پست‌ها

نمایش پست‌ها از September, 2006
customer service
در قاموس ما(۱):

تا قبل از اينکه به خارج کشور بيايم اصلا نمی​دانستم اين واژه «خدمات رسانی به مشتری» يعنی چی. مگر چه کاری برای مشتری انجام ميدهند؟ مشتری پولش را ميدهد و جنس​اش را ميگيرد و خلاص. ديگه «خدمات به مشتری» چه صيغه​ای است؟ حدس ميزدم شايد منظور خارجی​ها از «کاستمر سرويس» همان سرويس کردن مشتری باشد يعنی مشتری را حسابی کتک ميزنند و دهانش را سرويس ميکنند.
اما يکبار که رفته بودم دبی. هتلدار يکی از هتلهای دوبی يک خانم ايرانی مامانی بود. موقعی که ميخواست از مزايای هتلش برايمان تعريف کند ميگفت: ما اينجا «کاستمر سرويس » برايمان حرف اول و آخر است. حسابی به مشتری​ها سرويس ميدهيم. در آنجا بود که فهميدم منظور از «کاستمر سرويس» همان حال دادن به مشتری است. مثلا مشتری را مشتمال ميدهند و بعضی از حاجات شرعی طرف را برآورده ميکنند.
از زمانی که پايمان را به کانادا گذاشتيم فهميديم ای بابا! «کاستمر سرويس » اصلا يه چيز ديگه​است و آنی نبود که ما فکرش را میکردیم. در اینجا «کاستمر سرویس» يک فلسفه است يک منطق است يک تاکتيک است . يک فرهنگ است. هرچه در لغتنامه​های فارسی گشتم معنای متناسبی با …
متانت:



دوران دبيرستان معلمی داشتيم اهل شعر و ادب. بسياری از حرفهايش در صفحه دل و روح ما آنچنان نقش بسته که هيچگاه فراموش نخواهند شد. سعی ميکنم هراز چند گاه آن سخنان را در اينجا بنويسم. او ميگفت:

بعضی از افراد هستند بدون ظرفيت. بدون محتوی. بدون جنبه که بمحض دريافت کوچکترين امکانات مادی يا معنوی سر و صدای بيش از حد متعارف توليد ميکنند. در مقابل بعضی از افراد هم هستند بسيار با ظرفيت و متين که با وجود دارا بودن امکانات و توانايی​های زياد هيچ ادعايی ندارند و ساکت و آرام به کار خود ادامه ميدهند.
بعد ميگفت: تا بحال کاروان الاغ و قاطرهايی که بارشان کاه است و از کوچه يا خيابانی عبور ميکنند را ديده​ايد؟ صدای زنگوله بسته شده زير گردن الاغها آنچنان جرينگ و جرينگ ميکند که از هفت فرسخی شنيده ميشود. همه اهالی کوچه ميفهمند که چند تا الاغ دارند از کوچه عبور ميکنند. سر و صدا زياد است ولی ارزش بار ناچيز.
حالا فرض کنيد يک نفر هم از همان کوچه عبور ميکند ولی متين و با وقار . درحالی که دستش را توی جيبش کرده از آنجا میگذرد. کسی نميداند نگين انگشتر ارزشمند او عقيق است يا فيروزه . ياقوت است يا الماس. …
یا شوهر مظلوم:

