مصاحبه ای که گند زد به هیکل کیهان

روزنامه کیهان روز گذشته سرمقاله ای را با امضای حسین شریعتمداری چاپ کرد که در آن سعی شده بود کشتن قذافی را به گردن امریکا و نیروهای ناتو و عوامل نفوذی سیا و موساد و سران فتنه بیاندازد.
بنظر من وقتی یک مقاله ای به امضای حسین شریعتمداری چاپ میشود می توان حدس زد آن را سیدعلی خامنه ای نوشته باشد. یعنی درواقع حسین شریعتمداری اسم مستعار سیدعلی خامنه ای است. شاهد این ادعا هم کپی برابر اصل بودن این گونه مقالات توهم زا با پرت و پلاهای مقام مزخرف رهبری که عمدتا تحلیل هایش از روی باد معده است و همیشه تقصیرات را به گردن دشمن می اندازد می باشد.

 در روزهای اخیر جمهوری اسلامی چند تن از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی خود را تحت پوشش خبرنگار به لیبی فرستاده تا شاید از زیر زبان یکنفر مطلبی- خبری- تحلیلی- چیزی علیه نیروهای غربی بیرون بکشد و آنرا در بوق و کرنا بکنند و پیراهن عثمان درست کنند. به همین منظور مصاحبه ای با آن سربازی که قذافی را کشته در خبرگزاری فالس چاپ شده که در واقع ناخواسته گند زد به آن همه تحلیل های آبکی حسین شریعتمداری و آقایش.
متن دقیق تر این مصاحبه قبل از سانسور اینگونه بود:


- خودت را معرفی کن و بگو با کدام گروه اپوزیسیون در خارج ارتباط داری و بدستور کدام کشور استکباری و صهیونیستی آقای معمر قذافی عزیز را کشتی؟
- من سند الصادق العریبی ، متولد 1989 در شهر بنغازی و در محله‌ "حی الماجوری"؛ هم اکنون نیز ساکن این شهر هستم. تا کلاس سوم راهنمایی درس خواندم ، بعد از آن به‌ خاطر کهولت سن پدرم و فقیری خانواده‌ مجبور به‌ کار شدم و مدرسه‌ را ترک کردم.

- غلط کردی. بگو ببینم چرا نیروهای ناتو قذافی را کشتند؟
- من خودم قذافی را با همین کلت کشتم و در آنجا اصلا نیروهای ناتو نبودند.

- خب. پس تو گفتی که نیروهای ناتو قذافی را کشتند تا مبادا اسرار و مطالبی علیه غرب منتشر شود. درست است؟
- این دروغ است. من قذافی را کشتم چون خودم او را دستگیر کرده بودم و میخواستم او را به شهر خودم ببرم ولی یک گردان دیگر آمده بودند و می خواستند به شهر دیگری ببرند. ما سر این موضوع درگیر شدیم و هر گروه یک لنگ قذافی را گرفته بود و به سمت خود می کشید. من هم با شلیک یک گلوله کار را تمام کردم که دعوا بخوابد.

-خب. از حرف های شما برای ما معلوم شده که قذافی را نیروهای ناتو کشتند. شاید شما آن لحظه حواس ات پرت بوده و خیال میکردی که قذافی زنده است. درصورتیکه قبل از تو نیروهای ناتو قذافی را کشته بودند.
- نه بابا این چه حرفیه. من خودم قذافی را کشتم. این را مطمئنم.

- ای ناقلا. از چشم هایت معلومه که داری یک چیزهایی را پنهان میکنی. راستش را بگو قذافی را تو کشتی یا نیروهای استکباری؟
- والله بحضرت عباس من خودم قذافی را کشتم. چرا حرف نامربوط میزنید؟

- خیلی ممنون از وقتی که به ما دادید و پرده از کشته شدن قذافی توسط نیروهای غربی و رادیو بی بی سی و سران فتنه برداشتید.
- بابا برو خدا روزی ات را جای دیگر بدهد.
5 Responses
  1. ناشناس Says:

    HERE IS YOUR FRIEND!!


    http://www.youtube.com/watch?v=FoV2WkTkeZo&feature=player_embedded#!


  2. ناشناس Says:

    MUST SEE.

    http://www.youtube.com/watch?v=b0emonI7Wvc&feature=feedrec_grec_index


  3. ناشناس Says:

    سنگ پای آخوندی
    خبرگزاری رسا ـ حجت الاسلام سیدحسن ربانی مدیر مرکز خدمات حوزه های علمیه با تاکید براینکه مظلوم ترین و محروم ترین قشر جامعه، روحانیت هستند، اظهار داشت:روحانیان از حداقل های خدمات شهری محروم هستند از این رو باید به فکر تامین معیشت روحانیت با عزت و کرامت باشیم.

