پست‌ها

نمایش پست‌ها از 2005
ادامه بحث شيرين حمام:وقتی وارد قسمت داخلی حمام ميشدی چشمت به قيافه آشنای همسايه ها و اهالی محل ميافتاد که هريک مشغول کاری بودند. مش کرم، ميوه فروش سرکوچه، داشت کيسه ميکشيد و مرتبا کيسه اش را مجهز به لايه ای از سفيداب ميکرد. شاطر عبدل يعنی همان شاطر نانوايی سنگکی روی سکو نشسته بود و دلاک داشت براش کف صابون درست ميکرد. روی بدن شاطر عبدل خالکوبی شده بود. روی بازويش تصوير يک قلب که نيزه ای از داخل آن عبور کرده بود ديده ميشد. روی مچ دستش نوشته بود ” عشق من ليلا“ و بر روی دست ديگرش نوشته بود” اين هم بگذرد“.از همه ديدنی تر برای ما بچه ها ديدن قيافه پيشنماز مسجد محله مان بود. با اون قيافه تپل و مپل و شکم برآمده ، کله ای با موهای تراشيده و يک ريش بلند و توپی. همه به حاج آقا سلام ميکردند و برای کيسه کشيدن پشت حاج آقا به او تعارف ميکردند. حاج آقا بعد از کيسه کشی و ساييدن پاشنه پا با سنگ پای قزوين، بلند ميشد و در حالی که در دستش بسته کوچکی به رنگ سيمان آبيک بود به درون يکی از اون سلولهای مخصوص ميرفت و حداقل نيم ساعت اونجا بود. اون زمانها من نميدونستم توی اون سلول مخصوص چيکار ميکنند که اينقدر طول …
حمام عمومی:

روزهای جمعه که ميشد، صبح زود پدرم مرا از خواب بيدار ميکرد و ساک حمام را که از قبل توسط مادر آماده شده بود برميداشت و به حمام عمومی محله ميرفتيم. اون موقع ها برايم خيلی عجيب بود که چرا فقط روزهای جمعه به حمام ميرويم و نه روزهای ديگه؟ بابام ميگفت: فقط روزهای جمعه حمام مردانه است و بقيه روزها زنانه ميشه.

حمام عمومی محله ما در انتهای کوچه ای قديمی قرار داشت. ديوار خانه ها همگی کاهگلی و مرتفع بودند. شايد هم مرتفع نبودند ولی چون ما اون موقع بچه بوديم آنها را مرتفع ميديديم. نميدانم چرا اکثر حمام های قديمی چند تا پله از سطح کوچه پايين تر بودند. در قسمت ورودی همه حمام های عمومی يکی دو تا لنگ قرمز بصورت مورب نصب کرده بودند.

قسمت پشتی حمام های عمومی بصورت يک خرابه ای بود که هميشه از آنجا دود غليظی بهوا برمی خاست. مثل راکتورهای اتمی.

