کشمکش های فکری یک خارج نشین

اینروزها مدام فکرم مشغول این است که چجور با این وضعیتی که مردم ایران در آن گرفتار شده اند کنار بیایم. گاهی بخشی از درونم میگوید: تو رو سننه؟ تو سر پیازی یا ته پیاز؟ بنشین سر جایت و زندگی ات را بکن. همان کاری که اکثریت مردم داخل برگزیده اند. اگر مردم کشورم بی همت و بی جربزه اند و حاضر نیستند جلوی استبداد و غارت کشور قیام کنند و جانشان را فدای کشورشان و تامین آسایش برای فرزندان و آیندگان خود کنند تقصیری ندارند چون میخواهند زندگی کنند. مگر خود من هم یکی از همان مردم نبودم؟ علت اینکه آمدم خارج کشور چه بود؟ جز این بود که میخواستم گلیم خودم را از آب بیرون بکشم و زندگی خودم را داشته باشم؟ خب. مردم داخل هم مثل من دلشان میخواهد زندگی کنند. بخاطر همین است که از رویارویی با حاکمیت طفره میروند و شانه خالی میکنند.
اما نیمه دیگر فکرم میگوید: عموجان! توکز محنت دیگران بی غمی - نشاید که نامت نهند آدمی. اگر قرار بود همه مردم دنیا مثل تو فکر کنند آنوقت دیگر هیچ تحولی صورت نمیگرفت. زمان انقلاب روی در و دیوارها نوشته بودند: خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خودشان همت کنند و با وحدت و یکدلی تغییر ایجاد کنند. این چه حرفی است که همه دلشان میخواهد زندگی کنند؟ پس مردم سوریه که با آن همه خشونت باز هر هفته به خیابانها میآیند آدم نیستند؟
تازه. خودت میگویی مردم داخل ایران گرفتارند. یعنی دستشان بسته است. یعنی اسیرند. یعنی گرفتار قوم مغول و تاتار و چنگیز شده اند. جرات رویارویی با حکومت را ندارند. مجبورند از ترس جانشان جیک نزنند ولی تو که توی خارج کشور نشسته ای چه؟ تو که به اینترنت پر سرعت و رسانه های بی سانسور وصلی چه؟ تو چرا کوتاه می آیی و کم کاری و بی همتی میکنی؟
دوباره قسمت دیگر درونی ام می پرسد: خب. تو اصلا چکار میتوانی بکنی برای مردم داخل؟
و این پرسش همچنان باقی است که بالاخره آخرش چی میشه؟؟

5 Responses
  1. ب-52 Says:

    ملا جان شما چرا این حرف ومیزنی؟ شما که اونجا هستی و به اخبار واقعی میتونی دسترسی داشته باشی اگر بخواهی.
    ملاجان سالهاست که دیگ هیچ انقلابی مردمی نیست, ادمها به میل خودشان حکومتشان را عوض نمی کنند بلکه چیزی هست به نام سرمایه داری که حکومتها ها و مرض ها و میزان کشتار ها رو تعیین میکند. یعنی واقعن باور کردی تونس و مصر و لیبی و سوریه دچار خیزشهای مردمی شدند؟؟ نه دوست من اینطور نیست. در ایران هم هر حرکتی کنی بیهوده هست و تا زمانیکه همان قدرت تعیین کننده نخواهد هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.


  2. ناشناس Says:

    کاملا مشخصه که چرا حرکتی در ایران رخ نمیدهد. بحث سر بی جربزگی نیست. بحث سر وضعیت معیشتی مردم هست. تا وقتی که عموم مردم (مخصوصا مردم پایتخت) در وضعیت معیشتی "خیلی" خراب قرار نگیرند حاضر نمیشوند برای تغییر حکومت خطر کنند. هر تغییری که بخواهد در حکومت رخ دهد تا به نتیجه رسیدن حداقل 1000 کشته و هزاران زخمی برجا خواهد گذاشت بعلاوه اینکه اقتصاد ورشکسته کشور هم فروپاشی میکنه و در چنین حالتی 30-20 سال طول خواهد کشید تا اقتصاد دوباره احیا شود. من منکر ازشمند بودن پرداخت چنین هزینه ای نیستم چرا که در طی این 30 سال به عینه به مردم ثابت شده که ملایان (دوره خمینی) و حاجیان (دوره هاشمی و خاتمی) و سپاهیان (دوره احمدی نژاد) هیچکدام هیچ قدمی در راه خیانت نکردن! (خدمت پیشکش!) به مردم بر نداشته اند اما حقیقت این است که تا وقتی که کمترین امیدی به بهبود وجود دارد حرکتی رخ نخواهد داد. باید منتظر دور پنجم تحریمها بود به این امید که آخرین امیدها هم از بین برود.


  3. ناشناس Says:

    mola jan age bekhai ghadami bar dari behet ange terorist mizanan ya chizayi dige


  4. ناشناس Says:

    آملا مطمعن باش كه خيلی بيشتر از آنكه بتونی فكرشو بكنی ایرانيانی كه در خارج زندگی ميكنند مشكل تو را دارند و دستشان به جائی بند نيست و فقط حرص و جوش ميخورند.

    مرگ بر رژيم نامردمی و ضد انسانی جمهوری كثيف اسلامی


  5. ناشناس Says:

    ملا جان از انجاییکه شما احتمالا به اقای کوثر دسترسی داری این چند جمله راهم به گفته های خودت اضافه کن وبه سمع ایشان برسان بفرمایید کامنت های زیر مطالب خودنویس رابخوانند وببینند این جایگاهی است که مایل بودند داشته باشند ایشان والبته اقای سخن واقعا تمایل به تریبون داری وسخنگویی این افرادند قصد توهین به هیچ کس نیست این ادمها خوشبختانه ازاین تریبون درخارج از کشور زیاد دارند چرا باید درتابلو ان اسم شماها باشد خوب ملتی هزاران اشتباه کرده وحالا به نتایجی رسیده اینکه اسمش پیشتازی نیست این تفرقه افکنی است


ارسال یک نظر