من اگر رئیس جمهور بودم:

خدا را چی دیدی؟ شاید دری به تخته خورد و شما یکروز صبح از خواب بیدار شدید و دیدید که ما رئیس جمهور شده ایم. واقعا چه کیفی داره‌ ها؟

اولین کاری که میکنم این است که با یک مینی بوس میروم خیابون جردن. مینی بوس را توی یک کوچه خلوتی پارک میکنم و خودم میام سر خیابون. خوب به جمعیت نگاه میکنم. از میان دخترها و پسرهای جوان که در حال عبور هستند٬ آنهایی را که وضع حجاب‌شان خوب نیست و اصلا شئونات اسلامی را رعایت نمیکنند را انتخاب میکنم و به‌زور می‌اندازم توی مینی‌بوس. وقتی که پر شد یکراست آنها را می‌برم ساختمان ریاست جمهوری.

در آنجا برایشان یک سخنرانی جانانه‌ای می‌کنم و میگویم امروز نجات ایران در دست شما جوانان این مرز و بوم است. باید میهن پرستی خودتان را اثبات کنید و هرکاری برای پیشرفت مملکت خودتان بر‌می‌آید انجام دهید. من کابینه خودم را از میان شما جوانان قرتی انتخاب میکنم و در پایان هر کدام از آنها را وزیر یک جایی میکنم.

از آنجایی که اعتقاد دارم تازمانی که شکم مردم ما سیر نشده٬ حرفهای دیگر بی‌اثر خواهد بود٬ اولویت را به تهیه مایحتاج اولیه مردم می‌دهیم. مهمترین وظیفه هر دولت این است که دسترسی این چیزهای اولیه زندگی مردم را فراهم کند. نه اینکه در طول سی سال٬ همیشه یک چیزی توی این مملکت بعنوان کالای کیمیا قلمداد شود. یکروز سیب زمینی٬ یکروز شکر٬ یکروز برنج٬ یکروز نان٬ یکروز ماست و غیره.
لذا یک وزارتخانه‌ای درست میکنیم به نام وزارت سیب زمینی. به این جوان برومند و قرتی کشور میگویم پول فروش یکروز نفت را به وزارتخانه تو اختصاص میدهم تا تو از داخل و خارج کشور سیب زمینی بخری و بریزی توی بازار. اینقدر سیب زمینی بریز توی بازار که مردم کلافه بشوند.
یک وزارتخانه دیگری درست میکنم به نام وزارت امور تخم مرغ. پول یک روز فروش نفت را هم میدهم به این وزارتخانه تا از زمین و هوا برای این مردم تخم مرغ تهیه کند.
همینطور در نظر بگیرید وزارتخانه‌های مختلف مثل وزارت گوجه فرنگی٬ وزارت شیر و لبنیات و غیره.
البته در کنار این کارها٬ به رادیو تلویزیون را هم میدهیم دست گوگوش و لیلا فروهر و نوش آفرین و بقیه. از صبح تا شب بزنند و برقصند و قر بدهند تا یه خورده روحیه مردم بالا بره.

خب. وقتی که شکم مردم سیر شد و از حالت نوامیدی و افسردگی بیرون آمدند تازه کم کم به این فکر می‌افتند که چرا سی سال گذشته وضع ما اینگونه نبود. چرا پول‌های نفت این مملکت٬ بجای اینکه صرف تهیه مایحتاج اولیه زندگی شود صرف غنی سازی اورانیوم و موشکهای شهاب و کمک به بازسازی لبنان و حماس میشد.
توی این شرایط است که دیگر مردم به هیچ چیز غیر از یک نظام سکولار و مردمی قانع نخواهند شد. مردم راهشان را پیدا خواهند کرد و مثل بقیه کشورهای دنیا زندگی عادی خودشان را خواهند کرد.
0 Responses

ارسال یک نظر