۱۳۹۰/۰۹/۰۹

بازی باخت باخت برای جمهوری اسلامی

باور کنید این روزها از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجم. شک ندارم نظام مقدس در سراشیبی بد اقبالی افتاده و هر روز خبرهای خوبتری را خواهیم شنید. چند تا نکته را بصورت خلاصه در این رابطه یعنی حمله اراذل و اوباش ذوب شده در ولایت به سفارت انگلیس بنظرم رسید که بد نیست برای شما هم بنویسم:
اول اینکه این قضیه ثابت کرد که رهبر فرزانه و مشاورینش به اندازه یک الاغ هم نمی فهمند. باور کنید این را از روی لج و دشمنی نمیگویم بلکه صد در صد بدان اعتقاد دارم. هر بچه کودکستانی هم اینقدر می فهمد که در شرایطی که همه دنیا داشتند مجازاتهای تحریم را برای این حکومت تنظیم میکردند بدترین چیز همان بود که به سفارتخانه یک کشور حمله کرد و همه دنیا را علیه این حکومت متحد نمود. اینها از روی خریت این آقایان است نه از روی تدبیر و تیزهوشی. 
در واقع معلوم شد که اینها هیچگونه تحلیل درستی از جهان و اوضاع و احوال داخلی و خارجی ندارند و همه کارهایشان مثل این کار از روی باد معده است. مثل این است که در بازی شطرنج در همان ابتدای بازی با یک حرکت احمقانه خود را در شرایط مات شدن قراد بدهی. برای من مثل روز روشن معلوم است که اینها مدیریت بحران بلد نیستند و زود شلوار خودشان را خراب میکنند.

مسئله دوم اینکه همه دنیا فهمید که جمهوری اسلامی قابل اطمینان نیست. اینها که به دیپلماتها در روز روشن حمله میکنند بعید نیست به یک قاچاقچی مکزیکی پول بدهند تا سر سفیر عربستان را زیر آب کند. چنین حکومت سرکش و چموشی که مقررات بدیهی بین المللی را رعایت نمیکند بطور حتم بعد از دستیابی به سلاح اتمی هم تبدیل به یک یاغی و راهزن تمام عیار خواهد شد. لذا بهتر است ترتیب این حکومت را همین الان بدهیم.

مسئله سوم این است که حمله به یک سفارت یعنی آغاز جنگ و تجاوز به حریم کشور دیگر. روشنفکرنماهای طرفدار جمهوری اسلامی یادشان باشد که جرقه شروع جنگ را جمهوری اسلامی زد و مسئولیت اتفاقات آینده نه با اسرائیل است و نه با امریکا. سر این فتنه دقیقا در بیت مقام مزخرف رهبری است. آقای گنجی و شرکای محترم! فردا نیایید و ننه من غریبم بازی دربیاورید. یادتان باشد این دسته گل آقاتون بود که اوضاع را به طرف جنگ و برخورد نظامی برد.

مسئله چهارم این است که این حکومت اینقدر بی آبرو و بی ریشه است که حمله به سفارت را به نیروهای معتقد به ولایت و یا بسیج و یا پاسدار نسبت نمی دهد بلکه با حقه بازی و کلاهبرداری آمده است از عنوان با هویت و بی پیرایه «دانشجویان» سو استفاده کرده است و این خود دلیلی است بر این مدعا که «دانشجو» در فرهنگ ما هویت و ریشه دارد ولی بسیجی و نیروهای ارزشی مورد تنفر عمومی قرار گرفته اند.
جا دارد در هفته آینده دانشجویان عزیز داخل و خارج کشور به دنیا نشان بدهند که دانشجوی ایرانی کیست. منتظر 16 آذر باشید. جوانان این مرز و بوم دوباره شگفتی آفرین خواهند بود.

۱۳۹۰/۰۹/۰۸

لطفا به سفارت زیمبابوه کاری نداشته باشید

دوستان عزیز! هموطنان گرامی! اینجانب برای یک سفر اضطراری دارم میروم زیمبابوه. امیدوارم برادران بسیجی کاری به سفارت این کشور افریقایی نداشته باشند و تا زمان برگشت اینجانب روابط دیپلماسی طرفین را گل آلود نکنند.
راستش از لحظه ای که این خبر را خواندم تصمیم گرفتم اگر آفتابه دستم هست بگذارم زمین و فورا خودم را برسانم به زیمبابوه.
امیدوارم ما هم مورد تجاوز خواهران بسیجی زیمبابوه ای قرار بگیریم.

۱۳۹۰/۰۹/۰۵

فرستادن کاوشگر ناسا به کره مریخ در راستای منحرف کردن جنبش وال استریت است

ای خدا لعنت بکند این رژیم آل اوباما را. این امریکایی های پدرسوخته پولهای مردم مستضعف امریکا را صرف فرستادن اسباب بازی به مریخ میکنند. ای خدا ما چقدر غصه بخوریم از دست جنایتهای امریکا؟
اون از حمله نظامی شان به عراق که صدام حسین بیچاره مظلوم را کشتند و مردم عراق را به خاک سیاه نشاندندو آن هم از کارشان در لیبی که مردم را از دست قذافی نجات دادند و به خاک سیاه نشاندند و این هم از عدم مداخله شان در اوضاع سوریه و یمن که انگار چشمانشان کور است و باباقوری گرفته و این همه جنایت را نمی بیند. حالا هم زمزمه حمله به مراکز نظامی جمهوری اسلامی عزیز و دوست داشتنی را دارند. ما باید هر جور شده با هم متحد بشویم و علیه امریکا با جنبش وال استریت ژورنال بیعت کنیم.