يک نفر هم بود که با لباسهای سياه و روغنی که هميشه اون بالای حمام بود. ظاهرا اوپراتور آتشگاه حمام بود ولی برای ما بچه ها وجود اون مرد سياه و روغنی يک معما بود. او با هيچکس حرف نميزد. هميشه اون بالا بود. يکی از بچه های محل ميگفت خوش بحال اون آقاهه. روزهای هفته …
نامه خداوند:بسمه تعالیجناب آقای احمدی نژادرئيس جمهور محبوبحسب درخواست آقای مصباح يزدی از این درگاه احديت بدينوسيله آقای سید کاظم وزیری هامانه را بعنوان وزير نفت معرفی مينماييم. اميد است از مشاراليه در وزارت نفت به نحو مطلوب استفاده گردد. گرجه نامبرده زبان کفار نميداند و درباره نفت چيزی حاليش نيست ولی عيبی ندارد ما خودمان هواتون رو داريم چون با شما قرارداد همکاری بسته ایم.
ضمنا اون هاله ای که چند ماه پيش قبل از سفر به خارجه قرض گرفتی چی شد؟ فورا آنرا تحويل انبار بيت مقام ولايت فقيه که نماينده انحصاری ما در زمين است بدهيد و رسيد دريافت داريد.والسلامعرش الهی - خداوند متعالرونوشت: آقای مصباح يزدی جهت اطلاع و پيگيری : آقای امام زمان جهت هماهنگی با نمايندگانش در مجلس برای رای اعتماد : آقای گلپايگانی انبار دار بيت رهبری جهت دريافت هاله
قدردانی از مسولين: بپاس خدمات ارزنده مسولين جمهوری اسلامی که در تاريخ معاصر ايران بينظير است و بخاطر دسته گلی که تا بحال بر سر مردم ايران زده اند قرار شده مراسم تجليل و تکريم جداگانه ای برای تک تک آنها برگزار شود. تنها مشکل برگزار کنندگان اينگونه مراسم پيدا نکردن القاب و عناوينی همچون ” مردی با عبای شکلاتی“ متناسب اين شخصيتهای تاريخی است که بنده حقير سراپا تقصير اين عناوين را برايشان فی البداهه نوشته و تقديم ميکنم:خاتمی - مردی با عبای شکلاتیاحمدی نژاد - مردی با لامپ مهتابیخامنه ای - مردی با حرفهای توخالیشاهرودی - مردی با شناسنامه عراقیجنتی - مردی با زير شلواری گِلیابطحی - مردی با عمامه گلابیکروبی - مردی با کفشهای دمپايیهاشمی - مردی با ريش بلوری ( در بعضی از نسخ خطی آمده است: مردی با زیر پوش رکابی)
فائزه هاشمی - دختری با کفشهای کتانیحسنی اروميه - مردی با تراکتور زراعی
استفتائات:س: آيا بوسيدن زن نامحرم از روی چادر يا از راه دور حلال است؟ج: اگر به قصد قربت باشد جايز است .س: فرق بوسه با ماچ چيست؟ج: ماچ از روی لپ است و کار مامانهاست و بوسه از روی لب است و کار اوليا است.س: اگر خانمی که حجاب سفت و سختی دارد و بطوری که گوشه چادرش را هم با دندان ميگيرد و در نتيجه لبانش معلوم نيست را بخواهيم بوس کنيم از نظر شرعی چه راه حلی پيشنهاد ميکنيد؟ج: مشار اليها را کمی قلقلک دهيد نيشش باز ميشود. انشاء الله ضمنا به توضيح المسائل ايرج ميرزا رجوع شودس: در عمل سياسی-الهی بوسيدن کداميک از طرفين لذت ميبرند؟ فاعل يا مفعول؟ج: تلذذ در عمل بوسه برای طرفين بالسويه استس: ثواب بوسه جماعت زيادتر است يا بوسه تکی؟ج: برعکس نماز جماعت، ثواب بوسه تکی با صفاتر است.س: مدت انجام بوسه چند دقيقه است؟ج: متغير است. بوسه بايد آنقدر طولانی شود که منجر به نتيجه شود. مال بعض ها طرفة العينی (چشم بهم زدن) است و مال بعضی ديگر به اندازه عمر نوح.س: بر اساس شنيده ها ی ما ، علما و طلاب محترم به درنده و خزنده و چرنده هم رحم نميکنند. ميشه بفرماييد نحوه بوسيدن جوجه تيغی چگونه است؟ ما هم ميخواهيم يه …
فضيلت بوسه :بدان و آگاه باش که بوسيدن نامحرم از گناهان کبيره است مگر اينکه در راه خدا باشد و به نيت باز کردن گره ای از مشکلات خلق خدا. در روايات متواتر آمده است که ثواب و فضيلت يک بوسه با نيت خالص هزار بار بالاتر است از شمشير زدن در ميادين جنگ و پياده به حج رفتن. بخاطر همين فضيلت است که علمای بزرگ بجای رفتن به ميادين جنگ در خانه ميماندند و به ماچ و بوسه میپرداختند و اجر و ثوابی بمراتب عالی تر نصيبشون ميشد. از ابو مشنگ فرانسوی (رحمة الله عليه ) نقل شده است که فرمود بر شما باد بوسه فرانسوی، و آن تطويل نمودن و لفت دادن در اين عبادت بزرگ است تا زمانی که منجر به غسل گردد. خدا نيامرزد مردی را که مثل جوجه که به دانه ميزندو نوکش را فورا برميدارد عمل پر فضيلت بوسه را سرسری بگيرد و آنرا لفت ندهد. عمل بوسيدن آداب و شرايطی دارد. اول نيت است. دویم توالی است و سيم تناسب.نيت که معلوم است. اگر لب شما سهوا به لب يه خانمی بخورد موجب غسل نميشود و بنا به احتياط واجب بايد اعاده گردد و کفاره هم دارد.
شرط بعدی توالی است. در حديثی نقل شده که اگر خانمی وارد آسانسور شد و به شما سلام کرد و يا در خيابان از شما …
خانم دکتر:امروز ميخوام ماجرای يه خانم دکتر رو براتون تعريف کنم تا ببينيد ما چقدر خام و دهاتی هستيم.چند وقت پيش يکی از همکاران سابقم در ايران زنگ زد و گفت يکی از فاميلهای خانمش داره مياد کانادا واسه ادامه تحصيل. از من خواست به اين خانوم دکتر کمک کنم که موقع ورود به يه کشور غريب اموراتش رو رتق و فتق کنم و جا و مکانی براش رديف کنم و خلاصه کمکش کنم تا در اينجا مستقر بشه.من که اون خانوم رو اصلا نديده بودم و نميشناختم ولی بخاطر گل روی همکار سابق گفتم باشه هر کاری از دستم بربياد با کمال ميل در خدمتيم و از اينجور تعارفات معمول.يه روز يه خانومی به موبايل ما زنگ زد و گفت من خانم دکتر فلانی هستم و فردا ساعت ۷ شب به فرودگاه تورنتو ميرسم. از من خواست بيام فرودگاه. صدای اون خانوم اينقدر دلنشين بود که من پشت تلفن حالی بحالی شدم. گفتم ای بروی تحم چشام! اصلا بخاطر شما فردا از کله صبح ميام فرودگاه منتظر شما ميشم. خلاصه دل خودمون رو حسابی صابون زديم که به به! فردا ميخوايم با يه خانوم دکتر آشنا بشيم. اون شب همش توی رويا و خيالات بودم و خوابهای رنگی می دیدم و برای فردا لحظه شماری ميکردم.صبح زود رفتم يه د…
