۸ مارس٬ روز چهانی مبارزه با استعمال «زن» گرامی باد

«زن» خیلی چیز خوبیه ولی خدا نکند که آدم را معتاد کند. فیل را از پا می‌اندازد چه برسد به ما یک موجود فسقلی.
بچه که بودم٬ یک همسایه‌ای داشتیم که چند تا پسر و دختر دم بخت داشتند. پسرها همه رشید و تنومند٬ ولی دخترها همه قلمی و نازک نارنجی.
چند سال که گذشت٬ همه آنها ازدواج کردند و هر از گاهی برای دیدن خانواده‌ می‌آمدند. قیافه‌ها دیدنی بود. همه اون دخترهای قلمی شکمشان زده بود بیرون و حسابی چاق و تپل شده بودند اما اون پسرهای چهار شانه و تنومند همگی لاغر و مردنی بودند عین معتادها دولا دولا راه میرفتند.
با دیدن اون وضعیت اسف بار من تصمیم گرفتم هروقت بزرگ شدم٬ هرگز لب به «زن» نزنم و دور و بر این چیزای مخدر و خانمانسوز نروم.
ولی حیف که نشد... امان از دست رفیق بد. کمر درد داره میکشه ما رو.
لامصب٬ درمان هم نداره. هربار ترک کنی باز دوباره گرفتارش میشی.
امان از دست این زن.

0 Responses

ارسال یک نظر