بيچاره شوهرش. چه ميکشد از دست اين زن! . اينها که زن زندگی نيستند بلکه خانه خراب کن هستند. الان حدود ده دوازده روزه که شوهر بدبختش رو گذاشته تو خماری و خودش رفته مسافرت. نميگه اين شوهر بیچاره هم آدمه احساس داره سنگ که نيست.
خدا بداد اون شوهر بیچاره​اش برسه از بس اين زن بريز و بپاش داره و اسراف ميکنه. بيست ميليون دلار داده تا بره آسمان يه چرخی بزنه و برگرده. آخه اين هم شد کار؟ بيست ميليون دلاااار! کم پوليه؟ بجای اون ميرفتی شهربازی تهران ده بیست تومن میدادی سوار چرخ فلک ميشديدی میرفتی اون بالا بالاها. هم ارزان بود و هم زودتر برمیگشتی سر خانه و زندگی​ات و به شوهر بیچاره​ات می​رسیدی.
من عجب شانسی آوردم با اين انوشه خانم ازدواج نکردم والا همان هفته اول از غصه دق ميکردم . آخه کسی که بيست ميليون ميده برای يک مسافرت ده روزه لابد کفش صدهزار دلاری ميخواد جوراب ده هزار دلاری می پوشه ماشين صد ميليونی سوار میشه و خانه چند ميلياردی. آخه من بدبخت از کجا بياورم ؟ چند سال باید کار کنم تا برايش يه جفت جوراب بخرم؟
باور کنيد اگر اينجور خانمها يه خورده اهل قناعت باشند و بريز و بپاش نکن…
تصویر
يک سوال خانوادگی:

دوستان!
اگر آب دست​تونه بگذاريد زمين و فوری بمن بگوييد اين انوشه خانم مجرد است يا متاهل؟
زود باشيد کار دارم!



ماه رويت شد:

باطلاع روزه​ داران عزيز وبلاگستان ميرساند امسال برخلاف سالهای گذشته که مستخدم مسجد را ميفرستاديم پشت بام تا ماه را رويت کند- امسال شخصا به پشت بام رفتيم. آخه سالهای قبل این مستخدم مسجد بهمراه عیال مربوطه از يک هفته قبل می​رفتند روی پشت بام و همانجا رخت اقامت و رخت خودشان را می​افکندند و مشغول می​شدند و يادشان ميرفت که برای چه کاری به پشت بام رفته​اند. اينکه گاهی با دو سه روز تاخير رويت ماه را اعلام ميکرديم بهمين خاطر بود.
اما امسال شخصا به پشت بام وبلاگم رفتم ببينم چه خبره. از همان بالا که پايين را نگاه کردم چشمم به ماه افتاد! بی اختيار گفتم:
ميان ماه من تا ماه گردون
تفاوت از زمين تا رختخواب است

بنابر اين از همين الان شما ميتوانيد روزه بگيريد تا ما هم ببينيم چه غلطی ميتوانيم بکنيم. ما که ديگه قصد نداريم از پشت بام پايين بياييم.
روزه بگیرید و ما را هم دعا کنيد.
چرا از ايران خارج شدم؟ (۵)

شهروند نخودی بودن

بچه که بوديم گاهی بزرگترها برای اينکه دل ما را نشکونند و صدای زرزر گريه ما را خفه کنند موقع بازی فوتبال ما بچه​ها را هم بعنوان بازيکن نخودی در بازيها شرکت ميدادند. اين يک لطفی بود از طرف آنها برای دلخوشی ما . در حقيقت ما توی بازی کاره​ای نبوديم. بازيکن اصلی آنها بودند.
توی ايران عده​ای خودی هستند. عده​ای غير خودی و عمده مردم هم نخودی!
خودی​ها کسانی هستند که يا بر اريکه قدرت سوارند يا دستمال بدست آنان.
غير خودی​ها مغضوبين گروه اولند که خود زمانی خودی بودند و اکنون دستشان از قدرت کوتاه شده مثل اصلاح طلب​ها و ملی مذهبی​ها و آبادگران(تکنوکراتها).
نخودی​ها هم بقيه مردم هستند که هيچ کاره​اند.