    از این جا بخوانید
    http://www.rasanews.ir/Nsite/FullStory/?Id=114193


    میخواستم چیزی در مورد این ادعای آقای مدیر مرکز خدمات حوزه های علمیه بنویسم، هرچه سبک سنگین و دودوتا چهارتاکردم نتونستم از بلاتکلیفی بیام بیرون.ناچار استخاره کردم بد اومد. پیش خودم گفتم لابد خیری در این ننوشتن است و یا شاید این ادعا درسته و من بی خودی- مثل اسپند روی آتش- بالا پائین می پرم تا ثابت کنم چرت و پرت است.

    با دقت تر خوندم و بدون حب وبغض- که در اینگونه مواقع به ناچار مخ آدم رو احاطه میکنه- فکر کردم، دیدم که بنده ی خدا یک جورایی حق داره.

    سی و دو ساله با هزار جور کلک و نیرنگ و کشت و کشتار ممکلت رو چاپیده‏اند ولی هنوزآخوند ها از حداقل خدمات شهری محرومند. نمونه های زیربه خوبی این محرومیت ها را نشان میدهند:

    -هر آدمی براحتی توی شهر میتونه کنار خیابون منتظر سوار شدن به یک وسیله‏ی نقلیه عمومی بایسته ولی یک آخوند اگر اینکار رو بکنه هزارتا فحش و متلک جوراجور نصیبش میشه.


    -هر آدمی میتونه شب ها سطل آشغال رو ببره سر کوچه بذاره ولی یک آخوند عمرن این کار از عهده اش بر نمیاد.

    -یک آدم میتونه راحت بره ساندویچی یا کافی شاپ ولی تصور دیدن یک آخوند در اینجور مکان ها قدری نامانوسه.

    - یک آدم میتونه باخانواده ویا دوستش بره تو پارک قدم بزنه ولی آیا یک آخوند میتونه براحتی اینکار رو بکنه.


    -یک آدم اگر توی خیابون دچار مشکلی بشه می تونه از عابران کمک بخواد ولی اگر این وضع برای یک آخوند بوجود بیاد دیگران نه تنها کمک نخواهند کرد بلکه حداقل متلکی که بهش میگن اینه "خوبش شد".


    - اگر خونه ی یک آدم آتش بگیره همه میان کمک که خاموشش کنند ولی اگه خونه یک آخوند آتش بگیره دل خیلی ها خنک میشه.

    اصلن یک آخوند میتونه مثل آدمها در شب ازدواجش با ماشین تو خیابون ها بچرخه و بوق بوق کنه؟ اصلن کسی از آدمها با آخوند ازدواج میکنه؟


    خلاصه، خوب که دقت کنیم می بینیم بیشتر مکان های عمومی در یک شهر با آخوند در تضاده. انگار همه جا دوربین مخفی کار گذاشته‏اند که هر فعالیتی که برای آدمها، عادیه برای آخوندها به نوعی عجیبه و در صورت بروز این فعالیت ها سریع فیلم و عکس و خبرش مخابره میشه و میشه خبر داغ.


    شاید همان بهترکه برای این موجودات عجیب و ناسازگار با محیط شهری فکری بشه و برگردند به اونجایی که بهش متعلق اند.


  4. ناشناس Says:

    نامه داوود رشیدی خطاب به فرج الله سلحشور

    جناب آقای سلحشور – که حتی اونقدر لایق نمی دونمت که بخوام بهت سلام کنم . به گواه بیش از ده سال فعالیت و نقد و مقاله نوشتن در حوزه سینمای خارجی ، هیچ وقت علاقه خاصی به سینمای ایران نداشتم و ندارم ! نه به بازیگر خاصی تعلق خاطر دارم و نه به کارگردان خاصی ! ( سینمایی که امثال تو و ده نمکی توش لقب کارگردان داشته باشن رو اصولا باید گِل گرفت ! ) این مقدمه رو برات چیدم ، که بدونی هیچ جوره نونم از توی این سینما در نمیاد که بخوام سنگش رو به سینه بزنم ، اما به اندازه موهای سرت فیلم دیدم و مقاله نوشتم و خوندم و مطالعه کردم در این حوزه ! پس حق دارم پاسخ اراجیفت رو ، حداقل در حد یک نوشته کوتاه بدم ! وقتی دیدم سینمای این مملکت رو به ” فاحشه خونه ” تشبیه کردی ، بدون اغراق تنم لرزید ! تنم لرزید که یه آدم باید سر چه سفره ای بزرگ شده باشه و چقدر بی شرافت و بی آبرو باشه ، که به خودش اجازه بده اینقدر راحت در مورد دیگران ، اون هم به این شکل کثیف و تهوع آور ، حرف بزنه ! امثال شما ، شرافت و آبرو رو خوردید و ته مونده هاش رو بالا آوردید ! امثال تو اگر توی خانواده هایی بزرگ شدند که چادر گذاشتن براشون ارزش بود و بس ، زن های سرزمین من ، توی خونواده هایی بزرگ شدن که بهشون یاد دادند ” انسان بودن ” بر همه چیز رجحان داره ! ( یعنی برتری داره ! اگر سوادت نمی کشه که این کلمات رو بفهمی ، توضیحات درون پرانتزها رو خوب بخون ! ) تو داری در مورد زن هایی صحبت می کنی که علیرغم همه محدودیت ها ، دارن توی این مملکت کار می کنند و سختی هایی می کشند که یه مرد ، هیچ وقت قادر به درکشون نیست ! زن هایی که عادت کردند به نگاه هرزه امثال تو به خودشون و مظلومانه ، درد می کشند و حرفی نمی زنند ! شنیدن این حرف ها از تویی که سابقه طولانی در مزخرف گفتن داری ، چندان هم عجیب نیست ! سریال یوسف پیامبر ( که بدون شک یکی از احمقانه ترین ، خوارترین و چندش آورترین ساخته های تمام تاریخ تلویزیون این مملکته ! ) برات باعث افتخاره ؟! این که دادگاه محکومت کرد و مقصر شناختت به دلیل ” دزدی ” از سناریوی کس دیگه ای چطور ؟! با چه رویی در مورد یکی از بهترین بندگان خدا ، سریالی ساختی که مواد اولیه اش رو از کس دیگه ای دزدیده بودی ؟! اونوقت چپ و راست مصاحبه می کنی و از الطاف خداوندی در مورد ساخت این سریال حرف می زنی ؟! خدایی که بخواد به تو لطف داشته باشه ، از نظر من لایق پرستش نیست ! خدایی که ” سرقت ” رو ستایش کنه ، از اون مدل خداهاست که فقط تو و امثال تو دارین و بس ! از این که سریالت ، پرطرفدارترین سریال تاریخ دنیاست گفتی !!! واقعا این حرف رو حتی لایق جواب دادن هم نمی دونم ! خودت اگر تونستی این جمله رو سه بار پشت سر هم تکرار کنی و قهقهه نزنی ، برام کفایت می کنه ! هفته قبل از این که اسپیلبرگ داره به خاطر رقابت با تو در مورد حضرت موسی فیلم می سازه گفتی ! این رو که گفتی ، دیگه حجت رو به من تموم کردی ! ( یعنی کلا فهمیدم با چه جور ابلهی سر و کار دارم ! ) کار تو از اعتماد به نفس و این حرف ها گذشته مردک ! در اسرع وقت ( یعنی خیلی سریع !!! ) به روانپزشک مراجعه کن ! ( اگر تونستی و دستت رسید ، مایلی کهن رو هم با خودت ببر که اونم بدتر از تو ، بدجوری دارو لازمه !!! ) از موضوع دور نشیم ! فاحشه خونه خطاب کردنِ این سینما ، شاید چندان هم بی جا نباشه ! سینمایی که امثال تو و ده نمکی توش لقب کارگردان داشته باشید ، بهتر از این هم نمیشه ! خودت حساب کن اگر این سینما فاحشه خونه باشه ، کسی مثل تو شغلش چیه این وسط ! ( ژتون اضافی داری ؟! ) در این سینما اگر فاحشه ای هم وجود داشته باشه ، به برکت وجود آدم هایی مثل شماست ! آدم هایی که فکر می کنند دنیا همیشه به همین شکل می مونه ! آدم هایی که نمی دونند روزی می رسه که باید پاسخگو باشند ! در محضر خدایی که کوچکترین خطایی در قضاوتش وجود نداره ! کلام آخر ، خطاب به همه زنان هنرمند سرزمین دوست داشتنیم ، به همه مادرها و همه اونهایی که انسانیت براشون مقدسه ، نه جنسیت : . گر هنرمند ز اوباش جفایی بیند تا دل خویش میازارد و درهم نشود سنگ بدگوهر اگر کاسه زرین بشکست قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود .


  5. ناشناس Says:

    MUST SEE. lammassab mesleh sagg dorogh migeh faghat.

    http://news.gooya.com/didaniha/archives/2011/10/130240.php


ارسال یک نظر