از نشانه های اصلی یک روشنفکر نمای ایرانی مقیم خارج کشور «غرب ستیزی» است. غرب ستیزی یعنی اینکه غرب هیزم تر به شما فروخته و ارث بابا بزرگ شما را بالا کشیده و یک لیوان آب هم رویش خورده است.
شما اگر میخواهید مثل ابراهیم نبوی و یا اکبر گنجی معروف شوید باید بتوانید علیه دنیای غرب و مخصوصا امریکا مقاله بنویسید و در رسانه های مختلف حرف بزنید. شما نباید در این راه اصلا خجالت بکشید. همینطوری دهانتان را باز کنید و علیه سیاستهای امریکای پدرسوخته سخنرانی کنید. ماشالله ماشالله بزنم به تخته در همین دنیای غرب اینقدر آزادی هست که شما بتوانید براحتی نمک را بخورید و علیه نمکدان شعار بدهید و هیچکس هم به شما کاری نداشته باشد.

شما باید فرض را بر این بگذارید که دور از شما - دور از شما- زبانم لال مخاطبان شما همگی خر تشریف دارند و اصلا متوجه مغلطه کاری های شما نمیشوند. سعی کنید روزی دو سه وعده یعنی قبل از صبحانه و نیمروز و قبل از خواب با مشتهای گره کرده علیه امریکا ده دقیقه با صدای بلند شعار بدهید و سیاستهای استکبار جهانی و امپریالیسم بین المللی را در منطقه محکوم کنید. کارتان نباشد که چی درست است و چی غلط. همیشه همه تقصیرات را بیندازید گردن امریکا.
مثلا اگر حاکمان جمهوری اسلامی خواستند بلند پروازی نظامی کنند و خودشان را به بمب اتمی مجهز کنند و آینده منطقه را بخطر بیاندازند و در این میان کشورهای غربی احساس خطر کرده بخواهند جلوی این دیوانه ها را بگیرند شما نباید مقصر اصلی این ماجرا را که جان مردم ایران و منطقه را بخطر می اندازد محکوم کنید بلکه باید یکراست بروید علیه سیاستهای امریکا از زمان کریستف کلمب و ماجرای سرکوب سرخپوستان امریکا تا جنبش وال استریت حرف بزنید.
اگر امریکا به مردم یک کشوری کمک کرد بگویید آها . بخاطر بالا کشیدن ذخایر نفتی آنجا بوده و الا آنها که دلشان برای مردم نسوخته و اگر امریکا بهر دلیلی مداخله نکرد و کاری به کار انجا نداشت بگویید: ای پدر سوخته ها! حتما دستتان با سردمداران توی یک کاسه است و بقول معروف امریکا با سردمداران آن کشور از بالا سلام و علیک دارد و از پایین رفت و آمد!

واقعا اگر امریکا نبود کاسبی دو دسته خراب میشد: یکی حاکمان نظام جمهوری اسلامی و دیگری روشنفکرنماهای مقیم خارج کشور.

۱۳۹۰/۰۸/۲۹

آموزش صحیح نقل و انتقال مهمات در پادگان های سپاه

نظر به اینکه بخش عمده ای از بیابان های اطراف تهران تبدیل به انبار مهمات و مواد منفجره گردیده است و از آنجایی که تاکنون برای نگهداری و نقل و انتقال مواد منفجره هیچگونه استانداری وجود ندارد و ما برای اولین بار در تاریخ بشریت داریم مهمات را ذخیره و آنها را نقل و انتقال میدهیم بنابر این لازم است موارد ایمنی این کار را خودمان تدوین نماییم تا مثل انفجار ملارد باعث نشود سی چهل نفر شهید بشوند و دل دشمنان اسلام را شاد نمایند.

