سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست و پنجم






image
خیانت آخوندها در دوران نهضت مشروطیت فقط در حوزه فکر و اندیشه باقی نماند بلکه منجر به قتل و کشته شدن بسیاری از ایرانیان وطن پرست گردید.
اما چرا بیشتر اخوندها با نهضت آزادیخواهی مردم مخالف بودند؟

ریشه مخالفت آخوندها با مشروطه این بود که آنها با وضع قانون توسط بشر مشکل داشتند زیرا خیال میکردند همه نیازمندیهای بشر در قرآن و حدیث و روایات هست و لذا مجلس قانونگذاری معنا ندارد و شرک است.
همین حرف را آخوندهای جمهوری اسلامی هم میزنند. اساسا ایجاد شورای نگهبان بر این باور استوار شد که قوانین اسلام برای زندگی کافی است و تشکیل مجلس و قانون گذاری توسط افراد یک امر تشریفاتی است. یعنی ما اگر تاریخ مشروطیت را به درستی خوانده بودیم هرگز در انقلاب 57 به آخوندها اعتماد نمی کردیم.
شیخ ابوالحسن نجفی مرندی یکی از مجتهدین دوره مشروطه بود. او در مخالفت با ایده مشروطه خواهی کتابی نوشت به نام " صواعق سبعه" که در آن کتاب با استفاده از تبدیل حروف ابجد به اعداد، سال 1324 هجری (سال اعلام مشروطیت) را مترادف " شدت فتنه" درآورده بود. همچنین به حساب ابجد کلمه " مشروطه" برابر بود با " مشرک". ( یعنی هردو این دو کلمه حسابشان به ابجد میشود 560)
در قدیم تصور عمومی اینگونه بود که حروف ابجد از اسرار و رموز خفیه است و برای اثبات یا نفی برخی مسائل از حروف ابجد بهره می بردند.
این مجتهد خرفت هم معتقد بود که بر طبق حروف ابجد، مشروطه و مشروطه خواهی مترادف با فتنه و شرک است.
یکی دیگر از کتابهای او که علیه مشروطه نوشته کتاب "دلائل براهین الفرقان" است که واقعا خنده دار است. او در این کتاب با استفاده از احادیث و روایات ثابت کرده که مشروطیت از علائم آخرالزمان است. او حتی درمورد مذمت روزنامه و راه آهن هم حدیث و روایت نقل کرده است.
او می نویسد:
" از جمله نتايج فاسده‌ي جرايد و روزنامه‌ها، ممنوع شدن مردم از تلاوت آيات قرآنيه و ذکر اخبار آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) و سلم است."!!
(ماشاالله آجوداني، مشروطه‌ي ايراني، ص 408)

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش بیست هشتم

سابقه خیانت آخوندها به ایران و ایرانیان- بخش سی و هشتم

روایتی دیگر