فرقی نميکند شما استاد دانشگاه باشيد يا مهندس يک کارخانه- پزشک يک بيمارستان باشيد يا کارشناس يک وزارتخانه- کاسب بازار باشيد يا ورزشکار در یک زورخانه -هرکه هستيد و در هر موقعيتی که قرار داريد امکان رقابت و پيشرفت و رشد سالم و عادلانه را از شما گرفته​اند مگر با متوسل شدن به يکی از دو گروه اول. اگر اهل زد و بند نيستيد و رياکاری و تظاهر کردن را بلد نيستيد و قادر نيستيد…
افتخارات وبلاگی:

حضرت آية الله العظمی حااااج ميرزا نقلعلی حسنی معروف به ملا حسنی کانادایی چند سال پيش در یکی از روستاهای پرشین بلاگ ديده بجهان گشود و از همان دوران شيرخوارگی نمایندگی ولی فقیه را بعده گرفت و به ارشاد و راهنمايی مردم می​پرداخت. اينک گوشه​هايی از افتخارات ملی- مذهبی معظم له را جهت اطلاع علاقمندان بیان میکنیم:

الف- افتخارات مذهبی
- نماينده خداوند متعال در وبلاگستان
- نماينده ولی فقيه در قطب شمال که اخیرا قطب جنوب هم در حوزه استحفاظی ايشان قرار گرفت
- اقامه نماز جماعت برای پنگوئن​ها و اسکيموها و آدم برفی​ها

ب- افتخارات سياسی
- فعالیت موثر در سرنگونی رژیم پهلوی از طریق نوشتن شعار يا شاه يا خمينی بر روی ديوار مستراح منزل
- همکاری با عوامل و ماموران اطلاعات(منظور روزنامه اطلاعات است )
- شرکت فعال در همه انتخابات​ها از طريق پاره کردن پوستر های تبليغاتی و کشيدن سيبيل بر روی تصوير خانم​های کانديد شده توسط ماژيک سياه

ج- افتخارات علمی
- کشف قانون جاذبه از طريق پرتاب کردن یک سيب بهوا و سقوط آن بطرف زمين که درکتابهای فيزيک از آن بنام قانون نيوتن یاد میشود
- اختراع جارو رشتی که بعدها تکامل يافت …
تصویر
دين فروشی صداقت​نو:

زن- الو؟ مغازه صداقت​نو؟
حاج قاسم- بله. شما؟
زن- ببخشيد من ميخواستم ببينم چقدر ميگيريد گريه مردم رو دربياوريد؟
حاج قاسم- ببين خواهر من. اگر دنبال چيز ارزان ميگردی اشتباه اومدی. جنس ما اعلا و درجه يک است. کيفيت برای ما حرف اول رو ميزنه. ما ايزو ۹۰۰۰ هم گرفتیم. خدمات پس از فروش داريم و کارمون را گارانتی هم ميکنيم. بخاطر همين قيمت ما يه خورده با جاهای ديگه فرق ميکنه. جنس بنجول دست مردم نميديم. جنس ما صادراتيه.
زن - ببخشيد. من شوهرم مرده و عمرش رو داده به شما. ميخواستم توی مراسم ختم يه جوری سوزناک بخونيد که جيگر مادرشوهر و خواهر شوهرم تيکه بيکه بشه!
حاج قاسم- الهی من فدای جيگر پاره پاره شما بشم! (یا امام حسین). ببین خواهر! شوهر شما که دارفانی را وداع کرد و رفت دنبال کارش. خدابیامرزدش. شما باید از حالا به بعد یه خورده بفکر خودتون باشید. زیاد غصه شوهر موهر را نخورید. من خودم دربست درخدمتم. از همه لحاظ.
زن - خدا شما رو از ما نگیره.
حاج قاسم- خيالت تخت تخت باشه. توی مراسم ختم واست سنگ تمام ميزام. هم روضه ذوالجناح رو ميخونم هم روضه دوطفلان مسلم. دعای کميل و ندبه را هم…
تصویر
من اگر جای پاپ بودم.....