1- توجه داشته باشید که انبار مهمات و مخصوصا سکوهای موشکهای دوربرد را در نزدیکی دو مکان پادگان ها نسازید. یکی در نزدیکی میدان تیر یعنی همانجایی که آموزش تیراندازی به سربازها میدهند و دیگری در نزدیکی توالت عمومی پادگان.
نزدیکی این دو مرکز سوق الجیشی خیلی خطرناک است. فرض بفرمایید یک سرباز چاق یا یک گروهبان گارسیایی مثل سردار فیروزآبادی بخواهد برود دست به آب و خدای ناکرده شب قبل هم خوراک لوبیا خورده باشد. آنوقت با اولین گوز همه موشکهای ولایت منفجر میشوند و دل آقا را به درد می آورند.
2- اگر خواستید مهمات را جابجا کنید مثلا موشکی را از اینطرف پادگان به آنطرف منتقل کنید باید یادتان باشد که هیچوقت به تنهایی این کار را نکنید. مثل موقع اسباب کشی که مثلا میخواهید یخچال فریزر خود را از روی وانت پایین بیاورید و به داخل ساختمان منتقل کنید از همسایه ها و عابرین بخواهید که بیایند داخل پادگان و سر موشکها را بگیرند و با احتیاط به محل جدید انتقال دهند. ضمنا مواظب باشید به دیوارهای پادگان نمالید و خدای ناکرده روی موشکها خط نیفتد.
3- هیچگاه در کنار انبار مهمات بساط منقل و بافور و خدای ناکرده باربی کیو و کباب درست کردن و اینجور اعمال خلاف عفت عمومی را راه نیاندازید چون این موشکها حساسند و هرآن ممکن است بترکند و کار دستمان بدهند.
4- از آنجایی که این موشکها مجهز به انواع و اقسام سنسورهای الکترونیکی هستند هر لحظه ممکن است یکی از این سنسورها تحریک شوند و باعث انفجار شوند. بنابر این برای جلوگیری از تحریک شدن سنسورها از نصب هرگونه عکسهای سکسی و عبور خانم های بی حجاب و اعمال خلاف شئونات اسلامی در نزدیکی موشکها شدیدا خودداری فرمایید.
5- انجام برگزاری مراسم سینه زنی و زنجیر زنی و قمه زنی در جوار مرقد مطهر موشکهای اسلام بلامانع است مشروط به آنکه منجر به منفجر شدن انبار مهمات نگردد.
6- اگر خواستید یک موشکی را امتحان کنید که کار میکند یا خیر اول بروید کاتالوگ و دستورالعملش را بخوانید و یا بدهید برایتان ترجمه کنند. همینطوری بدون مطالعه نروید با دکمه هایش ور بروید.
ضمنا سر موشک را بگیرد آنطرف تر که نیروهای خودی را شهید نکند.

۱۳۹۰/۰۸/۲۵

اولین باری که اسرائیل تبرئه شد

بالاخره نمردیم و دیدیم که برای اولین بار در تاریخ پس از انقلاب یک حادثه ای در ایران اتفاق افتاد که جمهوری اسلامی دخالت امریکا و اسرائیل را در آن انکار کرد!
همیشه تقصیر همه اتفاقات کوچک و بزرگ را نسبت میدادند به استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی اما این بار در مورد انفجار پادگان سپاه در ملارد میگویند: تقصیر اسرائیل و امریکا نیست. کار خودمان است. همش بخاطر بیعرضگی خودمان بود که موشکها منفجر شد.
ولی نمیدانم چرا امروز یکی از فرماندهان سپاه به اسرائیل گفته است که منتظر انفجارهای مشابه در اسرائیل باشید!
خب. اگر کار اسرائیلی ها نبوده پس این حرفها برای چیست؟

واقعیت امر این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم جنگ بین جمهوری اسلامی و جهان غرب شروع شده منتها در پشت درهای بسته!
این روزها دقیقا شبیه روزهای واپسین جنگ ایران و عراق است که امریکا بدون سر و صدا وارد کارزار شده بود که منتهی به نوشیدن جام زهر گردید.

اگر انفچار اخیر کار اسرائیلی ها و امریکایی ها بوده باشد باید بپذیریم که برخلاف هارت و پورتهای آقایون این نظام غیر مردمی چقدر ضربه پذیر است و نیروهای غربی تا کجاهای این نظام نفوذ کرده اند.
این امر نشان میدهد برخلاف انتظار عموم امریکا یا اسرائیل قصد ندارند مواضع جمهوری اسلامی را مثل عراق یا لیبی مورد حمله هوایی آشکار قرار دهند. آنها برنامه دارند که توان نظامی ایران را از کار بیاندازند. بعد اگر نیروهای داخلی توانستند اوضاع را در دست خواهند گرفت و اگر بخاری از مردم بلند نشد لااقل رژیم را مجبور به عقب نشینی در سیاستهای خود خواهند کرد.

بنظر من اگر جمهوری اسلامی در روزهای آینده یک عقب نشینی بزرگ نکند و چرخش یکصد و هشتاد درجه ای در سیاستهای خود ایجاد نکندهر روز ضعیف تر و ضعیف تر خواهد شد تا آنکه متلاشی شود.
چه ما خوشمان بیاید و چه بدمان بیاید. حالا هی بروید و به اسم روشنفکر نماها بیانیه صادر کنید. اینها فایده ای نخواهد داشت. دنیا برای از بین بردن این رژیم تصمیم خود را گرفته است. بیخودی خودتان را سنگ روی یخ نکنید و اینقدر برای این آخوندها لابی نکنید. 

۱۳۹۰/۰۸/۲۲

آقای گنجی! حرامت باشد آن همه دلواپسی که برای تو داشتیم

تا بحال من فکر میکردم دلیل اینکه جمهوری اسلامی کسانی مثل اکبر گنجی را آزاد گذاشته تا بیاید خارج کشور این بوده که میخواست از شر یک زندانی سیاسی سمج خلاص شود. مثل یک بچه تخس و شلوغی که مدیر مدرسه پرونده او را میدهد دستش و از مدرسه بیرونش میکند تا برود توی خیابانها ولگردی کند.
ولی این روزها که دارد بوی الرحمن نظام مقدس به مشام میرسد با کمال تعجب مشاهده کردم که این آقای زندانی سیاسی سابق چه تحرکاتی را علیه امریکا شروع کرده و برای بقای رژیم در حال سقوط جمهوری اسلامی دست به چه کارها که نمیزند.