گزارش تکان دهنده از سفر به عربستان:”.... بعد يك جلسه‌ي شام بود، همه‌ي سران نشسته بودند، ما هم با سران يكي از كشورها در گوشه‌اي نشسته بوديم، متوجه نبوديم كه شاه عربستان وارد شد، ايشان آمده بود دانه به دانه حال و احوال، ساعت 10 شب بود، يك دفعه به ما گفتند كه ايشان وارد شده، بريم بر سر ميز شام، ما كه بلند شديم برويم سراغ ايشان حال و احوال كنيم، ديديم ايشان آمد سمت ما، يك خوش و بش اوليه كرديم و ايشان در همان جا اظهار علاقه كرد كه بنشيند با هم چند دقيقه‌اي صحبت كنيم، حالا همه‌ي سران نشسته‌اند آنجا، نشستيم آنجا، تمام تلويزيون‌ها نشان مي‌داندند كه تمام سران ايستاده‌اند، ايشان اصرار كه بيا بريم اون اتاق يك گپ برادرانه‌اي بزنيم. من اينها را فضل الهي مي‌ديدم، به خصوص صدا و سيماي عربستان روز اول كه رفتيم اصلا پوشش خيلي كوچكي از اخبار ايران مي‌داد و حتي صحنه‌هاي ورود را خيلي پوشش نمي‌داد، اما در آن موقع كه با پادشاه عربستان نشسته بوديم كل تبليغات براي ايران شروع شد و دیگه هیچ برنامه دیگری نشون نمیدادند جز عکس ما، اينها همه فضل الهی بود.و اما در مورد غذا. غذايی که جلو من گذاشته بود…
جعبه سياه پيدا شد:
لاريجانی: ممكن است عامل سقوط هواپيما چيزي غير از مسايل تكنيكي باشد، ايسنابالاخره جعبه سياه هواپيمای سی -۱۳۰ پيدا شد. اين جعبه رو يکی از برادران بسيجی پيدا کرده بود و اول تصور میکرد که چمدان يکی از شهداست. وقتی صاحبش پيدا نشد اونو به آشعال دونی سر کوچه پرت کرده بود که توسط يکی از رفتگران خدوم شهرداری که قبلا خلبان هواپيما بوده و بازخريد خدمت شده پيدا شد و تحويل مقامات قرار گرفت.بعد از دريافت جعبه سياه بلافاصله آنرا بازکردند و صداهای ضبط شده بر روی آنرا با دقت گوش کردند. در ابتدا بدليل مبهم بودن صداها چيزی نفهميدند. لذا عده ای از کارشناسان صدا و سيما که متخصص تشخيص صدا هستند آمدند و آنرا با دقت بسيار گوش کردند و نهايتا موفق به تشخيص صداهای موهوم شدند.بر اساس نظريه کارشناسان، منشا اون صداهای عجيب و غريب که مثل صدای بمباران يا صدای آتش بازی چهارشنبه سوری بوده از محل دستشويی هواپيما بوده که گاهی با صدای شُرشُر آب همراه بوده.کارشناسان مطمئن هستند که چند دقيقه قبل از سقوط هواپيما يکی از شهدا (يعنی همان مسافرين سابق)، ميره دستشويی. از مهيب بودن صداها مشخص است که اون شهيد عز…
مصاحبه ورزشی:خبرنگار ورزشی: حضرت آیة الله حسنی الکانادایی! همانطور که مستحضريد قرعه کشی فيفا در مورد تيمهای صعود کننده به جام جهانی پايان يافت و ايران با پرتغال، مکزيک و آنگولا در يک گروه قرار گرفتند. از آنجا که حضرتعالی از کارشناسان ورزشی هستيد و سالها در تيم منچستر يونايتد اردبيل توپ جمع کن بوديد ميخواستيم نظر حضرتعالی را در مورد اين گروه و دور نمای بازيهای ايران جويا شويم.آيه الله ملا حسنی: عرضم بحضور انور شما، طبق سنوات گذشته بازهم ايران در گروه مرگ قرار گرفت. يعنی مع الاسف هر سه تيم ديگر اين گروه از ما قوی ترند ولی بحول قوه الهی و دعای مقام معظم رهبری ما با شکست همه ابرقدرتها بعنوان سرگروه به مرحله بعد ميرويم.خبرنگار ورزشی: آخه چطور ممکنه حاج آقا؟ بسياری از کارشناسان معتقدند ايران از هر سه تيم شکست ميخوره و حذف ميشه انوقت حضرتعالی ميفرماييد ما سرگروه ميشيم؟آیة الله ملا حسنی: اينها حرفهای دشمنان اسلام است. خدا با ماست. اصلا خدا با ما يه قوم و خويشی و قرابت خاصی دارد که با ديگر بندگانش ندارد. مگر نشنيدی اون شاعر شيرين سخن گفته: دست خدا بر سر ماست/ سيد علی رهبر ماست؟خبرنگار ورزشی: …
تعیین تکلیف برای خداوند:سردار باقر زاده گفت: موضوع شهادت کشته شدگان سانحه هوايی از هر حيث کاملا قطعی است (منبع خبر)زمان: روز قيامتمکان: سر پل صراطخداوند - اوهوی عمو کجا؟ سرتو همينجوری انداختی پايين داری ميری بهشت. بليط ات کو؟کشته شدگان- ما جزو سهميه شهيدان هستيمخدا- شهيدان کدوم عمليات؟کشته شدگان- عمليات نبود مانور بود. يعنی ما قرار بود بريم مانور. ولی نشدخدا- مانور قبول نيست بايد حتما در خط مقدم جنگ واقعی آنهم در راه خدا باشه. مگه نميدونيد بهشت را به بها بدهند نه به بهانه؟کشته شدگان - چی چی رو قبول نيست. بخشنامه دولت رو مگه نخوندی؟ خود سردار باقر زاده گفته!خدا - باقرزاده کدوم خری ديگه؟ ما يه عَين الله باقرزاده ميشناسيم که توی فيلمای صمد بازی ميکرد. اونو ميگی؟کشته شدگان - نه بابا! يکی از همون سردارای سپاه و رفیق صمیمی برادر احمدی نژاد.خدا - يه بار ديگه اسم اون کسخل رو بياری همچی ميزنم که از روی اين پل صراط بيفتيد توی جهنم پیش آخوندا. حالا کار جمهوری اسلامی به جایی رسیده که داره برای ما تعیین تکلیف میکنه که کی میره بهشت و کی میره جهنم. مگه ما اینجا دسته بیلیم؟
اما شما ايرونی ها سه…
يک پيشنهاد ادبی:اروپایی ها قطعه ای از خاکشان را در اختیار صهیونیست ها قرار دهند تا هر دولتی می خواهند تشکیل دهند (از فرمايشات گهربار احمدی نژاد)دوستان! ميدونيد که من آدم بی ادبی نيستم. همه سعی و تلاشم اين است که از کلمات سخيف و بی تربيتی در مورد افراد استفاده نکنم ولی بعد از اين چرت و پرت های اخير آقای رئيس جمهور ميخواهم با اجازه همه شما، از اين به بعد ، اين مردک را به لفظ ” کسخل“ صدا کنم و لذا هربار که به اين کلمه برخورديد بدانيد منظور همون کسلخله ديگه! اصلا اگر شما به دیکشنری فارسی به فارسی مرحوم دهخدا مراجعه کنيد می بينيد معنی کلمه کسخل ، احمدی نژاد است. خودم ديدم!آقا جون! فکر نکنيد اين کلمه حرف بی تربيتی است. اين کلمه اصلا ربطی به خل بودن اونجای طرف ندارد. شاهدش هم اين است که اين کلمه مذکر و مونث نمی شناسد. مثل کلمه کسوف يا کسينوس زاويه ، يک کلمه علمی است که استفاده از آن هيچ عيبی هم ندارد.آخه کدوم آدم عاقلی ميگه اروپايی ها يک قطعه از خاک خودشون رو به اسرائيل بدن تا اينا برن اونجا!؟ جون من يه بچه کودکستانی هم عقلش ميرسه که اين حرف چقدر مزخرفه اونوقت اين کسخل از طرف يک ملت ميره اين…
فارسی و وبلاگ نويسی:محاوره نويسی و بی تکلف نوشتن در متون قديم و جديد ما وجود داشته ولی با ظهور وبلاگ ها به اوج و شکوفايی خودش رسيد. بسياری از وبلاگهای فارسی به شيوه محاوره ای نوشته ميشود. خود من اين قالب نوشتن را برای نوشتن طنز و مطالب غير جدی خيلی مناسب ميدانم ولی در خلال نوشتن به مشکلات مختلفی برخوردم که امروز يکی از آنها را برايتان مينويسم:آقا جون! زبان فارسی در محاوره نويسی مشکل داره. خوب کار نميکند. بايد آپ گريد بشه.بايد اون حاج ابوالقاسم که ميگفت: بسی رنج بردم در اين سال سی/ عجب زنده کردم بدين پارسی رو احضار کنيم تا مشکل زبان فارسی رو برای وبلاگ نويسان محاوره نويس حل کنه.در زبان فارسی، معمولا ما فتحه و کسره و ضمه نميگذاريم و کلمات را همانطوری مينويسيم و ميخوانيم و فقط در اثر عادت و تکرار، تصوير تک تک کلمه های متداول در مغز ما حفظ شده و هربار که چشم ما آنرا ميبيند فورا آنرا از بايگانی مغز بيرون مياورد و به ما ميفهماند اين کلمه چيست و چگونه تلفظ ميشود و چگونه خوانده ميشود.از آنجايی که شما خواننده متون فارسی ،عادت به کلمات مورد استفاده در مکاتبات رسمی کرده ايد با ديدن ک…