من اگر جای پاپ بودم اينقدر بی​سليقگی نميکردم و آن حرفها را به آن شکل نميزدم بلکه اينطوری سخنرانی ميکردم:

بنام پدر- پسر - روح القدس و بقيه برو بچه​ها

برهمه واضح و مبرهن است که خشونت خيلی خوب است. زندگی بدون خشونت مثل چاقوی بدون تيغه است که ماست را هم نمی​برد. اصلا نمک زندگی به همان جنگ و دعوا و خون و خونريزی است.زندگی که در آن بزن بزن نباشد حال نمی​دهد و حوصله آدم سر می​رود.
ما بايد يه خورده خشونت دين​مان را زياد کنيم. اينجوری نميشود. آقاجان! آبرويمان دارد می​رود. برطبق تعاليم مسيحيت اگر کسی يک سيلی بيخ گوشتان زد بايد طرف ديگر را جلو آورده و به طرف بگوييد: بفرما يکی ديگه بزن! خجالت نکش! خيلی بامزه بود.
آخه اين چه دينی است که ما داريم؟ توی دنيا شايع شده که مسيحيت دين سوسول​ها و اوا خواهرهاست. دين بايد طوری باشد که اگر کسی به شما يه سيلی زد آنچنان سيلی به او بزنيد که برق سه فاز از ماتحتش بپرد! به اين ميگن دين.
دين بايد شعارش اين باشد: اشدا علی الکفار رحما بينهم يعنی با کافران خشونت داشته باشيد و با خوديها مهربان. ببينيد از همان اول تکليف غير خوديها معلوم است. قات…
چرا از ايران خارج شدم(۴):

یکی دیگر از دلایل خروج از ایران این بود که آقا جان! نمی تونستیم واسه زندگی خودمون برنامه ریزی کنیم.

زندگی در ایران مثل بازی مار و پله است. گاهی یهو میری بالای بالا. گاهی هم یهو از آن بالا با مخ میخوری زمین. البته بیشتر میخوری زمین تا بروی بالا. برنامه ریزی و زمانبندی و این جور قرتی بازیها در ایران جواب نمیدهد. تنها فرق زندگی ما با بازی مار و پله این بود که تعداد مارها بیش از حد تصور است و مرتب از قسمتهای پایین و بالا تنه نیش​مان میزدند و بخاطر همین وضعیت هردم بیلی بود که هیچوقت به اهداف خود نمی​رسیدیم.

این مشکل هم مانند بقیه مشکلات ریشه در نحوه تربیت دارد و باورهای مذهبی هم آنرا تشدید میکند. نیروهای ماورالطبیعه بیش از واقعیات روی زمین در برنامه​های زندگی ما نقش دارند. پدران و مادران و معلمان ما هم خود الگوی بی نظمی و بی برنامگی بودند.

حتما به یاد دارید در دوران دبستان يک برنامه هفتگی داشتيم که روزها و ساعات مختلف را که چه درسی داريم نشان میداد. مثلا شنبه زنگ اول نقاشی - زنگ دوم فارسی - زنگ سوم حساب و غیره. بارها اتفاق می​افتاد که معلم با نيم ساعت تاخير وارد کلاس …
خطبه​های يکشنبه:


خطبه اول:
يکی از شرايط صحت اعمال يک وبلاگ نويس خوب داشتن اخلاق نيکو يا همان حسن خلق است. وبلاگی که نويسنده​اش بداخلاق و اخمو باشد يک ريال هم نمی​ارزد. خوش اخلاق باشيد تا کامروا گرديد و به شما زودتر زن بدهند یا زودتر شوهر پیدا کنید. آدم بداخلاق به جایی نمی​رسد. حالا ممکن است بپرسید چه کار کنیم تا اخلاقمان خوب شود؟
برای اینکه خوش اخلاق شوید باید به این نکات بدقت توجه کنید: اول اینکه ترشی نخورید. خوردن ترشی هم چهره​تان را ترشروی میکند و هم اخلاقتان را سگی .دوم اینکه زعفران بخورید. یعنی بجای نخود و کشمش و آجیل و پفک نمکی و چیپس و از اینجور چیزها یک مشت زعفران بریزید توی جیب ​تان و توی خیابان راه بروید و زعفران بخورید. هم مردم خواهند خندید و هم خودتان .سوم اینکه با افراد بداخلاق و بد عنق رفت و آمد و معاشرت نکنید. بی حکمت نیست که شاعر فرمود: پسر نوح با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد- سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد. یعنی شما که وبلاگ​نویس هستید از همین امروز لینک وبلاگ​های آدمهای بداخلاق را از وبلاگتان حذف کنید و به آدمهای خوش اخلاق و خنده​رو لینک بدهید. ال…
تصویر
انشا:

موضوع انشا: شرحی بر اين عکس بنويسيد.