الان دیگر من شک ندارم که جمهوری اسلامی دقیقا روی شخصیت این آدم کار روانشناسی و کارشناسی کرده و او را با اهداف خاصی به خارج کشور فرستاده تا ضمن نفوذ به عمق صفوف اپوزیسیون بتواند در مواقعی که خطر سقوط نظام جدی تر میشود از اینگونه افراد بعنوان ستون پنجم استفاده کند.

یک نکته را هم اضافه کنم که اصولا افرادی که مخالف حمله نظامی امریکا به جمهوری اسلامی هستند دو دسته اند:
- دسته اول کسانی هستند که دلشان برای ایران و هموطنانشان می تپد.  آنها از این می ترسند که مبادا افراد بی گناه کشته شوند و مملکت درب و داغون شود.
خب. من به این گروه حق میدهم که چنین احساسات و اعتقاداتی داشته باشند. این ابراز مخالفت آنها از روی تمایل به بقای جمهوری اسلامی نیست بلکه احساسات پاکی دارند و خیال میکنند که مردم داخل ایران یکروزی انقلاب خواهند کرد و خودشان حکومت را از داخل تغییر خواهند داد. البته برایشان مهم نیست که این پروسه چه مدت میخواهد طول بکشد؟ ده سال؟ بیست سال؟ پنجاه سال؟

اما دسته دوم کسانی هستند که تحت پوشش "نه به حمله نظامی"  میخواهند جمهوری اسلامی را از سقوط حتمی نجات بدهند. اینها با هرچیز که موجودیت نظام را به خطر بیاندازد مشکل دارند و الا دلیلی ندارد که حتی با تحریم های اقتصادی و مالی  که توان حاکمیت را تضعیف میکند هم به مخالفت برخیزند. تو اگر ریگی به کفشت نیست چرا با تحریم ها هم مخالفی؟؟

من حساب این دو گروه را از هم جدا میدانم. خصوصا دسته اول  که اعتقاداتشان از روی حس میهن پرستی است و قابل احترام.
البته اینها نمیدانند که مردم داخل ایران خودشان قادر نیستند این حکومت را از پای دربیاورند. این یک واقعیت است و نه تحقیر. این وضعیت فقط هم منحصر به مردم ما نیست. مردم عراق هم خودشان قادر نبودند صدام را پایین بکشند. مردم لیبی هم همینطور.
همه دیکتاتورها مثل محمد رضا شاه و یا حسنی مبارک آدم های باکلاسی نیستند که  صدای انقلاب مردم را بشنوند و قدرت را براحتی رها کنند و کنار بکشند. بعضی از دیکتاتورها تا نابودی کشور می ایستند و فقط با زور مجبور به کناره گیری میشوند.
تلفات و خساراتی که جمهوری اسلامی روزانه به ایران و ایرانی وارد میکند به مراتب ویران کننده تر از خسارات ناشی از مداخله نظامی است. وجود جمهوری اسلامی مثل وجود غده سرطانی در داخل یک بدن است که اگر آنرا همین امروز جراحی نکنی فردا خیلی دیرخواهد بود.

۱۳۹۰/۰۸/۲۱

برادران بسیجی برگردید انفجار نبود

میگن امروز در یکی از کوچه موچه های کرج کارگرها داشتند تیرآهن از روی تریلی خالی میکردند بسیجی ها فکر کردند اسرائیل حمله کرده گذاشتند فرار!
الاغ جان! تو که حتی نمی تونی زاغه مهمات خودت را حفاظت کنی چطور میخواهی نیروگاه هسته ای را حفاظت کنی؟؟

۱۳۹۰/۰۸/۱۷

من به این نتیجه رسیده ام که جمهوری اسلامی به سرمان هم زیادتر است

خدمت دوستان و هموطنان عزیز و مخصوصا آن 120 نفر باصطلاح روشنفکری که وظیفه ای جز حفاظت از جمهوری اسلامی ندارند عرض میکنم که : قبول! حرف شما درست! اصلا جنگ بد است. جنگ دمکراسی نمی آورد. جنگ باعث میشود همه عمران و توسعه ای که نظام مقدس در ظرف این سی ساله انجام داده از بین برود. جنگ باعث میشود در مملکت فرار مغزها صورت بگیرد. جنگ باعث میشود فضای سیاسی میلیتاری و نظامی شود و انتخابات آزاد صورت نگیرد. جنگ باعث میشود وضعیت حقوق بشر خراب شود و آزادیهای مردم سلب گردد و هزارتا دلیل دیگر...
خلاصه نه اینکه ماشالله کشور ما سرآمد پیشرفت و توسعه در منطقه است می ترسیم جنگ باعث شود ما به یک کشور عقب افتاده تبدیل شویم. مثل عراق و لیبی و افغانستان. مردم در زمان صدام از بالاترین استانداردهای زندگی و ازادیهای فردی و اجتماعی برخوردار بودند و امریکا الکی الکی به آنجا حمله کرد و مردم را انداخت توی بدبختی. 
خدا نکند امریکا به ایران حمله کند و زبانم لال جمهوری اسلامی از بین برود. آنوقت مردم از بدبختی و فلاکت  چه خاکی توی سر خودشان بریزند؟؟

از امروز من طرفدار پر و با قرص شما هستم و هر کس خواست طرفداری از مداخله نظامی بکند چنان میزنم توی دهانش که بچسبد به دیوار!
ما ناسلامتی روشنفکران این جامعه هستیم و نباید بگذاریم مردم از دست نظام مقدس جمهورسی اسلامی راحت بشوند. ما که نمیخواهیم مثل لیبی بشویم که اراذل و اوباش چاقو کردند توی ماتحت رهبر معظم شان.
همین جمهوری اسلامی از سرمان هم زیاد است. خلایق هر چه لایق!

