فردا شلوار لباس شخصی ها را دربیاورید

صرفه نظر از اینکه ما کروبی و موسوی را قبول داشته و یا نداشته باشیم ماجرای دستگیری این دو نفر نوعی مانور قدرت است که از سوی حاکمیت علیه مردم قلمداد میشود. خامنه ای با این کارش میخواهد بگوید که ما اینها را دستگیر و به مجازات میرسانیم و شما هم هیچ غلطی نمیتوانید بکنید.
همین باعث شده که قضیه حیثیتی شود. یعنی زورآزمایی حاکمیت با مردم.

من بیش از آنکه از این قضیه ناراحت باشم از این رنج می برم که مردم و جوانان بی تجربه ما باور ندارند که ابعاد قدرتشان تا کجاست و اگر واقعا همت کنند بساط این حکومت جلاد را در کمتر از یک هفته میتوانند جمع کنند و بیاندازند توی سطل آشغال.
متاسفانه  جوانان ما در مبارزه با نظام میلیتاری خامنه ای کم تجربه اند و دارند هر روز همان تاکتیک های تکراری را ادامه میدهند.
عزیزان من! هیچ نظامی و هیچ حکومتی با شعار دادن و تظاهرات خشک و خالی سقوط نکرده و نمی کند. (لااقل حکومت های کودتایی و میلیتاریستی را فقط با زور میتوان ساقط کرد) .
بنابر این باید طرحی نو انداخت و  از شیوه های دیگر به مصاف دشمن رفت.

من نمیخواهم از این فاصله دور بقول معروف رهنمود بدهم ولی واقعا دلم میسوزد از اینکه عده ای این جوانان ما را بد راهنمایی میکنند.
عزیزان من! شما اینقدر دنبال این نباشید که از امام حسین تا میدان آزادی که بیش از دهها کیلومتر است جمعیت را به خیابان بکشید.
خب. فرض کنید این همه جمعیت هم آمدند که چی؟ آیا حکومت نمیداند که شما در اکثریت هستید؟ آیا خامنه ای با دیدن انبوه جمعیت عقب نشینی میکند؟ اگر او میخواست این کار را بکند دو سال پیش یعنی وقتی سه چهار میلیون نفر به خیابان امدند این کار را میکرد.
بجای آن سعی کنید که در گروههای پنجاه نفری- صد نفری در محله های مختلف به خیابان بیایید و با نیروهای رژیم درگیر شوید.
اینقدر منتظر نشوید که به شما حمله کنند. اینطوری شما بیشتر صدمه می بینید و هزینه بیشتری میدهید. سعی کنید اول شما به آنها حمله کنید و تعدادی از آنها را دستگیر و خلع سلاح کنید. آنوقت ببینید چگونه نیروهای آنها ریزش میکند.
این کارها در قدرت شما هست اگر خودتان به نیروی اتحاد و همبستگی خودتان ایمان داشته باشید.
اگر چهارتا لباس شخصی را لخت کرده و کون لخت توی خیابان رها کنید آنوقت خواهید دیدد ساندیس خورها چگونه  به گه خوردن می افتند. اگر دو تا کلانتری را خلع سلاح کنید آنوقت خامنه ای یکبار دیگر می آید و گریه و زاری میکند. بهترین دفاع حمله است.
آهای ملت!
شل بگیرید سفت میخورید.
نزنید - میخورید.
اینقدر به این رژیم  ساقط شده اسقاطی بیش از این مهلت ندهید. کار را تمام کنید. شما میتوانید. باور داشته باشید که میتوانید..

امام خمینی: هاشمی از خامنه ای بدتر خامنه ای از هاشمی بدتر هردو از هم پلیدتر هردو از هم خبیث تر

توی این سی سال گذشته شما هیچ جنایتی را نمی توانید پیدا کنید که  در پس پرده آن رفسنجانی خبیث  دستی نداشته باشد. از ماجرای حذف مهندس بازرگان بگیر تا بنی صدر و گروههای چپ و مجاهدین و آیت الله منتظری و سوء مدیریت در جنگ و جاانداختن خامنه ای بعنوان رهبر و فقیه و مجتهد و غیره و غیره.
بی جهت نیست که دست از حمایت خامنه ای برنمیدارد چون میداند با سقوط خامنه ای همه با هم سقوط خواهند کرد و تازه نوبت افشا شدن پنهان کاریهای حضرات خواهد شد.