ارتحال اوريانا

تصویر
ارتحال اوريانا فالاچی:لابد خبر داريد سرکار خانم اوريانا فالاچی ،خبرنگار ايتاليايی، هم بالاخره دارفانی را وداع گفت. همين چند روز پيش ذکر خيرش بود. کتاب مصاحبه‌هايش را با شاه سابق ميخواندم. آدم باهوش و زرنگی بود.بگذريم. اين اوريانا فالاچی يک خواهر هم داشت بنام ” اوريانا دول‌چی“ که البته اون ديگه توی کار خبرنگاری و مصاحبه و اين حرفها نبود بلکه توی کار کيف و کفش چرمی بود. لابد ميدانيد که ايتاليا يکی از مراکز توليد چرم است و سالهاست که از ايران پوست و سالامبور برای توليد چرم به ايتاليا ارسال ميشود.اين خانم اوريانا دول‌چی مرتب می‌آمد ايران و يکراست ميرفت طرف بيمارستانها و مطب دکترهای جراح و خلاصه هرجا که کار ختنه را انجام ميدادند. در آنجا از توی سطل زباله‌ها اون قسمت زايد که ختنه شده بود را جمع آوری ميکرد و هروقت به اندازه مثلا يک وانت بار ميشد با خود به ايتاليا ميبرد. درآنجا از اون پوستهای زائد چرم مخصوص توليد ميکرد و بوسيله آن کيف چرمی بغلی توليد ميکرد. (از همان کيف‌هايی که شما کارت شناسايی و گواهينامه رانندگی را داخل آن ميگذاريد). خاصيت اين کيفهای کوچک و بغلی اين بود که اگر کم…
فکر بکر:

بگزارش بی​بی​​سی خانم​های کلمبيايی در يک اقدام همگانی تصميم گرفته​اند برای ايجاد امنيت و رفع خشونت تا اطلاع ثانوی از همخوابگی با مردان خودداری کنند(اين هم لينک)

عجب فکر بکری کرده اند. ما هم ميتوانيم اين ايده را در کشور خودمان اجرا کنيم. کافی است همه خانمهای عقدی و صيغه​ای علما اعتصاب کنند و بگويند تا دست از سر مردم برنداريد و به حوزه​ها برنگرديد خبری از اون چيزها نيست. فکر کنم کمتر از دوازده ساعت اين حکومت ساقط ميشود و مردم زمام کشور را بدست خواهند گرفت. تنها عيبی که دارد اين استکه در همان دوازده ساعت همه بايد از جلو راه علما فرار کنند والا سوراخ سوراخ ميشوند. خدا رحم کند به در و ديوار!
چرا از ايران خارج شدم(۳):