۱۳۹۰/۰۸/۱۵

چرا ما ایرانیان خارج از کشور از هم فرار می کنیم؟

من در مورد وضعیت ایرانیان ساکن دیگر کشورها خبری ندارم ولی  واقعا نمی توانم درک کنم چرا ایرانیان مقیم کانادا وقتی توی خیابان یا توی مال و فروشگاهها هموطنانشان را از دور می بینند فورا به بچه شان میگویند: هیس! ... ایرانیه ها!
بعد در حالیکه زیر چشمی همدیگر را برانداز میکنند به هنگام عبور از کنار هم سکوت میکنند تا طرف متوجه نشود که اینها هم ایرانی هستند و داشتند فارسی حرف میزدنند. گاهی عده ای از همین هموطنان عزیز با همان لهجه شیرین فارسی شروع میکنند با بچه شان انگلیسی بلغور کردن که مثلا به شما بفهمانند که «خارجی» هستند و تصور شما در مورد اینکه طرف ایرانی است اشتباه بوده است!
البته همیشه در همه جا استثناء وجود دارد ولی نمیتوان وجود این ناهنجاری را انکار کرد.

من دلیل واقعی این ناهنجاری را هنوز در هیچ مقاله و نوشته ای نخوانده ام ولی مطمئن هستم که قبل از انقلاب این بیماری در بین ایرانیان وجود نداشته است و آنچه که از بزرگترها شنیده ام ایرانی ها سابقا وقتی همدیگر را در غربت پیدا میکردند برخورد بسیار صمیمانه و گرمی با یکدیگر داشتند و سعی میکردند سنگینی آوار غربت را با همدلی و همزبانی سبکتر کنند.

حدس میزنم دلیل اصلی این ناهنجاری در واقع پیامدهای انقلاب اسلامی 57 و جابجایی قدرت در بین طبقات اجتماعی ایران در طول سی سال گذشته باشد که طبقه متوسط شهرنشین از صحنه سیاسی کشور حذف شد و در واقع بحران هویت بصورت یک بیماری مسری به همه ما سرایت کرد.
آدمهای لایق خانه نشین شدند و آدمهای نوکیسه سرمایه های کشور را غارت کردند و حالا آمده اند خارج کشور تا از قافله عقب نمانند. ما ملتی هستیم که از همدیگر زخم خورده ایم و این نظام و حکومت هر روز نمک بر این زخم پاشید تا کار به جایی رسیده که با غریبه ها بیشتر از هموطنانمان احساس قرابت و امنیت می کنیم.
بخاطر این است که وقتی همدیگر را می بینیم از یکدیگرفرار میکنیم و ترجیح میدهیم خود را خارجی به یکدیگر قالب کنیم!

۱۳۹۰/۰۸/۱۲

آزادی مهمتر است یا منافع ملی؟

وقایع اخیر در لیبی این سوال را در ذهن ایجاد میکند که دخالت دادن بیگانگان برای رسیدن به آزادی کار درستی است یا خیر؟
بنظر من نگرش انسانها به زندگی و میزان خواسته ها و نیازهای اجتماعی و مخصوصا آزادی های فردی آنها بر همه چیز الویت پیدا کرده است.
برای انسان قرن بیستم بهره مندی از یک جامعه آزاد که در آن آزادیهای شخصی اش محترم شمرده شود بیشتر از ذخائر نفتی و معادن زیر زمینی کشورش اهمیت دارد. بی جهت نیست مردمان کشورهای توسعه نیافته خانه و کاشانه خود را ترک میکنند و به دور ترین نقاط کشورهای توسعه یافته میروند تا بقول خودشان یک زندگی آرام و آزادی داشته باشند و کسی کاری به کارشان نداشته باشد.

من فکر میکنم مردم لیبی با خودشان این محاسبه را کرده اند که دیگی که برای آنها نجوشد بگذار کله سگ در آن پخنه شود!
وقتی که شما همه ازادیهای فردی و اجتماعی ات را از دست داده ای چه فایده ای دارد که ذخاثر نفتی کشورت به دست بیگانگان نیفتاده است و فقط صرف عیش و نوش قذافی و خانواده اش میشود.
مردم میخواهند زندگی کنند. برایشان سخت است دیگران دیکته کنند که چه چیزی را دوست داشته باشند و از چه چیزی بدشان بیاید. چه دینی را داشته باشند و چه عقیده ای را قبول نداشته باشند. مردم میخواهند یک زندگی برخوردار از حداقل  امکانات ابتدایی اجتماعی را داشته باشند. چه فایده ای دارد زیر پایشان چقدر ثروت خوابیده ولی آنها حق داشتن یک رای را هم نداشته باشند.