تاسف:بنظر من علت اصلی فراوانی سوانح هوايی در ايران، کمبود قطعات و تجهيزات نيست بلکه کمبود عقل است.همين!
روز جهانی ايدز:من هم به نوبه خود ميلاد مسعود ايدز رو به همه شما خواهران و برادران تبريک عرض ميکنم و از خداوند متعال شفای بيماران را مسئلت مينمايم.و اما در مورد گراميداشت ايدز، نکاتی هست که بايد به آن توجه شود. نکته اول زنده نگه داشتن اين ايام الله است. بايد برادران و خواهران حزب اللهی و طلاب حوزه ها در اين مبارزه پيشقدم باشند. شما برادران و خواهران طلبه همچنان که در مقاطع مختلف هربار اسلام را در خطر ديديد کفن پوشيده به صحنه آمديد اين بار هم بايد وارد کارزار شويد منتها ديگر لازم نيست کفن بپوشيد بلکه همه تون کاندوم بپوشيد و به خيابانها بياييد و شعار بدهيد ”لبيک يا خامنه ای“.نکته ديگر اين است که بدانيد ايدز يک بيماری نيست بلکه دسيسه دشمن است. بعضی از روشنفکران غرب زده خيال ميکنند با استفاده از کاندوم ديگر ايدز نميگيرند در صورتيکه نميدانند دشمن ممکن است با يه سوزن ته گرد بعضی از کاندوم ها را سوراخ کرده و با بسته بندی های فريبنده شما جوانان متدين را مبتلا به ايدز نمايد. لذا من در همين جا به شما توصيه ميکنم قبل از انجام هر عمليات منافی عفت، کاندوم تون رو مثل بادکنک باد کنيد تا م…
کشف قانون جاذبه زمين:يه روز احمدی نژاد رفت زير يه درخت سيب نشست و منتظر شد تا يه سيب از اون بالا بيفته و باعث بشه احمدی نژاد هم قانون جاذبه زمين رو دوباره کشف کنه.روز اول از کله سحر تا غروب آفتاب هرچه نشست خبری نشد و سيبی نيفتاد.روز دوم هم از بوق سحر تا نيمه شب نشست بازهم خبری نشد. بلند شد يه لگدی به درخت زد تا شايد يه سيبی ،چيزی، بيفته ولی بازهم فايده ای نداشت. در اثر لگد پرانی انگشت کوچيکه پايش دچار مهرورزی شد. خلاصه اون شب خسته و کوفته به خونه برگشت.روز سوم هم از طلوع آفتاب تا ظهرخبری نشد.در اين موقع حوصله اش ديگه سر رفت يه چوبی برداشت و پرت کرد توی شاخ و برگهای اون درخت. ناگهان در کمال تعجب و ناباوری يه سيبی افتاد درست روی کله اش. وقتی هوش اومد با خودش گفت: خب، چرا اين سيب به سمت پايين حرکت کرد و به کله من خورد؟؟؟ حتما يه حکمتی در اين کار هست. شايد خداوند عنايت ويژه ای به من دارد. لابد امدادهای غيبی پشت اين جريان خوابيده.فوری کفش و کاپشنش رو پوشيد و رفت خدمت آقای جوادی آملی. اينطوری ماجرا رو تعريف کرد:”.... روز اول هرچه نشستيم خبری نشد. ما گفتيم اين کار بايد انجام بشه. …
تصویر
گزارش هيئت تحقيق و تفحص:بدنبال انتشار فيلم جنجالی اظهارات احمدی نژاد در مورد سفرش به نيويورک، کميته حقيقت ياب متشکل از تعدادی آدمهای درست و حسابی مامور شدند تا در اين مورد تحقيق و تفحص کنند و با شاهدان عينی اين ماجرا گفتگو کرده و نتيجه را گزارش کنند. لذا با طرح سوال زير نظرات چند نفر از شاهدان عينی را جويا شدند:- ميدونيد که رئيس جمهور محبوب ما در مورد سفرش به سازمان ملل يه حرفهايی زده که ما نميدونيم راست ميگه يا شر و ورّه. لطفا شما که از نزديک شاهد ماجرا بوديد نظرتان رو بفرماييد.حاج آقا کوفی عنان: صددر صد راست ميگه. بحضرت عباس راست ميگه. اين تن بميره راست ميگه. چرا شما بهتان ميزنين به اون زبان بسته. من خودم شاهد بودم. خودم ديدم که موقع صحبتهای احمدی نژاد هيچ کس از جايش تکون نميخورد. آخه ميدونيد هربار که يه نفر ميره پشت تريبون سازمان ملل سخنرانی کنه، بقيه سران کشورها مرتب شلوغ ميکنن و از سر و کول هم بالا ميرن. پاکن و مدادتراش همديگه رو برميدارن. گوش بغل دستی شون رو می پيچونن. با هم کشتی ميگيرن و گاهی دعوا ميکنن. يه بار هم زدند لوله بخاری نفتی سازمان ملل افتاد توی صحن اجلاس. خلاصه خيلی…
يه سوال: جريان اون عربه به گوش تون خورده؟؟
سگ مطهر:اکه! همه کاسه کوسه هامون بهم ريخت. تازه داشتيم برای مقلدان و مومنين و مومنات تسهيلات جديد مذهبی را تنظيم ميکرديم و ميخواستيم امروز يا فردا اونا رو اعلام کنيم که همه چيز بهم خورد و زحمات ما به باد فنا رفت. آخه اين چه خبر ناگواری بود که روزنامه جمهوری اسلامی نوشت که ورود اون هاپوهه به حرم مطهر امام رضا يه توطئه بوده و توسط عناصر سود جو طراحی شده بود. آخه ما چيکار کنيم از دست شما؟ چقدر من بايد از دست اين اينترنت و وسائل ارتباطی و اينجور قرتی بازی ها حرص بخورم؟بابا جون! ما ميخواستيم همانجور که ماهی اوزون برون رو حلال اعلام کرديم ميخواستيم به ميمنت ارادت اون هاپوهه به عصمت و ولايت، از اين پس سگ رو مطهر اعلام کنيم. چند تا حديث و روايت آکبند آکبند از ته انبار حجره مون پيدا کرديم که مويد اين بود که هر که چند تا موی سگ را توی جانمازش بگذارد ثواب دو رکعت نماز او سنگين تر از کوه اورست است.قرار بود دولت همه سگها رو جمع اوری کنه و براشون اسکان متناسب با شان روحانی آنها فراهم کنه. قرار بود نگهبانهای ادارات و بانکها رو بندازيم بيرون و سگها رو جای اونها بزاريم تا مشکل بيکاری برادران و خواهران…
هم نوايی:قبل از انقلاب توی فيزيک يه پديده ای بود بنام اصل رزونانس يا تشديد يا همنوايی. نميدونم الان هم هست يا اون هم ممنوع شده ولی اون زمان يه اصل علمی بود که توی کتابهای علوم دبيرستان بود. هم نوايی يعنی اينکه اگر يه جسمی مرتعش بشه جسم مجاور خودش را نيز مرتعش کنه که گاهی جسم دوم ارتعاشش بيشتر از جسم اول خواهد بود.خب، اين جريانی که ميخواهم براتون تعريف کنم را شخصا از زبان يکی از علما شنيدم و بنظر ميرسد واقعی واقعی باشد. اون عالم که الان خیلی هم مشهور است برای من چنين تعريف کرد:اون قديم مديم ها که هنوز انقلاب نشده بود ، ما هنوز به آلاف و الوفی(يا علوف) نرسيده بوديم و مثل حالا سوار بنز ضد گلوله نشده بوديم و کمک هزينه ای که از دفتر مراجع عظام ميگرفتيم کفاف اموراتمون رو نميداد. بخاطر همين اگه ما رو برای خواندن روضه هرجا دعوت ميکردند با سرو کله ميرفتيم حتی اگه دهات اطراف شهر بود.يه بار توی وسط تابستون ما رو دعوت کردند به يه روستا تا بريم روضه بخونيم. خونه از اون خونه قديمی های کاه و گلی بود که معمولا يه طبقه اند. وقتی يا الله گويان وارد حياط خونه شدیم ديدیم تعدادی گوسفند و بز …
