حمایت وبلاگی از شورای ملی

خیلی خوشحالم که بالاخره یک حرکت ریشه‌ای برای براندازی جمهوری منحوس اسلامی برداشته شده و نور امیدی را در دل میلیون‌ها ایرانی روشن کرده است.
مهمترین نشان و شاهد مهم بودن این حرکت ملی همانا ترس و وحشت رسانه‌های وابسته به جمهوری اسلامی است که از هم‌اکنون درصدد مخدوش کردن این همبستگی ملی برآمده‌اند.
خوشبختانه در شرایط حساس کنونی دیگر کسی دنبال این نخواهد بود که برچسب طرفداری از سلطنت و یا وابستگی به امپریالیسم و استکبار جهانی به این شورا را جدی قلمداد کند. همه میدانند که تعیین نوع حکومت آینده مردم ایران از طریق همه‌پرسی آزاد محقق خواهد شد و کسی نمیتواند از هم‌اکنون نتیجه چنین تصمیمی را پیش بینی کند.
از همه مهمتر اینکه وقتی ملت ایران دارای یک تریبون مستقل در خارج کشور داشته باشد قدرت چانه زنی با قدرتهای جهانی و تاثیرگذاری در آینده سرنوشت کشورمان بالاتر خواهد رفت.
بیایید همگی از این شورای ملی حمایت کنیم تا زمینه‌های عملی سقوط جمهوری اسلامی فراهم‌تر شود و تغییر اوضاع هم‌ وطنانمان سرعت و شتاب بیشتری بگیرد. امروز مردم داخل ایران نیاز به امید دارند. امید با همبستگی و همیاری و هم‌دلی محقق میشود.
آینده ایران متعلق به کسانی که فقط حرف میزنند و بهانه میگیرند نیست. نجات کشور نیازمند از خودگذشتگی و فداکاری است.
ایرانی به ایران فردا بیاندیش که آینده از آن ایران است.

طنز تلخ تاریخ (۱)

میگویند رضا شاه در اوایل به قدرت رسیدنش قصد داشت نظام «جمهوریت» را در ایران مستقر کند اما با مخالفت سرسختانه روحانیت روبرو شده بود. آخوندها در آن زمان معتقد بود همانطور که خداوند برای مورچه‌ها شاه و ملکه مقرر فرموده چگونه ممکن است  اشرف مخلوقاتش یعنی انسانها شاه نداشته باشند؟!
باور این چیزها سخت است ولی واقعا در تاریخ ثبت شده. آخوندها از صدر مشروطیت تا الان ترمز پیشرفت و ترقی کشور بودند.

همین مدرس که در تهران یک بزرگراه اصلی به نام اوست یکی از آن اشگول‌های احمق و عقب مانده بود که نگذاشت جمهوریت در ایران تاسیس شود.
البته دلیل اصلی مخالفت آخوندها این بود که اصولا با هرچیز که از غرب و سرزمین کفار بیاید وحشت داشته و دارند. حالا میخواهد رادیو باشد سینما باشد ماهواره یا اینترنت باشد و یا دمکراسی و یا حقوق بشر.
آخوندها با نظام مردم سالاری بخاطر این مخالف بودند و هستند که اینها اصولا معتقد نیستند که آدمها با هم برابرند و رای آحاد جامعه یکسان است. اینها از برابری انسانها وحشت دارند. آخوند دوست دارد همه مثل گوسفند پای منبرشان بنشینند و هر مزخرفی را گوش کنند و هر چه علمای اعلام تشخیص دادند بقیه اطاعت نمایند.

چی فکر میکردیم چی شد!

جریان ما شبیه جریان آن پسر بچه‌ای است که آرزو میکرد مادرش بمیرد و پدرش برود یک زن خوشگل و جوان بگیرد و هر وقت که پدرش از خانه بیرون میرود برود و ترتیب زن بابا را بدهد و دلی از عزا دربیاورد.
اما از قضا قضیه برعکس شد و پدرش افتاد و از دنیا رفت. مادرش هم فورا رفت به یک سبیل کلفت ازدواج کرد. حالا نوبت این پدر ناتنی گردن کلفت بود که شبها ترتیب مادرش را میداد و روزها ترتیب پسرک را.
در این موقع بود که پسرک میگفت: چی فکر میکردیم چی شد؟
آن موقع که شاه را از مملکت بیرون کردیم اصلا به مخیله‌مان هم خطور نمیکرد که این آخوندهای پدرسوخته عوضی اینطوری انقلاب‌مان را بدزدند و سی و چند سال هم ترتیب کشورمان را بدهند و هم ترتیب خودمان را. واقعا چی فکر میکردیم چی شد؟!

انتخابات آزاد مال جنده‌هاست/امام خمینی

اینطور نباشد که یک عده‌ای بگویند انتخابات باید آزاد باشد و کذا و کذا. لاکن من توی دهن این ملت میزنم. من توی این مملکت میرینم. من به اتکای همین آقای جنتی و سپاه رئیس جمهور انتخاب می‌کنم. (تکبیر حضار)
انتخابات باید انتخابات باشد. انتخاباتی که انتخابات نباشد مال اسلام نبود و مال جنده‌هاست.
هی نگویید ما چیز آزاد میخواهیم و کذا و کذا. اسلام مخالف چیز است. انبیاء الهی مخالف چیز بودند و ما هم باید اینطور باشیم و در راه اسلام کشته بشوید و دهانتان سرویس بشود.