اگر فرض کنیم که نیروهای ناتو آمده اند تا دخایر نفتی و غیر نفتی لیبی را چپاول کنند باز هم از منظر یک شهروند لیبیایی آزادی و رهایی از سلطه یک نظام دیکتاتور و زورگو شیرین تر از مرگ تدریجی در شرایط سابق است.
خلاصه اینکه بیشتر مردم بیش از هر چیز به آسایش خود و خانواده شان و بهره مندی از مواهب تمدن فکر میکنند و میگویند گور بابای مملکتی که جز بدبختی و فلاکت هیچ چیز دیگری برای ما ندارد.
یک دوستی هر وقت که قیمت فروش نفت در بازارهای بورس بین المللی بالا میرود خوشحال میشود و میگوید بگذار حال این امریکایی های پدرسوخته جا بیاد!
به او گفتم: آدم کم عقل! اصلا فرض کن قیمت نفت بشود بشکه ای هزار دلار. به من و تو چی میرسد؟ غیر از این است که میزان اختلاس ها بیشتر میشود؟ و آنچه را هم که اختلاس نمیشود آخوندها صرف عربهای گردن کلفت حماس و لبنان و سوریه میکنند. بقیه اش را هم صرف زدودن فرهنگ ایران و ایرانی میشود. پس گور پدر این نفت که چیزی جز دود و دی اکسید کربن از آن به ما نرسید.

۱۳۹۰/۰۸/۰۸

کاش من هم یک شیت رضایی بودم/امام خمینی

در پی انگشت کردن دو بازیکن فوتبال در لیگ داخلی اظهار نظرهای مختلفی در این باره در خبرگزاری فارس منعکس شده که تعدادی از آنها از این قرارند:

«کاش من هم یک شیت رضایی بودم» امام خمینی
«اگر قرار باشد بین نصرتی و شیت رضایی یکی را انتخاب کنیم باید شلوارمان را دربیاوریم» مقام معظم رهبری
«من که گفته بودم در ایران آزادی مطلق وجود دارد. ملتها باید از ما الگو بگیرند» دکتر احمدی نژاد
« بیداری اسلامی به استادیوم های ورزشی رسید»حسین شریعتمداری
« مسئولین از این حادثه برای تلطیف فضای سیاسی کشور استفاده کنند» سید محمد خاتمی
« ما حوادث و اتفاقات ایران را بدقت زیر نظر داریم» هیلاری کلینتون
« در جمهوری اسلامی هیچکس به هم انگشت نمیکند بلکه این امریکاست که به همه انگشت میرساند. من خودم در جنبش وال استریت مورد تجاوز انگشتی امریکا قرار گرفتم» روشنفکرنماهای اپوزیسیون

۱۳۹۰/۰۸/۰۶

آهای ملت! از امروز به بعد من طرفدار رضا پهلوی هستم

آهای ملت! من خسته شدم از دست این جماعت مخالف جمهوری اسلامی در خارج کشور که عمدتا اهل حرف هستند و عملگرا نیستند. این جماعت نشسته اند و با تحلیل های آبدوغ خیاری خودشان ملت را از دچار شدن به سرنوشت عراق و لیبی می ترسانند. هم مخالف اعمال تحریم های بیشتر علیه جمهوری اسلامی اند و هم مخالف عملیات نظامی علیه این حکومت. ضمنا اگر امریکا و دیگر کشورهای غربی پرده از توطئه عملیات تروریستی برون مرزی این نظام در امریکا برمی دارند باز این خود اپوزیسیون ایرانی هستند که بعنوان  وکیل و وصی چمهوری اسلامی در خارج کشور این اتهامات را حاشا می کنند و میگویند به جمهوری اسلامی نمی خورد از این کارهای بی تربیتی بکند.
بجان شما ما مانده ایم که اینها با ما هستند یا با آنها.
آقای پهلوی دمت گرم. برو جلو هوایت را داریم ولی خداوکیلی اینقدر هی نگو من با حمله نظامی علیه این حکومت مخالفم. بگذار لااقل ترس حمله نظامی خواب خوش را از این عوضی ها بگیرد.

۱۳۹۰/۰۸/۰۱

مصاحبه ای که گند زد به هیکل کیهان

روزنامه کیهان روز گذشته سرمقاله ای را با امضای حسین شریعتمداری چاپ کرد که در آن سعی شده بود کشتن قذافی را به گردن امریکا و نیروهای ناتو و عوامل نفوذی سیا و موساد و سران فتنه بیاندازد.
بنظر من وقتی یک مقاله ای به امضای حسین شریعتمداری چاپ میشود می توان حدس زد آن را سیدعلی خامنه ای نوشته باشد. یعنی درواقع حسین شریعتمداری اسم مستعار سیدعلی خامنه ای است. شاهد این ادعا هم کپی برابر اصل بودن این گونه مقالات توهم زا با پرت و پلاهای مقام مزخرف رهبری که عمدتا تحلیل هایش از روی باد معده است و همیشه تقصیرات را به گردن دشمن می اندازد می باشد.