آقای کروبی و آقای موسوی همانجا بمانید تا روز سه شنبه!

یک وقت فکر نکنید که من انقلابی و میهن پرست نیستم ها.  فکر نکنید که من دلم آزادی و دمکراسی و پیشرفت و کرامت انسانی نمی خواهد ها.
من دلم همه اینها را میخواهد ولی راستش میدانید چیه؟
من سرم یک خورده شلوغه. یعنی وقت ندارم. راستش تمام روزهای هفته ام از قبل پر شده.
ببینید!  روزهای شنبه که وقت دندانپزشکی دارم. 
روزهای یکشنبه که باید برم خانه مامانم اینا.
روزهای دوشنبه  از ساعت 8 صبح میروم سر کار و شب میام خونه.
روزهای چهارشنبه کلاس نقاشی دارم. تازه باید مژگان اینا رو هم  ببرم کلاس بدنسازی.
روزهای پنج شنبه هم باید ننه بزرگم را ببرم سر قبر آقاجان خدا بیامرز. شبش هم که معلومه که گرفتارم. 
روزهای جمعه هم که یا میهمان می آید خانه مان و یا ما دعوت هستیم.
بنابر این فقط روزهای سه شنبه میماند که میشه رفت توی خیابان و مبارزه سیاسی کرد. البته آنهم از ساعت سه بعد از ظهر تا پنج و نیم. بعدش دوباره کار دارم باید بروم جایی.

دم مردم لیبی گرم!

چه کسی فکر میکرد مردم لیبی اینقدر جیگر داشته باشند که با یک حکومتی که یک دیوانه بیابانگرد سردمدار آن است وارد چنین مبارزه جانانه ای شوند؟ قضیه مردم لیبی با قیام مردم مصر و تونس از زمین تا آسمان فرق میکند. بن علی دیکتاتور تونس همان روزهای اول فلنگ رو بست و در رفت. در مصر اما قضیه فرق میکرد. مبارک درست است که یک دیکتاتور بود ولی آدم واقع نگر و معقولی بود. او همین که دید مردم او را نمی خواهند ترجیح داد کشورش بیش از آن درگیر تنش و التهاب نشود. این بود که منافع کشورش را بر منافع شخصی اش ترجیح داد و البته مجبور به این کار شد اما با این تفاوت که او اصرار به خونریزی نداشت.
اما قضیه قذایی فرق میکند. این یارو یک دیوانه عوضی است که روزهای اول مردم را با تیربارهای ضد هوایی به رگبار بست و در روزهای اخیر با هواپیماهای جنگی تظاهرکنندگان را هدف حمله قرار داد. یعنی یک گاو وحشی تمام عیار مثل مقام عظمای خودمان البته قذافی یک گاو وحشی است و مقام عظما یک خر چموش.
اگر بخواهیم قیام مردم لیبی را با مردم ایران مقایسه کنیم باید الحق و انصاف به مردم لیبی بخاطر این همه عزم و استواری و همت والا تبریک بگوییم. نه اینکه خدای ناکرده بخواهم در مورد مردم خودمان نظر منفی ای داشته باشم . جوانان ما در این یکی دو سال اخیر شاهکار کردند ولی واقعا کار مردم لیبی قابل تحسین تر است.  خوشبختانه توی مردم لیبی روشنفکران کج اندیشی مثل آنچه که ما داریم وجود ندارد.
اگر این اتفاقات وحشتناک بجای لیبی در ایران رخ میداد و مثلا خامنه ای دستور میداد مردم را با موشک شهاب بزنند و یا آنها را با هواپیما بمباران کنند حتما یک عده پیدا میشدند و در مورد اینکه ما باید بصورت عدم خشونت جواب خشونتهای رژیم را بدهیم سخنرانی میکردند و یا مقاله می نوشتند.
مردم ما به خیابان ها می آیند که تظاهرات کنند و اعتراضات خود را به حکومت نشان دهند اما مردم لیبی به خیابان می آیند تا قذافی را از قدرت پایی بکشند. این است فرق قضیه!
ما برای به خیابان آمدن منتظر دستور هستیم و منتظر مناسبت اما مردم لیبی به خیابانها آمدند و یکراست رفتند سراغ مراکز دولتی و تسخیر مراکز قدرت.
اگر مردم ما اراده کنند که بصورت تهاجمی قال قضیه را بکنند این حکومت توان ایستادگی در برابر خشم مردم را ندارد و کمتر از یک هفته سقوط میکند.

