شُله زرد غنی شده:

باور کنيد اين خارجی ها از دَم دروغگو و حقه بازند. از اون بچه کوچيک شون گرفته تا اون دانشمند و مخترع شون دروغ و چاخان ميگن. من نه تنها ميگم که هالوکاست دروغ بوده بلکه ميگم اصلا سفرهای مارکوپولو و اکتشافات کريستف کلمب و تثوری های انيشتين یه مشت حرف مفته و دروغ محض. اينها همه نقشه های صهيونيستهاست برای اينکه ذهن ما را مشغول اين چيزها کنند و اون وقت خودشان برند به روستاهای صبرا و شتيلا حمله کنند. خدا لعنت کنه همه اون دبيرهای فيزيک و شيمی غربزده ما رو که اين فرمولهای دروغين شيمی و فيزيک رو به ما ياد دادند و باعث گمراهی ما شدند.

آقا اصلا کی گفته يک ملکول آب از دو اتم هيدروژن و يک اتم اکسيژن تشکيل شده؟ آخه کدوم عقل سالمی اين حرف رو باور ميکنه؟ اگه اينطوری بود شما بايد موقع خوردن يه ليوان آب خنک مزه هيدروژن و اکسيژن رو در دهان خودتون حس میکردید. من از شما می پرسم آيا تا بحال از خوردن آب چنين حسی رو داشته ايد؟ معلومه که نه.

بقيه چيزها هم همينطوره. همه اين فرمولهای فيزيک و شيمی استعماريه. اينها رو فقط برای گول زدن من و شما درست کردند. اين دروغ ها رو باور نکنيد.

ديروز يه اتفاقی افتاد که اگر من با چشم خودم نديده بودم باور نميکردم. آقا جون! سر ملت ايران رو کلاه گذاشتند. کی گفته با تزريق گاز اورانيوم داخل سانتريفوژ ميشه اورانيوم غنی شده توليد کرد و انرژی هسته ای و بمب اتمی ساخت. همه اينا کشکه! همه این حرفا دروغه! اصلا اورانيوم مگه غنی ميشه؟ همه این چیزا کلکه. اصلا چنين چيزی امکان نداره.

ديروز آقای آقازاده (رئيس سازمان بمب اتمی ايران) به من زنگ زد و گفت: گاو مون زایيد!

پرسیدم: مگه توی سازمان انرژی اتمی گاوداری بازکرده بوديد؟

گفت: نه بابا. منظورم اينه که اين خارجی ها به ما کلک زدند. ما گاز اورانيوم رو تزريق کرديم توی سانتريفيوژها و بعد از گذشت چند شبانه روز با کمال تعجب ديديم بجای توليد کيک زرد برامون شله زرد درست کرده!

با شنيدن اين خبر، با خودم گفتم: ای دل غافل! ديدی چی شد؟ حالا چجوری با شله زرد بمب اتمی درست کنيم؟ چجوری اسرائيل رو از روی نقشه حذف کنيم؟

فورا خودم رو به نطنز رسوندم. ديدم همه عزا گرفته اند و دارند گريه ميکنند. گفتم بريد کنار تا خودم ببينم. همينکه در اون بشکه رو کنار زدم چشمتون روز بد نبينه! ديدم تا چشم کار ميکنه شله زرد توليد شده. انالله و انا اليه راجعون. خدايا ما اين غم و مصيبت را با خود بکجا ببريم؟ من هم نشستم کنار اون بشکه شله زرد کمی اشک ريختم. بعد از نيم ساعتی که گذشت و برام آب گرم نبات و گلاب آوردند و کمی حالم جا اومد دستور دادم حالا که کار به اينجا رسيده بهتره يه گونی شکر هم داخل سانتريفوژها بریزند تا طعم شله زرد غنی شده شيرين بشه. قراره از فردا اين شله زرد نذری رو به در خونه همه مردم تقسيم کنيم تا لااقل بجای اين همه پول نفت رو که خرج وسايل هسته ای کرديم يه بشقاب شله زرد به سر سفره مردم برده بشه.

(برگرفته از دفترچه خاطرات رئيس جمهور)

0 Responses

ارسال یک نظر