 در روزهای اخیر جمهوری اسلامی چند تن از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی خود را تحت پوشش خبرنگار به لیبی فرستاده تا شاید از زیر زبان یکنفر مطلبی- خبری- تحلیلی- چیزی علیه نیروهای غربی بیرون بکشد و آنرا در بوق و کرنا بکنند و پیراهن عثمان درست کنند. به همین منظور مصاحبه ای با آن سربازی که قذافی را کشته در خبرگزاری فالس چاپ شده که در واقع ناخواسته گند زد به آن همه تحلیل های آبکی حسین شریعتمداری و آقایش.
متن دقیق تر این مصاحبه قبل از سانسور اینگونه بود:


- خودت را معرفی کن و بگو با کدام گروه اپوزیسیون در خارج ارتباط داری و بدستور کدام کشور استکباری و صهیونیستی آقای معمر قذافی عزیز را کشتی؟
- من سند الصادق العریبی ، متولد 1989 در شهر بنغازی و در محله‌ "حی الماجوری"؛ هم اکنون نیز ساکن این شهر هستم. تا کلاس سوم راهنمایی درس خواندم ، بعد از آن به‌ خاطر کهولت سن پدرم و فقیری خانواده‌ مجبور به‌ کار شدم و مدرسه‌ را ترک کردم.

- غلط کردی. بگو ببینم چرا نیروهای ناتو قذافی را کشتند؟
- من خودم قذافی را با همین کلت کشتم و در آنجا اصلا نیروهای ناتو نبودند.

- خب. پس تو گفتی که نیروهای ناتو قذافی را کشتند تا مبادا اسرار و مطالبی علیه غرب منتشر شود. درست است؟
- این دروغ است. من قذافی را کشتم چون خودم او را دستگیر کرده بودم و میخواستم او را به شهر خودم ببرم ولی یک گردان دیگر آمده بودند و می خواستند به شهر دیگری ببرند. ما سر این موضوع درگیر شدیم و هر گروه یک لنگ قذافی را گرفته بود و به سمت خود می کشید. من هم با شلیک یک گلوله کار را تمام کردم که دعوا بخوابد.

-خب. از حرف های شما برای ما معلوم شده که قذافی را نیروهای ناتو کشتند. شاید شما آن لحظه حواس ات پرت بوده و خیال میکردی که قذافی زنده است. درصورتیکه قبل از تو نیروهای ناتو قذافی را کشته بودند.
- نه بابا این چه حرفیه. من خودم قذافی را کشتم. این را مطمئنم.

- ای ناقلا. از چشم هایت معلومه که داری یک چیزهایی را پنهان میکنی. راستش را بگو قذافی را تو کشتی یا نیروهای استکباری؟
- والله بحضرت عباس من خودم قذافی را کشتم. چرا حرف نامربوط میزنید؟

- خیلی ممنون از وقتی که به ما دادید و پرده از کشته شدن قذافی توسط نیروهای غربی و رادیو بی بی سی و سران فتنه برداشتید.
- بابا برو خدا روزی ات را جای دیگر بدهد.

۱۳۹۰/۰۷/۳۰

نصیحتی به مردم ایران: وقتی خامنه ای را به دام انداختید فورا او را نکشید

من اصلا دلم نمی خواهد خامنه ای را هم مثل قذافی بدون محاکمه بکشند. آرزو می کنم او را زنده دستگیر کنند تا در دادگاه حاضر شود و در مورد بسیاری از جنایات دوران زمامداریش پاسخگو باشد. بالاخره مردم ما باید بدانند که چه کسی دستور داد در انتخابات تقلب بشود. درآمدهای نفتی چگونه غیب شد و در کجا  و چه کشورهایی هزینه  گردید. راز و رمز ترورها و قتل های زنجیره ای و حتی ترور دانشمندان هسته ای و اساتید دانشگاهها و هزاران مورد دیگر باید معلوم شود.
ضمنا باید مدتی او را به زندان اوین انداخت تا طعم حبس انفرادی را بچشد. باید او را در تلویزیون آورد تا هرشب بعد از اخبار برنامه اعترافات واقعی داشته باشد.
بنظر من بدترین شکنجه برای مقام عظما این است که او را مجبور کنیم یک جمله بدون بکار بردن کلمه " دشمن" بگوید.  باور کنید از غصه دق میکند و خود بخود به درک واصل میشود.

۱۳۹۰/۰۷/۲۶

بخاطر نجات بشریت لطفا از بیخ ختنه کنید

 آن زمانی که نوجوان بودیم توی اخبار می شنیدیم و یا در نشریات می خواندیم که کل جمعیت جهان چهار میلیارد نفر است. دو سه شب پیش توی اخبار شنیدم که می گفت جمعیت جهان در حال حاضر در حدود هفت میلیارد نفر شده است یعنی سه میلیارد نفر ظرف همین سی چهل سال گذشته به جمعیت کره زمین اضافه شده است.
خب. اگر با همین روند رشد جمعیت ادامه پیدا کند در آینده نه چندان دور واقعا چه محشری خواهد شد. جای سوزن انداختن نخواهد بود. مخصوصا که منابع و امکانات زیستی در کره زمین نامحدود نیست. مشکل آب - غذا- مسکن- امنیت و شغل و هزاران مسئله دیگر در آینده نزدیک بحرانی میشود.
بنابر این باید یک فکری برای زندگی در روی کره زمین کرد.
بدبختی اینجاست که کشورهایی که در فقر دست و پا می زنند تولید مثل شان بیشتر است. توی سومالی مردم دارند از بی آب و غذایی می میرند بعد با کمال تعجب می بینیم زرت و زرت بچه توله پس می اندازند. آخه یکی نیست بگوید تو خودت داری از گرسنگی میمیری بعد هفت هشت تا بچه تولید میکنی که چی؟؟
بنظر من باید علما یک حکم حکومتی بدهند تا موقع ختنه پسرها سرمایه اسلام را از بیخ بیخ ببرند.
راه حل دیگر این است که خانم ها اجازه ندهند آقایان بیشتر از چشمک زدن و ماچ کردن (آنهم از روی لپ) کار دیگری بکنند.

