قبايل وبلاگی:

همانطور که باستان​شناسان از روی سنگ نوشته​های روی ديواره غارها و آثار باقیمانده بر سفالها و آفتابه و لگن​های مسی پیدا شده از خرابه​ها٬ از نحوه زندگی قبيله​های بدوی آگاهی يافته​اند ممکن است در آينده دور يعنی دو سه هزار سال آينده دانشمندان در مورد ما وبلاگ نويسان چنين قضاوتی داشته باشند:

براساس حفاری​های انجام شده در يکی از روستاهای دورافتاده تعدادی هارد کامپيوتر زنگ زده يافت شد. بعقيده کارشناسان سازمان ميراث فرهنگی قدمت اين کامپيوترها به دو هزار سال شايد هم يه خورده بيشتر ميرسد. کارشناسان اميدوارند با استفاده از اطلاعات موجود در اين کامپيوترهای عهد دقيانوسی نقاط مبهم و گره​های کور عصر وبلاگی را کشف کنند. در همين رابطه يکی از مورخين دانشگاه آزاد آن روستا به خبرنگار ما گفت:
اميدوارم اين کشف آثار عتيقه همه فرضياتی را که در مورد قبيله​های مختلف وبلاگی مطرح شده را روشن کند. به گمان ما در دو هزار سال پيش تمدن بزرگی وجود داشته و قبيله​های مختلفی در آن زمان زندگی ميکردند. بطور خلاصه مهمترين قبيله​های تمدن وبلاگی عبارت بودند از:

- قبيله پن لاگی: اينها وبلاگ نويسانی بودند که از زندگی انفرادی در بيشه​زارهاو بالای درختها خسته شده​بودند و خواستند با گرد هم آمدن زندگی جمعی را تجربه کنند. آنچه که تاريخ نشان ميدهد و فسيل​های بدست آمده از هارد کامپيوترها آنرا تاييد ميکند اين است که اين گروه بعد از تصويب اساسنامه فعاليتهايشان را تعطيل کردند و دوباره هرکس به داخل بيشه زارها و بوته​زارها برگشتند. اطلاع ديگری از اين قبيله در تاريخ ثبت نشده است.

- قبيله بلاگ نيوزی: اينها هم يک قبيله​ای بودند از اقوام و نژادهای مختلف. رئيس اين قبيله مردی بود از تبار لرستان قدیم. در بعضی از کتب تاريخی از او به نيکی ياد ميکنند. ظاهرا يک توله سگی هم داشته که گاهی وبلاگ می​نوشته و با ديگر افراد قبيله مصاحبه ميکرده ولی کم کم حال و حوصله​ ادامه کار را از دست داده. بهرحال قبيله بلاگ نيوزی​ها عمدتا افراد سلحشور و وطن پرستی بودند که لينکهای زيادی را به ديگر وبلاگ نويسان داده​اند.

- قبيله بازاريها- در ميان حفاريهای اخير تعدادی سکه کشف گرديده که متعلق به بعضی از وبلاگ نويسان دوهزار سال پيش است. افراد اين قبيله به امر «داد و ستد» اشتغال داشتند. ابتدا مبادلاتشان بصورت کالا به کالا بود. مثلا يک پوست خرس ميگرفتند و يک لينک ميدادند. لینک دادن یا لینک حذف کردن برای اینها خیلی مهم بوده. خیلی آدمهای خسیس و تنگ نظری بوده​اند. البته اینها در اثر احتکار و کلاهبرداری و کم​فروشی بتدريج کاسبی​شان ظاهرا رونق گرفت و کارشان به جایی رسید تا در قبال عرضه خدمات٬ فقط سکه​های امريکايی و هلندی ميگرفتند . اينها به تمام معنی کاسب​کار بودند. البته نسل اينها هيچوقت در تاريخ منقرض نشده. هميشه بوده و هستند. مطابق هر زمانه رنگ عوض ميکرده​اند.

- قبيله اقدس خانم اينا: حدس و گمان مورخين از ترجمه سنگ نوشته​های وبلاگی مويد اين واقعيت است که خانم​های زيادی در عصر وبلاگ زندگی ميکرده​اند و عمدتا آدمهای فهميده و اهل کمالات بوده​اند ولی شواهد تاريخی وجود يک قبيله از خانمهای ترشيده را تاييد ميکند که با ديگر خانمهای وبلاگ نويس تفاوت زيادی داشتند. اينها الکی به يک موضوعی گير ميدادند و الکی شلوغش ميکردند. بر روی ديواره يکی از غارهای وبلاگی اين جمله به خط ميخی حک شده است:
«اقدس جون! الهی فدات بشم. بافتنی​ات را بردار بيا توی وبلاگ من. من هم سبزی خريده​ام ميخواهم پاک کنم. بيا اينجا بنشينيم يه خورده درد دل کنيم و عليه مرد سالاری حرف بزنيم. اقدس جون! آپ کردم. بيا به من هم سر بزن!»
0 Responses

ارسال یک نظر