از ديگر دلايل ترک ميهن عزيزمان ايران میتوان فرار از خشونت را نام برد

اصولا لازمه زندگی در ايران داشتن مهارت در ورزشهای رزمی و جنگ و گريز و عمليات پارتيزانی است. شما بايد خيلی خوش شانس باشيد که کارتان به دعوا ی خیابانی و درگيری فيزيکی نکشد. تقريبا در همه امور عادی و روزمره ممکن است دعوا و دست به يقه شدن همراهش باشد. از رانندگی توی خيابان بگير تا روابط همسايگی و خريد و فروش منزل و نقد کردن چکهای بلامحل همه اينها بدون دعوا ميسر نيست.
مثلا در همه شهرهای دنيا برخورد دو ماشين در خيابان و اصولا تصادف دو خودرو امزی است متداول ولی در ايران بمحض وقوع تصادف و تا قبل از آمدن پليس راهنمايی و رانندگی برای کشيدن کروکی بايد از فرصت استفاده کرد و حسابی بزن بزن راه انداخت. مردم رهگذر هم ميتوانند در اين امر خير مشارکت کنند و يک مشت يا لگدی حواله يکی از طرفين نمايند. اينگونه دعواها معمولا اينجوری شروع ميشه:
صرف نظر از اينکه چه کسی مقصر است راننده طرف مقابل از ماشين پياده ميشود و نگاهی به سپر ماشينش انداخته و به شما ميگويد: مگه کوری عمو! ماشين به اين گندگی رو نديدی؟
خب. اگر شما چيز…
تصویر
خبر های خوش (۱):



با عنايات خداوند متعال و تحت توجهات حضرت ولی عصر(عج) و رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری اخیرا برادران دانشمند و محقق ما در حوزه علميه موفق به ساخت و توليد عمامه ما فوق صوت شدند که در نوع خود بی​نظیر است. اين عمامه که بمراتب از نوع خارجی خود پيشرفته​تر و کم مصرف تر است بدون اتکا به دانش فنی بيگانگان طراحی و ابداع شده و مراحل تست و آزمايشات فنی را با موفقیت پشت سرگذاشته است.
از مزايای فنی اين عمامه​ها ميتوان به چهارفصل بودن آنها اشاره کردکه باتوجه به وضعيت اقليمی و آب و هوايی ايران ديگر نيازی به بستن زنجير چرخ در زمستان نيست و در تابستان کولر و پنکه ضروری نميباشد.
همچنین از مشخصات منحصر بفرد اين عمامه​ها تيوب​لس بدون آنهاست که موجب نرمی در دست​اندازها شده و ناخواسته از روی سر نمی​افتند و درضمن ديرتر هم پنچر ميگردند.
تا زمان ارسال اين خبر شرکتهای بزرگ چندملیتی ابراز علاقه کرده​اند که هرچه سریعتر يک واحد توليدی از اين عمامه​ها در آنجا احداث گردد.
چرا از ايران خارج شدم(۲)

انگیزه نخست را قبلا شرح دادم و گفتم بی ارزش بودن جان و وقت انسانها در ایران یکی از دلایل ترغیب ما به ترک از وطن شد. و اما دلیل دوم: آقا ما از دست مردم فرار کردیم! همین مردمی که ما هم جزئی از اجزا آن بودیم.
ممکن است کسی بگوید همه مشکلات و نابسامانیها تقصیر حکومت و مدیران نالایق است و مردم بی تقصیرند درحقیقت تو از مردم فرار نکردی بلکه از دست بی لیاقتی حاکمان بستوه آمدی و فرار را برقرار ترجیح دادی. جواب من این است که اگرچه حکومت هرکشور عامل مهمی در پيشرفت يا عقب نگاه داشتن آن جامعه است ولی خود مردم هم در اين امر بی اثر نيستند.

حالا مثالی ميزنم. يکی از مسائلی که باعث خيلی از مشکلات اجتماعی ميشود بدليل نهادينه شدن فضولی و کنجکاوی بيمورد در زندگی ديگران است. آقا ما از دست همسايه​هامون کلافه شده بوديم. از پشت پنجره نه تنها کليه رفت و آمد ما را تحت نظر داشتند بلکه ميدونستند ديشب چی خورديم. ميهمانی که داریم غريبه است يا فاميل. وقتی که توی کوچه همديگر را می ديديم بعد از سلام و عليک نهايت استعدادشان را بخرج ميدادند که از جزئيات زندگی ما باخبر بشن. کجا کار …
تصویر
مناظره احمدي​نژاد با بوش:


ميگن احمدی​نژاد قصد داره اينبار که ميره آمريکا همانجا جلوی کاخ سفيد اعتصاب نشسته کرده و تا قبول مناظره از طرف کاخ سفيد اعتصابش را پايان نخواهد داد.
اينقدر برای مناظره پافشاری و اصرار ميکنه که ناظران بين المللی دلشان میسوزد و میروندجورج بوش را کشان کشان می​آورند تا مناظره صورت بگيره و اين بنده خدا حسرت بدل از دنيا نره.