۱۳۹۰/۰۷/۲۴

تا وال استریت رسیدن یک یا حسین دیگر

وال استریت باید  آزاد شود (امام خمینی)

این مکالمه  بین دو برادر بسیجی در یکی از روستاهای دورافتاده ایران صورت گرفته است:

- آهای برادر نقل علی! تو که مرتب میروی شهر و برمیگردی بگو ببینیم این وال استریت که میگن چیه؟
- ها!... مگر خبر نداری؟ لااقل برو یک صفحه فیس بوک برای خودت باز کن ببینی دنیا چه خبره.
وال استریت یکی از شهرهای امیرکاست که مال مسلمان هاست و باید آزاد شود.
- یعنی وال استریت هم مثل قدس قبله سوم ما مسلمانهاست؟
- از آن هم مهمتر است. ببین اگر وال استریت  سقوط کند اوباما هم مثل شاه فرار میکند میرود خارج. بعد توی امریکا جمهوری اسلامی درست میشود و ما میرویم آنجا سردار میشویم و حسابی وضع مان توپ توپ میشود.
الان همه شهرهای دنیا برای وال استریت تظاهرات است به غیر از شهرهای ایران.

- خب چه عیبی دارد ما هم بریزیم توی خیابان ها و از قیام وال استریت حمایت کنیم؟
-  ها!... تو هم می خواهی «فتنه وال استریت» راه بیاندازی پدرسوخته! یک دقیقه همین جا بمان تا بروم اون شیشه نوشابه را با خودم بیاورم!

۱۳۹۰/۰۷/۲۰

امام زمان از وال استریت ظهور می کند

بر اساس جدیدترین احادیث و روایات معتبر امام زمان از وال استریت ظهور خواهد کرد و با شمشیرش به بازار بورس نیویورک حمله می کند و همه اوراق بهادار را پاره پوره کرده و میزند کامپیوترها را لت و پار میکند. سپس از آنجا حرکت کرده به سمت واشنگتن دی سی می رود و در آنجا با برادران و اصحاب سپاه قدس نماز جماعت بجا آورده و سپس به درب منزل سفیر عربستان میرود و سر از بدن آن نانجیب جدا می کند.

بعد به سمت بلاد لوس آنجلس و سانفراسیسکوعزیمت میکند. درآنجا ابتدا به کنسرت خوانندگان لوس آنجلسی میرود و دلی از عزا درمی آورد و بزن و برقص و صفا تا صبح.
در روایات آمده است که شخصی به نام آرنولد با حضرت بیعت می کند و در رکاب ایشان قرار می گیرد و دو نفره همه را از دم با شمشیر و مشت و لگد و پنجه بکس و باتوم و شیشه نوشابه می گذرانند و بدین ترتیب اسلام  همه دنیا را خواهد گرفت.

روایت تکمیلی:
طبق آخرین روایتی که همین لحظه به دفتر این وبلاگ رسیده آقای آرنولد مشارکت خود را در این خون و خونریزی تکذیب می کند و میگوید: بحشرت عباس ما غیر از فیلم های هالیوودی در هیچ عملیات بزن و بکش دیگری شرکت نداشته ایم.

۱۳۹۰/۰۷/۱۹

بصیرت عظما به گاف رفت

این ماجرای دستگیری دو تن از وابستگان رژیم جمهوری اسلامی در امریکا به اتهام عملیات تروریستی در واقع مشت محکمی بود به دهان یاوه گوی مقام عظما و دستمال بدست های سپاه پاسداران.
یادتان می آید یکی دوسال پیش یعنی زمانی که دو سه تا جوان امریکایی در کوههای مرزی ایران و عراق و آنهم در داخل خاک عراق توسط نیروهای سپاه قدس ربوده شدند و به اتهام ورود غیر قانونی به خاک ایران بازداشت شدند تا اهرم فشاری باشد علیه حکومت امریکا این جوجه بسیجی ها و سرداران سپاه با چه شور و شعفی به این عملیات آدم ربایی شان می بالیدند و این موفقیت را مرهون رهبری داهیانه مقام مزخرف رهبری و بصیرت والای ایشان می دانستند.
این چند سال گذشت و بالاخره امریکا با صبر و شکیبایی و نهایتا با پرداخت یکی دو میلیون دلار آنها را آزاد کرد و قضیه تمام شد ولی منتظر بود تا حسابی تلافی کند.
بنظر من امریکا با دستگیری این دو نفر وابسته به نیروهای سپاه بازی را برده و حالا نوبت مقام عظماست که خربزه ای که چند سال پیش کوفت کرده الان پای لرزش هم بنشیند.

راه اندازی سایت مشروطه

برای خواندن مطلبی درباره دروغگویی روحانیون از وبسایت مشروطه دیدن فرمایید. لینک اینجا