چی فکر میکردیم چی شد!

جریان ما شبیه جریان آن پسر بچه‌ای است که آرزو میکرد مادرش بمیرد و پدرش برود یک زن خوشگل و جوان بگیرد و هر وقت که پدرش از خانه بیرون میرود برود و ترتیب زن بابا را بدهد و دلی از عزا دربیاورد.
اما از قضا قضیه برعکس شد و پدرش افتاد و از دنیا رفت. مادرش هم فورا رفت به یک سبیل کلفت ازدواج کرد. حالا نوبت این پدر ناتنی گردن کلفت بود که شبها ترتیب مادرش را میداد و روزها ترتیب پسرک را.
در این موقع بود که پسرک میگفت: چی فکر میکردیم چی شد؟
آن موقع که شاه را از مملکت بیرون کردیم اصلا به مخیله‌مان هم خطور نمیکرد که این آخوندهای پدرسوخته عوضی اینطوری انقلاب‌مان را بدزدند و سی و چند سال هم ترتیب کشورمان را بدهند و هم ترتیب خودمان را. واقعا چی فکر میکردیم چی شد؟!
9 Responses
  1. ملا جان شما به ذهنت خطور نمی کرد ولی افرادی بودند که به ذهنشان خطور می کرد آنها می دانستند آخوندها چه جانوران کثیفی هستند و ایران را به تباهی می کشندولی کسی درانقلاب ۵۷ صدایشن رانشنید. اگر درآن تظاهرات استادیوم امجدیه درحمایت از بختیار حضور داشتید می دانستید من چه می گویم


  2. ناشناس Says:

    دزد شما کثافت ها هستید که دین مردم رو دزدیدید مرگ بر رجوی بنی صدر ومزدوراتون داخل ایران جرات دارید با من روبرو بشید


  3. ناشناس Says:

    داداش آدرس بده بیام خدمتتون مثلا فکر کردی گردن کلفتی کثافت هم خودتی که خودتو زدی به خریت و اطرافتو نمی بینی فکر می کنی با عربده کشیدن و فحش دادن به بقیه و شاخ شونه کشیدن مشکلات جامعه حل میشه


  4. ناشناس Says:

    حالم ازشما بهم خورد


  5. ناشناس Says:

    عالی و درست گفتی ای لعنت و تف به هر جی اخوند کثیف و اون ریشه و جدش باد من که اوایل به این بی شرف ها ایمان داشتم حالا اگه فقط فرصتی پیش بیاد می حوام خرخرشون رو بجوم مادر حرامزاده ها


  6. خطاب به نویسندهٔ این وبلاک و متن بالا
    چیزی دیگه ای نبود که بنویسی حتماً باید اینطور عنوان میکردی این نوشتهٔ شما دور از ادب ونزاکت هستش
    دفعهٔ بعد که خواستی بنویسی رعایت کنید لطفاً لحظهٔ نوشتن چی فکر میکردی


  7. ناشناس Says:

    دوستان اين طرفي و ان طرفي
    تا بوده همين بوده نه شما انقلاب كرديد نه چيزي از شما دزديدند و نه سال ٥٧ كسي كاري كرد
    انگلستان همه اين زحمتهارا دارد ميكشد مهمتر انكه مارا به جان هم انداخته و ما احمق وار فكر ميكنم ديگري مقصر است
    مهم اينكه ما بايد انسان باشيم كه نيستيم


  8. ناشناس Says:

    من شنیده بودم داستان به صورت دیگه ای بوده :

    مرده میره ی زنی میگیره که دختر خشگلی داشته و فکر میکنه با خودش من هم زن و هم دخترشو با هم ترتیب میدم، تا ازدواج میکنند دختره شوهر میکنه و شوهر دختره اول شروع میکنه ترتیب مادر دخت رو بده بعد هم میاد سراغ این آقا


  9. ناشناس Says:

    به پیرمرد همسایمون میگم:چرا انقلاب کردید؟
    میگه:تخمشو داشتیم کردیم!! تا حالا اینجوری قانع نشده بودم :|
    -----------------
    همه جای دنیا تبعید میکنن،تو ایران ممنوع الخروج...
    خودشونم میدونن اینجا کجاست!
    -------------------
    خر،خروس ،وسگ داشتن از ایران میرفتن،علتشو پرسیدن:خروس گفت انقدر ساعت و عقب جلو کردن نمیدونم کی بخونم کی نخونم؟سگ گفت:نفهمیدم من باید بگیرم،110باید بگیره، بسیج باید بگیره،لباس شخصی باید بگیره؟ خرگفت: نفهمیدم من خرم،ملت خرن، دولت خره،اصلآ هویتمونو ریختن به هم..!!
    ------------------
    حکیمی را گفتند که آیا ایرانیان همه بوقند؟ حکیم بر آشفت که حاشا و کلا تهمتی نارواست
    گر بوق را فشار وارد آید صدایش همی در آید لیک اینان را نه
    -----------------
    خدايا دمت گرم كه بعد از گروني دلار و تحريم هنوز با 100 تومان صدقه 70 نوع بلا رو دفع ميكني خوشحالم كه تحريم بر تو اثر نذاشته !!!


ارسال یک نظر