احیای چاهلیت عرب در چمهوری اسلامی

قبایل عرب در پیش از اسلام یک سنتی داشتند که به زور از یکدیگر پیمان همکاری میگرفتند. اسم این اعلام همکاری «بیعت» نام داشت.  در آن ایام بربریت قدرتمندان دیگران را به زور شمشیر مجبور میکردند که با آنها بیعت کنند.بیعت گرفتن بعد از اسلام نیز ادامه یافت. معاویه و یزید همه را مجبور میکردند که یا با آنها بیعت کنند و یا آماده کشته شدن باشند.
این سنت جاهلیت کم کم به فراموشی سپرده شد تا اینکه با ظهور نظام جمهوری اسلامی در ایران دوباره احیا گردید. این که می بینید این روزها خامنه ای  زورش به مردم نمیرسد دارد گیر میدهد به تک تک افراد سیاسی ساکت که چرا شما در برابر سران به اصطلاح فتنه موضع گیری نمیکنید چیزی نیست جز احیای همان سنت اعراب بیابانگرد عصر جاهلیت که در حکومت امام زمان دارد اجرا میشود.
عده ای از اوباش و کیهانیان را فرستاده جماران تا رفسنجانی و نوه خمینی و حسن روحانی و غیره را تحت فشار قرار دهند که یا علیه سران فتنه موضع شفاف بگیر و یا اینکه آماده برکناری از عناوین حکومتی باش. همین کار را با قالیباف شهردار تهران کردند که او بلافاصله لبیک گفت. زندانیان آزاد شده مثل ابطحی و عطریانفر و خیلی های دیگر را مجبور میکنند علیه چنبش اعتراضی مردم چیزی بگویند و در غیر اینصورت دوباره به زندان برخواهند گشت. خانواده صانع ژاله  را تحت فشار قرار میدهند که چهار کلام چیزی بگویند که دل اینها خوش شود.
این همان سنت جاهلی عرب است که در دنیای متمدن امروز شاهدش هستیم. بیعت گرفتن یک حرکت ضد انسانی و ضد بشری است. اینکه دیگران را مجبور کنی علیه سران فتنه موضع گیری کنند ثابت میکند که با تهدید و ارعاب میخواهند برای این نظام ساقط شده اعتبار و حیثیت جمع کنند.
از نظر من این نشانه آخرین نفسهای حیات نظام  جمهوری اسلامی است و چنین تلاشهای مذبوحانه دیگر نمی تواند این جنازه در حال احتضار را نجات دهد.

ویدیو تازه منتشر شده از حماسه 25 خرداد

حاکمیت بدجوری ترسیده

براساس تجربه ثابت شده که سردمداران جمهوری اسلامی وقتی خیلی می ترسد شروع میکنند به شلوغ کردن و کولی بازی درآوردن  و بقول معروف آب را گل آلود کردن!

شما این خیمه شب بازی مجلس فرمایشی را ببینید و عصبانیت سرمقاله نویسان کیهان و سایت تابناک و خبرگزاری فالس نیوز را کنار هم بگذارید آنوقت متوجه میشوید اینها بدجوری از قدرت نمایی مردم در 25 بهمن ترسیده اند.

همه فهمیده اند که این وضعیت دیگر برگشت ناپذیر شده و حاکمیت هم واقعا فهمیده که کارش تمام است. از حالا به بعد منتظر تغییر و تحولاتی در نظام باشید که آنها فقط میخواهند دوران سقوط خود را به تعویق بیاندازند.

عظما جون! پس میگفتی چشم فتنه را کور کرده بودی؟

عظما جون! اگر یک مثقال مغز توی اون کله پوکت هم باشد باید امروز با دیدن این همه اعتراضات شجاعانه مردم تهران و شهرهای بزرگ یواشکی فلنگ رو ببندی و گورت را گم کنی. بجان خودت راست میگم. راهش خیلی ساده است. توی اجلاس بعدی خبرگان که قرار است همین روزها تشکیل شود به اون گوسفندان مجلس خبرگان بگو یک  خر دیگری را بعنوان رهبر مسلمین جهان انتخاب کنند.

