چهل سال بعد در چنین روزهایی:


(این فقط یک طنز و شوخی است و در واکنش به بعضی از راهکارهای خنده‌دار مبارزاتی برخی از دوستان نوشته شده که خیال می‌کنند یک رژیم خونریز و وحشی را میتوان با روشهای پیش پا افتاده سرنگون کرد)

فرض کنید چهل سال بعد٬ یک جوان وبلاگ نویس ایرانی در مورد مسائل کشورش مطلبی نوشته و آنرا در وبلاگش قرار داده و دوستانش آنرا در فیس‌بوک و تویتر و بالاترین لینک داده‌اند. برویم ببینیم او چه نوشته‌است:

« متاسفانه امسال هم در انتخابات تقلب شد و احمدی نژاد هشتاد و چند ساله برای یازدهمین بار برای پست ریاست جمهوری ایران از سوی خامنه‌ای منصوب شد.
ما باید جلوی این دولت نامشروع بایستیم و به مبارزات مسالمت‌آمیز خود ادامه دهیم. ما مثل پدران و مادران خود نیستیم که در چهل سال پیش به خیابان‌ها ریختند و با نیروهای سپاه و بسیج درگیر شدند. در آن سالها تعداد زیادی از مردم کشته و زخمی شدند و عده بی شماری هم دستگیر.
نسل قبلی ما مرتکب اشتباه بزرگی شد که ما نباید آنرا تکرار کنیم. تظاهرات و به خیابان ریختن کار اشتباهی بود چون سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و گارد ویژه اسلحه و باتوم و گاز اشک‌اور و اسپری فلفل دارند و آدم را میزنند که خیلی درد دارد و برای سلامتی خوب نیست. ما باید همچنان از روش‌های کم خطر استفاده کنیم. مثلا روشن کردن اتوی برقی در ساعاتی از شب که مقام رهبری میخواهد سخنرانی کند.
دیروز رفته بودم بازار یک اتوی گنده خریدم تا برق بیشتری مصرف کند. خدا بیامرز پدرم میگفت: پرویز جان! پول‌هایت را جمع کن تا برایت یک اتوی خوشگل بخرم. با آن هم میتوانی لباس‌هایت را اتو کنی و هم می‌توانی علیه این رژیم تا بن دندان مسلح٬ نافرمانی کنی و آینده کشورت را بسازی.
راستش را بخواهید اینطور که پدرم نقل میکرد در سالهای اخیر همه درآمد پدرم صرف خرید دستگاه اتو و پرداخت قبض برق می‌شد. شبها اتوها را می زد به برق و روشن میکرد و خودش میرفت میخوابید. ما بچه‌ها هم از شدت گرما کلافه میشدیم.
خانواده ما هفته‌ای یک گونی فیوز فشنگی مصرف دارد. از بس که شبها فیوز کنتور‌مان میسوزد و ما مجبور به عوض کردنش میشویم. تا حالا چند بار توی تاریکی از پله‌ها افتاده‌ایم و سر و کله‌مان شکسته است که البته برای آزادی وطن چیزی نیست.

همچنین تا بحال چند بار از اداره برق آمده‌اند و کنتور خانه‌مان را عوض کرده‌اند و برق صنعتی و کابل های فشار قوی وصل کرده‌اند ولی ما از مبارزه خسته نمی شویم و همچنان امیدواریم که با این روش‌های کم‌خطر و مسالمت‌آمیز رژیم را ساقط کنیم و به دمکراسی و خوشبختی برسیم. پس پیش به سوی اتوهای برقی!»
0 Responses

ارسال یک نظر