بوی عید نوروز - بوی شکوفه و سبزه - بوی بهار آزادی

تنها چیزی که از اصالت ایرانی بودنمان باقی مانده یکی زبان شیرین فارسی است و یکی هم همین عید نوروز. بقیه چیزها را یا مغولها از بین بردند و یا آخوندها. 
خارجیها به رسم و رسومهایی که از نیاکانشان به ارث برده اند افتخار میکنند و در ترویج آن کوتاهی نمیکنند ولو اینکه جنبه خرافاتی آنها کاملا روشن باشد مثل جشن هالووین. اگرچه خاستگاه هالووین خرافاتی است اما امروز باعث تفریح و تفنن جامعه است و کمتر کسی است که با آن مخالف باشد.
اما این آخوندها از زمانی که روی کار آمدند مراسم چهارشنبه سوری ما را به بهانه خرافاتی بودن از ما گرفتند. جشن مهرگان و شب یلدا و سیزده بدر را هم سعی کردند تغییر ماهیت بدهند. درعوض بجای این مراسم شادی آور و فرح بخش تا توانستند مراسم عزاداری امامان و ایل و طایفه آنها را پر رنگتر کردند. ایام فاطمیه ایام اعتکاف دهه محرم و اربعین حسینی و مراسم شبهای قدر و رمضان و غیره را آنقدر بها دادند و پررنگتر کردند که به تدریج خنده و شادی و حتی امید از میان ما رخت بربست و ما شدیم ملتی عبوس و سرخورده که برای هرچیز فوری آبغوره درمی آوریم.
اما با همه اینها تنها مراسمی که هنوز زورشان نرسیده از دست مردم بیرون بیاورند همین عید باستانی و اصیل نوروز است. مردم در نوروز احساس تازه ای دارند. بوی آمدن بهار را حس میکنند. به استقبال بهار میروند و خودشان را با شکوفه ها و جوانه زدن سبزه ها قاطی میکنند و همین باعث دمیدن روح امید و نشاط در آنها میشود. مردم به شوق سال جدید به هنگام تحویل سال آرزوها میکنند و امیدوار میشوند که با آمدن سال نو تغییر و تحول مثبتی در زندگیشان رخ دهد. اگرچه سالهاست که هر سال بدتر از سال قبل بوده است!

ما باید روی زنده نگه داشتن و پویایی اصالت و فرهنگ ایرانی خودمان تلاش کنیم. باید نوروز را همانگونه که بوده و هست برگزار کنیم و نه آنطور که سعی میکنند باشد. این خودش یک نوع مبارزه است با سردمداران حکومت مذهبی.

به امید آنکه سال جدید سال پایان یافتن بدبختیهای مردم ایران و تابیده شدن خورشید تابان آزادی و آبادانی بر این مرز و بوم دوست داشتنی باشد.