يک موضوع و سه خاطره:آقا! ما از اول بچگی تا بحال از نظر سلمانی شانس نياورديم و هميشه با آرايشگاهی که ميرفتيم مشکل داشتيم. نه اينکه فکر کنيد ما خيلی خوش تیپ بوديم و وسواس داشتيم که مبادا جای پای سلمانی روی کله ما بماند و ديگه دخترها ما رو نيگاه نکنند، بلکه بخاطر اين بود که چون کله ما يه خورده کج و معوج و قناسه ميترسيديم سلمانی ناشی قيافه مون رو از اين که هست بدتر کنه. لذا هميشه از دوستان آدرس يه سلمانی خوب رو می پرسيدم ولی از شانس بد ما هر کدوم اونها يه مشکلی داشتند که امروز ميخوام سه خاطره واقعی از سه تا سلمانی رو براتون تعريف کنم:خاطره اول:توسط دوستان و آشنايان يه سلمانی پيدا کرده بودم که مغازه اش نزديک پل کريمخان و کمی بالاتر از واحد دخترانه دانشگاه آزاد بود. اين سلمانی کارش بيست بيست بود. هر مدلی که ميخواستی برات ميزد. خودش بچه شمال بود وهنوز لهجه رشتی اش را از دست نداده بود. همه چيز اين آرايشگر خوب بود جز يک چيز و آن هم اين بود که خيلی چشم چران بود. باور کنيد چند بار اين مسئله برای من اتفاق افتاد که دقيقا در همان موقع که او مشغول تنطيم خط ريش يا ميزان نمودن حد و حدود سبي…
لب تاب ما هم سرقت شد!رئيس جمهور محبوب سازمان مللجناب حاج آقا کوفی عنانهمانطور که استحضار داريد در روزهای اخير موج سرقت های زنجيره ای لب تاب ها در سراسر جهان آغاز گرديده و باعث نگرانی عوام و خواص شده است. آخرين حلقه اين زنجيره غیر انسانی بسرقت رفتن لب تاب شريف ما بود که شرح ماوقع را معروض ميدارم:عاليجناب آق کوفی
روز يکشنبه چندم شوال المحرم، جهت خريد پاره ای اقلام ضروری از منزل خارج شدم و طبق معمول لب تاب فقيدم را به نیت استفاده از اوقات فراغت مثل نشستن در اتوبوس یا معطل شدن در صف نانوایی و غيره همراه خودم بردم.از آنجا که ايام الله کريسمس نزديک است فکر کردم بهتر است به يکی از فروشگاههای زنجيره ای اينجا بروم و مايحتاج هفتگی و همچنين مخلفات و ملزومات مناسک کريسمس را از يک محل واحد ابتياع کنم تا در وقت صرفه جويی کرده باشم.الغرض، در داخل فروشگاه بودم که متاسفانه احساس شديدی به قضای حاجت به من دست داد ، لاجرم راهی بيت الخلا شدم. حضرتعالی بخوبی مستحضريد که درب و ديوارهای توالت های اين فروشگاهها بسيار کوتاه است و فقط قسمت ميانی تنه شخص را استتار ميکند و پاها از پايين تا زانو و همچنين بخشی از قس…
ادامه سرگذشت مش تقی:خب، قرار شد ما يه واحد توليدی کنسانتره پشگل بزنيم. از اون روز به بعد توی کوچه و خيابون هرچی پشگل ميديديم جمع ميکرديم و ميريختيم توی يه کيسه پلاستيک تا بعنوان مواد اوليه کارخانه انبار شود. به فاميل و همسايه ها هم گفته بوديم که هر وقت گوسفندی رو قربانی ميکنند يا جايی پشگل اضافی ديدند برای ما جمع آوری کنند. اين بود که هميشه به هر مناسبت مهمانی ای بود مثلا جشن تولد يا ختنه سوران و غيره، فاميل هامون بجای هديه های متداول برامون يه بسته پشگل جمع آوری شده می آوردند.خلاصه حسابی افتاده بودم توی کار صنعتی و توليد. يه روز به ما خبر دادند مغازه ات را آب و جارو کن قراره سردار سازندگی به همراه مسئولين و مشاورين اقتصادی و فرهنگی و همچنين امام جمعه و جماعت محل و با حضور خبرنگاران رسانه های گروهی برای افتتاح و کلنگ زنی واحد توليدی شما تشريف بياورند. به همين خاطر رفتيم چند تا کلنگ شيک و آکبند خريديم و يه ريبان قرمز هم جلو درب مغازه چسبانديم تا در روز افتتاح توسط مقامات بالا دريده شود.فوری رفتيم بهشت زهرا به يکی از اون سنگتراشهای قبرستون که روی سنگ قبرها چيز مينويسند سفارش يه لوح يادب…
مش تقی نفت فروش:توی کوچه ما ، يه مغازه نفت فروشی قديمی بود که اسم صاحبش مش تقی بود. از زمانی که من خودم را ميشناسم قيافه مش تقی تغيير نکرده و هنوز هم همانجور که بوده هست ولی در فراز و نشيب های اين دوران ۲۷ ساله کسب و کار مش تقی مرتبا تغيير ميکرد و به جرات ميتوان گفت مغازه مش تقی آيينه کشمکشهای سياسی در ايران است.اولا کمی قيافه مش تقی را برايتان توصيف کنم: خنده دارترين قسمت صورت مش تقی اون سبيل هيتلری اش بود که مثل يه سوسک سياه بالای لبش قرار گرفته بود. بعضی از دندانهاش روکش طلا داشت و موقع بلند کردن پيت نفت، و زور زدن، دندانهايش ديده ميشد. يک گاری داشت که پيتهای نفت را روی آن ميگذاشت و به درب خونه ها ميبرد. از اون گاريهايی که هنوز هم توی بازار تهران استفاده ميکنند منتها نرده دارش. بعضی وقتها مش تقی يه لباس يک سره آبی تيره میپوشيد ولی بيشتر اوقات يه شلوار پارچه ای کهنه و يه کاپشن درب و داغون آبی رنگ ولی بهتر از مال احمدی نژاد به تن ميکرد. مغازه اش را ديگه نگو! همه جا چرب و نفتی، تاريک و پر از بشکه های بزرگ و کوچک و يه قيف حلبی خيلی بزرگ که به قيف رستم معروف بود.حالا بقيه را از زبان خود…
تصویر
بينواياناثر: ويکتور هوگو(عکس روی جلد کتاب بينوايان ج ۲)جلد دوم کتاب بينوايان اثر مرحوم ويکتور هوگو به بازار آمد. اين کتاب با کاغذ اعلای کاهی و در قطع وزيری توسط انتشارات حوزه هنرهای تجسمی گرمسار و در تيراژی دو سه تايی چاپ گرديد.در پشت جلد اين کتاب، گزيده زير که بخشی از اين اثر ادبی است چنين آمده است:”.... ژان والژان با قدمهای سنگين در پياده رو راه ميرفت . او در انديشه ای ژرف غرق شده بود که ناگهان بوی خيلی بدی به مشامش رسيد. با کنجکاوی فراوان رد بو را گرفت تا به کوچه پس کوچه های گرمسار رسيد. در آنجا ديد کسی کنار خيابان خوابيده. آهسته و آرام و درحالی که موظب بود کسی متوجه او نشود به نزديک منشا بو رفت و درحالی که دماغش را گرفته بود پرسيد: پسرم !اين بوی توست که اينجا را گرفته؟ خفه شديم. اه اه چيکار داری ميکنی؟- دارم تمرین میکنم . میخوام کیک زرد را غنی سازی کنم. بعدش ميخوام مهرورزی کنم. ژان والژان با مهربانی گفت: فرزندم! بلند شو .بلند شو برو دستشويی. اين مملکت که جای اين کارها نيست- ما می توانيم!“بها اين کتاب ۵۰۰۰ تومان است که همراه آن يک عدد کاپشن کرمی رنگ با مارک AHMADI NEJAD و همچنین…
تفسير يک حديث:

جوادي آملي در ادامه به ذكر روايت ديگري پرداخت كه پيامبر يكي از ياران خود را ديد كه جلوي چهارپاي خود لباسش را بالا زده است. علت را جويا شد. آن صحابه گفت حيوان گرسنه است و براي اينكه راه برود لباس را بالا آورده‌ام كه حيوان به اميد غذا به حركت خود ادامه دهد. پيامبر گفت: به حيوان هم وعده دروغ ندهيد. (منبع خبر)



مسئلتن:

وقتی لباستون را بالا ميزنيد چه چيز خوردنی برای يک اسب يا الاغ وجود دارد که به اميد خوردن اون دنبال شخص راه رفتن را ادامه ميدهد؟؟؟

برای توضيح اين شبهه بايد دانست که تفسير احاديث و روايات کار هر بُز نيست. برای درک معنا ی حديث شما بايد علم رجال بلد باشيد، علم کلام بدانيد ، تاريخ را خوب ياد گرفته باشيد و کمی هم علم ماتحت شناسی را ياد گرفته باشيد.

اون قديم قديما، اعراب باديه نشين کت شلوار که نداشتند، شورت و کرست و از اين قبيل قرتی بازی ها هم هنوز اختراع نشده بوده لذا مردمان صحرا نشين عربستان يک لباس بلند يکسره داشتند بنام دشداشه که خيلی لباس ساده و راحتی بود. نه دکمه ای داشت و نه زيپ و نه کمربند و از اين قبيل قر و فرّها. يک چيزی بود مثل لنگ. از مزايای اين لباس علاوه بر …
مملکتِ سگی:من سگ نيستم ولی سگها را دوست دارم(امام ملا حسنی رضوان الله عليه)به کانادا ميگن مملکت سگی. دليلش هم اين استکه اولا تعداد سگهاش از تعداد آدمهاش بيشتره ثانيا قوانين حمايت و حقوق سگها سفت و سخت تر از منشور سازمان ملل در مورد حقوق بشر رعايت ميشود. از نظر قانون کانادا فرقی بين يه سگ با يه آدم حسابی وجود نداره. جالبه که خود سگها هم اينو ميدونند و رعايت ميکنند(اين تصوير رو ببينيد و حال کنيد)آقا جون! هر بار که ما وارد آسانسور اين ساختمان مسکونی مون شديم سر وکله يه سگ پيدا شد که با ديدن ما هيجانزده شده و برای عرض ادب بسمت ما ميايد و تمام اعضا و جوارح ما را بو میکشد و بازرسی بدنی ميکند. بخاطر همین امر ما به سگ شناسی علاقه مند شده و مدتی است که تحقيقات علمی گسترده ای درمورد سگ و توله های آن را شروع کرده ايم.توی خيابونهای تورنتو ،توی پارکها، جلو خونه ها و بقيه جاهای اين مملکت خراب شده شما مردم زيادی رو ميبينيد که برای هواخوری سگشون را به بيرون آورده اند و با خود مسيری را قدم ميزنند. البته هيچ سگی در بيرون حق ندارد بدون قلاده باشد به همين خاطر بيشتر مردم قلاده بدستند. سگها آنقدر متفاوت…
طرز تهيه دوغ آبعلی:از آنجا که اون حسن آقا در وبلاگش به مردم طرز تهيه شراب را آموزش ميدهد تا آنها را از راه دين و ايمان بيرون برده و کمونيست و از خدا بيخبر کند، امروز تصميم گرفتيم برای صيانت از گمراهی مردم هميشه در صحنه طرز تهيه دوغ آبعلی گازدار که از میوه های بهشتی است را آموزش دهم:مواد لازم:- يخچال فريزر: به مقدار کافی- کاسه بزرگ سفالی آبی رنگ : به ميزان دلخواه- آب : يک سطل مرباخوری- نمک : يک قاشق چای خوری- گاز(برای گازدار شدن دوغ): يک کپسول پيک نيک- دوغ آبعلی: چند بطری- بقيه مخلفات : به ميزان دلخواهطرز تهيه:ابتدا بدويد سر کوچه محله تون و از بقالی محل چند بطری دوغ آبعلی گازدار ابتياع کرده و به خانه برگرديد.اگر بقالی دوغ آبعلی نداشت و گفت مشابه اش را داريم گول نخوريد و نخريد چون ممکن است کوکاکولای سفي…
حُسنی مبارک هم فيلتر شدبا اجرای طرح فيلترينگ سايتهای مستهجن و وبلاگهای سکسی از سوی حکومت اسلامی، کلمه حسنی مبارک رئيس جمهور مادام العمر مصر نيز فيلتر گرديد.بدنبال اين اقدام، کاردار سابق ايران در قاهره که برای يک سفر تجاری و فروش گليم به مصر سفر کرده بود از سوی دولت حسنی مبارک به وزارت خارجه مصر احضار شد و پس از زدن چند چَک آبدار و پيچوندن گوش وی، اعتراض دولت مصر را به وی ابلاغ کردند.کاردار سابق ايران ضمن تشکر بخاطر اون چک آبدار، گسترده شدن روابط تجاری دو کشور مصر و ايران را خواستار شد و تعهد نمود در اسرع وقت موضوع را به دولت متبوعش اطلاع و پاسخ مناسب را پيگيری نمايد. ***ظاهرا مکانيسم فيلترينگ جديد ديگر بر اساس آدرس سايتهاو يا آدرس آيينه آنها نيست بلکه بر اساس تشخيص کلمات بکار رفته در عناوين سايتها و وبلاگهای مستهجن است. مثلا کلمه ”پورنجاتی“ فيلتر ميشود چون ابتذای آن با ”پورن“ آغاز شده که خيلی سکسی است. يا مثلا کلمه” زنجان“ فيلتر ميشود چون در آن ”زن“ وجود دارد.(بگذريم از اون ”جان“ که ظاهرا يک آدم خارجی است و معلوم نيست با”زن“ و نامو…
تصویر
تحليل روانشناختی و اخلاقی از جوک های ايرانی:

بدليل کمبود سوژه ، بد نيست هر از چند گاه يکی از جوکهای ايرونی رو تحليل و تفسير کنيم چون بعضی از انها خيلی آموزنده اند. شما هم اگر جوک مناسبی يادتون هست بنويسيد تا آنها را هم در آينده مورد تجزيه قرار دهيم. (مهم نيست جوک قديمی باشد يا جديد)اين جوک را همه تون ميدونيد ولی شايد به عمق و ژرف معنای آن دقت نکرده باشيد:يه لری شبه زفاف ميره توی حجله. مطابق رسم و رسومی که هنوز هم در بعضی از نقاط کشورمون وجود دارد گروه ارکستر محلی بيرون اتاق منتظرند بمحض شنيدن صدای جيغ مخصوص، رهبر ارکستر فرياد ميزند: بَزنيد! منظورش اين است که ساز و آواز را شروع کنيد. گروه ارکستر هم با دستور رهبر معظم ارکستر ،طبل های بزرگی که با يک تسمه چرمی از گردنشان آويزان است و گوشتکوب بزرگی که در دست دارند را بصدا در می آورند و همه با هم و وحدت کلمه به پايکوبی و رقص روی می آورند.خلاصه يه بار همين که صدای جيغ فرا بنفش از اتاق بيرون اومد گروه موزيک شروع به نواختن کرد و ميهمانها مشغول رقصيدن شدند. در همين موقع داماد سراسيمه در حاليکه زيپ شلوارش را بالا ميکشيد و صورتش سرخ و گلگون شده …
رويت هلال ماه:اطلاعيه مهم دفتر ملا در مورد رويت هلال ماه:حسب اطلاع موثقِ خادم و خادمه مسجد محله ما که طبق معمول سنوات گذشته دهه سوم ماه مبارک رمضان را در پشت بام ميخوابند، در شب گذشته شیء مشکوکی را مشاهده کردند که يحتمل هلال ماه شوال بوده است فلذا ضمن قبولی طاعات و عبادات شما روزه داران عزيز، روز عيد فطر يا پنجشنبه خواهد بود يا جمعه و يا شنبه هفته بعد و اگر هيچکدام از اين ايام نشد احتمال قريب به يقين روز يکشنبه هفته آينده اعلام ميگردد.البته از آنجايی که ماه رمضان چند سال پيش را ۲۸ روزه اعلام کرده بوديم بد نيست جهت تصفيه حساب بدهی شما عزيزان، رمضان امسال را ۳۲ روزه اعلام کنيم. اينجوری بهتر است. از قديم گفته اند حساب حساب کاکا برادر.در ضمن اگر بعدا ثابت شود که آن شیء مشکوک را که خادم و خادمه مسجد بر روی پشت بام ديده اند هلال ماه نبوده بلکه آندو نفر در آن بالای پشت بام در تمام اين مدت مشغول مهرورزی بوده و ما را سر کار گذاشته اند، در آن صورت روزه یکماهه شما باطل است و بنا بر احتياط واجب بايد يک ماه ديگر روزه بگيريد و غسل جنابت بجا آوريد.والسلام عليکم و رحمت الله و برکاتهآخر ماخ…
طرح های ابتکاری:هر وقت اين رئيس جمهور خيلی محبوب رهبر، در هر زمينه ميخواهد طرح ابتکاری بدهد ما بايد منتظر يک جوک جديد باشيم مثلا:طرح ابتکاری در مورد مذاکرات هسته ای: از همه کشورها ميخواهيم بيايند و در نصب و راه اندازی سيستم لوله کشی فاضلاب نيروگاه بوشهر مشارکت کنند!طرح ابتکاری در مورد بورس اوراق بهادار : اعدام دو سه نفر، بورس را به حالت عادي برمي گرداند مخصوصا دربان و آبدارچی و باغبان اداره بورس.طرح ابتکاری در مورد بحران فلسطين و اسرائيل: اسرائيل بايد سوسک شود.طرح ابتکاری در مورد بهبود اقتصاد: يا پول نفت را به سر سفره مردم می بريم و يا اگر موفق به اين کار نشديم از مردم ميخواهيم سفره شان را کنار لوله های نفت پهن کنند.