فرض کنید مناظره در يک سالن بسيار مجلل و با حضور هزاران خبرنگار و عکاس و شخصيتهای سياسی و بين اللمللی برگزار میشود. قيافه جورج بوش بخاطر اينکه او را کشان کشان به صحنه مناظره آورده​اند عبوس و اخمو است ولی احمدی​نژاد خوشحال است و مرتب با انگشتانش علامت پيروزی را به حاضران نشان ميدهد. واينک مشروح مناظره:

جرج بوش: خب. شما که اينقدر اصرار ميکردی مناظره مناظره. بفرما اين هم مناظره. چی ميخواهی بگويی که توی اين ۲۷ ساله از شما نشنيده​​ايم؟ بفرما.
احمدی​ نژاد: اللهم کل الوليک الحجت ابن الحسن صلواتک عليه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه طويلا.
خب. نظر شما چيست؟!
جرج بوش: در مورد چی؟
احمد…
تصویر
گزارش ويژه از کشف داروی ايدز:




در حاليکه همه دانشمندان علوم پزشکی- پيراپزشکی -شيمی -بيوشيمی - بيولوژی و ميکروبيولوژی و قورباغه لوژی و غيره و غيره در لابراتورهای مختلف در حال کاوشهای علمی هستند تا راهی برای درمان بيماری لاعلاج ايدز پيدا کنند یکدفعه از ايران خبر می​رسد که: بابا جون کجای کاريد؟ ما داروی ايدز رو کشف کرديم و حالا داريم روی داروی درمان کچلی و طاسی سر کار ميکنيم.
برای اطلاع بيشتر شما خوانندگان فضول خبرنگارمان را به ايران اعزام کرديم تا با کاشف داروی ايدز مصاحبه احتصاصی بکند. اينک مصاحبه:

- پدر جان! ميگن شما کاشف داروی ايدز هستين. ميشه خودتون رو معرفی کنيد و بگوييد چجور شد که اين افتخار علمی نصيب شما شد؟
- اينجانب سبزعلی فرزند غلامعلی از اهالی قريه شلغم آباد علیا هستم . من کوچکتر از آن هستم که به مردم پيام بدهم. ما با شرکت در انتخابات مشت محکمی به دهان دشمنان اسلام خواهيم زد و به رهبر لبيک خواهيم گفت.
- پدرجان! من خبرنگار صدا و سيما نيستم. من خبرنگار يک وبلاگ هستم. راحت باش و خودمونی تعريف کن چجوری شد که اين فکر به سر شما زد که داروی ايدز را اختراع کنی؟
- عرضم بحضور با سعادت شما من …
تاريخ تکامل وبلاگ
-وبلاگ در دوران دايناسورها

انسانهای نخستين از ترس حمله درندگان و خزندگان به غارها پناه می​بردند. شبها چون راديو تلويزيون و ماهواره نداشتند برای اينکه حوصله‌شان سر نرود به وبلاگ نويسی روی آوردند و اتفاقات روز جود را با خط ميخی بر روی ديوارها حک ميکردند و يا تصویر آنها را ميکشيدند. در این دوران بیشتر مطالب وبلاگ نویسان در مورد خطر دایناسورها- فرار کردن از چنگ خرس- درست کردن زیر شلواری از پوست خربزه و طرز روشن کردن آتش بوسیله سنگ چخماق بود.

