آوری هسته ای همه اين مشکلات رو حل کنيم.

خبرنگار: نه!!! چجوری؟؟؟

مقام مسئول: مثلا شما اين بزرگراه رسالت رو ببينيد. چه وضعيه؟. چه ترافيک وحشتناکيه؟. خب حل اين مشکل فقط يه راه داره. يه بمب اتمی کوجولو ميزنيم اونجا مشکل ترافيک تهران حل حل ميشه. يک بمب ميزنيم توی پارک ملت و پارک ساعی که محل ملاقاتهای آقايون با خانوم های بدحجابه، مشکل فرهنگی و فحشا حل ميشه. يه بمب ميزنيم توی دانشگاه مشکل پشت کنکوريها و بيکاری جوانها حل ميشه. يه بمب ميزنيم توی نانوايی ها مشکل صف طولانی اونجا حل ميشه. خلاصه ما همه مشکلات رو میخواهیم حل کنیم. چرا دنيا و ابرقدرتها نميزارن ما مشکل داخلی مون رو حل کنيم؟؟

خبرنگار: خيلی ممنون! شما امری نداريد؟ با اجازتون ميخوام برم خودم رو برای نائل شدن به درجه رفيع شهادت آماده کنم.

0 Responses

ارسال یک نظر