از میان طرحهای فوق اون طرح رونق بخشی بازار بورس خیلی باحاله. فرض کنید یه بدبخت بینوا پول اندکی را پس انداز کرده و حالا میخواهد در بازار بورس سرمایه گذاری کند. یه روز صبح زود پولهایش را برمیدارد و می رود سالن بورس تهران. همینکه وارد میشود چند تا مامور جلویش را میگیرند و میگن: کجا؟؟؟
طرف جا میخورد و با ترس و لرز جواب میدهد: اومدم سهام شرکت پتروشیمی آبادان را بخرم
زن هم فيلتر شد!بحق چيزهای نديده و نشنيده. تا حالا نشنيده بوديم ”زن “ را هم فيلتر کنند.(لينک خبر)سير تکامل فيلترينگ در ايران به ترتيب زير است:- دوره پارينه سنگی: در اين دوره انسانهای نخستين برهنه بودند و عورتين خود را با دو تيکه سنگ يا موزائيک می پوشاندند با اين وجود در اين دوره فقط سايتهای پورنو و عکسهای مستهجن را فيلتر ميکردند و با بالاتنه مردم کاری نداشتند.- دوره پارينه اصلاحات: در اين دوره انسانهای اوليه برای فرار از سرما و گرما و حيوانات خطرناک به غارهای اصلاحات پناه بردند و بجای خوردن گوشت خام و پوست درخت، به خوردن پيتزا و ماکارونی عادت کردند و در عين حال سايتهای گروههای کمونيستی و سلطنت طلبها را فيلتر ميکردند.دوره پيدايش و اختراع گفتگوی تمدنها: با مهاجرت بعضی انسانهای اوليه از غار به کوه و جنگل، پايه های تمدن مجازی محکمتر شد و غارنشينها شروع کردند به داد و ستد با جنگل نشين ها. اين داد و ستدها در ابتدا پايا پای بود مثلا يک راس گوسفند را ميدادند و يک دوربين ديجيتال ميگرفتند ولی بعدها با اختراع وبلاگ بده و بستان بين آنان رواج و رونق چشمگيری يافت و هر روزه ايميل های زيا…
تصویر
نقشه جغرافيايی جديد دنيا:


فرض کنيد همه قدرت نظامی عالم را بدهند به دانشمند فرهيخته استاد احمدی نژاد و بگويند هر کاری دوست داری بکن و هر کشوری رو که ميخواهی از صفحه گيتی محو کنی محو کن. ببينيم چه اتفاقی می افتد:- اسرائيل با جمعيتی در حدود سه چهار ميليون نفر دود ميشه ميره هوا.- حالا ميريم سراغ امريکا، چون اساسا امريکا توسط صهيونيستها اداره ميشه و امريکا و اسرائيل سابق با هم خيلی رفيق بودند. پس کل امريکا با چهارصد ميليون جمعيت رو هم ميفرستيم هوا.- حالا نوبت انگليس پدر سوخته است. مگر انگليس با امريکا فرقی داره؟ سگ زرد برادر شغاله. پس اون رو هم لنگشو ميديم هوا. يعنی از بيخ نابودش ميکنيم. يعنی کن فيکونش ميکنيم. يعنی حالا ديگه نه اسرائيل هست نه امريکا نه انگليس.- خب بعد مياييم سراغ فرانسه و آلمان و ايتاليا و ديگر کشورهای اروپايی. مگر اينها با انگليس فرقی دارند؟ نه بخدا! خب پس لازم است که اونا را هم به درک بفرستيم. کل الاجمعين مرخص.- آخ آخ آخ، اين کانادا و استراليا رو فراموش کرديم. مگه اينا با امريکا و انگليس هم پيمان نبودند؟ آره والله! پس بزن اونا را هم محو بکن از دستشون خلاص بشيم.- هاااا. حا…
تصویر
اَنترنت:(با اجازه از سايت آقای خالقی برای استفاده نامشروع از اين عکس)- آسيد رجبعلی! يه مختصری در مورد اين انترنت توضيح بده ببينيم اينکه هی ميگن انترنت وبلاگ و کاندوم! منظورشان چيه؟- حاج آقا! با عرض پوزش تا آنجا که ميدونم کاندوم اسم خارجی کاپوت است و ربطی به انترنت نداره ....- خب، خب، بسه ديگه خودم اون چيزا رو خوب ميدونم. در مورد انترنت بگو. اصلا معنی لغت انترنت چيه؟ ريشه اين لغت چی بوده؟- حاج آقا! لغت انترنت اولين بار توسط اون کريستف کلمب لعنت الله عليه بکار برده شد و آن موقعی بود که آن ملعون تازه امريکا را کشف کرده بود و در جنگلهای آمازون امريکا قدم ميزد که يکی از ميمونها يه نارگيل توی سرش پرت کرد و کله آن ملعون غرق خون شد. از آن تاريخ به بعد امريکايی ها به نوعی از ميمون ميگن عنتر که بمرور زمان و بخاطر ثقل کلام و دشواری تلفظ تبديل به لغت انترنت شد.بعدها با اختراع لامپ توسط محمدابن زکريای رازی، انترنت توسعه پيدا کرد و امروزه جزو آلات لهو و لعب گرديده ولی محاسنی هم دارد که از آنجمله موتورهای جستجو در انترنت است که اصلا دود نميکند و آلودگی محيط زيست ايجاد نميکند.اساسا انترنت مثل يه …
احمدی نژاد دنيا را فتح ميکند!مقدمه- حتما خبر داريد که اين رئيس جمهور خيلی محبوب ما بيچاره از هول حليم افتاد توی ديگ. هنوز صدر اعظم جديد آلمان مشخص نشده ايشان پيشاپيش پيام تبريک را به خانم آنجلا مرکل فرستاد. حالا شما تصور کنيد آلمانيها چقدر به ريش ما ملت ايران ميخندند. از آن مهمتر مطالبی است که در نامه باصطلاح تبريکش نوشته. در نامه اش همان حرفهايی که فراخور روحيه بسيجی های مسجد ابوذر تهران است را برای مثلا صدراعظم آلمان نوشته. راستی راستی اين يارو خيلی شاسی اش خُله.متن نامه احمدی نژاد :سرکار عليه خانم آنجلا مرکلصدر اعظم و مقام معظم آلمانبا سلام و صلوات به روح پر فتوح بنيانگذار انقلاب اسلامی و با درود و ارادت به پيشگاه مقدس مقام معظم رهبری خودمان حضرت آیة الله العظمی امام خامنه ای روحی له الفداه و با درود به روان پاک شهدای اسلام از بدر تا انقلاب اسلامی ايران و شهدای دفاع مقدس و شهدای محراب و غيره، و با کسب اجازه از آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف، انتصاب شما را به مقام عظمای ولايت آلمان تبريک و تهنيت عرض ميکنم و اميدوارم بحول قوه الهی و با استعانت از صبر انقلابی بر مشکلات بيکار…

نمونه سوالات کنکور امسال

تصویر
نمونه سوالات کنکور امسال:

داوطلبان گرامی! ابتدا روی عکس فوق کلیک کنید و سپس به سوالات زیر پاسخ دهید:
کداميک از گزينه های زير درست است:

۱- چرا رئيس جمهور محبوب نماز نمی خواند؟الف: چون جنب استب: جيش دارد و داره ميره دستشويیج: با يکی در بيرون مسجد قرار دارد تا مهرورزی کندد: آخه رئيس جمهور خاکی ما مواظب کفشهای نمازگزاران است تا آنها را دزد نبرد۲- چرا در اين عکس قيافه رئيس جمهور محبوب يه جور ديگه است؟الف: احتمالا از يکی از نمازگزاران محترم حدثی سر زده ب: احتمالا رئيس جمهور محبوب را آقای مصباح احضار کردهج: احتمالا محافظانش ميخواهند او را کتک بزنندد: آخه هميشه قيافه اش همينطوری زفرتی است۳- آقای رئيس جمهور محبوب قرار بود نفت را به کجا بياورد؟الف: سر سفره مردمب: داخل آفتابه دستشویی برای طهارتج: منظور رئيس جمهور از اول پيت نفت بود نه پول نفت د: لوله نفت را به ماتحت مردم و پولش برای توسعه جمکران
۴- خوشگل ترين و سکسی ترين قيافه ای که تا بحال رئيس جمهور محترم ديده مربوط به چه کسی است؟الف: مصباح يزدی ب: کريستين امانپورج: حاجی بخشی در نمازجمعه تهراند: قيافه خودش درآيينه۵- رئيس جمهور محبوب اون کاپش…
کوپنی شدن روابط زناشويی:بر اساس آخرين خبرهای دريافتی به بيت معظم ما ،دولت احمدی نژاد تصميم گرفته در مرحله اول جدول زمانبدی روابط زناشويی را در چند روز آينده تصويب و به مردم ابلاغ کند و در مرحله بعدی آنرا کوپنی کند.شوهر : خانوم! امشب بچه ها رو زودتر بخوابون چون خيلی داغ کردم!زن: نميشه! طبق بخشنامه جديد فقط از ساعت ۳:۴۶ الی ۴:۱۵ نيمه شب وقت اينکارهاست در ضمن گفتند از آوردن اطفال بالای هيجده سال و تنقلات و آجيل و شيرينی خودداری کنيد!شوهر: گور باباشون خنديدند. اين حرفا چيه؟ مگه بيمارستانه که ساعت مشخصی برای ملاقات داشته باشه؟ من ميخوام ببينم کجای دنيا به مسائل خصوصی مردم هم کاردارند؟ اصلا مگه همه چيز توی اين مملکت داره مطابق قانون پيش ميره که برای اينکار هم قانون نوشتند؟ عجب بدبختيه ها!! مگر ” اين“ قانون سرش ميشه؟زن: عزيزم خودتو ناراحت نکن. تقصير خودته که انتخابات رو تحريم کردی و نرفتی به رفسنجانی رای بدی. اين هم نتيجه اش!چند ماه بعد از کوپنی شدن:شوهر: خانوم! اون دفترچه بسيج اقتصادی رو کجا قايم کردی؟زن: زير تشک. واسه چی؟شوهر: کوپن ۲۳۵ را تازه اعلام کردند زود برو بچه ها رو بخواب…
مسئله شيرين بکارت:حضرت آیة الله العظمی حاج ملا حسنی کانادايی دامت ظله الشريفاينجانبان گروهی از برادران و خواهران بلاگر با خواندن بعضی از مطالب منحرف کننده در چند وبلاگ در مورد مسئله استراتژيک بکارت دچار سردرگمی شده ايم و با توجه به اينکه همه مشکلات مملکت ما بحمدلله حل شده و فقط اين مشکل سوق الجيشی باقی مانده و همچنين در طی اين چند روزه که شما تشريف نداشتيد اينقدر مطالب شبهه ناک در اين وبلاگها مطرح گرديده که ما پاک دين و ايمانمون رو از دست داديم و الان نميدونيم با اين بکارتمون چيکار کنيم؟ پاره اش کنيم يا بدوزيم؟جواب:بسمه تعالیاولا به بکارتتون دست نزنيد اشکال از فرستنده است. بمرور زمان و با توسعه فرهنگی خودش خوب ميشهثانيا علما متقدم برما معتقد بودند که موقع ازدواج بايد حواستون را جمع کنيد که يه دختر چشم و گوش بسته ای را انتخاب کنيد که هيچگونه سابقه حال و حول کردن رو نداشته باشد تا در آينده زن زندگی و پاکدامنی برای شما باشد بخاطر همين علاوه بر مسئله بکارت ، برخی از علما شگرد خاصی را برای تست دختر مورد نظر انجام ميدادند. مثلا يکی از علما تصميم گرفت زوجه آينده اش يکی از دختران روستايی با…

وای وای، من آمده ام

وای وای، من آمده ام!ما رفته بوديم ميليونر بشيم ، آخه ما که اصلا اهل مال دنيا نيستيم. اگه پول و مال و اموال رو ميخوايم فقط برای صدقه دادن است و امور خيريه!ما شنيده بوديم يه خانم اسکاتلندی همينطوری خود بخود ميليونر شده. رفتيم تحقيق کرديم ديديم اومده توی سينه بند مقداری ژل ريخته و به مردم فروخته حالا ميليونر شده به همين سادگی. اگه باور نداريد بريد اينجا رو بخونيداون خانم از اول پول نداشت ولی رفت يه وانت سينه بند خريد و برد زير زمين خونه شون خالی کرد. يه سطل ژل خريد و توی آنها ريخت و سپس برد همه شون رو جلو آفتاب گذاشت تا خشک بشن.از زمانی که اونا رو تا توی خانمهای در و همسايه فروخت يدفعه پولدار پولدار شد. رمز موفقيت او نوع ژل مورد استفاده بود که از نوع ژل قنادی و شيرينی پزی بود. خاصيت فيزيکی شيميايی اين ژل اين است که بعد از مدت کوتاهی اون چيزهای تپلی را شيرين ميکند و در نتيجه روابط زن و مرد هر روز شيرين تر ميشود و بخاطر همين خاصيت اسرارآميز هجوم خانمها برای خريد اين محصولات زيادتر شدهميگما ، ما چی مون از اون خانومه کمتره؟ ما هم بلديم ميليونر بشيم منتها بايد اون ها رو مطابق فرهنگ خودمون د…
میلاد مسعود وبلاگ فارسی مبارک باد:
این مطلب را چند روز زودتر نوشتم چون هفته دیگر مسافرت هستم
زمانی که نوشتن در اين وبلاگ را شروع کردم هدفم بيان و تحليل مسائل روزمره از چشم و زبان يک ملای بيسواد و ساده نگری بود که امروز سکان اداره ميهن ما بدست چنين قشری افتاده است. با توجه به شناخت عميقی که اين طبقه خنده دار روحانيت دارم ميخواستم به خواننده نشان دهم که اينان در برخورد با مسائل مختلف چه واکنشی دارند و چگونه تحليل ميکنند. همه راه حل ها اين قشر خنده دار به چند دليل نظری ختم ميشود که عمدتا هم زير شکمی هستند. واقعا توی قالب و کالبد چنين موجوداتی رفتن و دنيا را از نگاه آنان ديدن، اگرچه خنده دار است، ولی در دراز مدت تلاطم های منفی بر ديدگاه انسان باقی ميگذارد حتی نحوه نگارش و تکلمش هم عوض ميشود. به همین دلیل ميخواهم از اين کالبد بيرون آيم. توی فضايی جديد. با رنگ و بويی که منطبق بر خوديت باشد مطلب بنویسم.
بهر حال در طی حدود دوسال از نوشتن در اين وبلاگ ، دوستان زيادی پيدا کردم که اين دوستيها ادامه خواهد يافت .بعضی از نوشته ها بی مزه و بعضی بنظر خودم خوب بودند. اگرچه معمولا من خودم با خواندن مط…
راه حل های ساده به مشکلات پيچيده:مقدمه: من از نحوه نگارش اين آقا مسعود برجيان خيلی خوشم مياد. اگه من معلم انشا بودم حتما يه نمره 19/99 به نوشته هاش ميدادم با يه کارت صد آفرين(نمره بيست مال معلمه). چند روز پيش اين آقا مسعود نوشته بود که بعضی از تحصيلکرده های ما گاهی برای درمان پيچيده ترين دردهای اجتماعی راه حل های بسيار ابتدايی و پيش پا افتاده را مطرح ميکنند بطوريکه آدم نميفهمد به اين راه حل ها بخندد يا به بدبختی اين ملت با داشتن اين روشنفکر نماها گريه کند.
در اينجا چند نمونه آميخته با طنز را ذکر ميکنيم:راه حل مشکل زندانی های سياسی و بخصوص گنجی چيست؟- آقا اين که کاری نداره! از فردا بريد آدرس خونه مرتضوی رو گير بياريد و شروع کنيد به زنگ درب خونه اونو زدن و فرار کردن! اينقدر اين مرتضوی بدبخت بايد بياد در رو باز کنه و ببينه کسی پشت درب نيست تا خسته بشه و کمر درد يا پا درد بگيره و بره بستری بشه. اونوقت وقت آزادی زندانی های سياسی استچيکار کنيم که در ايران خواست مردم حاکميت داشته باشد نه سليقه يک نفر؟- بَه! از اين ساده تر؟! از فردا شروع کنيد به اعتراض مدنی بدون خشونت تا حکومت بفهمه اين مر…