اوایل انقلاب هرکس می خواست طرف مخالفش را توی دردسر بیاندازد با صدای بلند میگفت: حالا به امام فحش میدهی؟؟ الان حسابت را میرسم!
البته استفاده از این ترفند فقط در انحصار حزب اللهی ها نبود بلکه افراد دیگر هم به فراخور شرایط زمان و مکان مخصوص از این کلک استفاده میکردند که داستانش بماند برای بعد.
اما این نشان میداد که جایگاه امام خمینی در ذهن و باور طرفداران انقلاب چیزی شبیه جایگاه یک معصوم بود و فحش دادن به او جرم و گناهی بود که اجرای هرگونه مجازات و تنبیه و برخوردی را مجاز میکرد. مثل الان نبود که فحش دادن و مسخره کردن خامنه ای نقل و نبات سخن هر مجلس و محفلی باشد.
اولین فرق خمینی با خامنه ای این بود که خمینی واقعا در دل بسیاری از حزب اللهی ها و بسیجی ها و سپاهی ها جا داشت و او را در حد مرشد و مراد قبول داشتند. خامنه ای این تقدس را ندارد بلکه ادای آنرا درمی آورد یعنی بعبارت بهتر خامنه ای کاریکاتور مسخره و خنده دار خمینی است.
آیت الله خمینی آدم ویژه ای بود مافوق انسان های معمولی البته مثل بقیه دیکتاتورهای تاریخ که همیشه یک سر و گردن با بقیه مردم تفاوت داشتند. صدام حسین هم همینطور بود. یک شخصیت کاملا منحصر بفرد و ویژه ای داشت. آدم های ضعیف و خوار هم که دور و اطراف یک آدم خارق العاده جمع میشوند این تفاوت و برجستگی را بیشتر میکنند. هیتلر هم آدم کاملا متفاوتی با مردم عادی بود. خمینی واقعا از همه مراجع تقلید هم عصر خود باسوادتر شجاع تر و باهوش تر بود.اولین فرق خمینی با خامنه ای این بود که خمینی واقعا در دل بسیاری از حزب اللهی ها و بسیجی ها و سپاهی ها جا داشت و او را در حد مرشد و مراد قبول داشتند. خامنه ای این تقدس را ندارد بلکه ادای آنرا درمی آورد یعنی بعبارت بهتر خامنه ای کاریکاتور مسخره و خنده دار خمینی است.
خمینی هم اشتباهات بزرگی مرتکب شد و هم دستش به جنایات غیر قابل دفاعی آلوده شد. اشتباه خمینی این بود که بعد از پیروزی انقلاب وارد حکومت داری شد درصورتیکه می توانست مثل آیت الله سیستانی در عراق کنار بایستد و جایگاه مرجعیت و دین و دینداری را به لجن نکشاند.
از روزی که خمینی وارد مدیریت کشور شد مرتب تحت تاثیر اطرافیان چاپلوسی مثل رفسنجانی و خامنه ای و اردبیلی و غیره قرار گرفت و زیر آب همه نیروهای خودی و غیرخودی را زد. از نیروهای چپ گرفته تا لیبرالها و نهضت آزادی و حتی بنی صدر و مجاهدین و در این اواخر آیت الله منتظری.
خمینی در مبارزه با رژیم شاه یک آدم باهوش سرسخت و جسوری بود اما در در عوض موقع حکومتداری آدم بسیار دگمی بود. او خیال میکرد همانطور که در برابر حکومت شاه یکدندگی کرد و به نتیجه رسید و شاه را بیرون کرد پس با یکدندگی و سرسختی میتواند در سیاست خارجی و در مقابله با امریکا و همچنین نیروهای مخالف داخلی به نتیجه خواهد رسید. این بود که جنگ را آنقدر احمقانه ادامه داد تا به افتضاح رسید. همینطور در مورد مسئله گروگانگیری امریکایی ها و دهها مورد دیگر.
برخلاف خمینی که آدم نترس و جسوری بود خامنه ای شخصیتا آدم ترسو و زبونی است. او تا همین چند سال اخیر خودش را پشت جناح راست و عناصر تندرو سپاه قایم کرده بود و هویت واقعی خودش را به مردم نشان نمیداد. خامنه ای همیشه این ترس را داشت و دارد که مبادا افرادی مثل هاشمی و برخی علمای قم زیر پایش را خالی کنند و بخاطر همین با موذی گری خود را به فرماندهان سپاه گره زد تا کمبود خود را با زور سرنیزه آنها چبران کند.
خمینی معتقد بود که سپاه نباید وارد کارهای سیاسی و جبهه بندیهای سیاسی شود ولی خامنه ای چاره ای ندارد جز اینکه برود زیر سایه چماق نیروهای سپاه قرار بگیرد.
خمینی آدمی بود که هیچوقت زیر بار تقلب در انتخابات نمیرفت و میگفت میزان رای مردم است ( بهتر است این جمله را اینطوری اصلاح کنم که خمینی اصولا نیازی نداشت که در انتخابات تقلب کند) ولی خامنه ای مثل آب خوردن در انتخابات بیست میلیون رای مردم را جابجا میکند و تقلب میکند و از متقلبین سرسختانه حمایت میکند. پنج سال پیش خامنه ای توسط سپاه در انتخابات تقلب کرد و رفسنجانی را اوت کرد و آب از آب تکان نخورد. بخاطر همین بود که در سال گذشته دست به یک حماقت بزرگتری زد و گندش چنان درآمد که هنوز بعد از گذشت یکسال همچنان دارد با عواقب آن دست و پنجه نرم میکند.
جمله آخر اینکه هر چی می کشیم از آن خمینی علیه ما علیه است ولی انصافا خمینی با خامنه ای فرق دارد. خمینی یک دیکتاتور درست و حسابی بود ولی این خامنه ای یک دیکتاتور احمق و خرفت است. اصلا آدم عق اش میگیرد این خر را با آن گاووحشی چموش مقایسه کند.