- وبلاگ در دوران قبيله‌ای و چادر نشينی

در این دوره وبلاگ نویسان از غارها بيرون آمدند و با جمع‌آوری چند تا گوسفند و بزغاله زندگی جديدی را آغاز کردند. در اين دوره وبلاگ‌های گروهی شکل گرفتند. اهالی قبیله برای باخبر کردن يکديگر از به روز شدن وبلاگ يکديگر از جار زدن استفاده ميکردند چون آن موقع نه بلاگ رولينگ بود و نه بلندگو و اينجور چيزا. مطالب آنان اکثرا پیرامون مطالبی همچون خبر زایمان الاغ کدخدا و تحليل‌های سياسی در مورد آن کره خر- يورش ژاندارم‌ها به لانه مرغداری يکی از اهالی و بسرقت بردن چند مرغ و خروس- ظلم و زور ارباب و اطرافيانش نسبت به…
چرا از ايران خارج شدم؟ (۱)

هر کس برای ترک سرزمين ابا و اجدادی خود و اقامت در يک کشور بيگانه دليل و انگيزه خاصی دارد. مثلا بعضی​ها وابسته به حکومت سلطنتی بودند و با آغاز انقلاب مجبور به مهاجرت شدند. عده​ای وابسته به احزاب سياسی چپ بودند که در سالهای اوليه انقلاب مجبور به فرار از ايران شدند. عده​ای ديگر در زمان جنگ ايران و عراق به خارج آمدند. عده ديگری هم که عمدتا روشنفکران و اهل قلم و کتاب و هنر بودند و يا تحصيلکرده​های دانشگاه و عضو هيئت علمی مراکز آموزشی و تحقيقاتی بودند در سالهای اخير مجبور شدند کشورشان را ترک کنند. البته نبايد از فرار قاتلان يا ورشکسته​گان اقتصادی و يا آنها که اختلاسهای ميليونی کردند و به خارج فرار کردند نيزنام نبرد. عده ديگری هم ايران را بخاطر محدوديتهای مذهبی ترک کردند. عده​ای هم سرمايه​هايشان را بدليل عدم ثبات قوانين از ایران خارج کرده و برای کسب و کار بهتر به اینجا آورده​اند
خلاصه هرکس با یک انگیزه خاصی به اینجا آمده است.
راستش من هرچه فکر میکنم جزو هیچکدام از گروههای فوق نیستم و اصلا برای خارج آمدن انگیزه​ خاصی نداشتم. همینطوری آمدیم ببینیم چی میشه! آخه بعضی از …
تصویر
بمب اتم و فرهنگ الاغ سواری:

آقا جان! والله بالله مشکل اين مملکت نداشتن بمب اتم و غنی سازی اورانيوم نيست. مشکل اساسی همان چيزی است که توی جمجمه و باور ما قرار دارد. مشکل فرهنگی. مشکل بها دادن به ريش و پشم و يقه​آخوندی و نماز جماعت و تسبيح و انگشتر عقيق و نه سپردن کار به کاردان. بعد از گذشت بيش از يک قرن از اختراع هواپيما هنوز فرهنگ مديريت و راهبری و نگهداری اين وسيله متداول در دنيا توی کشور ما جا نيفتاده حالا با اين همه ضعف و ناتوانی چرا اينقدر اصرار داريد حق مسلم اين مملکت را به بمب اتمی مربوط کنيد؟

کشوری که هنوز نتوانسته حتی مشکل فاضلاب ميدان شوش را حل کند چگونه ميخواهد جان ميليونها نفر را در برابر خطرات نشت مواد راديواکتيو حفظ کند؟
درآينده تيتر روزنامه​ها چنين خواهد بود:
- هفت هشت ميليون نفر در اثر خوردن آب سنگين به لقاء الله پيوستند. روحشان شاد و راهشان پررهرو باد!
- سقف راکتور اتمی نطنز در اثر زلزله سحرگاه ديروز ريخت
- مراسم سينه زنی امسال در صحن مطهر راکتور بوشهر برگزار شد که در اثر شدت صدای صلوات حاضران يکی از کوره​های آن فرو ريخت و هفتاد و دو تن شربت شهادت نوشيدند
- …