اگر مثل بچه آدم کنار نروی به جان عظما قسم این مردم مثل تفاله بیرونت می اندازند. ببین این خط و این نشان!
ببین این ملتی که بعد از این همه دستگیری و زندان و شکنجه و بگیر و ببند و تهدید و ارعاب باز شجاعانه به خیابانها می آید دیگر ساکت شدنی نیست.
امروز واقعا مردم داخل ایران حماسه آفریدند. پیروزی و سعادت نصیب شان باد!

بیست و پنج بهمن چه روزیه؟

از یک مقام عظما می پرسند 25 بهمن چه روزیه؟
- میگه قیام عناصر دشمن و همراهی خواص بی بصیرت و سران فتنه  در حمایت از انقلاب اسلامی و مردمی تونس و مصر که البته جرم بزرگی است.
از یک محسن رضایی می پرسند: مجسمه شجاعت! تو میدانی 25 بهمن چه روزیه؟
میگه: صبر کن گزارش هواشناسی پخش بشه تا ببینم باد از کدام سمت می وزد و سمبه کدام طرف پر زور تر است. آنوقت میگویم 25 بهمن چه روزیه.
به او می گویند: خاک بر سر خرت کنم. وایسا تا علف زیر پایت سبز شود.!
از یک مموتی می پرسند: دکترهسته ای! بنظر شما 25 بهمن چه روزیه؟
- میگه: اللهم کل ولیک الفرجک. 
25 بهمن همان سوم مرحوم 22 بهمن است که عده ای خس و خاشاک به خیابان آمدند و علیه ملتها یک کارهایی کردند ولی ملتها تو دهنی محکمی به آنها زدند. در ضمن ما ذره ای از مواضع هسته ای خود عقب نشینی نمی کنیم. شما از ساعت چند اینجا هستید؟ 10؟ 11؟ 12؟ ؟

از یک بسیجیه می پرسند: برادر! میدانی 25 بهمن چه روزیه؟
میگه:  فکر کنم  یا سالروز آزادسازی خرم شهر است و یا تسخیر لانه جاسوسی و یا روز ملی شدن کارخانه جات ساندیس سازی!

از یک جوان ایرانی می پرسند: 25 بهمن چه روزیه؟
میگه:یک روزی است مثل همه روزها. از این به بعد میخواهیم همه روزها را 25 بهمن بکنیم.
این روز روز ی است که حتی اگر هیچ  اتفاق خاصی هم نیفتد یعنی نگذارند ما تجمع کنیم ولی همین خاصیت را دارد که بدجوری  کک توی تنبان حاکمیت می افتد. 25 بهمن نشان میدهد که چقدر این حکومت پوشالی و سست بنیان است.اینطوری حکومت کردن از زهر مار هم  برایشان بدتر است. هر روز واهمه این را دارند که مبادا مردم جدی جدی به خیابانها بریزند و بساط این آقایون را بهم بریزند.

بدبخت شدیم از دست این مهمان های خسیس

دوستان عزیز! آیا کسی از نزدیکان و فک و فامیل شما توی وزارت اطلاعات هست که سفارش ما را به او بکنید تا مشکل ما حل بشه؟
من یک لیست بلند بالایی از فامیل های دور و نزدیک خودم تهیه کرده ام و دنبال یک مامور وزارت اطلاعات میگردم تا آنها را ممنوع الخروج کند و نگذارد پایشان به کانادا برسد و اینقدر مزاحم کار و زندگی ما شوند.
البته یک وقت فکر نکنید من از میهمان خوشم نمیاد ها.
من خیلی مهمان دوست هستم و روحیه مهمان نوازی توی گروه خونی من ثبت محضری شده ولی خدا وکیلی شما نمیدانید این فامیل های دور و نزدیک چگونه روزگار ما را سیاه میکنند و زرت و زرت از گوشه و کنار ایران بلند میشوند و یکراست می آیند دیدن من بیچاره.
طرف توی ایران که بودیم سال به سال سراغ ما را نمیگرفت حتی یک تلفن خشک و خالی هم نمیزد ولی الان چنان ملا جون ملاجون میکنه که خودم هم شک میکنم مبادا ما قبلا با هم یک سر و سری داشته ایم و حالا فراموش کرده ایم.
هر کدام از این میهمان های ناخوانده وقتی که پایشان به تورنتو میرسد اولا انتظار دارند ما 24 ساعته در خدمت شان باشیم و با ماشین آنها را به این طرف و آنطرف ببریم تا هم آنها در هزینه ها صرفه جویی کرده باشند و هم به آنها خوش بگذرد. لامصبا دستشان توی جیب شان  نمیرود. اول  همه قیمت ها را تبدیل به ریال میکنند و با صدای وحشتناک میگویند:اووووه چقدر گرانه!
معلوم نیست اینها آمده اند خارج خوشگذرانی و یا دیدن دوره ریاضت اقتصادی!

اینها نمیدانند که اگر ما یک روز کار نکنیم چرخ زندگی مان لنگ میزند آنوقت انتظار دارند همه کار و زندگی را تعطیل کنیم و در خدمت آنها باشیم.
حالا بدترین قسمتش این است که نمیدانم این جمهوری اسلامی لامصب با این مردم چه کرده که همه شان  تا وقتی پایشان به خارج میرسد آنقدر حشری هستند که از جلوی پله های هواپیما که پیاده میشوند میخواهند یکنفر را پیدا کنند که بزنند زمین!
اولین سوال این آقایون از آدم این است که: اینجا استریب تیز کلاب هم داره؟
والله بحضرت عباس توی این چند سالی که ما پایمان به خارج باز شده برای خوشگذرانی و لذت خودمان یکبار هم شده به اینجور جاهها نرفته بودیم ولی بخاطر اصرار همین میهمان های عزیز مجبور شدیم  سر از ناکجا آباد دربیاوریم.
خلاصه من تنها فکری که به ذهنم میرسد این است که اسم فامیل هایمان را بدهم به وزارت اطلاعات و بگویم اینها به رهبر مسلمین جهان فحش میدهند. تو رو خدا اینها را ممنوع الخروج کنید. شما که هفتاد میلیون نفر را ممنوع الخروج کرده اید لااقل این چند نفر را هم محض رضای خدا ممنوع الخروج کنید.

مردم مصر دل شان برای ولایت فقیه لک میزند و کون شان برای شیشه نوشابه

در پی فرمایشات اخیر مقام عظمای حماقت مبنی بر اینکه مردم تونس و مصر کون شان میخارد و هوس شیشه نوشابه کرده اند عده ای از مردم مصر در حالیکه با هر دو دست از ماتحت شان محافظت میکردند به خبرگزاریهای بین المللی گفتند:
لعنت به دهانی که بیموقع باز شود!
خامنه ای این حرفها را زد تا نگذارد مبارزات مردم مصر به سرانجام برسد چون خود احمقش هم میداند از بس این عبارت «انقلاب اسلامی» دیگر در جهان منحوس شده که همه تظاهرکنندگان مصری با شنیدن این عبارت  فورا «میدان التحریر» را ترک کرده  و فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد.

تا انقلاب بعدی یک یا حسین دیگر

روزها فکر من این است و همه شب سخنم که  بالاخره مردم ایران کی انقلاب میکنند؟

اندر حوادث مصر

آدم چقدر باید خودخواه باشد که دوست داشته باشد مردم مصر همچنان تحت حاکمیت دیکتاتوری حسنی مبارک باشند تا مبادا بعد از رفتن او کشورشان بدست اخوان المسلمین و مسلمانان افراطی نیفتد.
این حق مردم مصر است که از شر یک نفر که خود را مادام العمر رئیس آنها کرده خلاص شوند.
من که به آینده مردم مصر امیدوارم ولی حتی  اگر مردم مصر آنقدر ناآگاه باشند که به همان چاهی که مردم ایران نیز افتادند بیفتند باز هم واهمه ای نیست. اسلامیست ها خیلی زود به حاکمیت گند میزنند و برای همیشه حنایشان رنگ می بازد.
بهرحال دمکراسی یعنی اینکه به مردم حق بدهیم که خودشان انتخاب کنند ولو اشتباه.
امیدوارم مردم مصر هرچه زودتر به آزادی برسند و دیکتاتورها یکی یکی فلنگ رو ببندند و دست از سر مردم بردارند.
واقعا توی قرن بیستم حاکمیت یک فرد بر یک ملت مسخره است. دیگر فرقی ندارد ولی فقیه باشد یا یک سیاستمئدار پخته ای مثل حسنی مبارک.
این سرنوشت حتمی و بلاشک همه نظام های دیکتاتوری است که فرو میریزند. دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد!